محسن مخملباف فيلمساز برجسته ايرانی که هفته گذشته به مناسبت برگزاری برنامه بزرگداشت و مرور بر آثار فيلم های فيلمخانه مخملباف در جشنواره ايروان ارمنستان حضور داشت بخاطر دستاورد هنری يک عمر، جايزه پاراجانوف را دريافت کرد.
مخملباف هنگام دريافت اين جايزه گفت: « اين اولين بار نيست که من جايزه ای می گيرم. تا کنون خانواده مخملباف هفتاد و پنج جايزه بين المللی را بابت آثار خود دريافت کرده است. اما اين جايزه احساس ديگری را در من برانگيخته است چرا که نام پاراجانوف بزرگ را بر خود دارد و من اکنون به شدت جلوی گريه خود را گرفته ام چرا که پاراجانوف اين جايزه را با دستهای خود در زندان شوروی ساخته است. پاراجانوف برای آزادی و هنرش چهار سال و نيم در زندان بود. از اين بابت من احساس مشترکی با او دارم، چرا که من در هفده سالگی چهار سال و نيم بخاطر آزادی در زندان بودم. دلم می خواهد اين جايزه را من هم متقابلا تقديم کنم به بزرگمردی چون اکبر گنجی که بخاطر آزادی سالها زندان خانه اش بود.
قيام همگاني مردم ايران در روزهاي پاياني تيرماه 1331 و پيروزي آن در روز سيام تيرماه همان سال از فرازهاي بزرگ و پرافتخار تاريخ مبارزات ملّي, ضداستبدادي و ضداستيلاي خارجي ملّت ايران بهشمار ميرود.
دولت دكتر محمد مصدق در 29 ارديبهشت سال 1331، بر اساس يك تصويبنامه غير قانوني، دستور توقف انتخابات مجلس هفدهم را صادر كرد . در حالي كه فقط هشتاد نفر از 136 نماينده انتخاب شده بودند.
روز 30تير 1331 روز قيام مردم ايران عليه نظام شاهنشاهي و براي احقاق حقوق خود و برقراري دموكراسي و حاكميت مردمي بود. در اين روز، مردم بهنداي پيشواي بزرگ خود، دكتر محمد مصدق، كه پرچم استقلال و آزادي را برافراشته بود، پاسخ دادند و در سراسر كشور قيام به آزادي نمودند تا نگذارند پرچمي كه برافراشته شده بود، برزمين افتد. در آن روز، مردم فرياد استقلالطلبي و آزاديخواهي خود را در شعار «يامرگ، يامصدق» بهگوش جهانيان رسانيدند و آنهايي كه گلولههاي سربي ايادي استعمار، در جانشان نشست، در آخرين دم حيات، سرفرازانه با خون خود نوشتند: «از جان خود گذشتيم، با خون خود نوشتيم، «يا مرگ يا مصدق»». سرانجام در آن روز، مردم، نيروهاي سركوبگر شاه را بهزانو درآوردند و بر دشمنان آزادي و ......
دفاعیه عیسی سحرخیز، مدیر مسئول ماهنامه آفتاب
.
امروز آخرین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عیسی سحرخیز مدیر مسول نشریات اخبار اقتصاد وآفتاب بر گزار شد. متن کامل دفاعیات وی در ادامه می آید:
به نام خداوند جان و خرد
بود آیا که در میکده ها بگشایند ، گره از کار فرو بسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند ، دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
.
ریاست محترم دادگاه، اعضای محترم هیات منصفه،
اجازه دهید این نکته را بیان کنم که آنچه که در دفاعیات خود در مورد ماهنامه "آفتاب" اظهار می دارم، در بسیاری از نکات کلیدی همانند "روزنامه اخبار اقتصاد" است و لذا مفروض می دارم که آن نکات مورد عنایت قرار گرفته و از تکرار آن پرهیز می کنم تا وقت دادگاه و اعضای حاضر در جلسه گرفته نشود.
نکته دیگر اینکه " آفتاب" نیز بیش از دو سال است که توقیف موقت شده و در این مرحله حتی بازجویی لازم نیز به عمل نیامده است و آنچه که شما پیش رو دارید، همانگونه که ملاحظه می فرمائید مربوط به دو سال اول انتشار مجله است و گویا این دادگاه به دلایل قانونی و اداری، خود را صاحب صلاحیت در رسیدگی به دیگر موارد نمی داند.
ذکر این نکته نیز لازم است که بر خلاف روزنامه اخبار اقتصاد که از لحاظ ماهیت، مخاطبان و دوره زمانی، جنبه عمومی بیشتری داشت و در شمارگان گسترده – در اندازه های یک روزنامه تخصصی- چاپ و توزیع می شد. ماهنامه " آفتاب " یک نشریه تخصصی تئوریک بود که نخبگان جامعه، فارغ از دیدگاه و تعلق سیاسی، اقتصادی و مذهبی خود، به آن عنایت خاص داشتند. با این وجود، به دلیل تعداد این افراد و توجهی که به مباحث نظری و اندیشه ای می شود، شمارگان آن محدود بود و مردم عادی نه چندان رغبتی به خواندن آن داشتند، و نه از دانش لازم و پایه های تئوریک کافی بهره مند بودند که بخواهند آن را چون یک روزنامه و یا حتی مجله عمومی مورد مطالعه قرار دهند.
ریاست محترم دادگاه، اعضای محترم هیات منصفه،
در بررسی پرونده ماهنامه آفتاب نکات چند دیگری وجود دارد که اگر مورد عنایت قرار نگیرد، می تواند اثر منفی بر روی حکم صادره از جانب شما داشته باشد. همانگونه که پیش از این بیان داشتم، پیشینه و عملکرد گذشته مدیر، دست اندرکاران و نویسندگان اصلی مجله از جمله اغلب افرادی که مطالبشان در کیفرخواست گنجانده شده است، به خوبی نشان می دهد که آنان در پیروزی انقلاب و سقوط نظام شاهنشاهی نقش مستقیم داشته، در سطوح مختلف و با ماموریت های گوناگون در برابر تجاوز بعثیان به سرزمین اسلامی ایران ایستاده اند و در این راه خود و بستگان نزدیکشان شهید، یا معلول شده اند و طبیعتا حاضر نیستند که نظام برامده از تلاش آنان بازیچه دست کسانی شود که می خواهند نظام و اسلام را از راه اولیه آن منحرف کرده و چون پوستینی وارونه به ملت ارائه دهند تا منافع مادی شان تامین شود. همانگونه که در نشستی که چند روز پیش از تعطیلی فله ای مطبوعات در وزارت ارشاد، من و دیگر اصلاح طلبان و روزنامه نگاران مستقل تاکید کردیم، ما حاضریم سابقه عملی خود را در پیروزی انقلاب و دفع متجاوزان در یک کفه ترازو بگذاریم و دیگران هم در کفه ی دیگر. آنگاه مشاهده خواهید کرد که
" میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است"
دیگر نکته اینکه، همانگونه که مرحوم دکتر علی شریعتی در سخنرانی ها و مکتوبات خود به ویژه در مطالب مرتبط با "مذهب علیه مذهب" و " تشیع علوی و تشیع صفوی" به کرات عنوان...

لطفالله ميثمي
براي تويي كه مرا هيچ و هرگز نديدی
براي تويي كه تو را هيچ و هرگز نديدم
دوست ندارم راوي قصهاي از ياد رفته و يا يادآور خاطرهاي دور و تلخ باشم. هميشه وقتي ميخواهم از سختترين روزهاي آن مبارزههاي پرنشيبوفراز بگويم دلم ميخواهد از همانجا حرف بزنم، از روز آزمون و تجربهام براي قبول "تولد دوباره" و حالا از تلاش پاك ...
زمان و زميني براي تمرين نداريم
رضا عليجاني در رابطه با اين پرسش، كه اينك پرسش «نامه» هم شده است، كه چرا جامعه ايراني شكل حزبي نميگيرد تاكنون بحثهاي مختلف و ريشهيابيهاي گوناگوني صورت گرفته است. تكرار جزئيات آن تحليلها، هر چند بعضاًً مقرون به حقيقت هم بوده باشند، راهي نميگشايد و شايد ملالآور هم باشد. بنابراين به نظر ميرسد اندكي موشكافي خود پرسش و واكاوي اصل سؤال و سپس توجه به برخي ابعادي كه كمتر به آن توجه گرديده، خالي از فايده نباشد. درست است كه بحث احزاب در شكل كنوني آن امري متعلق به دنياي جديد و جوامع صنعتي و شهرنشين، و با حاكميت دولت – ملت ميباشد، اما فعاليت گروهي براي اهداف مشترك چه در حوزههاي سياسي و چه در حوزههاي اقتصادي در گذشتهها نيز ردپايي قوي و حتي گاه به همان شدت و ابعاد دنياي كنوني دارد. سادهترين مثال اسماعيليه است كه يك حزب سياسي قوي و گسترده بوده است. جمعهاي صنفي كه هر يك ، يك راسته بازار و يك شغل را نمايندگي ميكرد، در برخي مقاطع در تاريخ ايران مثلا در دوران صفويه حضوري جدي داشته است. انجمنهاي صنفي در دوران مشروطيت قدرتمند بودند و تركيب نمايندگان ....