تبليغاتX
حركت براي رهايي

برای قصه‌گوی شهر سنگستان

ویدا فرهودی

Wed / 10 01 2007 / 12:26


گویند که "امید و چه نومید!" ندانند
من مرثیه‌گوی وطن مرده‌ی خویشم
اخوان




در این ویران‌سرای بی در و پیکر
که می‌جوشد ز شب دائم شبی دیگر

در این‌جا که فرو مرده چراغ جان
پـَس ِ انبوهـی از اوهـام بی‌بـاور

و خفته خنده چون بغضی فروخورده
به ژرفای سکوت ِ بال و پر گـُستر

پی شوریدن ِِ شعرم که شیداوش
فشانـَد پر تو ات را بردل دفتر

تو که در شهر "سنگستان"* نگنجیدی
و بالیدی در آن هنگامه بی‌یاور

رهاندی پای در زنجیر ِ گفتن را
شکوفاندی ز تاریکی بسی اختر

و در بهت کهنسال فراموشی
زدی بر خرمن بی‌حاصلان اخگر

سپیده در سپیده روشنـی دادی
بر آن شب‌های بی‌پایان بی‌خاور

و می‌تابد هماره نور "امید"ت
بر این ویران سرای بی‌در و پیکر



* "قصه‌ی شهر سنگستان" عنوان شعری از مهدی اخوان ثالث (م. امید) که در ١٣٣٩ خورشیدی سروده شده است.
+ نوشته شده در  شنبه 23 دی1385ساعت 20:19  توسط آشناي ديرينه  | 

متن سخنراني علي پايا در لندن ؛ سروش عقل‌گراي مردد - ترجمه: عليرضا كرماني


چندي پيش در دانشگاه وستمينستر لندن مراسمي‌براي نقد و بررسي آراي عبدالكريم سروش برگزار شد كه در آن تعدادي از پژوهشگران به نقد و بررسي آراي سروش پرداختند. دكتر علي پايا نيز در آن همايش مقاله‌اي به زبان انگليسي ارائه كرد. وي دانشيار مركز تحقيقات سياست علمي كشور و استاد مدعو مركز مطالعه درباره دموكراسي، دانشگاه وستمينستراست. با سپاس از ايشان كه متن انگليسي مقاله را براي انتشار در اختيار اعتماد ملي قرار داد.

در اين مقاله كوتاه سعي در روشن كردن چيزي دارم كه از آن مي‌توان تحت عنوان پاشنه آشيل نظام فكري سروش نام برد. بحث من درباره اين است كه اين ضعف ساختاري برخي از ابعاد ديدگاه سروش، از جمله موضوع اين جلسه يعني دموكراسي، را تحت تاثير قرار داده است.

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1385ساعت 14:55  توسط آشناي ديرينه  |