تبليغاتX
حركت براي رهايي

بازداشت دسته‌جمعی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم در اولين ساعات 18 تير

نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح دوشنبه (18تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند.

به گزارش سايت ادوارنیوز، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح روز 18 تيرماه در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد.

محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم وحدت هستند.

بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه زیر از صبح روز دوشنبه در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده بودند. در بیانیه این اتحادیه دانشجویی آمده است:
به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.

هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.

نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.

امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 2:16  توسط آشناي ديرينه  | 

آزادی مطبوعات را از مصدق بیاموزیم

هر کس آزاد است هر عقيده ای را به پذيرد و آ نرا به زبان بياورد و اين حق شامل پذيرفتن هرگونه رأی بدون مداخله اشخاص می باشد و می تواند به هر وسيله که بخواهد بدون هيچ قيد و محدوديت به حدود جغرافيايی ، اخبار و افکار را تحقيق نمايد و دريافت کند و آنرا انتشار دهد.                                                                                                    ( اعلامیه جهانی حقوق بشر ـ ماده 19 )

عمر دولت آقای محمود احمدی نژاد هنوز به اتمام نرسیده، تهدید و توقیف مطبوعات نیمه ‌مستقل را به صورت علنی و رسمی از سر گرفته است به گونه‌ای که آقای مرتضوی دادستان تهران پا به عرصه محدودسازی مطبوعات غیردولتی نهاده و روزنامه هم میهن را توقیف کرده است و مسئول سایت ایلنا  وادار به استعفا شده است.

تهدید و توقیف رسمی مطبوعات در حالی انجام می‌شود که اصل 24 قانون اساسی تصریح می‌کند:"نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلا‌م یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می‌کند."

 همچنین آزادی مطبوعات در شرایطی به بهانه انتقاد و اظهارنظر آنان در مورد یک مقوله اجتماعی و نحوه تعامل یک نهاد قدرت با یک پدیده اجتماعی تحدید می‌‌شود که اصل نهم قانون اساسی در مرتبه‌ای بسیار فراتر تاکید کرده است: "هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلا‌ل و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع را- هرچند با وضع قوانین و مقررات- سلب کند."

 تاریخ مطبوعات ایران تاریخ غم انگیز محدودیت ها است و تولد مطبوعات در عین حال تولد دستگاه سرکوب آن.  نیم قرن پیش آزادی مطبوعات به عنوان بخشی از حقوق بنیادین بشر در" منشور جهانی حقوق بشر" تدوین و توسط جامعه جهانی به رسمیت شناخته شد.با این وجود در پنجاه سال گذشته فعالین مطبوعات در کشور ما نه فقط در بندهای پیدا و پنهان سانسور گرفتار بوده بلکه همواره به استثنای دوره های کوتاهی با عواقب گذشتن از خطوط غالبا ترسیم ناشده قرمز دست و پنجه نرم کرده اند. آنها در این نبرد نابرابر با ضرب و جرح، احضار، "دادگاه"، "قاضی"، "دادستان"، زندان و شکنجه روبرو بوده و بعضا تنها به جرم نوشتن جان باخته اند.

پس از یک دوره طولا‌نی برخورد مستقیم .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت 19:35  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 9:7  توسط آشناي ديرينه  | 

هم میهن هم تعطیل شد

نوروز: روزنامه هم میهن پس از 42 شماره توقیف موقت شد. این دومین باری است که روزنامه هم میهن به محاق توقیف می رود. گفتنی است روزنامه هم میهن سه سال پیش نیز توقیف شده بود که در سال گذشته پس از برگزاری دادگاه در نهایت حکم به رفع توقیف آن داده بود.

سعيد مرتضوي، دادستان عمومي و انقلاب تهران در نامه‌اي به صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، توقيف روزنامه‌ي «هم‌ميهن» و دلايل توقيف آن را اعلام كرد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن نامه دادستان تهران به اين شرح است:

"احتراما به استحضار مي‌رساند شعبه 1083 دادگاه عمومي جزايي تهران در تاريخ 29/11/1385 مبادرت به برگزاري جلسه‌ي محاكمه‌ي مديرمسوول روزنامه‌ي هم‌ميهن نموده و متعاقب آن طي دادنامه شماره‌ي 261 مورخ 20/12/1385 نسبت به محكوميت مديرمسوول آن روزنامه اقدام و راي صادره در تاريخ 16/2/1386 مورد اعتراض وكيل متهم قرار گرفته است در تاريخ 11/4/1386 پرونده به اين دادسرا ارسال كه با ملاحظه صورت‌جلسه محاكمه‌ي علني و مجموع اوراق پرونده موارد ذيل به عنوان ايراد بين قانوني مشهود است.

1-از آقاي غلاحسين كرباسچي قبل از برگزاري جلسه‌ي علني محاكمه هيچ‌گونه تاميني اخذ نشده و قرار تامين كيفري در رابطه با وكيل متهم صادر گرديده و ايشان آن را امضا كرده‌اند كه اساسا صدور قرار تامين كيفري براي وكيل مدافع به جاي متهم، خلاف قانون و موازين آيين داردسي كيفري است.

2- مطابق اصل 168 قانون اساسي، جلسه‌ي محاكمه‌ي مطبوعاتي مي‌بايست در حضور اعضاي محترم هيات منصفه و به صورت علني باشد و مديرمسوول مطابق مسووليتي كه در تبصره 4 و 7 ماده 9 قانون مطبوعات بر عهده‌ي شخص وي قرار گرفته، در حضور اعضاي هيات منصفه محاكمه گردد. در مانحن في اساسا مديرمسوول در جلسه‌ي محاكمه، حاضر نشده و عذر موجهي نيز اعلام نكرده و علي‌رغم اين موضوع، دادگاه به جاي مديرمسوول كه متهم پرونده است، وكيل وي را محاكمه و از وي بدون حضور متهم، آخرين دفاع نيز اخذ و پس از اعلام نيز هيات محترم منصفه مبادرت به محكوميت متهم به جزاي نقدي نموده است كه مراتب محاكمه و صدور راي به نحوي كه در اعتراضيه‌ي اين دادستاني خطاب به دادگاه محترم تجديدنظر استان تهران آمده، خلاف موازين آمره قانون آيين دادرسي كيفري اقدام گرديده است لذا محاكمه به نحو مذكور فاقد رسميت قانوني و راي صادره نيز نافذ نيست.

بنا علي‌هذا با توجه به اصرار مديرمسوول روزنامه‌ي هم‌ميهن پس از رفع توقيف طي دادنامه‌ي مخدوش و غيرقطعي فوق، به ارتكاب جرايم مذكور در ماده 6 قانون مطبوعات به شرح پرونده‌هاي متشكله در دادسراي كاركنان دولت و رسانه‌ها قرار توقيف موقت اين روزنامه تا زمان رسيدگي مجدد به پرونده‌هاي مذكور صادر و اعلام گرديد بنا به مراتب فوق، مقرر است از ادامه‌ي انتشار اين روزنامه جلوگيري به عمل آيد."

غلامحسين كرباسچي، مديرمسوول و صاحب امتياز اين روزنامه درباره‌ي توقيف روزنامه و ابلاغ آن به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: دادسرا طي يك ابلاغيه‌ي كتبي به ما گفته كه ديگر روزنامه منتشر نشود. گفته‌اند كه مراحل دادرسي اشكال داشته است بنابراين روزنامه نبايد منتشر شود.

وي درباره‌ي اين كه آيا موارد جديدي به عنوان شكايت مطرح شده است گفت: شكايتي به ما ابلاغ نشده است البته در حكم اشاره شده كه بعد از توقيف هم مواردي به عنوان تخلف وجود دارد كه پرونده‌اي در اين باره تشكيل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 20:5  توسط آشناي ديرينه  | 

به بهانه بزرگداشت لويي ماسينيون؛
يك فرانسوي در سرزمين عرفان - تقي رحماني

لويي ماسينيون با پژوهش‌هايش درباره سنت اسلا‌مي، مسائلي را فراروي ما قرار داد كه از هر حيثي جالب و قابل تامل است. انديشه‌هايش بر چهار متفكر ايراني تاثير گذاشت؛ اولين آنها دكتر علي شريعتي است و در وهله بعد مي‌توان از داريوش شايگان، احسان نراقي و سيدجواد طباطبايي نام برد. در اين ميان شدت تاثيرپذيري شريعتي از ماسينيون نسبت به سه متفكر ديگر بيشتر بود.

چندين دليل براي اين اتفاق وجود دارد كه آنها را توضيح مي‌دهم.

نخست آنكه ماسينيون شيفته عرفان خراساني بود، چنانكه شريعتي به اين عرفان دل بسته بود. عرفان خراساني، عرفان حال است، عرفان زندگي است و سير و سلوكي نيست. نمونه اين عرفان را مي‌توان در آثار ابوسعيد ابوالخير جست‌وجو كرد. علا‌قه ماسينيون به حلا‌ج را هم مي‌توان ناشي از اين گرايش عرفاني دانست. ‌ عرفان خراساني در مقابل عرفان بغداد قرار مي‌گيرد كه به تعبير شريعتي عرفان قال است، عرفاني كه مشخصه‌هاي آن را مي‌توان در آثار ابن‌عربي مشاهده كرد.

از اين نظر مي‌توان آراي هانري كربن را هم مورد مداقه قرار داد چرا كه كربن به اين عرفان تعلق خاطر دارد.

كربن از شريعتي انتقاد مي‌كرد كه چرا عرفان را به عرصه اجتماع مي‌آورد. نظير اين انتقاد را دكتر شايگان و دكتر سيدحسين نصر هم طرح مي‌كردند چرا كه آنها نيز همانند كربن كنش اجتماعي را باور نداشتند. از اينجا دومين دليل تاثيرپذيري شريعتي از ماسينيون را درمي‌يابيم؛ ماسينيون اعتقاد داشت كه عرفان بايد روي زندگي اجتماعي بشر تاثير بگذارد، چنانكه شريعتي هم به كنش اجتماعي فكر مي‌كرد اما هستي‌شناسي كربن كمتر كنش‌زا است. نشانه تفكرات كربن در ايران را مي‌توانيم در آثار و انديشه‌هاي شايگان ببينيم، البته منظورم شايگان قبل از انقلا‌ب است و امروز شايگان نگاه ديگري نسبت به جهان دارد كه بحث درباره آن مجال ديگري مي‌طلبد.

تقسيم‌بندي ماسينيون از اديان و مذاهب هم جالب است. او كاتوليك و شيعه را ادياني زنانه مي‌داند كه بر اساس عشق و عاطفه شكل گرفته‌اند، مثل عرفان خراساني و گاثاهاي اوستا كه متني نيايش‌گونه با خداوند است ولي با مضموني اجتماعي. او كاتوليك را به خاطر مريم مقدس واجد چنين ويژگي‌اي مي‌داند و شيعه را به خاطر حضرت فاطمه. رساله‌اي هم درباره حضرت فاطمه نوشت كه سال‌ها پيش در پاريس منتشر شد. ‌

اما درباره شناخت ماسينيون از خدا؛ شناخت او از خدا مبتني بر هستي‌شناسي ايرانيان است. در هستي‌شناسي سامي، خدا مظهر اراده است، در هستي‌شناسي ودايي، خدا تو را به هستي نزديك مي‌كند اما در هستي‌شناسي ايراني، خدا مظهر عاطفه و عشق است. درك ماسينيون از خدا هم چنين است و خدايي را مي‌شناسد كه مظهر و نماد عشق است.

مي‌توان گفت، كساني چون لويي ماسينيون و هانري كربن بزرگاني بودند كه بسياري از جنبه‌هاي عرفان ما را به خود ما شناساندند، جنبه‌هايي كه پيش از آن براي ما ناشناخته بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 18:27  توسط آشناي ديرينه  | 

همايش بزرگداشت فعاليت‌هاي اسلام‌شناسي «لويي ماسينيون»، اسلام‌شناس فرانسوي،با حضور شخصيت‌هاي فرهنگي و سفير فرانسه در ايران برگزار مي‌شود.

--------------

در اين مراسم كه به همت مركز دائرة‌المعارف برزگ اسلامي، انجمن دوستي ايران و فرانسه، انجمن ايرانشناسي فرانسه در ايران، مجله بخارا و مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، برگزار خواهد شد، شارل هانري دوفوشه‌كور، غلامرضا اعواني، داريوش شايگان و بهمن نامور مطلق به سخنراني مي‌پردازند.
بزرگداشت «لويي ماسينيون» ساعت 17 روز چهارم تير در سالن اميرالمؤمنين مركز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي برگزار مي‌شود.
ماسينيون، 25 ژوئيه 1883 به دنيا آمد و در 31 اكتبر 1963 از دنيا رفت. وي تاثير بسياري در شكل‌گيري علاقه در دانشجويان فرانسوي كلژ دوفرانس براي تحقيق در فرهنگ ايران‌زمين داشت.
وي استاد هانري كربن بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 11:57  توسط آشناي ديرينه  |