تبليغاتX
حركت براي رهايي

کاریکاتور برگرفته از کارهای نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:21  توسط آشناي ديرينه  | 

به نام خدا

آيا در فقدان فضاي آزاد و انتخابات رقابتي، مجلسي قانوني تشكيل مي‌شود؟

(اعتراض شوراي فعالان ملي – مذهبي به رد صلاحيت‌هاي گسترده در انتخابات مجلس هشتم)

1 - درخواست «آزادي» يكي از اهداف و شعارهاي اوليه و اساسي انقلاب اسلامي شكوهمند مردم ايران عليه رژيم سابق بوده است. چند مورد مهم از نقض آزادي در آن رژيم، كه مورد استناد طيف‌هاي گوناگون مخالف قرار داشت، عبارت بود از: نقض حقوق بشر از طريق بازداشت، حبس و شكنجه مخالفان و زندانيان سياسي؛ فقدان مطبوعات و احزاب آزاد؛ برگزاري انتخابات فرمايشي كه نتيجه آن از قبل رقم خورده و...‌ . بدين ترتيب برقراري فضاي آزاد (براي همگان)  و انتخابات آزاد از مطالبات اصلي انقلاب مردم ايران برعليه حكومت پهلوي بوده است.

بزرگان معتقد به تفكر ملي – مذهبي نيز پس از انقلاب تاكنون، عليرغم شرايط نامساعد و فراز و نشيب‌هاي مختلف سياسي، از اين اصل اساسي دفاع كرده‌ و خواهان برگزاري انتخابات آزاد بوده‌اند.  آنان از آغاز بر عدم اعتقاد خويش به حق ويژه براي هيچ فرد و صنف خاص (از جمله فقها) تصريح نموده‌اند. همچنين با تبعات اين حق ويژه‌طلبي كه به صورت‌هاي گوناگون عملي شده (همچون چندمرحله‌اي كردن انتخابات، گزينش و حذف داوطلبان، عدم اعلام صحيح نتايج انتخابات با دستكاري و ابطال برخي صندوق‌ها، رد صلاحيت يا حذف نمايندگان برگزيده غيرهمسو با جريانات حاكم و ... و بالاخره نظارت استصوابي صريح و آشكار در مراحل اخير)، مخالفت نموده و از حقوق شهروندان و طيف‌هاي گوناگون، در حد مقدورات خود، دفاع كرده‌اند.  نتيجه اين امر نيز حذف جريان ملي – مذهبي از روند انتخابات و ديگر صحنه‌ها بوده است. آنان خود نيز به جز در انتخابات دوره اول و ششم مجلس، به خاطر فقدان شديد شرايط مذكور و عدم وجود حداقلي از شرايط آزاد و رقابتي، در انتخابات ديگري مشاركت نكرده‌اند.

2 - روند حوادث جاري و حاكم بر كشور از سال 1379 به بعد بيانگر اراده جرياني خاص براي حذف تمامي نيروهاي غيرخود و يكسان‌سازي و دربرگيري ت.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:17  توسط آشناي ديرينه  | 

نخستين موردي كه دربحث انتخابات، با توجه به انتخابات هاي قبلي، بايد به آن توجه كنيم، اين است كه ‏انتخابات نبايد باعث بلوك بندي هاي سياسي مختلف در اصلاح طلبان بشود".‏

رضا عليجاني با اين اظهار نظر در دفتر جنبش مسلمانان مبارز افزود: بلوك بندي كنوني سياسي در ايران ‏برروي حقوق بشر، دموكراسي و رفاه همگاني استوار است و نبايد اختلافات تاكتيكي و تنوع آرا موجود در ‏احزاب و مخصوصا نيروهايي كه بيرون نظام هستند، منجر به تفرقه ميان آنان شود. ‏

وي با اشاره به اينكه تنوع آراء در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم تا اندازه اي باعث به هم ريزي صف ‏بندي ها، به لحاظ رواني ـ رفتاري شد [تا جايي كه زمان برد تا كدورت هاي مذكور كاهش يافته و تنوع آراء ‏به ريل اصلي خودش برگردد] در باره انتخابات پيش رو گفت: "نخستين موردي كه درباره انتخابات به ذهن ‏مي رسد اين است كه تجربه به هم ريزي صف بندي در انتخابات رياست جمهوري نهم بايد به كار بيايد و تنوع ‏آراء به صورت دوستانه در درون گروه هاي سياسي و بلوك بندي هاي سياسي مربوط به آن ها باقي بماند".‏.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:15  توسط آشناي ديرينه  | 


ببخشین! شما نوه کدوم امام هستین؟

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 21 بهمن 1386 [2008.02.10]


علی اشراقی نوه امام خمینی بکلی ردصلاحیت شد. البته، سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که ایشان رد ‏صلاحیت نشده است، بلکه چون مدرک تحصیلی خودش را ارائه نداده بود، صلاحیتش احراز نشده است. به ‏گفتگویی که در این مورد در شورای نگهبان اتفاق افتاد، توجه فرمائید.‏

نوه امام: ببخشید! من رد صلاحیت شدم.‏
سخنگو: رد صلاحیت شدی که شدی، برو کنار بذار باد بیاد.‏
نوه امام: آقای محترم، من می خوام ببینم برای چی رد صلاحیت شدم؟

.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 21:6  توسط آشناي ديرينه  | 

انواع مبارزه اجتماعي براي اصلاح

انواع مبارزه اجتماعي براي اصلاح

 

آآنچه درپي خواهد آمد بخشي از سخنراني دکتر علي شريعتي در تايخ چهاردهم تيرماه 1350 در تالار حسينيه ارشاد است که با عنوان فاطمه فاطمه است ايراد شد. اهميت اين گفتار در تقسيم بندي شريعتي از انواع شيوه هاي تغيير اجتماعي و سپس تبيين شيوه اسلامي آن است.گفتني است، اين فراز از صص 50 تا 62 مجموعه آثار 21- چاپ هيجدهم- نقل شده است.


انواع مبارزه اجتماعي براي اصلاح

شيوه‌اي که در مبارزه اجتماعي براي اصلاح وجود دارد، برحسب بينش‌ها و مکتب‌هاي اجتماعي عبارت است از:

۱-      روش سنتي و محافظه‌کارانه (تراديسيوناليسم، کنسرواتيسم)[1]:

 

رهبر محافظه‌کار اجتماعي چنين پديده‌اي را، با همه خرافي بودنش، حفظ مي‌کند چون سنت است و محافظه‌کار و سنت‌گرا، نگاهبان سنت است؛ چه، آن را شيرازه وجودي ملتش مي‌شمارد.

۲-      روش انقلابي (اولوسيونيسم)[2]:

 

رهبر انقلابي، به شدت و ناگهاني اين پديده را ريشه‌کن مي‌کند، چون سنت خرافه کهنه و ارتجاعي و پوسيده است.

۳      روش اصلاحي (رفورميسم) و تحولي (اولوسيونيسم)[3]:

 

رهبر اصلاح‌طلب مي‌کوشد تا يک سنت را بتدريج تغيير دهد و زمينه را و عوامل اجتماعي را براي اصلاح آن، کم کم فراهم آورد و آن را رفته  رفته اصلاح کند (راهي ميان آن دو).

اما پيغمبر اسلام کار چهارمي مي‌کند! يعني سنتي را که ريشه در اعماق و درون جامعه دارد و مردم، نسل به نسل، بدان عادت کرده‌اند و بطور طبيعي عمل مي‌کنند، حفظ مي‌کند، شکل آن را اصلاح مي‌نمايد، ولي محتوا و روح و جهت و فلسفه عملي اين سنت خرافي را، به شيوه انقلابي دگرگون مي‌کند.

استدلال منطقي محافظه‌کار اين است که:

اگر سنت‌هاي گذشته را تغيير بدهيم، ريشه‌ها و روابط اجتماعي که در سنت حفظ مي‌شوند و مثل سلسه‌هاي اعصاب، اندام‌هاي اجتماع را به خود گرفته‌اند، از هم گسسته مي‌شوند و جامعه، ناگهان، دچار آشفتگي بسيار خطرناکي مي‌شود، و براي همين هم هست که بر هر حادثه انقلابي بزرگ، آشفتگي و هرج و مرج و يا ديکتاتوري پيش مي‌آيد که لازم و ملزوم يکديگرند؛ زيرا، ريشه‌کن کردن سريع سنت‌ها ريشه‌دار اجتماعي و فرهنگي، در يک جهش تند انقلابي، جامعه را دچار يک خلاء ناگهاني مي‌سازد که آثار آن پس از فرو نشستن انقلاب ظاهر مي‌گردد.

و استدلال انقلابي اين است که:

اگر سنت‌هاي کهنه را نگه داريم، جامعه را همواره در کهنگي و گذشته گرايي و رکود نگه داشته‌ايم؛ بنابراين، رهبر کسي است که آنچه را که از گذشته به صورت بندها و قالب‌هايي بر دست و پا و روح و فکر و اراده و بينش ما بسته است، ناگهان بگسلد و همه را آزاد کند و تمامي اين روابط با گذشته و با خلق و خوي و عادات را ببرد و قوانين تازه‌اي را جايگزينشان کند، وگرنه جامعه را منحط و مرتجع و راکد گذاشته است.

استدلال مصلح (رفورماتور) که مي‌خواهد از نقطه‌هاي ضعف دو متد انقلابي و سنتي بر کنار ماند راه سومي را پيش مي‌گيرد که تحول آرام و تدريجي است و اکتفا کردن به «سر و صورتي متناسب دادن» به يک امر نامطلوب، نه ريشه‌کن کردن آن و جانشين کردن سريع و بلاواسطه امري مطلوب.

اين متد مي‌کوشد تا جامعه را از رکود و اسارت در سنت‌هاي جامد نجات دهد، اما براي آنکه جامعه ناگهان در هم نريزد و زمينه آماده شود، اندک اندک و با روشي ملايم و يا مساعد کردن تدريجي زمينه اجتماعي و فکري جامعه، به اصلاح آنچه هست دست مي‌زند و صبر مي‌کند تا جامعه، با تحول تدريجي، به آرمان‌هاي خود برسد. انقلابي عمل نمي‌کند، بلکه طي مدت طولاني و برنامه‌ريزي مرحله به مرحله، به اين نتيجه مي‌رسد.

اما اين شيوه «اصلاح تدريجي»، غالباً، اين عيب را پيدا مي‌کند که، در طي اين مدت طولاني، عوامل منفي و قدرت‌هاي ارتجاعي و دست‌هاي دشمنان داخلي و خارجي، اين «نهضت اصلاحي تدريجي» را از مسير خود منحرف مي‌سازند و يا آن را متوقف مي‌نمايند و حتي نابود مي‌کنند.

مثلاً اگر بخواهيم بتدريج اخلاق جوانان را اصلاح و افکار همه مردم را روشن کنيم، غالباً پيش از آنکه به هدف خود برسيم، از ميان رفته‌ايم و يا عوامل فسادانگيز و مردم فريب بر جامعه غلبه يافته‌اند و ما را فلج کرده‌اند. رهبراني که به اصلاحات تدريجي جامعه، در طي دوران نسبتاً کش‌دار و طولاني، معتقدند، در محاسبه عمل خود، منطقي انديشيده‌اند، اما آنچه را به حساب نياورده‌اند، عمل قدرت‌هاي خنثي کننده ضد اصلاحت است که هميشه، اين «فرصت لازم براي انجام تدريجي اصلاحات» مجالي شده است براي آنکه عواملي که کمين کرده‌اند و در جست و جوي اغتنام فرصت‌اند، ظهور کنند و هر چه را مصلحان «آهسته ريس»، رشته‌اند اين مفسدان ريشه برانداز، ناگهان پنبه کنند و ورق را برگردانند.

اما پيغمبر اسلام يک متد خاصي را در مبارزه اجتماعي و رهبري نهضت و انجام رسالت خويش ابداع کرده است که، بي‌آنکه عواقب منفي و نقاط ضعف اين سه متد معمول را داشته باشد، بهدف‌هاي اجتماعي خويش و ريشه‌کن کردن عوامل منفي و سنت‌هاي ترمزکننده جامعه، به سرعت نائل مي‌آيد و آن اين است که: «شکل سنت‌ها را حفظ مي‌کند ولي از درون، محتواي آن‌ها را بطور انقلابي عوض مي‌کند.»

[...]

اين پرش و حرکت خاص را در متد کار اجتماعي پيغمبر، «انقلاب در درون سنت‌ها با حفظ فرم اصلاح شده آن» مي‌توان ناميد.

خيال مي‌کنم با اين توضيحات، مطلب و مقصود براي حضار محترم معلوم گرديد هر چند مثالي که در موضوع حج آورده‌ام مورد پسند بعضي نباشد که از قديم گفته‌اند «المثال لا يسئل عنه».

پس محافظه‌کار، به هر قيمت و به هر شکل، تا آخرين حد قدرتش مي‌کوشد که سنت‌ها را حفظ کند، حتي بقيمت فداکردن خويش و ديگران و انقلابي همه چيز را مي‌خواهد يک‌باره دگرگون کند و با يک ضربه در هم بريزد، نابود کند، و ناگهان از مرحله‌اي به مرحله‌اي بجهد، ولو جامعه آمادگي اين جهش را نداشته باشد، ولي در برابر آن مقاومت کند و ناچار انقلابي ممکن است بخشونت و ديکتاتوري و قساوت و قتل عام توده مردم نيز! و مصلح هم که هميشه به مفسد فرصت و مجال مي‌دهد!

اما پيغمبر با متد کارش راه ديگري مي‌نمايد که اگر بفهميم و به کار گيريم، دستوري بسيار روشن و صريح گفته‌ايم. براي روبروشدن با ناهنجاري‌ها و سنت‌هاي کهنه و فرهنگ مرده و مذهب مسخ شده تخديرکننده و عقايد اجتماعي ريشه‌دار در عمق جامعه و افکار و عقايد خواب کننده و ارتجاعي که يک روشنفکر درست‌بين که رسالت پيامبرانه دارد با آن‌ها روبرو است و با اين متد است که مي‌تواند به «هدف‌هاي انقلابي» برسد، بي‌آنکه جبراً، همه عواقب و ناهنجاري‌هاي يک روش انقلابي را تحمل کند و نيز با مباني اعتقادي و ارزش‌هاي کهنه اجتماعي درافتد بي‌آنکه از مردم دور افتد و با آن‌ها بيگانه شود و مردم او را محکوم سازند.

[...]

ايده‌آليست، متفکري آرمان‌خواه و انساني خوب است که در «موجود»، زندگي مي‌کند و در «موهوم»، انديشه و احساس! رهبري است انقلابي، که ويران مي‌کند اما نمي‌تواند بسازد و در حرف زدن، از همه جلوتر است و در عمل کردن، از همه عقب‌تر، و جامعه‌اي را که مي‌سازد، نقص ندارد، اما، نه با «آدم‌ها»، بلکه، با «کلمات»! و اين است که «مدينه افلاطون»، از «مدينه محمد (ص)» برتر است، اما، به گفته خويش، نه در زمين، که در آسمان! چه، ايده‌آليست يک «اوتوپياساز» است و چون، خوراکي را که براي گرسنه‌ها مي‌پزد، «خيال پلو» است، هرچه بخواهند، چربش مي‌کند!

و برعکس، رآليست پروازهاي انديشه و صعود روح و بينش و تلاش و آرمان‌خواهي و کمال‌جويي را در آدمي مي‌کشد و او را در سطح «آنچه هست» نگه مي‌دارد و در قالب «ارزش‌هاي موجود» و «وضع موجود» محصور مي‌سازد و قدرت «خلاقيت» و «عصيان» و «دگرگوني عميق زندگي» و «تغيير جبر تاريخ و شرايط جامعه و طرز تفکر و نوع نيازها و خواست‌ها و هدف‌هاي فعلي و هميشگي انسان» را فلج مي‌کند و «تسليم واقعيت‌ها» و «پذيراي آنچه هست» بارش مي‌آورد!

[رآليسم، گرسنه را مسموم مي‌کند و ايده‌آليسم، از گرسنگي مي‌کشد!]

نه ايده‌آليسم، نه رآليسم، بلکه، هر دو!

اما اسلام اين «چراغ راهي» که «نه شرقي است و نه غربي»، اين «کلمه پاکي که چون درختي پاک» ريشه در «زمين» دارد و شاخه، روي در «آسمان» - واقعيت‌هاي موجود را، در زندگي، در روح و جسم، در روابط جمعي، در نهاد جامعه و در حرکت تاريخ برخلاف ايده‌آليسم - «مي‌بيند»؛ همچون رآليسم، وجودشان را اعتراف مي‌کند، اما برخلاف رآليسم آن‌ها را «نمي‌پذيرد»، آن‌ها را «تغيير مي‌دهد»، ماهيتشان را، به شيوه انقلابي، دگرگون مي‌کند، و در مسير ايده‌آل‌هاي خويش، «مي‌راند» و، براي نيل به هدف‌هاي ايده‌آليستي خويش، آرمان‌‌هاي «حقيقي»، اما غير«واقعي» خويش، آن‌ها را «وسيله مي‌کند»؛ مثل رآليست تسليم آن‌ها نمي‌شود، آن‌ها را تسليم خود مي‌سازد؛ مثل ايده‌آليست از آن‌ها نمي‌گريزد، به سراغ آن‌ها مي‌رود؛ بر سرشان افسار مي‌زند، رامشان مي‌کند و، بدينوسيله، آنچه را «مانع» ايده‌آليست بود، «مرکب» ايده آل خويش مي‌کند.



[1] Traditionalisme, conservatisme

[2] revolutionisme

[3] evolutionisme, reformisme

منبع :مجموعه آثار 21 - فاطمه فاطمه است

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 10:43  توسط آشناي ديرينه  | 

اين خبر را از يک روزنامه‌ نقل می‌کنم:

سمفونی مردگان در فهرست بهترین‌ها
سمفونی مردگان به عنوان یکی از صد رمان برجسته سال 2007 بریتانیا انتخاب شد.



«سمفونی مردگان» اثر عباس معروفی که توسط لطفعلی خنجی به انگلیسی ترجمه شد، و چند ماه پیش توسط انتشارات Aflame Books  تحت عنوان Symphony of the Dead  به چاپ رسید، در سازمان World Book Day  انگلستان
به عنوان یکی از صد رمان برجسته سال 2007 در بریتانیا برگزیده شده است و چنانچه آرای کافی بدان تعلق گیرد، ممکن است در گروه بیست رمان برجسته قرار گیرد. کسانی که مایل باشند در این خصوص بیش‌تر کسب اطلاع کنند می‌توانند از طریق ایمیل با ناشر تماس حاصل نمایند:

richard@aflamebooks.com

عکس روی جلد کتاب منتشر شده فارسی در ایران:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 7:50  توسط آشناي ديرينه  | 

راجع انتخابات مجلس آینده می خواهم صحبت کنم. نهضت آزادی اولین گروهی خواهد بود که با مقابله با استبداد و رجعت طاغوت خواهد پرداخت. اما آرمان مشترک، یعنی مثلث مقدس آزادی ملت، استقلال مملکت، استقلال جمهوری اسلامی با دو اصل مقدس دیگر، یعنی حاکمیت ملی و اجرای قانون اساسی، مخمسی تشکیل می دهند که پنج ضلع آن وابستگی ملازم متقابل با هم داشته، حیات و قوامشان در گروی انتخابات آزاد می باشد.

اگر ما مجلس آزاد مستقلی نداشته باشیم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد، دیر یا زود جمهوری اسلامی مانند سلف خود مشروطیت سلطنتی با حفظ صورت و عنوان، تبدیل به نوعی استبداد و نظام طاغوتی متکی به استیلای خارجی خواهد شد. همیشه و همه جای دنیا استبداد از روزی شروع شده است که یک شاه، یک خاندان، یک طبقه و حتی یک مکتب خواسته است ولو با حسن نیت و به قصد خدمت، خود را یگانه مالک، یگانه مسئول و یگانه مامور بر سایرین تصور و بر جامعه تحمیل نموده، وقعی به رضایت و رای مردم ننهد. در حالیکه مجلس های شورای واقعی و آزادی های اجتماعی، آخرین و بلکه یگانه سنگرهای استقلال کشورها و ضامن بقاء و سعادت ملت ها هستند.

 

شما نمایندگان محترم و کسانی که زمام امور، فعلاً در اختیارشان است، دو راه در پیش دارید: اجرای انتخابات در شرایط و جو حاضر، انجام انتخابات واقعاً آزاد و ملی بر طبق قانون اساسی

 

بدیهی است که در شرایط حاکم و محیطی که روزنامه ها و رسانه های گروهی، راهپیمایی ها و اجتماعات، محاکم و منابر، نهاد ها و جمعه ها حالت انحصاری یک طرفه داشته، مخالفین و معترضین و غیر موافقین، محروم از روزنامه و اجتماعات و سخنرانی های عمومی باشند و در صورت نامزد انتخابات شدن، نگران از حملات و خطرات شدید، خصوصاً در شهرستان ها باشند، با چنین احوال و اشکالات، هیچ انتخاباتی را هیچ آدم منطقی منصف، انتخابات آزاد نخواهد گفت.

 

عکس العمل طبیعی و معنی دار مردم اگر به حال خود گزارده شوند، تعلل و تقلیل مشارکت است، بنابراین از پشت این تریبون اعلام می نمایم که انتخابات خالی از آزادی و نظارت ملی و مجلس حاصل از آن فاقد کمترین اثر برای اهداف فوق و عاری از اعتبار و ارزش از نظر شرعی و قانونی و حقوقی بوده، هر اکثریتی که آورده شود و هر ادعایی که از استقلال و تایید مردم بنمایند، مردود و باطل است.

 

انتخابات واقعاً آزاد این است که اسماً و رسماً به دور از تبعیض و تظاهر و از هم اکنون که چند ماه به زمان انتخابات مانده است، اعلام و اجرای آزادی گردیده، اجازه نطق و نوشتن و گرد آمدن، آن طور که قانون اساسی و قانون مطبوعات مقرر داشته است به موافق و مخالف داده شود؛ همه افراد ملت در اظهار عقیده و انتقاد و اعتراض در انتخابات نمایندگان خود آزاد باشند و از تهمت و تهدید… (در این لحظه نطق پیش از دستور مهندس بازرگان به دلیل اعتراض شدید و شعارهای مرگ بر بازرگان نمایندگان و سکوت رضایت آمیز هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس نا تمام می ماند)

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 19:17  توسط آشناي ديرينه  | 

لينك فيلمهاي ايراني سوداي سيمرغ بيست وششمين جشنواره فيلم فجر همراه با توضيح خلاصه اي از فيلمها: روي تصوير زير كليك نماييد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 14:59  توسط آشناي ديرينه  | 

ابراهيم رها

سلام قليان، ول کن نيستي ها،

هرچه مي کشيم از لوله دراز تو مي کشيم (وقتي مي کشيم قل قل هم مي کند،) راستش در تمام عمرم فکر نمي کردم در عرض چند ماه دو تا نامه به قليان بنويسم، اما چه مي شود کرد که در حال حاضر (چيزي برعکس حال غايب) مهم ترين اتفاق مملکت تويي. از اين بابت خوشحالم که جز من، حتي يکي از مسوولين هم براي تو نامه مي نويسد حالا کار به جايي کشيده نمايندگان عزيز مجلس هم نامه تشکر و دفاعيه مي نويسند درباره نامه دفاعيه يکي از مسوولين از تو.

قليان جان، بعد از آنکه يکي از مسوولين پيگيراي مجدانه، مشفقانه، زحمت کشانه و از همه مهم تر عدالت محورانه کرد تا تو دوباره حضور سرفرازانه ات را در قهوه خانه ها از سر بگيري، آخرين مشکل کشور هم حل شد. بقيه مواردي هم که مطرح مي شود حاشيه است. اصل موضوع تويي، وگرنه نامه ده ها سينماگر در اعتراض به تخته کردن تدريجي در سينما يا گل گرفتن هنرمندانه فيلم هاي جشنواره فجر، چه اهميتي دارد. کيست که نداند سينما مهم تر است يا قليان، معلوم است خب سينما نه لوله بلند دارد، نه زيرش آب است، نه قل قل مي کند، از همه مهم تر براي سينما يک تعداد بازيگر و کارگردان و از اين جور اقلام قبيحه نامه مي نويسند، براي تو يکي از مسوولين و نمايندگان مجلس، خب معلوم شد کدام مهم تر است.قليان، اي عزيز موندني، اي طلايه دار روز، تو مهم تري يا بر فرض توقيف مجله زنان؟ اصلاً به لحاظ ناموسي خوبيت ندارد زنان مجله داشته باشند،

قليان جان، من واقعاً متاسف مي شوم، غصه مي خورم، دق مي کنم از دست بعضي مطبوعات غيردلسوز که بر فرض درباره انتخابات و رقابت و ردصلاحيت و... مطلب مي نويسند و تيتر مي زنند. آن وقت تو، توي مهم، توي گرانقدر را ناديده مي گيرند. يکي از مسوولين مسائل تو را پيگيري مي کند، سي نماينده مجلس برايت نامه مي نويسند، آن وقت اين مطبوعات به جاي پرداختن به اين زحمات، به آن مطالب بي اهميت مي پردازند.قليان خوب من، واقعاً يکي نيست بپرسد مساله قليان مهم تر است يا ردصلاحيت چهار نفر؟ من پيگيري کردم ديدم اين ردصلاحيت ها دليل داشته بر فرض يک نامزدي مدت ها بوده به طريق غيرقانوني از تلويزيون، تحت عنوان تبليغ برنج، با اشعاري که در آن لوبياپلو و باقالي پلو خوانده مي شده، خودش را تبليغ مي کرده است، اولين حرف فاميلش هم آرمين است، يا بر فرض همين مديرمسوول روزنامه اعتماد که اسمش الياس است و سابقه کارهايش را تلويزيون چند ماه پيش مفصلاً براي مردم توضيح داد و طبيعي بود که ردصلاحيت شود.قليان جان، خوشحالم از بازگشت پيروزمندانه ات و خوشحال ترم از زحمات دوستان در همين راستا و آرزومندم به روزي برسيم که قليان بکشيم، دودش را به آسمان فوت کنيم و چشم بدوزيم به افق تا مشاهده کنيم از اون بالا کفتر ميايه. آن روز کاش زودتر بيايد، به اميد آنکه روزي هر مرد ايراني يک قليان باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 15:0  توسط آشناي ديرينه  | 

جدول برنامه سینما های تهران در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای علاقمندانی که تاکنون موفق به دیدن آن نشده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 10:56  توسط آشناي ديرينه  | 

 

 

نامه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران به مقام معظم رهبري درباره تبليغات سازمانيافته اخير عليه اصلاح طلبان


پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: درپي بداخلاقي ها و تبليغات سازمانيافته اخير انتخاباتي عليه اصلاح طلبان، سازمان نامه اي خطاب به مقام معظم رهبري ارسال كرد كه متن آن در زير مي آيد:

مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه‌ای
با عرض سلام
احتراماً؛ حضرتعالی چندی قبل بر پرهیز جناح‌های سیاسی از بداخلاقی در تبلیغات انتخاباتی تأکید فرمودید. بدیهی است بداخلاقی به معنای ارتکاب رفتار و گفتار خلاف ادب و موازین انسانی و تعالیم دینی ، از سوي هر فرد و نهادی ،چه حزب سیاسی و چه مسئولان نظام و چه محافل و مراکزی که وابسته به نهادهای حاکمیتی هستند، امری ناپسند و مذموم است. به گمان ما بداخلاقی نهادها و محافل حاکمیت یا وابسته به حاکمیت به مراتب بیش از بداخلاقی احزاب و جریان‌های سیاسی شناخته شده و اسم و رسم دار ، به عرصة رقابت سیاسی و چهره و آبروی نظام لطمه می‌زند. بنابراین رعایت اخلاق انتخاباتی از سوی محافل حاکمیت و یا وابسته به حاکمیت ، ضروری تر و شایسته‌تر است.
متأسفانه درآستانة مهلت قانونی ثبت نام نامزدهای انتخاباتی و در حالی که هنوز دو ماه به زمان رقابت.................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 14:5  توسط آشناي ديرينه  | 

روابط عمومی جشنواره اعلام کرد: پنجم بهمن ماه آغاز پیش  فروش بلیت‌های بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر.

پیش فروش بلیت های بیست و ششمین جشنواره بین ا‌لمللی فیلم فجر از روز پنجم بهمن ماه جاری در سینما فلسطین تهران آغاز می‌شود.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، هنرمندان ، نمایندگان رسانه های جمعی، دانشجویان و نمایندگان وزارتخانه ها سازمان ها و نهادها می توانند به شرح ذیل از روزهای پنجم تا نهم بهمن ماه سال جاری برای تهیه بلیت به سینما فلسطین مراجعه کنند.
روز جمعه ( از ساعت ۱۴ الی ۱۹) پنجم بهمن ماه "هنرمندان" و "نمایندگان رسانه‌ها" می‌توانند برای خرید بلیت های مورد نظر خود مراجعه کنند.
روزهای شنبه ششم و یک شنبه هفتم بهمن زمان پیش فروش بلیت های جشنواره برای "دانشجویان" است.
دانشجویان می‌توانند با بیست درصد تخفیف، بلیت های جشنواره را تهیه کنند.
روز های دوشنبه هشتم و سه شنبه نهم بهمن ماه نیز "نمایندگان وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادها" می‌توانند با ارایه معرفی نامه معتبر برای تهیه بلیت به سینما فلسطین مراجعه کنند.
همزمان با پیش فروش بلیت های جشنواره کتابچه راهنمای نمایش آثار این رویداد در اختیار مخاطبان قرار می گیرد و به غیر از روز جمعه، روزهای دیگر از ساعت ۸ و سی دقیقه الی ۱۹ بلیت های جشنواره پیش فروش می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 11:32  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 11:22  توسط آشناي ديرينه  |