![]() |

بعضی حرفهای مفید، آنقدر در کشور ما تکرار می شود که تبدیل به لقلقه ی زبان می شود، ولی وقتی پای عمل پیش می آید ، انگار نه انگار. یکی از این صحبت های ارزشمند شناخت فرصت برای انجام هر کاری ست. به عبارت ساده تر اینکه وقت هر چیز را بدانیم و متناسب با مقتضیات آن زمان، حرف بزنیم یا حرف نزنیم و سکوت کنیم؛ مسئولیت بپذیریم یا نپذیریم؛ در صحنه بمانیم یا به موقع از صحنه (اعم از سیاست، ورزش، امامت چمعه یا هر نوع تکلیف شرعی دیگر ) خارج شویم و... اعلام مباحث و مواضع نابهنگام و نامتناسب هر از چندگاه از سوی مسئولین رسمی دولتی یا دینی ، عدم ترک به موقع صحنه های سیاسی و غیر سیاسی ، یا عدم تناسب برخی صاحب منصبان با مسئولیت ها گاه مشکلات کشور را دو چندان می کند. این مشکل کهنه ایست که ما در ایران با آن مواجهیم. امام جمعه ای سالها قبل در نماز جمعه ای گفته بود:باید امریکایی ها را در هر جای دنیا کشت.
امام خمینی(ره) به نزدیکانشان می گویند:به همین خاطر خارجی ها وقتی حرف می زنند از روی نوشته می خوانند. سخنان اخیر آیت الله مشکینی بعد از طی دوران بیماری، در افتتاحیه ی اخیر خبرگان از چمله ی مصادیق این مدعاست .به اظهار نظرهای دیگر مقامات درجه دوم و سوم مملکتی به دلیل نگرانی از نامه اخیر در رابطه با نشر اکاذیب اشاره ای نمی کنم. آلفرد هیچکاک کارگردان نامی سینما سالها قبل گفته بود :هنرپیشه ی خوب هنرپیشه ایست که بموقع از صحنه خارج شود.به نظرم خروج بموقع از صحنه باید مورد توجه همه اعم از هنرپیشه ها،سیاستمداران،ورزشکاران،و...قرارگیرد.
حال که در بسیاری از سمت های ما مثل مشاغل رسمی بازنشستگی به هنگام به عنوان یک امر پذیرفته شده،وجود ندارد، کاش آقایان به موقع زمان خروج خود را ازصحنه به عنوان حداقل" وقت شناسی" مورد توجه قرار می دادند.یا در رابطه با مقاماتی که اظهارنظرهایشان بارمعنایی خاصی پیدا می کند، خواندن از روی نوشته در جلسات مهم و کلیدی مورد توجه قرار می گرفت. یا به "قل و دل" در گفته های خود کفایت می کردند. به عبارتی اگر مسئولین ما به دلیل تکلیف شرعی نمی توانند مثل ماهاتیر محمد در مالزی یا جیانگ زمین در چین کمونیست یا ماندلا در افریقای جنوبی به موقع مسئولیت را به نسل جوانترواگذار کنند،لااقل با اقدامات جنبی آسیب های ناشی از کبر سن را کاهش دهند. کلام ارزشمندی از جامعه پسر داوود پیامبر دیدم که خوبست نصب العین همه قراربگیرد.می گوید:"للکلام وقت...وللسکوت وقت...وللفرح وقت و للحزن وقت...وللهم وقت...وللغضب وقت ولکنه لا یاخذ عنه الکل باطل..."
به ياد دكتر شريعتي در اين زمانه مهمان كش مهمان پرست

پنجشنبه 9 شهريور ماه سالروز مرگ "صمد بهرنگي ( نويسنده ) است.
"اسد بهرنگي"، برادر "صمد بهرنگي" همزمان با سالروز به ارس پيوستن "صمد" نوشته اي را در ايلنا قرار داد كه در ذيل مي خوانيد.
اين يك حقيقت است كه "صمد بهرنگي" در ادبيات كودكان نوآور و شروع كننده است، براي بار اول "صمد" در ايران مسائل پيچيده بزرگسالان را در يك زبان ساده و قابل فهم به بچهها آموخت .
"صمد" به آن كودكي كه در روستا و شهر پا برهنه و بيصاحب با دل پر از خون در كوچه و خيابان ميگشت فهماند كه چرا در فقر مانده است و سبب آن چيست و كيست ؟ غارت ثروتهاي ملي و ظالمانه تقسيم شدن آن اولي است . اگر در كشوري فقر نباشد اشخاص بسيار ثرورتمند هم نخواهند بود . چون ثروت كلان از فقير ماندن ديگر كسان به وجود ميآيد . جاي خندهآور قضيه اينجاست؛ ثروتمندان بزرگ گه با عرق پيشاني فقرا در لذت دنيا غرق هستند تبليغ ميكنند, مال و دولت جيفه دنياست , خوشبختي نميآورد .
"صمد" به آن كودكي كه با خون انگشتان خويش تارهاي سفيد قالي را رنگ ميزد با زبان خودش اين را فهماند و مسببين آن را آورد و در جلو چشمش گذاشت و راه رهايي را هم نشان داد .
در اين باره مصاحبه كنندهاي از "محمد قاضي" كه استاد ترجمه در ايران است، ميپرسد آيا يك چنين فكرهايي را به بچه آموختن غير از اينكه در آينده آنها را انساني بيرحم و سرخورده بار بياورد فايده ديگري دارد ؟
"قاضي" جواب ميدهد : ما غير از "صمد بهرنگي" كسي را نداريم چنين فكرهايي به بچه بياموزد، مگر او هم چيزهاي غلط و بد ياد داده است؟ مطالبي كه او در قصههاي خود بايد و اساس قرار داده , همه صحيح است و واقعيت است و اين انسانهاي سر خود و دگماتيك خلق نميكنند .
يك عده ديگر ادعا ميكنند كه "صمد" مبلغ خشونت است؛ اين آدم ها خنجر ماهي سياه را بهانه قرار دادند، در حالي....
در سرمقاله اولین شماره نوشته اند:
...همچون ابولحسن خرقانی که بر درگاه مکتبش نوشته بود:((هرکس در این سرای در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.))
بکوشید بر سر در روزنامه بنویسید به هر کس که صاحب صداقت و بصیرت است قلم میدهیم بی آنکه از رنگ و قومیت ودیانت و طبقه اش بپرسیم ...
ما نیز ورود این روزنامه به عرصه قلم و آگاهی را به مدیران آن مجموعه تبریک عرض کرده و آرزوی مکتب خرقانی ها را داریم.
