تبليغاتX
حركت براي رهايي
شعبون بی‌مخ در سالروز 28 مرداد مُرد
بیژن صف سری -

سال ها قبل از انقلاب وقتی جوان 16-15ساله ای بودم خانه ما در محله سرسبیل تهران در کوچه بسطامی بود ، این کوچه میانبری داشت به کوچه حمام خورشید که در انتهای آن زور خانه ای بود بنام " پوریای ولی" که هر شب جمعه مراسم ورزش باستانی در آن برگزار می شد و بالطبع همه بچه های محل هم برای دیدن این ورزش سر و دست می شکستند چرا که می توانستند از نزدیک ضمن تماشای ورزشکارانی که با بازوان ستبر و شکم های برآمده میل و کباده و ایضا چرخ می زدند را ببینند ، ضدای خوش نوای مرشد غزل خوان زرو خانه ، آقا مهدی را هم بشنوند،
یادم هست یک روز که با پدرم از کوجه حمام خورشید رد می شدیم آقا جواد صاحب زورخانه پوریای ولی جلو راهمان سبز شد و ضمن سلام و احوال پرسی از پدرم خواست که شب جمعه به زورخانه برود و در گلریزانی که برای یکی از اهالی محل که در اثر بیماری خانه نشین شده بود و با چند سر عائله دیگر قادر به کارکردن نبود ، شرکت کند ، و اضافه کرد که برای جلب آدم های خیر محل از شعبان جعفری هم خواسته است تا به همراه ورزشکاران باشگاهش به این گلریزان بیایند .
پدرم در ابتدا از دعو ت آقا جواد که برای امر خیرقصد گلریزان داشت استقبال کرد اما همین که شنید شعبان جعفری هم در این گلریزان حضور دارد اخم هایش را در هم کرد و گفت آقا جواد شما که خودت هم از پیش کسوتان ورزش باستانی هستی و هم صاحب باشگاه ، از آن گذشته این امر خیری را هم که قصد انجامش را داری مربوط به یکی از اهالی همین .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 17:37  توسط آشناي ديرينه  | 

 
دين در دوران مدرن به كجا مي رود؟

دكتر عبدالكريم سروش

سنت و مدرنيته دو مغالطه بزرگ دوران‌اند – نه سنت هويتي است واحد و نه مدرنيته. نه دين گوهر ثابتي دارد، نه تاريخ و هر كدام از اينها را كه واجد ذات و ماهيتي بدانيم، دچار مغالطه‌اي شده‌ايم كه جز خاك افشاندن در چشم داوري، ثمري و اثري ندارد.

سئوال از اينكه مدرنيته با دين چه مي‌كند، سئوالي است به‌غايت ابهام‌آلود و اغتشاش‌آفرين و عين افتادن در مغالطه يادشده. ابتدا بايد به شيوه فيلسوفان تحليلي سئوال را بكاويم تا راه براي يافتن پاسخ هموار شود. مدرنيته نه روح دارد و نه ذات. مدرنيته چيزي نيست جز علم مدرن، فلسفه‌هاي مدرن، هنر مدرن، سياست مدرن، اقتصاد مدرن، معماري مدرن و امثال آن‌ها و وقتي مي‌پرسيم مدرنيته با دين چه مي‌كند؟ درحقيقت ده‌ها سئوال را بر هم ريخته‌ايم و طالب پاسخ واحد شده‌ايم كه امري است دست‌نيافتني. بايد بپرسيم علم جديد با دين چه مي‌كند؟ فلسفه‌هاي جديد با دين چه مي‌كنند؟ سياست جديد با دين چه مي‌كند و قس علي هذا. و حكم هر كدام را جداگانه به‌دست آوريم. در ميان آوردن قصه "عقلانيت جديد" هم دردي را دوا نمي‌كند كه چون بالاخره عقلانيت جديد همان است كه در علم و فلسفه و اخلاق و هنر جديد پديدار شده است و لذا دوباره به همان جاي اول برمي‌گرديم. تازه دين هم مصداق واحدي ندارد، غرض‌مان اسلام است يا مسيحيت يا بوديزم يا اديان ديگر؟

پس سئوال مشخص في‌المثل اين است كه علم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 17:36  توسط آشناي ديرينه  | 

به بهانه نقد متقابل سروش و نصر
جدل احسن
محمد قوچانی
بانیان اجلاس «دین و مدرنیته» بنای آن داشتند كه دو متفكر ایرانی سیدحسین نصر و عبدالكریم سروش را روز بیست و ششم مردادماه ۱۳۸۵ در حسینیه ارشاد تهران گردهم آورند و به هم سخنی وادارند. نه نصر توانست به ایران بیاید و نه سروش توانست در حسینیه ارشاد حضور یابد اما آن هم سخنی رخ داد تند و عتاب آلود.
در آغاز سیدحسین نصر بدون آنكه نامی از سروش برد پروژه نوگرایی دینی را كم اهمیت خواند: «بنده به بیشتر روشنفكران نیمه متجدد و مسلمان توجه زیادی ندارم و اصالتی در فكر آنان نمی بینم. آنان بیشتر تسلیم تفكر دین ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 19:44  توسط آشناي ديرينه  | 

در گفتگو با سروش :

مبنای مشروعیت،عدالت است


اکنون کمابيش می‌توان گفت که اصلاح‌طلبان به نوعی سکولاريسم سياسی رسيده‌اند ولو اين نام را نياورند من مطمئنم که اگر بعدها قدرت دوباره به دست اصلاح‌طلبان بيفتد، دست‌کم به لحاظ نظری، بسيار روشن‌تر از پيش خواهند بود و شفاف‌تر عمل خواهندکرد. شما با اين جمله من آشناييد و من در نوشته‌های خودم کراراً آورده‌ام که شجاعت در عمل، فرزند بصيرت در نظر است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 19:34  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 19:12  توسط آشناي ديرينه  | 

عزت‌‏الله سحابي در پنجاه و سومين سالگرد كودتاي 28 مرداد كه به سقوط دولت دكتر محمد مصدق منجر شد، گفت: اگر امروز مصدق حضور داشت، تلاش براي استقرار آزادي و دموكراسي و ايجاد فضاي باز سياسي را كه در آن هر كس بدون دغدغه بازداشت و تعقيب امكان اظهار نظر داشته باشد، اولويت كار خود قرار مي‌‏داد.

رييس شوراي فعالان ملي- مذهبي نظام سوسيال- دموكراسي مورد نظر دكتر مصدق كه مبتني بر توسعه درون‌‏زا و ملي بود و نيز اقتصاد مستقل منهاي نفت را، دستاوردهاي دولت ملي دكتر مصدق خواند و اظهار داشت: اگر دولت دكتر مصدق مي‌‏ماند، ما به يك اقتصاد ملي پيشرفته دست مي‌‏يافتيم. اقتصاد ملي مصدق كه اقتصاد منهاي نفت ناميده شد، به اين معنا بود كه اقتصاد ايران بدون تكيه به نفت توسعه يابد. مصدق بعد از ماجراي 30 تير 1331 به سمت سوسيال- دموكراسي كه يك توسعه درون‌‏زا و متكي بر نيروي انساني بود، گرايش يافت كه اين نيز مي‌‏توانست در صورت تداوم، توسعه ايران را به همراه داشته باشد.

وي منزوي شدن دربار محمدرضا شاه و استقرار آزادي را از اقدامات سياسي دولت مصدق دانست و گفت: مصدق با آنكه قصد براندازي دربار و سلطنت را نداشت اما با اقداماتش دربار را در مقابل مردم منزوي و ماهيت آن را آشكار و روشن كرد كه دربار بدون اتكا به قدرت‌‏هاي خارجي نمي‌‏تواند كاري انجام دهد.

به اعتقاد سحابي، مصدق به آزادي احزاب و مطبوعات پايبند بود، در دوران دولت ملي بر احزاب فشاري وارد نمي‌‏شد، هيچ حزب و گروهي در خطر تهديد و انحلال قرار نداشتند و روزنامه‌‏ها بيم توقيف نداشتند.

وي افزود: احزابي كه در دوران دكتر مصدق فعال بودند، اشتباهاتي داشتند؛ از جمله حزب توده بلافاصله بعد از كودتا طي دو رساله از خود انتقاد و بيان كرد كه اشتباه كرده است. احزاب در صورت وجود آزادي بايد احساس مسووليت ملي كنند اما حزب توده و احزاب راست آن زمان، اين احساس را نداشتند كه اين مساله هم به شكست دولت ملي مصدق كمك كرد.

رييس شوراي فعالان ملي- مذهبي با بيان اينكه كودتاي 28 مرداد با اصرار دولت چرچيل و با همكاري انگليس و آمريكا انجام شد، اظهار داشت: كودتا به هر صورت انجام مي‌‏شد اما شكست دولت ملي مصدق مساله ديگري است كه عوامل ديگري داشت؛ از مهمترين اين عوامل انشعاب نيروهاي ملي بود، اختلافات نيروهاي ملي پشت دولت مصدق را خالي كرد و آن را در مقابل دربار و عوامل ضد نهضت ملي تنها گذاشت، بنابراين دولت مصدق دير يا زود شكست مي‌‏خورد حتي اگر كودتايي واقع نمي‌‏شد.
وي پيشنهاد بانك جهاني در مورد خريد نفت ايران در دوران مصدق را كه برخي پذيرش آن را مانع وقوع كودتا مي‌‏دانند، خلاف منافع ملي ايران ارزيابي كرد و گفت: اين پيشنهاد، دولت ايران و شركت ملي نفت را دور مي‌‏زد و معاملات نفت ايران را خودش انجام مي‌‏داد و به اين ترتيب دولت ايران از اين معاملات حذف مي‌‏شد.

سحابي تصريح كرد: اگر دولت مصدق سقوط نمي‌‏كرد، ايران در مسير پيشرفت قرار مي‌‏گرفت. بعد از كودتاي 28 مرداد درآمد نفت به دليل قرارداد كنسرسيوم افزايش يافت اما اين درآمد به جاي آنكه صرف سرمايه‌‏گذاري و توسعه شود، صرف مصارف ديگر شد. اگر ملتي مي‌‏خواهد به توسعه و ترقي برسد، بايد صرفه‌‏جويي و پس‌‏انداز كند نه مصرف. اين مساله‌‏اي است كه امروز هم اتفاق مي‌‏افتد و مي‌‏بينيم كه با وجود افزايش درآمد نفت، توسعه صنعتي و اقتصادي به وجود نمي‌‏آيد و حتي كارخانجات با بحران ورشكستي مواجه مي‌‏شوند.

منبع: ايلنا

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 20:26  توسط آشناي ديرينه  | 

متن مصاحبه با دكتر عبدالكريم سروش (بر گرفته از روزنامه شرق)

اميرحسين خداپرست

*آقاي دكتر سروش، ضمن خوشامدگويي به شما به جهت بازگشت به ايران، اگر امكان دارد كمي درباره فعاليت‌هاي پژوهشي‌تان در سال‌هاي اخير که در ایران حضور نداشتید، توضيح دهيد.

 به نام خداوند. بنده هم از بازگشت به وطن و نیز آمدن شما به اينجا خشنود و سپاسگزارم.

به اختصار عرض مي‌كنم كه در شش سال اخير كه من در ايران نبودم، دو سال را در آمريكا در دانشگاه‌ هاروارد، دو سال را در دانشگاه پرينستون و دو سال اخير را در موسسه مطالعات عالي در برلين بودم. موسسه مطالعات عالي برلين، يك موسسه پژوهشي است كه هر سال چهل نفر از محققان سراسر جهان را به مدت چهل هفته در برلين اقامت مي‌دهد و براي آنها امكانات تحقيق در رشته‌هاي گوناگون را فراهم مي‌آورد. بنده به طور نسبتاً استثنايي مدت دو سال در اين موسسه مشغول تحقيق بودم. عمده پژوهش من مربوط مي‌شد به انديشه معتزله و تجديد تجربه اعتزال و نسبتي كه انديشه اعتزال با افكار و دوران جديد برقرار مي‌كند و به خصوص از ميان انديشه‌هاي جديد، مسئله حقوق بشر و چگونگي بنا كردن يك اخلاق سكولار بر مبناي انديشه‌هاي معتزليان. در اين ميان البته من كارهاي ديگر هم مي‌كردم كه شرح آنها مفصل است و به همين اجمال قناعت مي‌كنم.

*بحث ما درباره نسبت ميان دين و مدرنيته است. جنابعالي در اين زمينه بسيار انديشيده‌ايد و بحث‌هايي را هم در مكتوبات خود ارائه كرده‌ايد. به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه مؤلفه‌هاي مدرنيته چه هستند و چه نسبتي با سنت برقرار مي‌كنند؟

به نظر من هر فهرستي که ما از مولفه ها و مقومات مدرنيته به دست بدهيم يك فهرست موقت و ناقص است. به اين معنا كه انواع و اقسام فهرست‌ها را مي‌توان از مقومات مدرنيته به دست داد ولي قبل از اينكه من وارد بحث از مقومات مدرنيته شوم، مايلم اين نكته را در اينجا به تصريح بياورم و بر آن تأكيد كنم كه از «مدرنيته»، از «سنت»، از «عقل»، از «غرب» و امثال اينها به اين نحو كلي سخن گفتن، ما را به هيچ جايي نمي‌رساند. وقتي كه ما مي‌گوييم «عقل مدرن» يا «مدرنيته» يا «سنت» يا «عقل سنتي»، همه اينها كلماتي است به غايت مبهم و مجمل. علت ابهام آنها هم اين نيست كه ما معناي عقل يا سنت يا تجدد را نمي‌دانيم. علت ابهام اين است كه اينها در دل خود يا زيرِ خود، ده‌ها و بلكه صدها مطلب را نهفته دارند. وقتي ما با يك كلمه يا يك مفهوم به آنها اشاره يا درباره‌شان داوري مي‌كنيم و بر آنها حكم مي‌رانيم، دچار مغالطه‌اي مي‌شويم كه منطقيون ما به آن مغالطه «جمع‌المسائل في مسئله واحده» مي‌گفتند. يعني ده‌ها مسئله را در يك صندوق و در يك انبان ريختن و همه را مورد داوريِ واحد قرار دادن و از اين طريق ذهن را برآشفتن و فضاي داوري را تيره و وهم‌آلود كردن. من مايلم از اين نارسایی ها و ابهام آفرینی ها حذر كنم. و بر اساس آن حكمتی كه در انجيل آمده است كه مي‌گويد: «تُعرف الاشجار باثمارها» (درختان را از روي ميوه‌ها بايد شناخت) معتقدم چه براي «سنت»، چه براي «مدرنيته»، چه براي «غرب»، چه براي «عقل» و چه هر مفهومي از اين قبيل نبايد يك هویت مستقل قائل باشيم؛ گويي كه خداوند يك چيزي به نام مدرنيته آفريده است يا از دل تاريخ چيزي، موجودي، هيولايي بدان نام بيرون آمده است. نبايد اين كار را بكنيم. آفت‌هايش را عرض ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 20:14  توسط آشناي ديرينه  | 

در 27 سال اخير ، هيچ دوره‌‏اي اين همه كينه ورزانه نبوده است ، دايره مميزي كتاب ، هم اكنون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به انبار كتاب‌‏ها تبديل كرده است.


"سيد علي صالحي" درباره قول هاي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره مبارزه با هر نوع بي عدالتي در حوزه فرهنگ و هنر گفت ‌‏: فكر مي‌‏كنم در جامعه امروز ما ، واژه تاسف بيشترين مصرف ممكن را دارد . من هم متاسفم براي چنين روزگار عبوسي ! وقتي كه نتيجه شعار مهرورزي دولتي ، برخورد با دانشجويان و زنان از آب درمي‌‏آيد و وقتي دستاورد قول مردانه آوردن پول نفت بر سر سفره فقيران ، چيزي جز توزيع فقر نباشد ، طبيعي است در چنين شرايطي , فرهنگ و كتاب و هنر هم به چه سرنوشتي دچار مي‌‏شود.
وي تصريح كرد : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي احتمالا بر اين باور است كه شعر ، كلام و نوشته‌‏هاي ما موجبات فقر و نكبت را پيش آورده است . احتمالا معتادان ميليوني بعد از مطالعه دقيق آثار ما از صراط مستقيم منحرف شده اند . فساد ، فحشاء ، فقر ، بي‌‏كاري و اختلاف فاحش طبقاتي ، ركود ,‌‏ تورم , گراني كمر شكن , سقوط بي سوال محرومان در اعماق گرسنگي و بي پناهي و همه و همه زير سر كلمات ما است.
صالحي با اشاره به ميليون‌‏ها ايراني كه زير خط فقر زندگي مي‌‏كنند ، گفت‌‏ : اين آمار همين دولت است ، نه تشويش اذهان عمومي و تبليغ عليه اين و آن . پرسش من اين است كه آثار ما در 3 هزار صفحه چگونه مي‌‏توانند ، اين همه ويراني به بار آورد‌‏؟
وي اظهارداشت ‌‏: در 27 سال اخير ، هيچ دوره‌‏اي اين همه كينه ورزانه نبوده است . دايره مميزي كتاب در وزارت ارشاد ، آن را به انبار كتاب تبديل كرده است، ناشراني را مي‌‏شناسم كه همه اندوخته خود را روي كار كتاب گذاشته و همه دستاورد او در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به گروگان زمان درآمده است ؛ چرا ؟ چرا به اين ياس عمومي دامن مي‌‏زنند؟ معناي مهرورزي فرهنگي اگر اين است ، واي اگر از پس امروز بود فردايي . اگر مبارزه با بي عدالتي در حوزه فرهنگ و هنر اين است كه من به تمام معناها و تعاريف شناخته شده در اين امور شك خواهم كرد.
صالحي با بيان اين نكته كه الفبا و ادبيات سياسي را بايد از نو تعريف كرد ، گفت ‌‏: متاسفانه تمام كساني كه در پي راي و مقام هستند ، قبل از اين كه به جايي برسند حرف‌‏هايي مي‌‏زنند . اما پس از آن يك نفر ديگر مي‌‏شوند . پس چه كسي به اخلاق سياسي پاسخ مي‌‏دهد ؟
اگر سياست اخلاق‌‏پذير نيست‌‏ , مروت انساني خود را احياء كنيد.
صالحي با اشاره به اينكه شيوع افسردگي فرهنگي به نفع هيچ‌‏كس نيست ، ادامه داد : ما مي‌‏نويسيم كه نكبت ، فقر , فحشاء , رنج و گرسنگي نباشد . ما به نفع آزادي و عدالت مي نويسيم تا روياهاي ما از جنس صلح و سعادت باشد ، نه دشمني و نفرت افكني.
اين شاعر ، در خصوص وعده هاي مبتني بر توزيع عادلانه امكانات براي هنرمندان گفت‌‏ : اگر مقصود از اين مساله ، توزيع عادلانه امكانات ميان خودي‌‏ها باشد ، بله تاحدودي به قول خود عمل كرده است ؛ حداقل از طريق رسانه ها و يا بالعينه ، مي‌‏بينيم كه پشت سر هم كانون‌‏هاي فرهنگي , بنيادهاي قلمي , گروه ها و تشكلات فرهنگي دولتي تاسيس شده ، اما هرگز فعال نمي‌‏شوند و اگر هم فعال‌‏شوند ، تاثيرگذار نيستند و به اعتبار اجتماعي نمي رسند . سمينار , كنفرانس , مجمع عمومي , چاپ چندين جلد كتاب , تصرف مكاني ميلياردي , سوخت هزينه هاي مالي , بزرگداشت , شب شعر , شب داستان ‌‏, تبليغات در رسانه هاي دولتي , سفرها و دعوت‌‏ها هست ، ولي هرگز به آن جايگاه كه بايد نمي رسند.
وي با اشاره به اين كه نفس و ذات هنر در اعتراض و نقد نهفته است ، اظهار داشت : اگر عدالت اين است كه هر منتقد و مخالف و اهل قلم مستقل و شرافتمندي را به زاويه‌‏اي منزوي ‌‏اش كنند ، اعطاي امكانات پيشكش ، بي‌‏شك عدالت به نحو احسن رعايت شده است . واي به دولتي كه نتواند سخن منتقد و مخالف خود را بشنود.
صالحي در خاتمه ، در خصوص سانسور و اعمال آن بر رسانه‌‏ها اظهارداشت : سانسور و اعمال سانسور بر رسانه‌‏ها در حدي است كه اگر كار مثبتي هم شده باشد ، شايد سانسور شده است. اين سانسور, حاكم و محكوم را مي‌‏بلعد . من خبر ندارم و حتي حاضر نيستم كه براي چانه زدن و پي‌‏گيري سرنوشت آثار توقيف شده خود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نزديك شوم ! البته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم نمي‌‏تواند ، با گلايه از كارمندان آن اداره و وزارتخانه ‌‏, تقصيرات را متوجه ديگران بداند . مسووليت‌‏پذيري در سطح ملي با عامل انسداد شدن خيلي تفاوت دارد . پشيماني بزرگي در پيش است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 19:59  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 20:34  توسط آشناي ديرينه  | 

علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران در تجمعی که برای صلح در برابر دفتر سازمان ملل برگزار شده بود ، اشعاری خواند که در ادامه می خوانید :

خواب آدمها را می آشوبند
تندیس سربین آشتی را
با پای چوبین
می سازند
و عقاب خونین بال جنگ را
با پال پرواز فرشتگان
می آرایند .
ابرها رگبار خون می بارند
و عجوزکان سحرخوان
در دشتهای سبز
بذر سرب و آتش و خردل می کارند
برق لیزر
در یاخته یاخته کودک شیرخوار
که می دود
تندر بمب می ترکد و می غرد
در بیروت و بنت جبیل ،
قانا و حیفا
و زان سپس
آوار سنگ و خاک
چوب و ترکش و آهن
می بارد
بر دست و پا و چشم و بر دل آدمها
خوابم را
عجوزکان سحرگر نفت – پول – اسلحه
می آشوبند
سپید کبوترکم ،
مرغکم ،
دلارامم
و آوکوی بوف نحس مرگ
بر ویرانه های هر دو سوی
که می تازد
فریاد در گلوی آن زن حیفایی است
که می شکند
و دُرّ اشک ،
تلخ تلخ ،
گرم گرم
در صدف چشم آن کودک صیدایی است
که سنگ می شود .
سپید کبوترکم ،
مرغکم ،
دلارامم
عفریت مرگ آنک
با بالهای خونین رنگ
با ورد عجوزکان نفت – پول – اسلحه
می غرد
و دیدبانش دیوی است
با چنگ آهنین و جامه سرین فام
سپید کبوترکم ،
مرغکم ،
دلارامم
بال بگشای و به پرواز درآی
و به پرواز خود ویران کن
جادوی ساحرکانِ نفت – پول – اسلحه را
که به ورد خود هر دم
خواب آدمها را می آشوبند .

10/5/85

*** دو رباعی برای صلح

در خرمن صلخ اخگر جنگ مباد
وین بوم اسیر دام نیرنگ مباد
با مرکب صلح سبز باز آمده ای
در راه تو هیچ خار و خرسنگ مباد

بهروزی مردمان سرافرازی ماست
پیروزی شان سزای جانبازی ماست
با پرچم صلح ما به میدان شده ایم
دنیا همه در شگفت زین بازی ماست

3/8/82

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 18:55  توسط آشناي ديرينه  | 

عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران اعلام کرد که در پی درگذشت اکبر محمدی دانشجوی زندانی در زندان اوین به دلیل اعتصاب غذا ، امروز 4شنبه گردهمایی اعتراض آمیزی در اعتراض به نقض حقوق بشر و زیر پا گذاشته شدن بدیهی ترین حقوق زندانیان سیاسی در محل سازمان دانش آموخگان و با حضور فعالان تحولخواه و دانشجویان ایران برگزار خواهد کرد .

 وی گفت : این برنامه به دعوت شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان و شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و از ساعت 6 الی 8 بعد از ظهر انجام خواهد گردید.

همچنین محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز گفت: انجمنهای عضو دفتر تحکیم وحدت فردا در اعتراض به نقض حقوق بشر و درگذشت اکبر محمدی در زندان اوین در گردهمایی اعتراضی در دفتر ادوار تحکیم حضور خواهند داشت .

آدرس سازمان دانش آموختگان: تهران- خیابان خواجه نصیر – نرسیده به میدان عشرت آباد پلاک 201- طبقه سوم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 18:38  توسط آشناي ديرينه  | 

در پی درگذشت اکبر محمدی زندانی کوی دانشگاه در زندان اوین بر اثر اعتصاب غذا روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای این حادثه را محکوم کرد: خبر رهایی جاودان اکبر محمدی از ظلم دستگاه قضایی آنچنان نابهنگام بود که همه را در بهت و حیرت فروبرد. اکبر محمدی درحالی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد، ربایش گردید و به زندان فرستاده شد، در اعتراض به ظلمی که به وی روا می گشت مورد مهر ورزی قرار گرفت و به صف شهدای راه آزادی و عدالت پیوست. البته اکبر محمدی تنها نمونه از بی عدالتی گسترده دستگاه مدعی گسترش عدالت نیست.دستگاهی که هر روز در حالی بر تعداد زندانیان سیاسی می افزاید که در حفظ سلامت آنان ناتوان است و این کوتاهی را می توان به واقع زمینه سازی برای قتل زندانیان سیاسی دانست . البته این اولین بی کفایتی مسئولین قضایی در این زمینه نمی باشد و پرونده زهرا کاظمی و نمونه های دیگر از آین دست نیز در سالهای گذشته شاهدی بر بی کفایتی مسئولین قضایی کشور است وعدم مجازات عاملان نیز خود چراغ سبزی برای ادامه این روند می باشد بی شک اگر در پرونده زهرا کاظی متخلفان به سزای عمل خویش می رسیدند امروز شاهد وقوع قتلی دیگر نبودیم. روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن تسلیت به بازماندگان اکبر محمدی خواهان مجازات مسئولین بی کفایتی است که زمینه ساز قتل اکبر محمدی شدند تا دیگر شاهد وقوع چنین حوادث تلخی نباشیم. 9/5/85 روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 21:41  توسط آشناي ديرينه  | 

دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در نشست بررسی تحولات لبنان در محل سازمان ادوار تحکیم، گفت: اسراییل به دنبال توسعه جنگ به سمت ایران و سوریه است و در این مورد ایران بر سوریه مقدم است .



دکتر یزدی در ابتدای سخنان خود با گرامیداشت یاد مهندس موسوی خوئینی دبیرکل بازداشت شده سازمان ادوار تحکیم ابراز امیدواری کرد که این گرفتاری ایجاد شده هر چه سریعتر رفع گردد. دکتر یزدی آرزو کرد که خداوند به تمامی تصمیم گیرندگان کشور عقل و درایت عطا نماید.

دکتر یزدی با اشاره به تحولات سالهای دور و نزدیک لبنان و فلسطین گفت: نمی توان به تحولات لبنان اشاره کرد و از دکتر چمران و امام موسی صدر نامی نبرد. یزدی شرایط شیعیان لبنان در سالهای دهه 60 و 70 را بسیار بد دانست و گفت: در حالیکه شیعیان لبنان حتی شهروند هم محسوب نمی شدند افرادی چون امام موسی صدر و دکتر چمران برای بازسازی و هویت بخشی به شیعیان لبنان تلاش کردند و و این اشتباه است که عده ای می گویند مقاومت لبنان نتیجه انقلاب در ایران است، بلکه پیش از انقلاب نیز درخت تنومند مقاومت به همت چمرانها و صدرها ایجاد شده بوده و انقلاب اسلامی به ان شتاب بخشیده است .

یزدی همچنین با دفاع از اقدام عرفات در صلح با اسراییل گفت: عرفات با این اقدام محوریت مسئله را به داخل سرزمینهای اشغالی منتقل کرد و از آن زمان به بعد اسراییل باید خود هزینه حمله و درگیری با مبارزان فلسطینی را آن هم در جوار مرزهای خود بدهد در حالیکه در گذشته مبارزان در لبنان و ردن پراکنده بودند.

یزدی با اشاره به اینکه باید در یک زمان مناسب بعد از پایان جنگ بررسی کرد که عملیات حزب الله در به اسارت گرفت سربازان اسراییلی تا چه حد از نظر فرزانگی سیاسی قابل توجیه است گفت: آنچه مسلم است به زودی آتش بس در لبنان برقرار می شود و اسراییل بازنده اصلی این بازی خواهد بود چرا که اسراییل به هیچکدام از اهداف اعلام شده اش دست نیافته ، اسراییل اولا خواستار آزادی 2 سرباز خود است و ثانیا خواستار خلع سلاح حزب الله و هر دوی این موارد بعید است چون نه حزب الله در موقعیتی است که دستها را بالا ببرد و سربازان اسراییل را آزاد کند و نه اسراییل توان نابودی کامل حزب االه از طریق حمله زمینی و خلع سلاح آن را دارد. از سوی دیگر اگر قطعنامه ای مبنی بر خلع سلاح حزب الله صادر شده است، باید گفت حزب الله عضو سازمان ملل نیست که بخواهد قطعنامه ها را اجرا کنو و البته این قطعنامه ها اولین قطعنامه هایی نیست که نقض می شود چرا که اسراییل خود همواره از اجرای قطعنامه های شورای امنیت در طول 50 سال اخیر سرباز زده است.


یزدی همچنین ارجاع اسراییل به شورای امنیت را کاری عبث دانست چرا که امریکا قطعا هر قطعنامه ضد اسراییلی را وتو خواهد کرد. وی خواستار ارسال پرونده جنایات اسراییل به شورای حقوق بشر سازمان ملل شد چرا که در ان نهاد حق وتو وجود ندارد و محکومت اسراییل در این نهاد تازه تاسیس فشارها را بر اسراییل زیاد خواهد کرد.

دکتر یزدی با تایید این نظر که اسراییل به دنبال گسترش جنگ به سمت ایران و سوریه است گفت: قطعا این احتمال در مورد ایران بالاتر است چراکه سوریه یک کشور عربی است. و حمله به سوریه واکنش اعراب را در پی دارد. یزدی حمله به ایران را مغایر منافع ملی دانست و نسبت به دادن بهانه به دست طرفهای مقابل هشدار داد و گفت دولت ایران که کوچکترین حرکتی را در داخل کشور رصد می کند نمی تواند مدعی شود که این گروههای استشهادی از دولت مستقلند.
یزدی با یاد آوری سقوط دولت مسلمانان در الجزایر نکته مثبت حزب الله را در ان دانست که به دنبال تاسیس حکومتی بر مبنای خکومت ایران در لبنان با توجه به خاصیتهای قومی قبیله ای این کشور نیست.
یزدی همچنین تاکید کرد که تا زمانی که اسراییل از صلح دوری می کند مسئله خاورمیانه برقرار است. و دنیا امروز یک دولت مذهبی با شرایط اسراییل را نمی پذیرد و شاید اگر جنگ پایان یابد و صلح پایدار ایجاد گردد در 50 سال اینده یک دولت دموکراتیک عرب-یهودی با شمایلی کاملا متفاوت با نظام کنونی اسراییل ایجاد گردد

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 21:49  توسط آشناي ديرينه  | 

محمد شريف:
دادگاه تجديدنظر راي دادگاه بدوي درباره‌ي رضا عليجاني را تاييد و ابلاغ كرد
حكم صادره براي امير طيراني ابلاغ نشده است

وكيل مدافع تقي رحماني، رضا عليجاني، هدي صابر و امير طيراني از ابلاغ تاييد حكم صادره براي رضا عليجاني از سوي دادگاه تجديدنظر و ابلاغ نشدن حكم صادره براي امير طيراني خبر داد.

محمد شريف به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: در رابطه با پرونده‌ي اتهامي رضا عليجاني، هدي صابر و تقي رحماني كه با حكم صادره از سوي دادگاه بدوي هر يك به هشت ماه حبس تعزيري محكوميت يافته بودند، اين حكم عينا از سوي دادگاه تجديدنظر در مورد رضا عليجاني نيز تأييد شده است.

وي با اشاره به ابلاغ اين حكم اظهار داشت: احكام صادره در مورد امير طيراني و سه دانشجوي ديگر كه متهمان اين پرونده بودند (مهدي اميني‌زاده، ميكائيل عظيمي و محمد رضايي) تاكنون ابلاغ نشده است و اميدوارم به ويژه در مورد پرونده‌ي اين سه دانشجو كه وكالت آن را ساير همكاران بر عهده دارند، سياست كيفري رياست قوه‌ي قضاييه اعمال شود.

شريف با بيان اين كه اتهام عليجاني نيز معاونت در تشكيل تشكل غير دولتي است، خاطرنشان كرد: سازمان غيردولتي كه موكلان ما در رابطه با تشكيل آن تحت پيگرد قرار گرفته‌اند، يك سازمان ثبت شده است و اينجانب اميدوارم كه در رسيدگي شعب تشخيص ديوان عالي كشور احكام صادره مورد بازبيني قرار گرفته و از موكلان و ساير متهمان رفع اتهام به عمل آيد و موجبات برائت از موكلان و به ويژه دانشجوياني كه در اين پرونده در زمره‌ي متهمان قرار دارند، فراهم شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 18:52  توسط آشناي ديرينه  | 

بــــــــــــــــــــــــدون شـــــــــــــــــــــــرح!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 20:57  توسط آشناي ديرينه  | 

هنر و ادبيات

اتاق خودم
آزاده
از پشت يك سوم
از ميان ريگ‌ها و الماس‌ها
افسانه ما
انجمن سايه
آی تك
اين يك زن است
باغ بی برگی
پسر خسته
پويان طباطبايی
تافته جدابافته
جنسيت گمشده
حسن آقا
خاكستر گل سرخ
ديوونه
روتوش باشی
زن آبی
زن نوشت
زيتون
سپينود
سيزيف
شازده كوچولو
شبح
صفر مطلق
عبدالقادر بلوچ
عکاسی

کاربافو

كتابدار
كسوف
كوچه
كوزه خانوم
ليلای ليلی
مرد مرده
مريم گلی
مونا نمازی
نارنج
ورطه
همچون كوچه‌يی تنهايی
يادداشت‌هاي تنهايی
يادداشت‌های يك مردتنها
يه شب مهتاب
1
1كانون‌ها
كانون نويسندگان ايران

كانون دفاع از حقوق كودك

نجمن دفاع از حقوق زندانيان
جامعه حمايت از زنان
گزارشگران بدون مرز
انجمن حقوقدانان دمكرات

كانون زنان ايرانی

كانون امروز

1
1
1

سياست و اجتماع

آب باريكه
آتش در نيستان
آرامش آن سوی خيال
از نگاه من
آق بهمن
امشاسپندان
انتخاب زنان
ايران امروز
ازدور بر آتش
زاویه دید
نواندیش
پناه
پويا
تلخ
تلگراف
جمهوريت

چراغهای خاموش

خودمونی
خورشيد خانم
تست دمکراسی
زنانه ها
سيبستان
عبدالله شهبازی

فارنهايت 451

فانوس

فرياد جرس

قاصدك
كومه
مخاطب احتمالی

مسافری در كوير

من و تو ايرانيم
ميرزا پيكوفسكی
نقطه ته خط
نقطه ديد
وارش
واهيك
لانگ شات

وب نوشت

یک بلاگر
هات بلاگ
هنوز
يك پنجره
کهنه نقاب
سرلوحه
کسوف
تهران شهر
روزگار نو
سپینود
پرند
کتاب لاگ
جمهوریت
چراغ های روشن
گلبانگ
فیلم کوتاه
روزنامه نگار نو
 

روزنامه نگاران

سهیل آصفی
ساسان آقايی
سحر افاضلی
ساسان اقوامی
آسيه امينی
بيتا بخشنده
آزاده بهشتی
مسعود بهنود
وحيد پوراستاد
علي پيرحسين لو
محبوبه حسين زاده
محمد حيدری
هادی حيدری

علی خرد پير

حسين درخشان
پرستو دوكوهكی
ندا دهقانی
پدرام رضايی زاده
شهرام رفيع زاده
زهرا رفيعی
محمد جواد روح
حسن سربخشيان

امير سيدين

كاوه شجاعی
ميترا شجاعی
سعيد شريعتی
علی اصغر شفيعيان
رضا شكرالهی
احمد شيرزاد

رويا صدر

فريده غائب
فرشته قاضی
حامد قدوسی
مصطفی قوانلو
مهدی کاظمی
جميله كديور
نيك آهنگ كوثر
رويا كريمی مجد
علی مزروعی
عطاالله مهاجرانی
اميد معماريان
جواد منتظری
بهروز مهری
روزبه ميرابراهيمی
نسرين وزيری
1
1
1
1
1
1
1
1
1
 

سايت‌ها و خبرگزاری‌ها

اايران امروز - ايرنا -  ايسنا - ايلنا - ادوارنيوز - ايران نيوز - انتخاب - تبريز نيوز - روزنا - عارف نيوز - ميراث فرهنگی - آفتاب - ايران رو - اتحاد جمهوريخواهان ايران - بازباران - بازتاب - بانك اطلاعات نشريات كشور - پيك ايران - دادنامه فروهر - دنيای ما - حزب دمكرات كردستان ايران - راه توده - راه توسعه - شهروند - صبحانه - كار - اتحاد كار - محسن كديور - احمد كسروی -  گذرگاه - گويا - مشعل - موتلفه - ملی مذهبی - نهضت آزادی ايران - انقلاب اسلامي - نقشينه  - ميهن - اخبار روز - عصر نو - آذين داد - نامه - ايران و جهان - ميزان - واشنگتن پريزم - اتحاد دمكراسی خواهان -  فرقه دمكرات آذربايجان  - فردا - فرهنگ توسعه  - صدای مردم

 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 16:13  توسط آشناي ديرينه  | 

دين در حيطه صلح، رابطه اسلام با غرب،

متن کامل سخنرانی دوشنبه دوم مرداد اکبر گنجی در آمريکا

اکبر گنجی

دموکراسی از طريق بمب‌افکن‌ها و موشک های بالستيک صادر کردنی نيست و اصولا در عرصه فرهنگی نبايد سرهنگی کرد. تفکر نظامی با تفکر دموکراتيک ناسازگار است

رابطه‌ی اسلام با غرب از ژرفا، گستره، پيچيدگی و ابهام فراوانی برخوردار است و اين امر سبب می‌شود که هرکس که بخواهد در اين باره سخنی درست، جامع، عميق، و نو بگويد خود را با انبوهه‌ای از پرسش‌ها، مسائل، و نادانی‌ها و سردرگمی‌ها مواجه می‌بيند، به حدی که چه بسا نتواند سخنی قانع‌کننده، مستدل ‌و علمی و تحقيقی بگويد و خود را ناچار از سکوت و اظهار عجز ببيند. از اين رو، آنچه خواهم گفت فقط طرح بسيار اجمالی و نگاهی از چشم پرنده به اين رابطه است. اين طرح تنها کاری که می‌تواند کند اين است که جغرافيای اين مبحث را روشن می‌کند، به طوری که هرکس که بخواهد در اين زمينه مطالعه و تحقيق کند، لااقل، بداند که در کجای اين جغرافيا در حال مطالعه و تحقيق است. غرض از اين مقدمه اين بود که مخاطبان فرهيخته و محقق من سخنان مرا سخنانی متواضعانه، بی‌ادعا، و منتظر نقد تلقی کنند، نه سخنان کسی که در يک باب سخن خود را ختم سخنان و فيصله بخش همه‌ی نزاع‌ها و اختلاف نظرها می‌داند.

چرا رابطه‌ی اسلام و غرب از ژرفا، گستره، پيچيدگی و ابهام فراوانی برخوردار است؟ زيرا اين دو پديده هر يک کثيرالوجوه و چند چهره‌اند. نه اسلام يک پديده ساده و بسيط و تک‌بعدی است و نه غرب، هر يک از ابعاد و وجوه فراوانی برخوردارند و اين ابعاد و وجوه متعدد و در کنش و واکنشی که با يکديگر دارند تأثير فراوانی می‌نهند. سخن عالمانه در باب رابطه‌ی اسلام و غرب بايد با توجه به ذو وجوه بودن اين دو پديده گفته شود.

اما ابعاد اسلام چندتا است و ابعاد غرب چندتا؟ بدون مبالغه، هريک از اين دو به حدی کثيرالوجوه‌اند که شمارش وجوه هيچيک در توان من نيست. از اين رو، و به ناچار، از ميان ابعاد پرشمار اسلام چهار بعد و از ميان ابعاد پرشمار غرب نيز چهار بعد را برمی‌گزينيم و ارتباط اين دو پديده را در قالب ارتباط اين ۸ بعد بررسی می‌کنيم.

غرب، دست کم، ۴ وجه شاخص دارد: ۱) تا حد فراوانی مسيحی است، ۲) مدرنتر از بقيه‌ی نقاط جهان است، ۳) از سلطه‌ی تمدنی و مادی برخوردار است،........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 20:28  توسط آشناي ديرينه  | 

  تأسيس سايت "پويا"
به ابتکار يکی از"پويندگان راه رنسانس"، بمنظور ايجاد يک "منبع اطلاعاتي" تاريخی، براي بررسی پژوهش گران و علاقمندان به شناخت گذشته و حال طيف فکري-اجتماعی "پيروان راه معلم شريعتی":

 در معرفی نامۀ مسئول اين سايت می خوانيم کهاز آنجا که،در 29مين سالگرد شهادت معلم، کمبود و خلاء يک منبع اطلاعاتي تاريخي و رسانۀ ارتباطي که راه دسترسي عمومي به تاريخچۀ گذشته و بازتابِ اخبار مجموعۀ تلاش هاي اين طيف فکري و اجتماعي را بگشايد،

بشدت محسوس است؛ از همۀ علاقمندان به اجراي اين طرح و تحقق اين دو هدف، استدعاي همياري دارم :
1-جمع آوري اسناد و اطلاعات گذشتۀ اين طيف فکري و سياسي ؛
2- فراهم ساختن امکان دسترسي  به مجموعه فعاليت هاي فردي و جمعي
 
اين خانوادۀ اعتقادي به شکل غيرجانبدارانه  و بدون پذيرفتن مسئولّيت تحليل ها و  مواضع هر کدام، و فقط بمنظور
اطلاع رساني عمومي ؛لذا، هر اطلاع، مطلب و سندي را که داريد مي توانيد براي انعکاس و بايگاني، به آدرس ما ايميل کنيد تا در بخش مربوطه درج شود و يا آدرس لينک آن ذکر شود

                                          http://www.puya.org

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 19:31  توسط آشناي ديرينه  | 

سرزمين فلسطين به روايت نقشه ها

سال 1916 میلادی، دولت های بریتانیا و فرانسه در مذاکراتی پنهانی – با نظر مثبت روسیه – طرحی برای تقسیم قلمرو حکومتی امپراطوری عثمانی به مناطق 'تحت نفوذ' آماده کردند که بعدها به نام دو نماينده بريتانيايی و فرانسوی به تفاهم نامه سایکس-پیکوت (Sykes-Picot) مشهور شد. اگرچه اين طرح هیچگاه به اجرا در نیامد، اما مقدمه ای شد برای تقسیم نهایی سرزمین های مسلمان نشين عثمانی میان فرانسه و بریتانیا که سرانجام پس از شکست اين امپراطوری در پایان جنگ جهانی اول به سال 1918 ميلادی رخ داد.
-----------------------
با پایان يافتن جنگ جهانی اول در سال 1918 ميلادی، جامعه ملل يا ......

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 18:15  توسط آشناي ديرينه  | 

اشكي در گذرگاه تاريخ

از همان روزي كه دست حضرت قابيل
گشت آلوده به خون هابيل
از همان روزي كه فرزندان آدم
زهر تلخ دشمني در خون شان جوشيد
آدميت مرد
گرچه آدم زنده بود
از همان روزي كه يوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزي كه با شلاق و خون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود
بعد دنيا هي پر از آدم شد و اين اسباب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
اي دريغ
آدميت برنگشت
قرن ما
روزگار مرگ انسانيت است
سينه دنيا ز خوبي ها تهي است
صحبت از آزادگي پاكي مروت ابلهي است
صحبت از موسي و عيسي و محمد نابجاست
قرن موسي چمبه هاست
روزگار مرگ انسانيت است
من كه از پژمردن يك شاخه گل
از نگاه ساكت يك كودك بيمار
از فغان يك قناري در قفس
از غم يك مرد در زنجير حتي قاتلي بر دار
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
وندرين ايام زخهرم در پياله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي جنگل را بيابان ميكنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميكنند
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردان با جان انسان ميكنند
 صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيسم
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
 در كويري سوت و كور
در ميان مردمي ب ا اين مصيبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است
فريدون مشيری
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 17:37  توسط آشناي ديرينه  |