اومیتواند آموزش دهنده همه وطن دوستان باشد.
دکتر محمد مصدق
اگر قرار بر توصيف زندگی قهرمانان معاصر ايران و شايد جهان باشد، بی شک يکی از برترين رتبه ها به فدائی بزرگ نهضت ملی ايران ((دکتر حسين فاطمی)) ، تعلق دارد ، اويکی ازشيرمردان روزگار بود وحقوق ملت برای او يک مساله واقعی بود و بهای تلاش در راه استقلال و دموکراسی ايران را با خون خود...
محسن كديور گفت: «در حالي كه تا 3 ماه پيش مديرگروه فلسفهي دانشكدهي علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس بودم، ديروز مطلع شدم از عضويت در تمام شوراهاي علمي دانشگاه تربيت مدرس كنار گذاشته شدهام.»
اين استاد دانشگاه و فعال سياسي به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: «در احكام صادرهي روز گذشته از سوي مدير گروه علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس، حكمي براي عضويت من وجود ندارد و اين يعني از شوراي تخصصي گروه فلسفه كنار گذاشته شدهام.»
وي افزود: «دكتر حجاريان نيز از گروه علوم سياسي كنار گذاشته شدند و چون ايشان عضو هيأت علمي دانشكده نبودند و به عنوان استاد مدعو تدريس ميكردند، در واقع از دانشگاه اخراج شدند.»
كديور، توضيح داد: «شوراي تخصصي هر گروه آموزشي در دانشگاه بالاترين مرجع علمي تصميمگيري دربارهي سياستهاي آموزشي و پژوهشي آن گروه است و اگر تعداد اعضاي هيأت علمي گروه كمتر از 5 نفر باشند اين اعضا خود به خود عضو شوراي تخصصي هم هستند.»
اين فعال سياسي، تصريح كرد: «با بركناري من تعداد اعضاي هيأت علمي گروه، 4 نفر شده است.»
وي اظهار داشت: «مدير سابق گروه در مورد دليل اين كار گفته كه به خاطر حضورم در دانشگاه تحت فشار هستند و سه ماه پيش هم رياست دانشگاه به خود من گفتند كه به خاطر حضور من در دانشگاه تحت فشار هستند.»
كديور، در پايان تصريح كرد: «اين فشارها به خاطر اعتقادات و مواضع انتقادي ما در حوزههاي نظري و سياسي است كه با شاخص آزادي كاملا در تضاد است و با انتشار هر مقاله و كتاب يا برگزاري سخنراني در خارج دانشگاه افزايش پيدا ميكند.»
تلاش خبرنگار ايسنا براي گفتوگو با مسوولان دانشگاه تربيت مدرس در اين زمينه تا لحظهي ارسال اين خبر به نتيجه نرسيد و اين تلاش همچنان ادامه دارد.

در اين بيانيه كه به امضاي عزتالله سحابي، ابراهيم يزدي، حبيبالله پيمان، سعيد حجاريان، محسن كديور، هاشم آقاجري، عليرضا علويتبار، شيرين عبادي، بابك احمدي و خشايار ديهيمي رسيده، آمده است: در جوامعي كه دانشگاه در آنها جايگاهي تعريفشده و تثبيتشده دارد، دانشگاه علاوه بر توليد و توزيع دانش مدرن، محل پرورش اجتماعي - سياسي دانشجويان است. بر همين اساس دانشگاهها زمينهساز كسب تجربيات لازم از در هم آميختن نظر و عمل هستند. دانشجويان علاوه بر تجربه، امكان آزمون و خطا را در محيطي مييابند كه كوچكترين خطايي بر مبناي دانش روز به آنها گوشزد ميشود و از اين طريق به لحاظ شهروندي نيز ارتقا مييابند.
اين بيانيه ميافزايد: البته تحقق اين امور، همگي منوط به وجود حداقلي از آزاديهاي آكادميك است. اين آزاديها هيچگاه توسط حكومتهاي غيردموكراتيك و دولتهاي تماميتخواه به رسميت شناخته نشده است و دانشگاه، با نگاهي تنگ نظرانه، اغلب اوقات سنگري براي تصرف تصور شده است.
در ادامه اين بيانيه آمده است: اين نگاه، متأسفانه با روي كارآمدن دولت نهم تشديد گرديد و به اساتيد و دانشجويان به عنوان كنشگراني كه بايد مهار شوند، نگريسته شد. عدم اهتمام عملي اين دولت، به دانش مدرن و نگرش غيركارشناسانه آن به جامعه و مسائل آن، باعث شده است برخي شعارهاي خيالبافانه و غيرموجه در مورد دانشگاهها، بدون توجه به پيامدهاي آنها، تكرار شوند. متأسفانه، گرايشهاي يكهسالارانه و اقتدارمآبانه درون حكومت، در ابعادي وسيع و به طرزي نگرانكننده، عزم خود را براي محدود كردن فضاي نقد در دانشگاهها جزم كردهاند و اين همه، افزون بر برخوردهاي صورتگرفته با فعالان سياسي، دانشجويان، روشنفكران، احزاب و تعطيلي روزنامهها است.
اين فعالان سياسي، فرهنگي و حقوقي در ادامه بيانيه خود آوردهاند: گويا اين بار قرعه فال به نام دانشجويان ستارهدار و تشكلهاي مستقل دانشجويي افتاده است، به گونهاي كه دانشجويان تكستاره، به صورت مشروط، مجاز به ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد شدهاند. دانشجويان دوستاره، روزها پس از آغاز سال تحصيلي، پس از فراز و فرود بسيار، با اخذ تعهدات سنگين و تنگنظرانه ثبتنام شدهاند. بيش از 10 تن از دانشجويان موسوم به سهستاره كه حائز رتبه علمي بودند نيز بدون هيچ دليل مشخصي از ادامه تحصيل بازماندند و هنوز ثبت نام نشدهاند. اين اقدامات، نشانههاي برنامهاي از پيش طراحيشده براي بالا بردن هزينه فعاليتهاي فرهنگي- سياسي در دانشگاهها و خالي كردن آنها از نيروهاي مجرب داراي بينش انتقادي است.
اين بيانيه ميافزايد: محدود كردن حضور صاحبنظران و فعالان سياسي در دانشگاهها، انحلال يا ايجاد محدوديت براي شوراهاي صنفي، نشريات دانشجويي و بهخصوص برخوردهاي صورتگرفته با انجمنهاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت به عنوان بزرگترين تشكل منتقد دولت در دانشگاهها، تلاشي است براي قطع ارتباط دانشگاه با جريانهاي دردمند و فعالي كه دغدغه آباداني و سربلندي ايران عزيز را دارند. انتصاب روساي مجيزگو و وابسته، بر مسند رياست دانشگاهها، گامي براي از بين بردن استقلال دانشگاهها و تبديل آنها به پادگانهايي است كه تنها به شبيهسازي آدمها و پشتيباني از خط مشيهاي ضد دموكراتيك و ماجراجويانه اقدام ميكنند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: افسوس كه همزماني ماه مهر و ماه مبارك رمضان نيز در تغيير رفتار مدعيان دين و دولت مدعي مهرورزي به ويژه در رابطه با صادقترين و سالمترين نيروهاي جامعه، يعني دانشجويان، كمترين اثري نكرد. اميد است دولتمردان ما در عمل، حكومت امام علي (ع) را سرمشق قرار دهند و رعايت حقوق مخالفان را از ايشان بياموزند. لازم است به نيروهاي منتقد و فعّال سياسي و فكري نيز متذكر شويم كه سكوت در برابر چنين رويههايي، جامعه را در سراشيبي سقوط و انحطاط مياندازد و تمام فداكاريها و جانبازيهاي گذشته را بر باد خواهد داد. از خداوند متعال براي حكومت و دولت، دورانديشي، رفتار عقلايي و انصاف و براي مردم و نيروهاي فكري - سياسي صبر، تحرّك و شجاعت آرزو ميكنيم.
منبع: ایلنا
- روزنامه روزگار پس از انتشار چهارمین شماره(۸۱۴) توقیف شد.
هم شاد باش و هم تسلیت

