تبليغاتX
حركت براي رهايي

منبع : http://www.mowjcamp.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 23:7  توسط آشناي ديرينه  | 

ادوارنیوز: درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیه‌ای صادر کرد.

متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:

صبح امروز جمعه دهم مهرماه 1388 درحالی که دانشگاه‌های سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستم‌کشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند می‌شود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کرده‌اند.

اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده که تاکنون محرز شده به این شرح است: مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران).

دفتر تحکیم وحدت ابراز امیدواری می‌کند که چنین اقدام عجولانه‌ای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد چرا که پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاه‌های امنیتی و انتظامی است.

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذی‌ربط به شرایط ملتهب محیط‌های دانشجویی تاکید می‌کند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیش‌بینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزده‌ای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاه‌ها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقه‌ای در انبارهای باروت خواهد بود.

روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت
دهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 23:1  توسط آشناي ديرينه  | 

مهانداس کارامچاند گاندی (زاده: ۲ اکتبر ۱۸۶۹ - درگذشت: ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸) (۱۰ مهر ۱۲۴۸-۹ بهمن ۱۳۲۶) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی که خود نام ساتیاگراها (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده‌است.

از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیون‌ها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد می‌کردند. هر چند که او از القاب افتخارآمیز بیزار بود ولی امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی می‌شناسند.  تعالیم گاندی الهام بخش رهبران حقوق مدنی مردم بوده است، رهبرانی مثل دکتر مارتین لوترکینگ، استیو بیکو، نلسون ماندلا و اونگ سان سوکی.گاندی با لقب پدر ملت در کشور هند از احترام زیادی برخوردار است و روز ولادت او 2 اکتبر همه ساله گرامی داشته می شود؛ این روز را "گاندی جایانتی" می نامند وروز تعطیل ملی می باشد.

 

گاندی یک هندوبود و تمام عمر براین آیین استوار ماند وبسیاری از اصول خویش را از هندواقتباس نمود. بعنوان یک هندوی عامی معتقد بود همه ادیان برابرندودر برابر تلاش‌هایی که برای تغییر دین وی به عمل آمد مقاومت نشان داد او شدیدا به خدااعتقاد داشت و لذا به مطالعه تمام ادیان بزرگ کوشش ورزید. درموردهندوئیسم چنین می‌گوید:

«تا آنجا که به من مربوط می‌شود هندوئیسم روح مرا ارضا می‌کند و وجود مراسیراب می‌نماید. هرگاه تردید وناامیدی درمن قوت می‌گیرد وهیچ پرتوامیدی را در افق پیش روی خودمشاهده نمی‌کنم به باگاواد جیتا رجوع می‌کنم وسطری از آن را پیدا می‌کنم که به من آرامش دهد. بلافاصله لبخند بر لبانم نقش می‌بندد و اندوه وغم را به فراموشی می‌سپارم. زندگی من مملو از تراژدی بود واگر تعالیم این کتاب نبود شاید خیلی زود از پا می‌افتادم.»

گاندی معتقد بود که اساس و شالوده هر دین را حقیقت وعشق تشکیل می‌دهد (محبت، عدم خشونت یا همان ترکیب حکم طلایی ) اوهرگونه تعصب کور وگم بودن رفتارهای نادرست درهر دین وآیینی را زیرسوال می‌برد وبه طرز خستگی ناپذیری در پی اصلاح اجتماعی برمی آمد. برخی از اظهار نظرهای وی درمورد ادیان مختلف به شرح زیر مطرح شده‌اند :

«لذا اگر می‌توانستم مسیحیت را بپذیرم وآنرا بزرگترین و کاملترین دین قبول کنم قطعا هندوئیسم را آنطور که الان هستم قبول نمی‌داشتم. من اشکالات و نواقص هندو را می‌شناسم. اگر نجاست در هندو بوده قطعا به گوشت خام مربوط می‌شده نه گوشت پخته. نمی‌توانم سرمنشا اختلاف ادیان را درک کنم معنی اینکه چنین چیزی در قالب وداس یا کلام خدا مطرح می‌شود چیست؟ اگر چیزی از جانب خداوند الهام شود پس چرا در مورد قرآن و انجیل باید تردید کرد؟ دوستان مسیحی من سعی کردند مرا به مسیحیت سوق دهند و همین طور دوستان مسلمان من. عبداله شیت به شدت مرا به مطالعه اسلام ترغیب می‌کرد البته همیشه درمورد زیبایی دین اسلام حرفهایی برای گفتن داشت.»
«به محض اینکه از مسیر اخلاق منحرف شویم دیگر شخصیت دینی نخواهیم داشت. در دین چیزی وجود ندارد که از چارچوب اخلاق خارج باشد. مثلا انسان نمی‌تواند دروغگو و بیرحم باشد ودرعین حال مدعی شود خدا را دردرون خویش احساس می‌کند.»
«کلام محمد گنجینه عقل است، نه تنها برای مسلمانان بلکه برای کل بشریت.»

اوبعدها که با سوال آیا یک هندو بودی مواجه شد جواب داد :

«آری من یک هندو هستم. همچنین یک مسیحی یک مسلمان و یک بودایی و یهودی می‌باشم.»

گاندی برخلاف خود آنها که با یکدیگر درتضاد بودند دستورات این ادیان را همسو ویکسان می‌دانست. البته درمباحث مطروحه دو تفاوت بارز فلسفی بین دوگروه بزرگ هندی درآن عصر را شرح داده‌است. در۱۵ ژانویه ۱۹۳۴ زلزله مهیبی بیمار را لرزانید و خسارات وتلفات سنگینی برجای گذاشت. گاندی این حادثه‌ها را نتیجه گناه افراد رده بالای هندو می‌دانست چرا که معتقد بود خوراکی‌های غیر مجاز نجس را به معابدشان برده‌اند. گاندی به ترویج پرهیز از نجاست گوشت کوشش زیادی داشت وافراد پای بند به این امساک را مردم کریشنا می‌نامید. اما تاگور با این موضع گاندی مخالف بود ومی گفت زمین لرزه تنها منشا طبیعی دارد و نه اخلاقی اما سوء رفتار درمعابد هندو را نیز نفی می‌کرد.

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 5:21  توسط آشناي ديرينه  | 

بنیاد آزادی،رشد و آبادانی ایران « باران » از اعضا و هواداران خود و دیگر دوستداران تعالی و پیشرفت کشور عزیز ایران برای مشارکت در مطالعه و تدوین گزارش و مقاله پیرامون موضوع های متنوع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دعوت می کند. امید است با یاری خداوند بزرگ بتوانیم، با گام های استوار همراهان باران و انتشار نتایج حاصله از این بررسی ها، مسیر تعالی و پیشرفت ایران عزیز را بیشتر هموار کنیم

متن فراخوان باران به این شرح است: 

« به نام خدا

بنیاد آزادی،رشد و آبادانی ایران « باران » از اعضا و هواداران خود و دیگر دوستداران تعالی و پیشرفت کشور عزیز ایران برای مشارکت در مطالعه و تدوین گزارش و مقاله پیرامون موضوع های متنوع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دعوت می کند.
امید است با یاری خداوند بزرگ بتوانیم، با گام های استوار همراهان باران و انتشار نتایج حاصله از این بررسی ها، مسیر تعالی و پیشرفت ایران عزیز را بیشتر هموار کنیم.  
باران در نخستین گام موارد زیر را پیشنهاد می کند:
1- آسیب شناسی فعالیت اجتماعی در قالب تشکل های غیر دولتی و مردم نهاد (مسایل و مشکلات راهبردی و مدیریتی، مسایل و مشکلات تامین منابع مالی ، راه های جلب اعتماد و جذب کمک های مادی و معنوی مردمی، عوامل و موانع گسترش فعالیت تشکل ها، معرفی نمونه ای تشکل های مردم نهاد کامیاب و ناکام و بیان دلایل آن و...).
2- اخلاق در جامعه امروز ایران و تبیین آن در رفتار مردم و مسوولان کشور.
3- تبیین نظام آموزش عالی و نسبت آن با نیازهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و ایجاد تخصص ها و مهارت های کارآمد مورد نیاز کشور.          

به یاری حق ، در گام های آینده، موضوع های مهم دیگر این فهرست معرفی و از همراهان باران برای انجام کار مطالعاتی و پژوهشی پیرامون آنها دعوت می شود.

گزارش ها و مقاله های دریافتی به نام یددآورنده و گروه همکار خواهد بود و بنیاد باران با توافق آنان، ضمن انتشار از راه پایگاه اطلاع رسانی بنیاد باران و رسانه های همراه، تلاش می کند شرایط و زمینه را برای تکمیل مطالعات و یا تامین شرایط اجرا فراهم نماید.

اعضا و هواداران باران و دیگر دوستداران گرامی ، می توانند آمادگی خود را برای این همکاری، از راه پست الکترونیکی info@baran.org.ir و نمابر 88780028 اعلام فرمایند.
بنیاد باران »

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 17:46  توسط آشناي ديرينه  | 

مقدمه فقیه عالی‏قدر
از آن‌جا که تاریخ هر انقلاب همچون خود انقلاب معمولاً در معرض تحریف و تعرض قرار می‌گیرد، لذا نسل معاصر انقلاب مسؤولیت دارد تا پیش از آن که تاریخ انقلابش توسط دیگران به گونه‌ای تحریف‌شده نگاشته شود، خود اقدام نموده و با تعهد کامل، در حد اطلاع خویش، نسل‌های آینده را در متن جریانات و حوادث انقلاب قرار دهد تا به صحت و دقت قضاوت آنان کمک نموده و از جانب دیگر لحظات حساس آن را به‌درستی در تاریخ ثبت نماید.

لینک دانلود کتاب بصورت پی دی اف

عکسی انتخابی از درون کتاب


+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 0:16  توسط آشناي ديرينه  | 

شعری از ناظم حکمت( تولد ۱۹۰۲ در شهر استانبول - مرگ  ۱۹۶۳ در مسكو )شاعر ترک زبان که بقول احمد شاملو - ... شعر او را تنها باید در زبان ترکی خواند و بس. ...-

 و اما شعری از او برگزیدم برای این روزهای سخت و دردناک  در ایران.

آیا انسان وطنش را می‌فروشد؟
آب ونانش را خوردید
آیا در این دنیا عزیزتر از وطن هست‌؟
آقایان چگونه به این وطن رحم نكردید؟
پاره پاره‌اش كردند
گیسوانش را گرفتند و كشیدند
كشان كشان بردند و تقدیم كافر كردند
آقایان‌، چگونه به این وطن رحم نكردید؟
دست ها و پاها بسته در زنجیر،
وطن‌، لخت و عور بر زمین افتاده‌
و نشسته بر سینه‌اش گروهبان تكزاسی‌.
آقایان چگونه به این وطن رحم نكردید؟
می‌رسد آن روز كه چرخ بر مدار حق بگردد
می‌رسد آنروز كه به حساب های شما برسند
می‌رسد آن روز كه از شما بپرسند:
آقایان چگونه به این وطن رحم نكردید؟

تاریخ شعر به سال ۱۹۵۹

در فرصتی مناسب متن ترکی آن را نیز مینویسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 19:23  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 20:56  توسط آشناي ديرينه  | 

پاسخ شما به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند، چيست؟

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آيت الله هاشمی رفسنجانی
رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام
اين دومين نامه ای است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوری اخير به شما می نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقی خود به اين اتفاقات رسيدگی کنيد و نگذاريد در جمهوری اسلامی تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امری معمول و عادی شود. متاسفانه اما آن نامه اثری در مسئولان نکرد و ديديد که بی توجهی و بی حرمتی به حقوق مردم، چه آتشی به خرمن اعتماد زد و چه آبرويی از نظام ما زايل کرد. البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. با اين حال اگر آن نامه سرانجامی پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگی به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است. اکنون اما اين نامه دوم را از آن روی به شما می نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح می شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضای آن مجلس مورد کنکاش قرار می گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس و جمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد.

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 17:56  توسط آشناي ديرينه  | 

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران همزمان با مراسم بازگشایی دانشگاه‌ها در سال تحصیلی جدید / روز دوشنبه هشتم مهر ماه


برگرفته از آژانس ایران خبر

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 17:27  توسط آشناي ديرينه  | 

فرخی یزدی (۱۲۶۸-۱۳۱۸ هـ ش)

این غزل را در زندان قصر سروده است.

 به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می گردد؟
مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد

ز آزادی جهان آباد و چرخ کشور دارا
پس از مشروطه، با افزار استبداد می گردد

تپیدن های دلها، ناله شد، آهسته آهسته
رساتر گر شود این ناله ها، فریاد می گردد

شدم چون چرخ سرگردان که چرخ کجروش تا کی
به کام این جفاجو، با همه بیداد می گردد؟

ز اشک و آه مردم، بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش، دشنۀ فولاد می گردد

دلم از این خرابی ها بود خوش، زانکه می دانم
خرابی چون که از حد بگذرد آباد می گردد

ز بیداد فزون، آهنگری گمنام و زحمتکش
علمدار و عَلم، چون کاوۀ حداد می گردد

علم شد ر جهان فرهاد، در جانبازی شیرین
نه هر کس کوهکن شد در جهان، فرهاد می گردد

دلم ز این عروسی سخت می لرزد که قاسم هم
چو جنگ نینوا نزدیک شد، داماد می گردد

به ویرانی این اوضاع، هستم مطمئن، زان رو
که بنیان جفا و جور، بی بنیاد می گردد

ز شاگردی نمودن، فرخی استاد ماهر شد
بلی، هر کس که شاگردی نمود، استاد می گردد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 2:18  توسط آشناي ديرينه  | 

احمد زيد آبادی در زندان به شدت کتک زده می شود، افشاگری مهديه محمدی همسر زيد آبادی  

 

احمد زيد آبادی دبيرکل سازمان دانش آموختگان ايران و روزنامه نگار سرشناس در زندان اوين توسط تيم بازجويی به شدت کتک زده می شود و مهم ترين اتهام او نگارش نامه سرگشاده به مقام رهبری آيت الله علی خامنه ای است.
مهديه محمدی همسر احمد زيد آبادی در گفتگو با روز انلاين دست به افشاگری در خصوص وضعيت همسرش زده است. به گزارش روز انلاين احمد زيدآبادی، روزنامه نگار سرشناس ايرانی و دبير کل سازمان ادوار تحکيم در بند ۲۴۰ زندان اوين زير شديدترين فشارهاست تا قرائت متن نوشته شده توسط بازجويش را به جای دفاعيات خود در دادگاه بپذيرد.
مهديه محمدی، همسر احمد زيدآبادی که روز دوشنبه برای ملاقات با همسرش به زندان اوين مراجعه کرده و موفق به ملاقات نشده بود ضمن دادن خبر ضرب و شتم اين روزنامه نگار در زندان، به روز گفت: روز دوشنبه گفتند که احمد ممنوع الملاقات است؛ هفته گذشته هم که برای ملاقات رفتيم به دليل نامه ای که از قاضی پرونده داشتيم اجازه ملاقات دادند.
وی افزود: بازجويی آقای زيدآبادی که ۳۵ روز در بند ۲ الف و در جايی شبيه قبر زندانی بوده پس از انتقال به بند ۲۴۰ شروع شده و بازجويی بسيار خشن به طرز وحشتناکی از او بازجويی کرده است.

به گفته خانم محمدی، بازجو به آقای زيدآبادی گفته است که "دستور داريم تو را له کنيم و اگر همکاری نکنی هر کاری دلمان خواست با تو می کنيم و اگر اين کاغذهای بازجويی را ننويسی همين کاغذها را به خوردت خواهيم داد."
او که اين سخنان را به نقل از زيدآبادی بيان ميکرد افزود: "همين بازجو، احمد را به شدت کتک زده و خود احمد می گفت که خشونت وحشتناکی عليه او به کار برده اند."
همسر آقای زيدآبادی گفت: اين اواخر بازجوی او عوض شده و بازجوی جديد رفتاری انسانی تر با او داشته، اما چون او حاضر به قرائت متن نوشته شده توسط بازجو در دادگاه نشده است مجددا همان بازجوی خشن اولی برگشته و اکنون هم اوست که دوباره از آقای زيدآبادی بازجويی می کند.
خانم محمدی سپس به اتهامات آقای زيدآبادی اشاره کرد و گفت: اوايل بازجويی اتهامات وحشتناکی از جمله اتهامات اخلاقی به احمد نسبت داده اند اما او حاضر به پذيرفتن اين اتهامات دروغ نشده؛ اکنون هم يکی از اتهاماتش نامه ای است که به رهبری نوشته و در سايت ها منتشر شده بود. او را تحت فشار قرار داده اند که چرا نوشتی مقام رهبری و کلمه معظم را به کار نبرده ای!"
وی با بيان اينکه ارتباط با روزآنلاين و بی بی سی و ديدار با ابراهيم يزدی از ديگر موارد در بازجويی هاست، افزود: حالا دوباره با تغيير بازجو و آمدن بازجوی قبلی باز احمد تحت فشار شديدی قرار گرفته تا به جای دفاع از خود، متن نوشته بازجو را در دادگاه بخواند و طلب بخشش کند. ضمن اينکه بازجو که عوض شده بود هفته ای يکبار احمد به منزل زنگ ميزد و به ما ملاقات ميدادند اما با آمدن بازجوی سابقش نه تماس مگيرد و نه ملاقات می دهند؛ گويا ميخواهند کاری راکه با آقای عبدالله مومنی کردند با او نيز بکنند که اورا ۴۰ روز در بيخبری مطلق نگه داشتند و بعد مستقيم به دادگاه بردند.
همسر آقای زيدآبادی گفت: آقايان اعلام کردند که زيدآبادی گفته وکيل نميخواهم؛ من در آخرين ملاقاتی که داشتيم از احمد پرسيدم چرا گفته ای وکيل نمی خواهی که جا خورد و گفت من چنين چيزی نگفته ام؛ دروغ گفته اند. و از همان روز وکلای ايشان باز شروع به پيگيری کردند اما اکنون دقيقا دو هفته است که پرونده احمد روی ميز آقای سبحانی، بازپرس شعبه دو است و از آقای سبحانی که می پرسيم چرا پرونده به صورت بلاتکليف همچنان روی ميز شما مانده، می گويد من قرار نهايی را صادر کرده ام، برويد از آقای حداد بپرسيد.
خانم محمدی با بيان اينکه همسرش از او خواسته است مصاحبه نکند گفت: احمد می گويد هر بار که من مصاحبه می کنم او را بيشتر تحت فشار قرار ميدهند. من هم ميدانم که با اين مصاحبه فشار روی احمد بيشتر می شود اما چاره ديگری ندارم؛ احمد الان صد روز است که در انفرادی به سر می برد؛ او را به شدت کتک زده اند، به مرز جنون و خودکشی رسانده اند و اکنون نيز فشار می اورند که اعتراف بگيرند و ديکته کنند و او بنويسد و بعد در دادگاه بخواند!
خانم محمدی می افزايد:بازجويان به آقای زيدآبادی گفته اند که بايد از رهبری بابت اينکه مقابل اسمش کلمه معظم را ننوشته است عذرخواهی کند؛ من ميخواهم بدانم رهبری که ميگويد انتقاد کردن آزاد است چرا احمد بايد بابت اين قضيه از او عذرخواهی کند و اين چه نوع آزادی انتقاد است که به خاطر ننوشتن کلمه معظم برای ايشان، يک روزنامه نگار را تحت وحشيانه ترين فشارها قرار می دهند؟
گفتنی است متن نامه سرگشاده احمد زيدآبادی خطاب به آيت الله خامنه ای که در فروردين ماه ۸۶ در رسانه های اينترنتی منتشر شد در پی می آيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 1:10  توسط آشناي ديرينه  | 

در چند روز اخیر اخباری حاکی از انتخاب کروبی به عنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل در برخی از سایت ها منتشر شد. پس از این موضوع برخی از حامیان با اقدام جهت جمع آوری امضاء از مردم از طریق سایت gopetition.com تلاش گسترده ای را در این راستا انجام دادند. متن ایمیل ارسالی بدین شرح است:

دوستان عزیز لطفا اطلاع رسانی کنید.

 به این لینک بروید و آن را امضا کنید تا به کروبی که نامزد جایزه صلح نوبل است رای بدهید

  http://www.gopetition.com/online/30888/sign.html

 

فهرست برندگان جایزه صلح نوبل 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 0:59  توسط آشناي ديرينه  | 

اولین ویدیو از اعتراضات جنبش سبز مقابل سازمان ملل متحد (نیویورک سبز)


+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 0:19  توسط آشناي ديرينه  | 

‏  متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي :


 
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
 
 ‏مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله)
‏با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم .
‏ ‏اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مى‎دهند ميان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند.
‏ ‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم .
‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.
‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش‏ ‏كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشيم .
‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مى‎كند. نتيجه اى كه از اين‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت‏ ‏شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چيزى كه فيض مى‎فرمايد رونويسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونويسى از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.
‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند.
‏‏1388/6/21‏‏
‏ ‏با احترام - مير حسين موسوى ‏


پاسخ آيت الله العظمي منتظري :

 
‏بسم الله الرحمن الرحيم
 
 ‏جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته
‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ‏1388/6/21‏ جنابعالى همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد.

‏ ‏امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه‏ ‏مى‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه 200); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى‏ ‏اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.

‏ ‏البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه‏ ‏اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه 69); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه 30).

‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى‏ ‏غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مى‎باشد اين است كه حتى‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد 18، صفحه 497 و 498; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏378).

‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .

‏ ‏علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه‏ ‏شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى‏ ‏اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد.

‏ ‏روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى‎كند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد.

‏ ‏همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت‏ ‏كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ."

‏ ‏حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت‏ ‏كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده مى‎شود؟!

‏ ‏آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎كند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين‏ ‏محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل‏ ‏168 قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.

‏ ‏اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مى‎خواهند حكومت و‏ ‏رياست كنند نيز مى‎باشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار‏ ‏وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى‏ ‏مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.

‏ ‏نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎كند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش كرده اند.

‏ ‏سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 0:38  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 21:29  توسط آشناي ديرينه  | 

جان پسر، گوش به هر خر مکن.................... بشنو و باور مکن

تجربه را باز مکرر مکن ............................... بشنو و باور مکن

مملکت ما شده امن و امان ....................... از همدان تا طبس و سیستان

مشهد و تبریز و ری و اصفهان .................... ششتر و کرمانشه و مازندران

                          امن بود، شکوه دگر، سرمکن

                                  بشنو  و باور  مکن

یافته اجحاف و ستم خاتمه…………………… نیست کسی را ز کسی واهمه
هست مجازات برای همه……………………. حاکم مطلق چو بود محکمه:

                         محکمه را مسخره  دیگر مکن
                                   بشنو و باور مکن

نسخ شد آئین ستم گستری…………………….. هیچ دخالت نکند لشکری
در عمل مذهبی و کشوری……………………. نیست به قانون شکنی کس جری

                              شکوه سپس بر سر منبر مکن

                                    بشنو و باور مکن

عصر نو، آیین تجدد بود .............................. فکر نو و صحبت نو مد بود

گرچه کله های سپهبد بود ............................ اصل ندارد ز تعمد بود

                            فکر اطاعت تو زسر در مکن

                                  بشنو و باور مکن

نیت ملت چه بود: ارتجاع .......................... کهنه پرستیش محل نزاع

قصد وزیران نبود: انتفاع .......................... دولتیان ده نکنند ابتیاع

                          نیت بد، جان برادر مکن

                               بشنو و باور مکن

صحبت جمهوریت از بین رفت .................. غصه مخور این نیت از بین رفت

فرقه بی تربیت از بین رفت ...................... زمزمه عاریت از بین رفت

                           خاطر آسوده مکدر مکن

                                 بشنو و باور مکن
نیست بر این ملت یک لا قبا ...................... فکر اجانب پس از این رهنما

هست دگر موقع صلح و صفا ................... نیست زهم دولت و ملت جدا

                            واهمه از توپ شبندر مکن

                                  بشنو و باور مکن

گر بشود مجلس شوری ظنین ................... زود ببرند سر مفسدین

پر خط آهن شود ایران زمین .................... ملک شود رشک بهشت برین

                          تکیه تو بر عدل مظفر مکن

                                بشنو و باور مکن

تکیه دولت همه بر ملت است ................ ملت از آن، حامی این دولت است

لندن از این حادثه در حیرت است .......... مسکو از این واقعه در زحمت است

                       دولت حقه است، فغان سر مکن

                                بشنو و باور مکن

آنکه نکردست جوانان بگور ................. زر نستاندست ز مردم بزور

پازده زیر چهل و یک کرور ................ لندنیان را بنمودست بور

                     زو طلب خویش مکرر مکن

                            بشنو و باور مکن

عصر تجدد بود و بلشویک ................. خلق باموال تو یکسر شریک

ازپی زر کس نکند آنتریک ................... مقصد احرار بود نام نیک

                          حمل تو بر مقصد دیگر مکن

                             بشنو و باور مکن

خارجه، انهار خراسان نبرد ................ اسکسله و شیله گیلان نبرد

خطه بحرین به عمان نبرد .................. آبروی ملت ایران نبرد

                         دیده ازاین غصه دگر تر مکن

                              بشنو و باور مکن

نیمه شبها سر بیراهه راه .................... کشته شد ار چند نفر بیگناه

بود غرض راحت خلق اله ................. هست سفارت سخنم را گواه

                          جان بده و مفسده شر مکن

                                بشنو و باور مکن

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 2:15  توسط آشناي ديرينه  | 

امروز دوشنبه عید سعید فطر بر دوستان مبارک.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 2:9  توسط آشناي ديرينه  | 

 

محمود خائن/آواره گردی/خاک وطن را ویرانه کردی/کشتی جوانان وطن الله اکبر/کردی هزاران در کفن الله اکبر/مرگ برتو...مرگ برتو... مرگ برتو...مرگ بر تو!

ولینک فیلم:

http://www.4shared.com/file/133557158/b6d9917/Video000.html

حضور غيرمنتظره هواداران جنبش سبز به شکلی بود که از ساعت ده و سی دقيقه صبح امروز ميدان هفت تير مملو از جمعيت شد و تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهای الله اکبر مرگ بر ديکتاتور فلسطين فلسطين ما هم مثل تو هستيم يا حسين ميرحسين کروبی موسوی حمايتت می کنيم به سمت ميدان ولی عصر و بلوار کشاورز حرکت کردند ميزان جمعيت شرکت کننده در اين مسير به گونه ای بود که مسير ميدان هفتم تير تا پارک لاله تهران سبز پوش شد.

تظاهرکنندگان که حضور زنان در ميان آنها به شکل چشمگيری نمايان بود با سر دادن شعارهايی در هنگام سخنرانی احمدی نژاد خواهان استعفای وی شدند جمعيت همچنين به دفعات و در واکنش به شعار مرگ بر امريکا شعار مرگ بر روسيه سر داد.

تظاهرکنندگان همچنين با سر دادن شعار شکنجه تجاوز ديگر اثر ندارد و ای مردم فلسطين کهريزک رو نديديد به جنايات انجام شده اعتراض کردند

همچنين مطابق با قرار قبلی شيخ مهدی کروبی راس ساعت ۱۱ صبح از ميدان هفتم تير و در ميان تظاهرکنندگان حضور يافت و تا خيابان فلسطين آنها را همراهی کرد.

گفتنی است نيروهای گارد ويژه در مسيرهای مختلف از جمله تقاطع بلوار کشاورز و خيابان فلسطين تلاش کردند با تشکيل صف انسانی تا از حرکت جمعيت جلوگيری کنند اما اين تلاش ناکام ماند.

درگيری ها ميان جمعيت اندک حاميان دولت کودتا و تظاهرکنندگان در چندين مورد منجر به شليک گاز اشک آور و گاز فلفل شد.

جمعيت تظاهرکننده همچنين با سر دادن شعارهای بی سابقه ای به حمايت از آيت الله منتظری و آيت الله صانعی مراجع عظام تقليد شيعيان پرداختند.

+ نوشته شده در  جمعه 27 شهریور1388ساعت 17:16  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 21:11  توسط آشناي ديرينه  | 

 در مقابل کارهای خلاف به نام دين و مذهب، سکوت نکنيد‏

بسم الله الرحمن الرحيم

‏عن رسول الله (ص ): " اذا ظهرت البدع فی امتی فليظهر العالم علمه ..."‏
‏(الکافی ، ج ۱، ص ۵۴)‏

‏حضرات مراجع عظام تقليد و علمای اعلام قم ، نجف ، مشهد مقدس ،‏ ‏تهران ، اصفهان ، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامی دامت برکاتهم

‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جاری در کشور و‏ ‏مظالمی که هر روز شاهد آن هستيم و کارهای خلافی که به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام می‎شود شرعا خود را موظف می‎دانم از روی‏ ‏خيرخواهی و احساس خطر جدی نسبت به مصالح دين و کشور، و از باب‏ (و ذکر فان الذکری تنفع المومنين ) اموری را يادآور شوم :

‏ ‏
‏ ‏۱ - همه می‎دانيم که انقلاب ما يک انقلاب دينی و ارزشی بود و هدف‏ ‏اصلی از آن با تحمل آن همه مصيبت ها، سختی ها، تبعيدها، زندان ها و‏ ‏شکنجه ها، تنها تغيير اشخاص حقيقی حاکميت و تغيير صوری در بعضی‏ ‏امور جزئی نبود; بلکه مقصود حاکميتی بود که در تمام عرصه ها به عقائد،‏ ‏اخلاق و احکام شرع مبين پايبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد; و در‏ ‏پرتو آن حاکميت ، ايمان ، مکارم اخلاق ، عدالت و آزادی از استبداد و‏ ‏خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمين گرديده و مظالم و‏ ‏تجاوز به حقوق آنان ريشه کن شود، و ملت ما از اين جهات احساس‏ ‏راحتی و آسايش نمايد و در مقابل ساير ملتها سربلند و الگوی تحقق‏ ‏عدالت ، عزت ، کرامت و ارزشهای انسانی باشد. هدف اين نبود که فقط‏ ‏نام و نشان و شعارها تغيير کند ولی عملا همان مظالم و انحرافات رژيم‏ ‏گذشته و تجاوزات به حقوق به شکل ديگری به عنوان حاکميت دينی و‏ ‏ولايت فقيه جريان پيدا کند.

‏اين جانب که همه می‎دانند مدافع سرسخت حاکميت دينی و از پايه گذاران‏ ‏ولايت فقيه - البته نه به شکل مرسوم فعلی ، بلکه به گونه ای که مردم او را‏ ‏انتخاب نمايند و بر کارهای او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق‏ ‏آن در بعد علمی و عملی تلاش زيادی نموده ام ، اکنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايی که تحت اين نام و عنوان بر آنان می‎رود احساس‏ ‏شرمندگی کرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون های ريخته شده شهدای عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب می‎بينم . بسياری از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه ،‏ ‏ايميل و يا حضورا به من می‎گويند: حاکميت دينی که شما وعده آن را به‏ ‏مردم می‎داديد و ولايت فقيه را مجری آن می‎دانستيد و می‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است که امروز ما آن را مشاهده می‎کنيم ؟ در حالی که‏ ‏آنچه مشاهده می‎شود در واقع حکومت ولايت نظامی است نه‏ ‏ولايت فقيه .

‏ ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 18:33  توسط آشناي ديرينه  |