
|
غزل واره پايان ديوان نبوت | |
|
عبدالکريم سروش | |
|
خرد آن پايه ندارد كه برو پاى گذارى بختيارى تو و بر مركب اقبال سوارى چون توان در تو رسيدن؟ به دويدن؟ به پريدن؟ نور پايى كه چنين با دگران فاصله دارى ليله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود تا چه ديدى كه چنين مستى و پرشور و شرارى شعله در خرمن تاريكى تاريخ فكندى چشم بيدار زمان بودى و خسبيده به غارى از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت طرفه فانوسى و آويخته بر طرفه منارى نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست از نگاه و نفست حق به طرف آمده، آرى به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم كيميايى است سعادت ز فتوحات تو جارى اى غزلواره پايانى ديوان نبوت حجت بالغه شاعرى حضرت بارى دولتى! اختر اقبال بلندى كه بخندى رحمتى! سينه آبستن ابرى كه ببارى شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنانى كوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى مژده يى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى يوسفستان جمالى هنرستان خيالى شكرستان وصالى ز شكر شور برآرى روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى به جهادى و مدادى و كتابى و شعارى توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى ز سوادى به خيالى، ز خيالى به هلالى پاى پر آبله جبريل و تو چالاك سوارى بال در بال ملائك به تماشاى رسولان طائر گلشن قدسى تو و خود عين مطارى به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى بر چنان خوان كريمى و چنان خيل كبارى ميهمان حرم ستر و عفاف ملكوتى در تماشاگه رازى و تماشاگر يارى با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى تو بر اركان شريعت نزدى سقف معيشت سير چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى به خدايى كه تو را شاهد سوگند قلم كرد كه حريفان قلم را به فقيهان نسپارى... اسفند ۸۴ | |
امروز عدهاي از آوردن نام جمهوري اسلامي هم عارشان ميآيد
دكتر سحابي هم ديندارياش خالصانه بود و هم سياست ورزياش مخلصانه
تهران- خبرگزاري كار ايران

استاد دانشگاه تربيت مدرس گفت: مراد حضرت امام (ره) از جمهوري اسلامي، جمهوري دموكراتيك بود اما امروز عدهاي از آوردن نام جمهوري اسلامي عارشان ميآيد.
به گزارش خبرنگار" ايلنا" محسن كديور در چهارمين سالگرد درگذشت دكتر سحابي، ايشان را از شخصيتهاي تاثيرگذار جريان تكوين نهضت اسلامي خواند و اظهار داشت: علم و دين و سياست و اخلاص چهار ركن زندگي سحابي را رقم ميزنند، هم ديندارياش خالصانه بود و هم سياست ورزياش مخلصانه.
وي افزود: گرچه سحابي از بنيانگذاران انقلاب اسلامي بود اما از همان ابتدا به شاخصترين چهره هاي منتقد برآمده از نظام تبديل شد.
كديور تصريح كرد: نامهاي وجود دارد كه معاني جمهوري اسلامي در آن از امام پرسيده شده است و ايشان نيز به آن پاسخ دادهاند، امام معتقد بود كه جمهوري اسلامي، جمهوري است مانند همه جمهوريها، يعني مانند جمهوري در ساير كشورها از جمله فرانسه است.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: در آن زمان وقتي اين اعتقادات امام را شنيديم، باور كرديم كه نظام جمهوري اسلامي مانند همان جمهوريهاي معمول در ديگركشورهاست.
وي با تاكيد بر اينكه از راي خود به جمهوري اسلامي دفاع ميكند، گفت در آنچه مراد از جمهوري اسلامي بود، قرار بود ميزان راي مردم باشد، آن زمان آزادي براي همگان بود حتي ماركسيستها و امروز حتي مذهبيهاي دگرانديش هم از داشتن رسانه محرومند، ببينيد تفاوت از كجاست تا به كجا.
كديور اظهارداشت: امروز در ميان روزهاي ملي كشور، مظلومترين روز 12 فروردين است و قرار است تعطيلي آن را هم بردارند، ديگر ما چه نيازي به جمهوري اسلامي داريم؟!
وي با بيان اينكه رييسجمهور عارش ميآيد كه نام حكومت را جمهوري اسلامي بنامد و در بيانات رسمياش حكومت اسلامي را مطرح مي كند، كه جاي سوال دارد، افزود: حتما رييس جمهور نكتهاي يافته است كه ديگر زيبنده نيست نظام را جمهوري اسلامي بنامد.
كديور افزود: امروز خبرنگاران خارجي ميپرسند چرا در اين چند ماهه كشور تبديل به كشور امام زمان شده است و اين قدر دم از مهدويت ميزنند.
وي با اشاره به آنچه فرايند تقدسگرايي در طول تاريخ ميخواند، اظهار داشت: در اين چند ماهه اين روند تشديد شده است، اگر زماني ائمه را مقدس ميپنداشتند، در دو دهه اخير به مقامات مقدسمان افزوده شده است.
وي مقدس زايي را نه مربوط به زمان حال بلكه امري با سابقه ارزيابي كرد و گفت: از قرن پنجم ما با قديس زايي مواجه بوديم و امروز هم عده اي به اين نتيجه رسيدهاند كه از مشكلات جامعه ما كمبود قدس است و بايد قديسها را اضافه كرد.
كديور در ادامه سخنانش به بيان ويژگيهاي حكومت جمهوري پرداخت و اظهارداشت: حكومتي جمهوري است كه آحاد مردم در آن از حقوق يكسان برخوردار باشد و اين افراد ذيحق باشند و همچنين توانايي استيفاي حقشان را داشته باشند.
وي افزود: جمهوري نظامي براي مردم رشيد است، مردمي كه به حدي از رشد رسيدهاند كه خود صلاحيت استيفاي حقوقشان را دارند، در اين صورت نيازي به ناظري ندارند كه مصلحت آنها را تشخيص دهند.
به گفته اين استاد دانشگاه در حكومت جمهوري كرسي مادام العمر نداريم، بنابراين در هر حكومتي كه فرد به شكل مادالعمر زمامداري را بر عهده دارند، حكومت جمهوري نيست.
وي مسول بودن زمامدار در مقابل مردم و حق نظارت مردم بر زمامداران را ويژگي ديگر جمهوري برشمرد و گفت: در حكومتهاي جمهوري قوه مقننه و رسانههاي آزاد مسووليت امر به معروف و نهي از منكر را دارند. بنابراين حكومتي كه در آن نهادهاي نظارتي مسدود شوند، قايل به پاسخگويي نيست.
وي افزود: در حكومت جمهوري زمامدار هيچ امتياز ويژهاي نسبت به مردم ندارد و اختيارات زمامدار درجمهوري منطبق بر قانون است.
آیه الله منتظری در دهه ی اول انقلاب ابتکارات ملی فراوانی را به نام خود ثبت کرد.یکی ازآنان هفته وحدت شیعه وسنی بود.مناسبت آن هم اختلاف روایتی است که بین شیعه وسنی در مورد سالروز ولادت پیامبر است. سنیان 12 ربیع الاول وشیعیان 17 ربیع الاول را جشن میگیرند. این فاصله را آیه الله منتظری هفته وحدت نامید که متاسفانه کمتر کسی از طراح این مناسبتها یاد میکند. البته کلمه وحدت سنی وشیعه یا وحدت حوزه ودانشگاه با تسامح انتخاب شده . نه سنی قراراست شیعه و نه شیعه قرار است سنی شود.همچنانکه نه حوزه میتواند دانشگاه گردد و نه دانشگاه میتواند حوزه. اما این هفته فرصتی است که توجه ها در کشور ما که دارای اکثریت شیعه است به اقلیت سنی و حقوق انها جلب گردد. من به این مناسبت طرح چند نکته را ضروری میدانم:
1-طبعا حکومت شیعی که رهبران مذهبی بیشترین تاثیر را در سیاستگذاری دارند، میتوانند در مناطق سنی نشین تبلیغات شیعی گسترده انجام دهند و ارزشهای سنیان را نادیده بگیرند ویا حتی در مواردی به آنها اهانت نمایند.اما این روش به جدائی اهل سنت از شیعه می انجامد.اعزام مبلغان افراطی شیعه به مناطق سنی نشین و برانگیختن حساسیت آنان به مناسبتهای مذهبی خاص در سالهای بعد از انقلاب و مخالفت با حضور سنیان در پستهای مدیریتی به نفع شیعه وکشور است.سنیان اکثر مناطق مرزی را در اختیار دارند وبه همین دلیل حتی از نظر امنیت ملی نیز اگر سرنوشت مدیریتی سنیان ایران که همگی از ایران دوستان جدی هستند به خودشان سپرده شود بهتر و تضمین دار تراست.
2-افراطیان عقیدتی در بین شیعیان وسنیان فراوان شده اند ودر سطح جهانی و ملی برای سرنوشت اسلام خطرآفرین شده اند.اهانت های علنی ونیمه علنی فراوان به مقدسات سنیان که امسال از حجم بیشتری هم برخورداربود از یکسو، وخشونتهای القاعده ای که بنام عقاید سنی حرم امامان شیعه را منفجر کرد از سوی دیگر، باعث شده که سنی وشیعه را در وضعیت خطرناکی قراردهد. جنگ پنهان قدرتها در منطقه ما متاسفانه در شرایط فعلی پشت سر مذهب شیعه وسنی قرار گرفته است. که نتیجه آن برای اسلام ومنطقه حساس ما بسیار تلخ خواهد بود.
هفته وحدت فرصتی است که طرفداران هردو مذهب و به خصوص رهبران دینی آنان به این نکات توجه کنند وبه خاطر پیامبری که سنی وشیعه از برکت اوست، به دام رویاروئی نیفتند.
برگرفته از وبلاگ http://marzeporgohar.mihanblog.com/
مراسم سالگرد درگذشت دكتر يدالله سحابي
به اطلاع عموم علاقهمندان ميرساند، مراسم بزرگداشت چهارمين سالروز درگذشت زندهياد دكتر يدالله سحابي، استاد دانشگاه تهران، كفيل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دولت شادروان دكتر محمد مصدق، از بنيانگذاران نهضت آزادي ايران، بنيانگذار دانشسراي تعليمات ديني و دبيرستانهاي كمال و كوثر، عضو شوراي انقلاب و وزير مشاور در امور طرحهاي انقلاب در دولت موقت انقلاب اسلامي در روز پنجشنبه 24 فروردين ماه از ساعت 16 تا 18:30 در حسينيه ارشاد واقع در خيابان دكتر شريعتي برگزار ميگردد.
سخنرانان اين مراسم بر حسب اعلام ستاد بزرگداشت آقايان مهندس امير خرم، مهندس عزت الله سحابي، دكتر محسن كديور و سركار خانم دكتر الهه كولايي خواهند بود.
روابط عمومي
نهضت آزادي ايران

|

لوتر كينگ ترور شد!
مردي كه براي آزادي و عدالت در آمريكا روياها داشت.
روز4 آپریل، سالروز ترورمارتین لوتر کینگ رهبر پرنفوذ جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان امریکا بود. کشیشی که به سبک گاندی وارد مبارزه مدنی شد، اما چنان فصیح و شمرده سخن میگفت که تاریخ امریکا چنین غرشی را به یاد ندارد. در سال 1929 در اتلانتا به دنیا آمد. لیسانس خود را در رشته جامعهشناسی از کالج مورهاوس دریافت کرد. درخواست وی برای ادامه تحصیل در مدرسه الهیات ییل پذیرفته نشد و به همین دلیل به چستر پنسیلوانیا رفت تا در مدرسه دینشناسی کروزر الهیات بخواند. در سال 1951 مدرک کارشناسی خود را در رشته الهیات دریافت کرد. در سال 1955 با درجه دکترای دین شناسی از دانشگاه بوستون فارغالتحصیل شد.
درسهاي جوامع پساسكولار
براي جوامع پيشاسكولار

در ساليان گذشته انديشمندي انساندوست و معنويتگرا (دكترمصطفي ملكيان)(1) در جايي گفته بود كه روشنفكر دو وظيفه دارد: "تقرير حقيقت و تقليل مرارت (مرارت فرد انسان و جمع انسانها يا جامعه)." در جامعه ما تفكر و عمل روشنفكري و توجه و دغدغههاي روشنفكران، گاه به طور عمده متوجه يكي از اين دو وظيفه ميشود. براي نمونه دغدغه صرف جهت تغيير سياسي براي تقليل مرارت و كاهش از رنج بشري در دهههاي 40 تا 60 در بيشتر روشنفكران (شريعتي تا حدودي استثناست) و يا دغدغههاي صرفاً نظري و فكري در بخشي از روشنفكران در دهه هفتاد و هشتاد (تا آنجا كه از برخي از آنان بيشتر بايد به عنوان فيلسوف و جامعهشناس و... نام برد نه روشنفكر) و البته در هر دو دوره بودهاند انسانهاي نخبه و يا پيرو، فرمانده يا سربازي كه دوبعدي بودهاند و فكري ـ سياسي (و به عبارتي پراكسيستي) انديشيدهاند و با نگرش ديالكتيكي به امور نگريسته، در ذهن و زندگي خود بين ذهن و عين اجتماعي ربط ديالكتيكي قائل بوده و بر همين مبنا عمل كردهاند.
همين مسئله در عرصه جهاني نيز وجود دارد؛ هابرماس يكي از برجستهترين انديشمنداني است كه به شدت به دنبال تقرير حقيقت بوده است، اما همواره سمت و سوي تقليل مرارت را در افق داشته است و اين نگرش و مبناي دوبعدي براي او ويژگيهاي خاص و برجستهاي را به ارمغان آورده است. او نهتنها به طور فردي و بياعتنا به اوضاع اجتماعي و زيست و سرنوشت مردم، به دنبال كشف حقيقت و سخنگويي فيلسوفانه بوده است و نه در قالب يك مصلح و فعال سياسي و حزبي كه تنها به دنبال تغيير و تحول در حوزه قدرت است عمل كرده؛ هر چند به هر دو نوع اين افراد و به اين شيوههاي رفتاري همواره نيازمنديم.
هابرماس يك روشنفكر «تمام» بوده و همواره سعي داشته است دغدغه تقرير حقيقت و تقليل مرارت و كاستن از رنج بشري را به هم پيوند بزند. يكي از خصايص و دستاوردهاي اين نوع روشنفكري ـ روشنفكري كامل ـ نگاه كل گرا و از بالا به جامعه و به عبارتي برخورد «مسئولانه» روشنفكري با مردم و اجتماع ميباشد.
از اين منظر است كه يورگن هابرماس در سخنراني ايرادشده در سمينار جايزه هولبرگ، مذهب را مورد بحث قرار ميدهد. منظر او در اين بحث كاملاً دوبعدي، عيني ـ ذهني..........
یک روایت میتواند خواندن جامعه مان باشد به زبان و لهجه خودمان یک روایت میتواند تعریف یک صحنه از ناملایمات روزگار ما یا از زیبایی های آن باشد در خاک وطن !
...گزارش نخواستن و ندانستن(؟) حاکمان روزگار از مردم از خاک وطن!
...فریاد از ظلمی که رفته و می رود بر آن!
...رساندن صدای آدمهایی که در آن دور دستها به سادگی هرچه تمامتر زندگی می گذرانند.
یک روایت ، جسارت بیان لحظه های ثبت نشده ای است که حرفهایی دارند که شاید خوابی خوش یا هولناک باشد که منتظر دیدنش هستیم.
یک روایت حتی میتواند پلی باشد به خوابی که می خواهیم ببینیم!

اما روایت..
در چند روز تعطیلات سفری خود به خود و ناخواسته درست شد با خانواده ، سفری به جنوب کشور از شهرهای زنجان ، تهران ، کاشان ، اردستان ،نایین ، اردکان ، میبد ، یزد ، رفسنجان ،کرمان ، ماهان ، بم ، ایرانشهر ، سرباز ، راسک ،چابهار، کنارک و عمان.
جایی که شروع به سفر کردیم از شهری با آب و هوای عالی شهری که کشاورزی و دامداری و صنعت(البته در حد اجازه) پر آب و گاز(؟) ...بود حرکت آغاز شد در کشورم ایران جاهای زیادی سفر کرده ام تا بحال مسافرتی ۴۸ ساعته که فقط در راه باشم و حرکت مدام ، نداشتم .
در سفر دیدم که شهرهایی که آدمهای سرشناس(؟) در آن زندگی میکردند چه امکانات و پیشرفتهایی برای آن دیار آورده اند. در شهرهای شروع سفرم گفتم شاید اینطور نباشد ولی تا شهر رفسنجان و کرمان و... دیدم آدمهایی اینجا به دنیا آمده اند که به ریاستها و پستهای آنچنانی رسیده اند.
برگشتم و مروری بر تاریخ این سرزمین در سی سال گذشته انداختم .دیدم اینچنین بود که فکر میکردم ، آدمها به محض رسیدن به جایی ، پستی ، مقامی ، منصبی ، و... بدون آنکه لحظه ای به این فکر کنند که این همه مردم آن سرزمین است که او را به آن جایگاه رسانیده ! به شهر و دیار خود رسیده اند و میرسند ...
ول کردم گفتم شاید اینچنین نیست ولی تا سفرمان از بم به آن طرف گذشت دیدم هیچ پیشرفتی به این شهرها نیامده شغل مردم شده قاچاق بنزین و گازوئیل و مواد مخدر و...
باز برگشتم به میلیونها سال پیش ، دیدم که این سرزمین کهنترین سرزمین است که در خاکش فسیلهای آن ، میلیونها سال پیش برای من نفت و گاز آورده و دریغ و درد که این سرزمین خود بی نصیب از آن شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!
و چه روایت کنم که این سفر برایم دردی شد عمیق و بر دردهای دیگرم افزود.