
تجمع بزرگ دانشجویان، دانشگاه آخرین سنگر آزادی، به دعوت دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران آغاز شد. گزارش ها رسیده حکایت از آن دارد جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰ نفر در لحظات ابتدایی این تجمع و تریبون آزاد در آن حضور یافته اند و رفته رفته به تعداد دانشجویان تجمع کننده نیز افزوده می شود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر از ساعات ابتدایی صبح امروز جمعی از نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه های امیرکبیر، علامه و… جهت ممانعت از ورود دانشجویانی که از دیگر دانشگاه ها قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند، به این دانشگاه اعزام شده بودند و مقابل کلیه درب ها حضور داشتند.
گزارش های رسیده همچنین حکایت از آن دارد نیروهای حراست دانشگاه ها لیستی از دانشجویان فعال دانشگاه خود در دست داشتند تا دانشجویانی که امروز در این تجمع شرکت کرده اند را شناسایی کنند. نیروهای امنیتی و انتظامی به همراه گارد ویژه از ساعت ۸ صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران حضوری چشمگیر داشتند و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر هم اکنون نیروهای امنیتی و انتظامی در خیابان های اطراف دانشگاه تهران، از یک سو تا میدان انقلاب و از سوی دیگر تا تقاطع وصال حضور دارند. از ساعت ۱۱ نیز مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران به وسیله چندین اتوبوس پوشانده شده است. حضور گسترده نیروهای انتظامی و ایجاد جو امنیتی در اطراف دانشگاه موجب ترافیک شدید در خیابان های حول دانشگاه تهران شده است.
دانشجویان ابتدا با تجمع در صحن دانشکده حقوق و خواندن سرود «یار دبستانی» به سمت سر در دانشکده فنی، محل برگزاری تجمع، حرکت کردند. تجمع کنندگان در حالی که تصاویر دانشجویان در بند را در دست داشتند شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… سر می دادند.
با حضور دانشجویان مقابل دانشکده فنی، دانشجویان کرد دانشگاه های تهران در حالی که تصاویر دانشجویان زندانی کرد را در دست داشتند به جمعیت حاضر مقابل دانشکده فنی پیوسته که مورد استقبال تجمع کنندگان قرار گرفتند.
دانشجویان پلاکاردهایی با مضمون «تا که زندان هست، ما همه در بندیم»، «خواهان آزادی فعالان دانشجویی چپ هستیم»، «سلام بر سه آذر اهورایی، قصابان، توکلی، منصوری»، «می شونید؟! این صدای آزادی است»، «حقوق زن=حقوق بشر»، «دانشگاه زیر چکمه بنیادگرایان»، «سهم ما از مهرورزی، زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل»، «بشیریه را باز گردانید»، «تحصیل سهم من نیست، حق من است»، «حق تعیین سرنوشت اساس کرامت ملت ها»، «نابود باد دشمنی علیه مبارزات حق طلبانه ملت کرد» و… در دست داشتند.
تجمع کنندگان همچنین تصاویر دانشجویان در بند، یاسر گلی، هانا عبدی، روناک صفارزاده، هدایت غزالی، صباح نصیری، علی عزیزی، علی نیکونسبتی، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در دست داشتند. تصاویر مهندس مهدی بازرگان، محمد مصدق، عمادالدین باقی و… را در دست برخی از دانشجویان بود.
دانشجویان سپس در حالی که شعار می دادند «دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد» به راهپیمایی در صحن دانشگاه تهران اقدام کردند و به سمت درب ۱۶ آذر حرکت کردند. جمع کثیری از دانشجویان که قصد داشتند در این تجمع شرکت کنند پشت درب ۱۶ آذر مانده بودند.
دانشجویان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» اقدام به شکستن درب ۱۶ آذر کردند و دانشجویانی که پشت در بودند توانستند وارد دانشگاه تهران شوند. دانشجویان سپس به سمت درب خیابان قدس حرکت کردند و فشار جمعیت در دو سوی در باعث شکستن درب خیابان قدس نیز شد.
جمعیت حاضر در این تجمع بار دیگر به مقابل سردر دانشکده فنی حرکت کردند و تریبون آزاد «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» با حضور جمع کثیری از دانشجویان آغاز شد. تریبون آزادی که به همت و دعوت اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت، برگزار شد هم اکنون ادامه دارد
مراجعه نمایید:

رفقایمان را آزاد کنید!!!!!
ما در روز 16 آذر باید با صدای بلند فریاد برآوریم بس است!
ما جنگ نمی خواهیم! ما سلاح هسته ای نمی خواهیم! ما آپارتاید جنسی را نمی پذیریم!
ما خواهان یک زندگی انسانی هستیم! خواست ما چیز زیادی نیست! غیر قابل دسترس نیست! ما می خواهیم با دست خود و در کنار یکدیگر جهانی آباد و آزاد و بر پایه ی ارزش های انسانی را بنا کنیم!
تمام زندانیان سیاسی باید آزاد شوند، هر کس حق دارد آنطور که می خواهد فکر کند،هر کس حق دارد آنگونه که می خواهد رفتار کند لباس بپوشد و زندگی کند، از تبعیض و سرکوب زنان دست بردارید!از تبعیض جنسی دست بر دارید!
دانشجویان، کارگران، معلمها، اساتید و همه ی مردم زحمتکش و ستمدیده ...
16 آذر تنها به دانشجویان تعلق ندارد و متعلق به تمام انسان های آزادیخواه و برابری طلب است! باید در این روز تمام جامعه با هم یکی شوند و دست به دست هم برای یک زندگی انسانی و بهتر تلاش کنند!
باید موج اعتراضات آزادیخواه و برابری طلبی را از پشت میله های دانشگاه به بیرون بیاوریم و با کل جامعه یک صدا برای حقوق انسانی خود هم صدا شویم!
باید همه ی جامعه هول پرچم نه به جنگ نه به فقر و تحریم جمع شویم!
باید در این روز خواست های خود را مطرح کرده و خواستار انجام فوری و بی قید و شرط آن شویم!
جامعه بدون جنگ!
جامعه بدون فقر!
جامعه بدون زندانی سیاسی!
جامعه بدون تحریم!
جامعه بدون تبعیض نژادی!
جامعه بدون تبعیض جنسي!
جامعه بدون سرکوب!
جامعه بدون اعدام!
جامعه بدون سنگ سار!
جامعه بدون سلاح کشتار جمعی ...!
جامعه آزاد!
جامعه با زندگی انسانی برای همه!
| برنامه بزرگداشت روز دانشجو - دفتر تحکیم وحدت | ||||
| ||||
| ||||
محورهای پنج گانه این تجمع تلاش برای صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلی و خارجی، دفاع از آزادیهای آکادمیک و اعتراض به گسترش فضای سرکوب و اختناق، حمایت از دانشجویان دربند و درخواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سیاست های نا کارآمد دولت نهم و گسترش فقر و فساد و تبعیض، اعلام همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود. دفتر تحکیم وحدت از کلیه انجمن های اسلامی زیرمجموعه خود درخواست کرده است تمام تلاش خود را به منظور برگزاری هر چه باشکوه تر این برنامه انجام دهند. اخبار تکمیلی درخصوص تجمع و تریبون آزاد دفتر تحکیم وحدت در روز ۱٨ آذر متعاقبا ارسال خواهد شد. لازم به ذکر است به همین مناسبت دانشجویان چپ دانشگاه های تهران قرار است روز سه شنبه، ۱٣ آذر، تجمعی را در دانشگاه تهران برگزار نمایند. در پی بروز اختلافاتی میان دفتر تحکیم و گروهای چپ دانشجویی قرار بر این شد امسال هر گروه برنامه برزگداشت روز دانشجو را به صورت جداگانه برگزار نمایند. با اعلام روز ۱٣ آذر از سوی دانشجویان چپ، دفتر تحکیم وحدت روز ۱٨ آذر را برای تجمع و تریبون آزاد خود انتخاب کرد | ||||
گفت و گو با پوران شريعت رضوي به بهانه دوم آذر سالگرد تولد دکتر شريعتي

نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو داني
پروين بختيارنژاد
روزي محمدرضاي چهارساله از من پرسيد؛ «اگر همه ما قهرمانان يک داستان باشيم، وقتي داستان تمام شود، ما هم مثل قهرمان هاي داستان «نيست» مي شويم؟ خيره خيره او را نگاه کردم و به او گفتم؛ بله، هر داستاني يک روز تمام مي شود. بسياري از قصه ها زود فراموش مي شود و برخي از داستان ها به همراه قهرمانانش ساليان دراز زنده اند و با ما زندگي مي کنند. قهرمانانش آنقدر زنده اند که انگار با تو نفس مي کشند، حرف مي زنند، زندگي مي کنند و حتي سرنوشت تو را رقم مي زنند و اين بار او به من خيره شد و هيچ نگفت. دوم آذر 1312 هم سرآغاز يک داستان پرفراز و نشيب است که قهرمانانش هنوز در ذهن و فکر و دل ما زندگي مي کنند و حضور دارند. هنوز 16 سال بيشتر نداشت که برادر بزرگ ترش آذر شريعت رضوي در سال 1332 به شهادت رسيد. تمام کلامش سرشار از خاطرات خوش از برادران بزرگ ترش است. اما مرگ آذر شريعت رضوي اندوهي ماندگار بر دل او نشاند. پس از چند صباحي در رشته زبان فرانسه در دانشسراي مقدماتي تهران مشغول به تحصيل شد. اما پس از تاسيس دانشسراي مقدماتي مشهد، با اصرار پدر به مشهد بازگشت و مجبور به تحصيل در رشته ادبيات شد. در کلاس هاي دانشسراي مشهد براي اولين بار با پسري آشنا شد که مترجم کتاب هاي «ابوذر غفاري» و «اسلام مکتب واسطه» بود و آن کسي نبود جز علي شريعتي. پوران شريعت رضوي از اولين آشنايي اش با علي شريعتي مي گويد؛ يک روز دکتر غلامحسين يوسفي که يکي از استادان ما بود، براي من کتاب مسعود سعدسلمان را به عنوان موضوع تحقيق تعيين کرد. پرسيدم اين کتاب را از کجا مي توانم پيدا کنم. از پشت سر من علي شريعتي آرام گفت؛ «من اين کتاب را دارم، برايتان مي آورم.» و اين دومين دفعه آشنايي پوران و علي شد. پوران از خانواده يي مذهبي و پدرش از خادمان آستان رضوي بود، اما به گفته خودش پدر هرگز به خاطر حجاب به او سختگيري نکرد. زماني که در سال 36 علي شريعتي به همراه پدر و 14 نفر ديگر بازداشت شدند، پس از آزادي همه هم کلاسي ها و برخي از استادان به استقبال او رفتند. بچه هاي کلاس همگي با هم آشنا بودند و با هم درس مي خواندند و کارهاي تحقيقاتي خود را با مشارکت هم انجام مي دادند.
--
- شما هم با دکتر درس مي خوانديد؟
بله.
- حالا چرا با دکتر درس مي خوانديد؟
علي با وجودي که شاگرد نامنظمي بود و خيلي تابع مقررات دانشگاه نبود اما تسلطش بر ادبيات و دروس ديگر از هم کلاسي ها بالاتر بود و به همين دليل همه را راهنمايي مي کرد. به خانه ما هم مي آمد و به من در تنظيم کنفرانس ها و مقالاتي که بايد تهيه مي کردم کمک مي کرد. غهمين روابط زمينه هاي خواستگاري و ازدواج پوران و علي شد.ف وقتي مساله خواستگاري پيش آمد به تفاوت هاي خانواد
| جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد فروهرها | ||||
| ||||
| ||||
طبق سنت هرساله، فرزندان و اقوام فروهرها از چند روز قبل اعلام کردند که مراسم سالگرد در منزل شخصی آنها در خیابان هدایت تهران برگزار خواهدشد. ولی امسال نیز مانند سال گذشته، نیروهای انتظامی از ساعات اولیه روز، خیابان محل سکونت فروهرها را بسته و مانع ورود و خروج افراد از آن شدند. دویچه وله: خانم فروهر، آیا مراسم سالگرد خانم و آقای فروهر، طبق قرار قبلی برگزار شد؟ پرستو فروهر: متاسفانه امروز از ساعتهای آغازین صبح، دو طرف کوچهی خانه و قتلگاه داریوش و پروانهی فروهر را که قرار بود امروز ما مراسم بزرگداشتشان را در نهمین سالگرد قتلشان برگزار بکنیم، نیروهای امنیتی انتظامی بستهاند، نرده گذاشتهاند دو طرف و از ورود تمام کسانی که میخواهند در این مراسم شرکت بکنند، از نیمساعت پیش، حتا از صبح هم نگذاشتند که آشنایان یا اقوام ما به این خانه وارد بشوند. دویچه وله: شما تماسی با آنها داشتید، یا احیانا در این روزهای اخیر تماسی با شما داشتند، اخطاریهای، چیزی به شما دادند در این زمینه؟ پرستو فروهر: ببینید امروز صبح که آمدند به من گفتند که نخواهند گذاشت و دستور آمده و بهرصورت این نیروی انتظامی است و دستوری که آمده بایستی اجرا بکند. قبلا هم بله، وزارت اطلاعات به من گفته بود که موافقتی با برگزاری این مراسم ندارند، ولی به طور رسمی اعلام نشده بود که مراسم ممنوع خواهد بود. دویچه وله: اطلاعی از بیرون منزل دارید، میدانید الان کسانی آمدهاند، نیامدهاند، کجا ایستادهاند و یا احیانا درگیریی بین مردم و نیروهای انتظامی بوجود آمده است یا نه؟ پرستو فروهر: آنچه من میدانم اینکه هستند، آمدهاند، از کوچههای اطراف هم زنگ میزنند و میگویند که ما آمدهایم. ولی خب اجازهی ورود به این کوچه به هیچکس داده نشده است. من تا بحال خبری خوشبختانه از هیچ نوع درگیری نشنیدهام. امیدوارم که هیچ درگیریی نشده باشد. دویچه وله: دیگر اهالی کوچه، همسایگان شما چی؟ آیا اینها هم اجازهی رفتوآمد در کوچه را ندارند؟ پرستو فروهر: همسایگان را مشایعت میکنند نیروهای انتظامی تا دم در خانهیشان، وقتی که میگویند میخواهند بروند به خانهای در داخل این کوچه. دویچه وله: این دقیقا اتفاقیست که سال گذشته هم افتاد. احتمالا شما هم پیشبینی میکردید که امسال هم همینطور بشود. آیا تلاشی نکردید برای اینکه به یک مرجعی شکایتی ببرید یا شکواییهای که شما در منزل شخصیتان میخواستید برای پدر و مادرتان مراسم سالگرد بگیرید، و این نه احتیاجی به مجوز داشته نه چیزی؟ پرستو فروهر: بله، دقیقا همینطور است. به همین دلیل هم میدانید به لحاظ قانونی برای برگزاری مراسم در خانه، ما بههیچوجه نیازی به مجوز نداریم. به همین دلیل هم من امیدوار بودم که امسال مانند سال گذشته نباشد. من هم بسیار متاسفم از این قضیه، ولی خب متاسفانه شرایط امروز مملکت ما این است که حتا برای مراسم بزرگداشت در خانه هم به ما اجازه نمیدهند. دویچه وله: خانم فروهر، ۹ سال است که شما هرسال با جدیت سعی میکنید مراسمی در خور شأن پدر و مادرتان برگزار کنید و هرسال سر راه شما مانعتراشی میکنند. من خیلی ساده میخواهم ازتان بپرسم، تا کی میخواهید به این اصرار و پافشاریتان، در مقابل انکار آنها، ادامه بدهید؟ پرستو فروهر: تا وقتی زنده هستم. به مامورین وزارت اطلاعات هم گفتم، من تا وقتی هستم، هرسال خواهم آمد، هرسال سعی خواهم کرد برای پدر و مادرم مراسم بگیرم، هرسال سعی خواهم کرد یاد آنها را زنده نگهدارم. و من تنها فرد کوچکی هستم میان بسیار بسیار تعداد آدمهای زیادی که در این تلاش سهیماند. منتها بعنوان فرزند آنها قدم اول را برمیدارم. ولی همین امروز، اینجا، تلفنهای بسیاری من داشتم که میگفتند، ما از فلان شهرستان نزدیک آمدهایم تا در این مراسم شرکت کنیم، متاسفانه نمیتوانیم بیاییم. کسانی که از کوچههای اطراف زنگ میزنند که ما تا ساعت ۵ این اطراف خواهیم بود، بدانید که با شما هستیم. پس بنابراین این تلاشها نشان میدهد که یاد آنها زنده خواهد بود. من هم سهم خودم را در این مورد، تا هستم، سعی میکنم ادا کنم. مصاحبهگر: میترا شجاعی -دویچه وله | ||||
قيامتگاه عشق

سالها پيش وقتي در دروس فلسفة اخلاق، نظريه اعتدال ارسطويي را شرح ميكردم، و از رذيلت افراط و تفريط، و فضيلت "حد وسط" سخن ميگفتم، درهمان سالها مثنوي مولوي را نيز به جّد در مطالعه گرفتم و به لباب معارف آن عاشق عارف دل سپردم.
از دفتر اول آغاز كردم، دستان كنيزك را در دستان پادشاه نهادم و با بازرگان روانه هندوستان شدم. در راه، نغمهها و نالههاي عاشقانه طوطي بازرگان را به ياد ميآوردم كه:
اي حريفان بت مـــوزون خـــود من قدحها ميخورم پرخون خود
اي عجب آن عهد و آن سوگند كو؟ وعدههاي آن لـب چون قـنـد كو
عاشقــم بـر قـهر بـر لـطفـش به جد بولعجب مــن عاشــق ايــن هــر دو ضــد
اين نه بـلبل ايـن نهنگ آتشي است جمله ناخوشهاي عشق، او را خوشياست
طوطي را ميديدم كه اندك اندك در عشق به نهنگي آتشخوار بدل ميشود، چون آتش، نيك و بد را ميسوزاند و چون نهنگ، خرد و درشت را ميبلعد و چندان رسوايي و ويراني ميكند كه به خود نهيب ميزند:
بند كن چون سيل سيلاني كند ورنه رسوايي و ويراني كند
و به خود جواب ميدهد:
من چه غم دارم كه ويراني بود؟ زير ويـران گنج سلــطاني بــــود ......

بنام خداوند جان و خرد
زنده به خون خواهیت هزار سیاووش
گردد از آن قطره خون کز تو زند جوش
عشق به ایران به خون کشیدت و این خون
کی کند ایرانی ار کس است فراموش
یکم آذرماه، نهمین سالگرد به خون غلتیدن دو انسان آزادیخواه، دو رهرو مصدق بزرگ، پروانه و داریوش فروهر که روزگارشان پی زیست سرافراز ایران بزرگ و آزادی ملت همه در پیکار گذشت می باشد. یاد و خاطره آنان را گرامی میداریم.
محمد آزادی، حمید آصفی، فریدون آقاسی، سعید آل آقا، ادیب برومند، لقا اردلان، فرزانه اسکندری، مازیار اصلانی، حسین اعرابی، فرشید افشار، علی اصغر افشارکهن، اسماعیل اقدسیه، محمود امامی، الهه امیرانتظام، عباس امیرانتظام، مهدی امینی زاده، احمد انصاری، محمد رضا ایرانی، ابوالفضل بازرگان، دادود هرمیداس باوند، مرتضی بدیعی، ترابعلی براتعلی، جهانشاه برومند، بهروز برومند، محمد بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، سیمین بهبهانی، محمو بهزادی، مهدی بهشتی، علی اکبر بهمنش، علی اصغر بهنام، فرامرز بیانی، حسن پارسا، خسرو پارسا، مسعود پدرام، حبیب الله پیمان، عبدالرضا تاجیک، ناصر تکمیل همایون، مسعود توانگر، غلامعباس توسلی، محمد توسلی، نصرالله توکلی نیشابوری، علی اصغر تهرانچی، محمد مهدی جعفری، نصرالله جمشیدی، مجتبی جهانی، اسماعیل حاج قاسمعلی، علی حاج قاسمعلی، عیسی خان حاتمی، ابوالفضل حکیمی، ولی خانونژاد، محمد حسین ختنی فر، اکبر خرازی، حسین خشایار دوست، محمد خلیل نیا، خلیل خلیلی پور، سید محمد علی دادخواه، حسین دادرسی فر، مرتضی دادرسی فر، رسول دادمهر، پرویز دبیری، عباس دخانی، داود درگاهی، جمال درودی، غلامحسین دهدشتی، عبدالله دی ثنا، حسین راضی، فاطمه رحمانی، غلامرضا رحیم، علیرضا رجایی، محمد جواد رجاییان، تقی رحمانی، منصور رسولی، علی رشیدی، بهمن رضاخانی، اشکان رضوی، جهانگیر رضوی، حسین رفیعی، فریبرز رییس دانا، رضا رییس طوسی، ناصر زرافشان، کورش زعیم، محمود زندیان، احمد زیدآبادی، علیرضا ساریخانی، احمد ساعی، عزت الله سحابی، فریدون سحابی، هاله سحابی، منصور سروش، عباس سروعلیشاهی، بدری سعیدی، خسرو سعیدی، حسین سکاکی، عبدالفتاح سلطانی، مهرداد سید عسگری، خسرو سیف، سید محمد علی سیف زاده، ابراهیم شاکری، علی شاملو، محمد شانه چی، حسین شاه اویسی، حسین شاه حسینی، محمد شریف، موسی شیخ زادگان، هدی صابر، حسنعلی صارم کلالی، مهوش صالحی، هاشم صباغیان،عباسعلی صحافیان، سیاوش صحت، احمد صدر حاج سید جوادی، نسرین صدری، مهدی صراف، مجید ضیایی، اعظم طالقانی، طاهره طالقانی، اکبر طاهری، محمد طاهری، امیر طیرانی، شیرین عبادی، حسین عزت زاده، رضا علیجانی، محمد جعفر عمادی، محمود عمرانی، علی اصغر غروی، علیرضا غروی، سعید فاطمی، اسماعیل فاضل پور، ناصر فربد، محسن فرشاد، فاطمه فرهنگ خواه، اسماعیل فراهانی، ابوالقاسم فروزان، امیر فتاحیه، علی اصغر فنی پور، امیر قاضی، باقر قدیری اصلی، نظام الدین قهاری، مرتضی کاظمیان، امیر کاویان، هادی کحالزاده، محسن کدیور، کاوه کرمانشاهی، ناصر کلاری، ناصر کمیلیان، منوچهر کیهانی، محمود گرگین، بیژن گل افرا، علی اصغر گلسرخی، فاطمه گوارایی، دامون گیلانی، فرهاد لتایی (بهگو)، محسن محققی، محمد محمدی اردهالی، نرگس محمدی، سیمین مخبر، فرزین مخبر، سعید مدنی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، غلامرضا مسموعی، رشید مظفری سردشتی، سیاوش مقدم، علی اکبر معین فر، صمد ملکی، محمد ملکی، هرمز ممیزی، احمد منتظری، سعید منتظری، خسرو منصوریان، اسد موسوی، علی اکبر موسوی خویینی، سید حسین موسویان، یوسف مولایی، عبدالله مومنی، مهدی مویدزاده، حمید منزه، ولی الله میرخانی، وحید میرزاده، ناصر میناچی، محمد حسین نایینیان، خسرو نجارزاده، محمود نعیم پور، محمود نکوروح، بهرام نمازی، حمید وارسته، حمید وارسته، حمید وحیدی منش، محمد وفایی، هادی هادیزاده یزدی، علیرضا هندی، احسان هوشمند، همایون هوشیار، ابراهیم یزدی، لطف الله یوسف قهاری، حسن یوسفی اشکوری.
*********
اطلاعیهی خانوادهی فروهرها
اين خون دامنگير شستنی نيست ، از ياد بردنی نيست
مراسم سالگرد به خون کشيده شدن داريوش وپروانه فروهرامسال در تاريخ پنجشنبه يكم آذر ماه درخانه آزادي از ساعت پانزده یآزاد اين جانباختگان راه عدالت و تا هفده برگزار خواهد شد.
ياد تمامی جانباختگان راه استقلال و آزادی و عدالت درايران زنده باد
آدرس: خيابان هدايت، يابان شهيد مرادزاده پلاك ٢٢