درست سال گذشته در همین روزها بود که منتظر و امید به آزادی زندانیان سیاسی َ زندانیانی که سلاحشان فقط قلم بود بس و دانشجویان دربند را داشتیم که میسر نشد .
اما امسال چقدر بهار زیبایی(؟) خواهیم داشت که مردان بزرگ نیز هستند و آزادی را در پیش فرزندان و مردمشان حس میکنند
سالی پر از نقش و نگار و ماجرا ها و اتفاقات روز سیاسی اجتماعی و فرهنگی ... را پشت سر گذاشتیم
امسال نیز روزها و شبهای پر تلاتمی خواهیم داشت. امید داریم حاکمان شهر و دیار یک روز هم فکرشان مردم باشد تا مصلحت بقول خودشان نظام.
با امید به روزهای خوش در سال جدید سال ۱۳۸۵ برای تمامی شما ایرانیان و وطن پرستان.

بوی ِ باران ... بوی ِ سبزه ... بوی ِ خاك
شاخه های ِ شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر ِ سپيد
برگهای ِ سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم ِ كبوترهای مست ....
نرم نرمك می رسد اينك بهار . خوش به حال ِ روزگار
خوش به حال ِ چشمه ها و دشت ها
خوش به حال ِ دانه ها و سبزه ها
خوش به حال ِ غنچه های نيمه باز
خوش به حال ِ دختر ِ ميخك كه ميخندد به ناز
خوش به حال ِ جام لبريز از شراب
خوش به حال ِ آفتاب
ای دل ِ من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی به كام
باده رنگين نمی بينی به جام
نقل و سبزه در ميان ِ سفره نيست
جامت از آن می كه می بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر كامی نگيريم از بهار
گر نكوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
اکبر گنجی روزنامه نگار وفعال سیاسی شب گذشته پس از گذراندان 6 سال زندان آزاد شد.
شایان ذکر است که ایلنا دیروز خبر داده بود که معاون امور زندانهاي دادستاني تهران از آزادي اكبر گنجي، روزنامهنگار زنداني در روز 10 فروردين ماه سال 85 خبر داد.
محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با رد آزادي اكبر گنجي در روز 26 اسفند ماه جاري ( امروز)، مدعی شد: گنجي به علت غيبتهاي غيرموجهي كه داشت، روز 10 فروردين ماه سال 85 آزاد ميشود.
وي افزود: گنجي غيبتهايي را در طول مرخصيهاي خود داشت كه آنها را محاسبه كردهايم و طبق اين محاسبه، وي دهم فروردين سال 85 از زندان آزاد ميشود.
به امیـــــد آزادی این مرد

در زیر مقاله ای از دکتر شریعتی در باره نوروز می آورم امید که بتوانید این مقاله را بخوانید:

در اسفند سال 46 دانشجویان تاریخ به عنوان سفرعلمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آخرین لحظات ناگهان " قسمت " نشد . چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن می گرفتند این نوشته را به در خواست همکارات گرامی بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند. و اینک به یاد آن " حادثه " سخن تازهاز نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست . مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده " عقل " تکرار را نمی پسندد: اما " احساس " تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند استو طبیعت را از تکرار ساخته اند :
مراسم ويژه ششمين سالگرد ترور «سعيد حجاريان» از سوي شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي برگزار شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، «سعيد حجاريان» كه خود در اين مراسم حضور يافته بود، گفت: «من بقيهالسيف خيل عظيمي هستم كه ديگر دستشان از دنيا كوتاه است و نميتوانند از خود دفاع كنند. كساني چون پويندهها و مختاريها، فروهرها و شريفها, دوانيها و خيليهاي ديگر كه امروز در ميان ما نيستند و ما شاهد اين هستيم كه آنها را از دست دادهايم.»
وي در اين برنامه كه با عنوان «براي صلح...» برگزار شد، افزود: «ترور آنها باعث شده است پرونده مفتوح بماند و بسته نشود و متأسفانه ما مجبوريم سالانه اينجا جمع شويم تا وقتي از اين جمع گروهي حقيقتياب تشكيل شود و به ماجرا بپردازد، نه به قصد انتقام بلكه به قصد عبرت.»
حجاريان با بيان اينكه «اگر جلوي چنين اقداماتي گرفته نشود، ممكن است نسل آينده با خطرهاي گستردهاي مواجه شود»، تصريحكرد: «ممكن است فردا با ترورهاي گستردهاي مثل نسلكشيهايي كه در صربستان و گوشه و كنار دنيا معمول است، مواجه شويم. نسلكشيهايي كه امروز در دادگاههاي بينالمللي مطرح هستند.»
حجاريان ادامه داد: «براي ملتي با قدمت و شرافت ايران صحيح نيست كه چنين پروندههايي در مجامع بينالمللي داشته باشيم.»
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با بيان اينكه «بارها گفتهام كه لايق اين نيستم كه به خاطر من چنين مراسمي برگزار شود»، گفت: «قبل از من نسلهايي از ميان ما رفتهاند كه بايد براي آنها گريست و مراسم گرفت.»
بنابراين گزارش، سعيد حجاريان صاحبامتياز و مديرمسؤول روزنامه توقيفشده «صبحامروز» در اين مراسم بهجاي ادامه سخنان خود متني را ارائه كرد كه عنوان آن «ترور به قصد ترور» بود.
به گزارش "ايلنا"، متن كامل مقاله ارائه شده توسط سعيد حجاريان با عنوان «ترور به قصد ترور» به شرح زير است:
روزي در تحريريه روزنامه «سلام» مشغول رتق و فتق امور بودم كه مردي ميانسال وارد سردبيري شد و يكسره نزد آقاي موسويخوئينيها رفت و براي او توضيحاتي داد. رنگش پريده بود و با احتياط همان طور كه آمده بود، سلام را ترك كرد. آخر شب بود كه بعد از بستهشدن روزنامه، من نزد آقاي خوئينيها رفتم و از وي خداحافظي كردم تا عازم منزل شوم. ايشان به من گفت: «آقايي آمده بود اينجا و حرفهاي عجيبي ميزد. من كه باور نكردم آيا به نظر شما عاقلانه است كه جمعي از نويسندگان را كه با اتوبوس عازم ارمنستان هستند در گردنه حيران به ته دره بفرستند؟ يعني ممكن است اين اتفاقات در جمهورياسلامي بيفتد؟» گفتم: «از اين نوع كارها سابقه نداشته است اما من تحقيق ميكنم و به شما خبر ميدهم.»
در راه پيش خودم فكر ميكردم لابد عدهاي براي يكي از گردنههاي راه آستارا به اردبيل نامي نيافتهاند و ميخواستهاند با پرتاب اتوبوس مثلا اسم آنرا بگذارند.....
به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا ، در اين نامه آمده است :
به دنبال تشديد اعمال محدوديتها بر فعاليت ناشران در چند سال گذشته ( از تشديد مميزي گرفته تا عدم تخصيص سهميه كاغذ و وام براي نشر و توقف خريد كتاب از طرف وزارت ارشاد و جذب نمايندگان اتحاديه ناشران از كميسيونهاي مربوطه و لغو مجوز دائم انتشار كتابها و تاخير در صدور " برگهي اعلام وصول " كتابهاي منتشره و مسائل ديگر) ، بار ديگر برگ تازهاي از اين سياستهاي ضد فرهنگي ورق مي خورد و آن نحوه نامنويسي از ناشران براي شركت در " نوزدهمين نمايشگاه بينالمللي .......
ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
هاشم آقاجري گفت: اگر امروز گفته ميشود تنها نهادي كه مشروعيت اعلام خشونت دارد، دولت است، براي اين است كه عرصه عمومي از خشونتهاي لجامگسيخته پاك شود لذا در همين نهاد نيز بشر ترقيخواه و متمدن، كوشيده است كه خشونتزدايي كند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، هاشم آقاجري در ويژهبرنامه شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي كه به مناسبت ششمين سالگرد ترور سعيد حجاريان و با عنوان "براي صلح ..." برگزار شد، با بيان اينكه همه قلبهاي ايرانيان تحولخواه در نوروز سال 80 با خبرهاي بيمارستان سينا ميتپيد، گفت: احساسات، دعاها، اشكها و دغدغههاي مردم و ابراز تنفر از ضاربان و تروريستها همان موقع نشان داد كه آنها به هدفشان نرسيدهاند.
وي افزود: آنها از قبل پيام داده بودند كه اگر اصلاحطلبان عقب ننشينند، كاري خواهيم كرد كه ايران به قبل از دوم خرداد برگردد، هر چند اينها با اين ترور نتوانستند به هدف خود برسند اما پس از پنج سال بنا به علل و عوامل ديگري تا حدودي موفق شدهاند كه مراحلي از آن تحركات ضد تحولخواهي و ضداصلاحات را در ايران به اجرا درآورند.
آقاجري با اشاره به اينكه قرآن كريم بنيانگذار خشونت در تاريخ بشر را به ما نشان داده است، گفت: بنيانگذار خشونت قابيل است و تمام خشونتگرايان، فرزندان خلف و شايسته قابيل هستند و هابيل پاسخي كه به قابيل ميدهد، اين است كه اگر دست دراز كني و مرا بكشي، من چنين كاري نخواهم كرد زيرا كه معيار قبولي نزد خدا، پارسايي و تقواست اما بعد از آن، وارثان قابيل عرصه جامعه و تاريخ را با خشونت گره زدند.
استاد دانشگاه تربيت مدرس با بيان اينكه خشونت، قدرت و تاريخ در هم تنيده شدهاند، اظهار داشت: پشت خشونتهايي كه در تاريخ مكررا به ظهور ميرسد، يا قدرت به معناي زور است يا ثروت است يا نژاد و قوميت يا ايدئولوژي اما به موازات خشونت، ما وجدان بيدار انساني داشتهايم كه كوشيده است خشونتزدايي كند.
آقاجري با بيان اينكه جنگ عاليترين ظهور خشونت عليه ديگري و تابع قواعدي است، گفت: در دولتهاي مدرن امروزي اعمال خشونت بايد بر اساس مباني چون عقلانيت، خرد جمعي، عدالت، صلح، حقوق بشر و دموكراسي محدود شود.
آقاجري گفت: متاسفانه در جامعه ما يك فرقه سازمانيافته با يك ايدئولوژي خشونتساز و با اتكا به سازمان و تشكيلات برخوردار از منافع مالي، مادي و اطلاعاتي اعمال خشونت كرده است كه بايد بگويم متاسفانهتر اين است كه اين فرقه لباس دين به تن كرده و پيامبر رحمت را نيز مظهر خشونت معرفي ميكرد؛ پيامبري كه در صحنههاي جنگ - كه عاليترين مظهر خشونت عليه ديگري است- چنين رفتاري از خود به جاي ميگذارد كه به كينهتوزترين دشمنان خود نيز امنيت ميدهد.
وي ادامه داد: خشونت تيغ دو لبه است، خشونتگر جلاد پيش از قرباني خود، قرباني خشونتي ميشود كه خود اعمال ميكند.
اين استاد دانشگاه اظهار داشت: خشونتگران از سطح انسانيت و اخلاق در عرصه اخلاقي سقوط ميكنند و در عرصه اجتماعي به گواهي تاريخ دچار سرنوشت آن معماري ميشوند كه در اساطير يونان به دستور حاكم، زنداني ساخت كه هيچكس نتواند از آن بگريزد و خود در آن گرفتار شد.
آقاجري تصريح كرد: تاريخ نشان داده است كه استعمارزدهاي كه به اعمال خشونت عليه استعمار متوسل ميشود، دالان و لابيرنتي خلق ميكند كه استعمارزده را هم در گرداب خود فروميبرد.
وي خاطر نشان كرد: متاسفانه نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه در آينده نزديك خشونت با همه ابعاد و سطوحش از تاريخ بشري رخت بركند.
آقاجري با تاكيد بر اينكه خشونت در اشكال رواني و فيزيكي محدود به كشتن و شكنجه نميشود، گفت: خشونتهاي ساختاري و نهادي در خانواده و خشونت عليه زنان و كارگران در جوامع مختلف وجود دارد و در جوامع عقبماندهتر اين خشونت عريان است، زن و كارگر مستقيم سركوب ميشوند و كارگر و زني كه ميخواهد از حقوق خود دفاع كند، با او برخورد ميشود.
وي با بيان اينكه هرچند امحاء كامل خشونت ممكن نيست اما ميتوان خشونت و ساختار توليدكننده و گفتمان آن را كاهش داد، گفت: در جوامع شرقي استبداد سياسي يكي از توليدكنندگان خشونت است اما در استبداد ديني خشونت به نحو مخربتري توليد ميشود و بعد پشتوانه نهادي پيدا ميكند و كساني مثل سعيد را مورد آماج خود قرار ميدهد.
آقاجري تصريح كرد: سعيد شهيد زنده است كه با تني بيمار و فلج خود به محكوميت و زشتي ترور و خشونت گواهي ميدهد و ما وظيفه داريم در سطح گفتماني و ايدئولوژيك از اسلام دفاع كنيم كه اين دفاع به معناي دفاع از مردم است.

در مزار آباد شهر بی تپش
وای جغدی هم نمیاید بگوش
دردمندان ، بی خروش و بی فقان
خشمناکان ، بی فقان و بی خروش
مشتهای آسمان کوب قوی
واشد و گونه گون رسوا شدند
یا نهان ، سیلی زنان ، یا آشکار
کاسهء پست گدایی ها شدند
در مزار آباد شهر بی تپش
دارها برچیده ، خون ها شسته اند
جای خشم و کین و عصیان بوته ها
پشکبن های پلیدی رسته اند
پرتوقع ، بی نشان ، پر مدعا
چشم به در، ما بی شرف ها مانده ایم
......
باز ما ماندیم و شهر بی تپش
و آنچه کفتار است و گرگ و روبه است
گاه میگویم فغانــــی برکشم
باز میبینم صدایم کوته است......

در سومين روز نشست شورای حكام كه به بررسی پروندهی ايران اختصاص داشت ، ميان جمهوری اسلامی ايران و ديگر اعضای شورای حكام توافقی برای حل و فصل اختلافات حاصل نشد و مطابق بند هشت قطعنامهی بهمنماه شورای حكام، پروندهی هستهای ايرانa به همراه گزارش البرادعی به شورای امنيت خواهد رفت.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، گريگوری شولتی نماينده آمريكا در آژانس بينالمللی انرژی اتمی گفت يك گزارش از برنامهی هستهيی ايران كه در را برای اقدام شورای امنيت میگشايد، اكنون به شورای امنيت در نيويورك ارسال خواهد شد.
بنا به اين گزارش، پيتر جنكينز ، نمايندهی انگليس در آژانس نيز گفت: تمرد مستمر ايران در نهايت منجر به دخالت در مسالهی هستهيی ايران شد.
نماينده انگليس با يادآوری اين كه ديدگاه لندن اين است كه اقدام نظامی عليه ايران در دستور كار قرار ندارد، از اظهارنظر دربارهی گزارشهای مبنی بر انجام اقدام نظامی عليه ايران خودداری كرد.
به گزارش خبرنگار بیبیسی از محل آژانس در وين، اگرچه شورای حكام رأی داده كه شورای امنيت به مسئله فعاليت اتمی ايران رسيدگی كند، اما همچنان قصد ادامه بازرسی از تأسيسات اتمی ايران را دارد و میخواهد با كمك فشاری كه شورای امنيت به ايران وارد خواهد آورد، اين كشور را وادار كند به قطعنامههايی كه تاكنون در مورد اين كشور صادر كرده است عمل....
تجمع زنان در پارک دانشجو که به مناسبت روز جهانی زن برگزار شده بود از سوی نیروی انتطامی به خشونت کشیده شد. این تجمع که به دعوت چند گروه و NGO زنان و افراد فعال در زمینه حقوق زنان شکل گرفته بود از همان ابتدا با برخورد شدید پلیس مواجه شد.
شاهدان عینی از شدت بی سابقه برخورد پلیس با زنان خبر می دهند. برخورد پلیس به حدی بود که از همان آغاز تجمع و بدون هیچ اخطار قبلی پلیس وارد عمل شد و به ضرب و شتم حاضران در تجمع پرداخت. در این برنامه افراد پیر و میانسال هم از برخورد پلیس مصون نماندند و فردی مانند سیمین بهبهانی که با وجود کسالت و بیماری در این تجمع حاضر شده بود از طرف پلیس به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.واین درحالی است که تجمع زنان بیشتر فرهنگی – اجتماعی محسوب می شود . گزارشگر ايران ما در همين رابطه............
مراسم بزرگداشت سي و نهمين سالگرد درگذشت دكترمحمد مصدق بر مزار وي در احمدآباد برگزار شد.
به گزارش ايسنا اين مراسم در حالي برگزار ميشد كه امكان نشستن در مزار مصدق وجود نداشت، زيرا قلعه احمدآباد در حال بازسازي بود و فقط باغچهي آن ميزبان دوستداران مصدق بود.
در اين مراسم كه با حضور جمعي از نيروهاي ملي مذهبي، فعالان سياسي و دانشجويي، همچنين اهالي روستاي احمدآباد برگزار شده بود، «دكتر داوود هرميداس باوند» به عنوان اولين سخنران از مصدق به عنوان مردي كه در راه آزادي و چگونگي مشاركت مردم در سرنوشت خود نقد جان باخت، ياد كرد.
وي با اشاره به وجود مردان بزرگي كه قبل از مصدق نيز براي آزادي ملت ايران تلاش كردهاند، اظهار داشت: اينك ما دربارهي رادمرد بزرگي كه در قرن..........


مراسم بزرگداشت سى ونهمين سالگرد درگذشت دكتر محمد مصدق رهبر نهضت ملى ايران روز يكشنبه ۱۴ اسفندماه برگزار مى شود.به گزارش هيات امناى قلعه احمدآباد اين مراسم از ساعت ۱۰ صبح بر سر مزار محمد مصدق واقع در احمدآباد برگزار مى شود.
متن پيام دكتر عبدالكريم سروش در همايش "ايران، عدالت و آزادي" توسط «حسين دباغ» پسر وي و دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشكدهي مديريت دانشگاه تهران قرائت شد.
گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين پيام آمده است: اين لطائف كه ز لب لعل تو من گفتم كه گفت / وين تطاول كه ز سر زلف تو من ديدم كه ديد / عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق / گوشهگيران را ز آسايش طمع بايد بريد. جان سخن همين است كه حافظ ميگويد. بر عدل آسايشي است، اين آسايش نه از جنس كاهلي و مردهگي و بيانگيزهگي است، بل آرامشي است از جنس رسيدن عاشقي به معشوقي، رسيدن رودي به دريايي، رسيدن ستمرسيدهاي به حقي، رسيدن قربتكشيدهاي به آشنايي، رسيدن پناهجويي به پناهي و رسيدن كمالجويي به كمالي. آرامشي داريم در درون و آرامشي داريم در بيرون؛ در فرد و جامعه، تعادلي پويا و ديناميك كه در ميان قوا و غرايض و حاجات و آرمانهاي مردمي پديد ميآيد، و كشمكشهاي ويرانگر و سرماسوز نفس را فرو مينشاند و راه را بر تكامل و آزادگي ميگشايد و صدور فضائل را به سهولت ميسر ميسازد، عدالت و اعتدال فردي خوانده ميشود. پيشينيان اين را انقهار غضبي و شهوي در قبضهي سلطان عقل ميشمردند اما عدالت اجتماعي به ساختاري برميگردد كه در آن مصالح فرد و مصالح جمع همسو شدهاند و رذائل به سختي و درشتي در آن زاده ميشود و شرايط اعتدال و كمال فرد در آن فراهم است و نابرابريها موجهاند و راه بر كشف حقيقت گشوده است و آزاديها در آن محترمند و حاكمان و سياستگذاران، خادمان و حافظان اين ساختارند و سياست فرزند اين عدالت است و آرامش فرزند آن.
چه در جمع و چه در فرد عدالت نه فضيلتي مستقر بل شرط امكان و تحقق ديگر فضيلتهاست. فضايي انفسي يا آفاقي است كه در آن نيكيها به آساني و فراواني و بديها به دشواري و ندرت متولد ميشوند. پيوند عدالت و اخلاق پيوندي علي و ناگسستني است. فرو بستن دست زورگويان و فرو نشاندن آتش خشونت همه براي آن است كه در فضاي پراعوجاج ناشي از خشونت و زورگويي امكان تحقق فضائل و لذا عدالت حاصل نيست. از همه شيرينتر اينكه شرايط ساختاري عدالت و شرايط كشف حقيقت بر هم منطبق است و ساختاري كه به كشف حقيقت اجازه و امكان ندهد ساختاري غيرعادلانه هم است. چه در صحنهي كوچك دادگاه و چه در صحنهي بزرگ اجتماع پوشاندن عامدانهي حقيقت يا عجز روششناسانه از كشف حقيقت به بيعدالتي آشكار منتهي خواهد شد و چنين است كه دروغگويي و دروغپروري از بهترين نشانههاي بيعدالتياند و جامعهاي كه دروغ به طور سيستماتيك متولد ميشود به حقيقت در خفا ميرود، جامعهاي بيعدالت و بياخلاق است لذا حقيقتجويان و دروغستيزان، عدالتخواهان و عدالتسازان نيز هستند اما و هزار اما. آنان كه ميخواهند حقيقت مخلوق و محبوب خود را بر ديگر حقيقتها نه به دليل بل به قهر سروري ببخشند دشمنترين دشمنان حقيقت و فضيلت و عدالتند.
در پايان اين پيام آمده است: من به شما دانشجويان حقيقتجو تبريك ميگويم كه با حقيقتطلبي پايههاي عدالت را استوار ميكنيد و به شما توصيه ميكنم كه عهد خود را با حقيقت نگسليد كه اين عهدشكني با حقيقت عين پيمانشكني با عدالت است. حقيقت را بجوييد و حقيقت را بگوييد و با حقيقتستيزان بستيزيد و با نشر حقايق راه را بر تحريف حقيقت ببنديد و دروغگويان و دروغسازان را بزرگترين دشمنان عدالت معرفي كنيد و از لب شيرين حقيقت نكتهي دلانگيز عدالت را بشنويد. عهد ما با لب شيرين دهانان بست خدا / ما همه بنده و اين قوم خداوندانند. كاميابي شما را در كشف و نشر حقيقت و بسط عدالت از خداوند عادل خواستارم.
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی روز پنج شنبه هفته گذشته با وی ملاقات کرد.

به گزارش سایت امروز شفیعی با انتشار نامه ای نسبت به وضعیت گنجی ابراز نگرانی کرد.
متن کامل این نامه در ادامه می آید:
روز 5 شنبه 4/12/84 به ما اطلاع دادند كه ميتوانيم با آقاي گنجي ملاقات كنيم. به اتفاق خانواده به ملاقات ايشان رفتيم. همچنان در انفرادي امنيتي 2 الف (متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران) و در شرايط بسيار سختي به سر ميبرد. ايشان كماكان محكوم به محدوديت شديد غذايي و دارويي است. از نظر جسمي هيچ تفاوتي نكرده و مثل ماههاي گذشته بسيار لاغر و نحيف است. از درد شديد كمر، زانو و ناراحتيهاي مزمن گوارشي_ به دليل محدود شديد غذايي_ به شدت رنج ميبرد. با هيچ كس اجازه ملاقات ندارد. پنجاه روز پيش پزشك متخصص زندان ايشان را معاينه كرده و انجام MRI و تست اعصاب و برخي داروها را بسيار ضروري دانسته بود، علي رغم توصيه پزشك تاكنون اقدامي در اين موارد صورت نگرفته است. امروز دقيقا 175 روز است كه آقاي گنجي در زندان انفرادي به سر مي برد (از شهريورماه تاكنون)؛ ماههاي شهريور و آذر هيچ ملاقاتي نداشته و در بقيه ماهها، در هر ماه يكبار با خانواده ملاقات كرده است.
روز 26 اسفند 84 محكوميت 6 ساله ايشان به پايان ميرسد؛ حكم ناحقي كه هيچ مبناي قانوني نداشه و كاملا سياسي بوده است. همه ما بيصبرانه منتظر رسيدن 26 اسفند هستيم.
5/اسفند/1384
|
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.
و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه.
من مسلمانم.
قبله ام يك گل سرخ.
جانمازم چشمه، مهرم نور.
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
سنگ از پشت نمازم پيداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي "تكبيره الاحرام" علف مي خوانم،
پي "قد قامت" موج.
كعبه ام بر لب آب ،
كعبه ام زير اقاقي هاست.
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهر به شهر.
"حجر الاسود" من روشني باغچه است.
اهل كاشانم.
پيشه ام نقاشي است:
.........
ايران ما - داريوش سجادي كارشناس مسائل سياسي و مجري برنامه از نگاه مهمانان تلويزيون ماهواره اي هما در خصوص موضوع چاپ کاريکاتورهای اهانت آميز نسبت به پيامبر اسلام با عطاالله مهاجرانی مصاحبه اي انجام داده است كه در تاريخ 29/بهمن/84از شبكه "هما" پخش گرديد متن اين مصاحبه را در پي مي خوانيد .
داریوش سجادی:جناب آقای مهاجرانی، بعد از گذشت بيش از 16 سال از اسائه ادب سلمان رشدی به ساحت پيغمبر اسلام اکنون با چاپ کاريکاتورهای اهانت آميز در نشريات اروپائی بار ديگر جهان اسلام مواجه با توهين به مقدسات خود شده.
بياد می آورم که در خلال انتشار ک.............
ايران ما - معصومه شفیعی طی نامه ای با اشاره به اینکه تنها 28 روز از 6 سال حبس گنجی باقی مانده است توضیحاتی در مورد وضعیت نگهداری وی ارائه کرده است. متن کامل این نامه در پی می آید :
امروز، دوشنبه ، 1/12/84 دقيقا 171 روز است كه آقاي گنجي در انفرادي امنيتي 2 الف متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به طور غيرقانوني و در حداقل شرايط زيستي يك انسان به سر ميبرد. آخرين مرخصي ايشان حدود 9 ماه پيش بود. آخرين ملاقات ما 2 هفته پيش بود. از نظر جسمي شرايط مطلوبي ندارد كه امر با توجه به نگهداري ايشان در شرايط بسيار سخت انفرادي و در محدوديت بسيار شديد غذايي و دارويي و حتي بعضا محروميت از جيره دولتي، دور از انتظار نيست.
از كمر درد، زانو درد شديد، ناراحتيهاي مزمن گوارشي_ كه در اثر كمبود مواد غذايي و حذف كامل ميوه و سبزيجات ايجاد شده_ ، واريس، ضعف شديد جسماني، پايين بودن فشار خون و ... رنج ميبرد. گنجي را در بند 2 الف به حال خود رها كرده اند؛ آنها سعي كرده و ميكنند كه گنجي را فراموش كنند و اين فراموشي را به افكار عمومي نيز سرايت دهند. گوش شنوايي نيست كساني كه رسيدگي به امور مردم را تكفل كردهاند به تنها چيزي كه توجه ندارند و اهميت نميدهند حقوق همين مردمي است كه از بركت وجود آنان به اين پست و مقام رسيدهاند. به نظر ميرسد كه عقبنشيني در صحنه بين المللي بايد با ظلم و جور داخلي جبران شود.
دقيقا 28 روز ديگر محكوميت 6 ساله آقاي گنجي پايان مييابد. براي رسيدن آن روز لحظه شماري ميكنم. اميدوارم روزي برسد كه ديگر مجبور نباشم مظالم رفته بر خود و عزيزانم را روي كاغذ بياورم تا بلكه فرياد رسي بيابم.
آنان فكر ميكنند اگر نام گنجي را از رسانهها و مطبوعات داخلي حذف كنند، رفتار غيرانساني آنان با گنجي و گنجيها نيز فراموش ميشود.
سرنوشت محتوم و اسف بار عاملان به اين شيوهها با نگاهي گذار به تجربه رژيم بعث عراق و رژيمهاي غيردمكراتيك بلوك شرق در سالهاي اخير عبرت آموز است.
معصومه شفيعي
1/اسفند/84