تبليغاتX
حركت براي رهايي

بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران1387

زمان برگزاري: 12 الی 22  ارديبهشت87

مكان: متاسفانه بازم مصلي

سايت مربوطه:

http://www.kowkabpublishers.com

 

 http://tibf.ir

 

لينك نقشه راهنماي مصلي و شبستان:

http://tibf.ir/map.aspx?l=0

+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 2:3  توسط آشناي ديرينه  | 

رهبر، مسوول وضعيت امروزي؟

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com - چهارشنبه 28 فروردین 1387 [2008.04.16]

چند روز بعد از انتشار نامه احمد قابل، پژوهشگر ديني که از رهبر جمهوري اسلامي به جهت "حکومت ‏يک باند بر کشور" و " استبداد به رأي يا‏‎ ‎ديکتاتوري" انتقاد کرد، اکبر اعلمي در آخرين نطق قبل از دستور ‏خود به عنوان نماينده مردم تبريز، آيت الله خامنه اي را مسوول وضعيتي خواند که توسط نهادهاي زير نظر ‏وي در کشور حاکم شده است.‏

در بخشي از نطق قبل از دستور آقاي اعلمي که مي توان از آن به عنوان تندترين نطق دوره هفتم مجلس ‏شوراي اسلامي ياد کرد، وی از آيت الله جنتي دبير شوراي نگبهان به عنوان "کسي که فرزندش عضو سازمان ‏مجاهدين خلق بوده و در بهمن سال 60 در اثر درگيري با پاسداران كشته شده است و عروسش نيز پس از ‏متواري شدن به خارج از كشور در بالاترين رده‌‌هاي سازمان مذكور به فعاليت ادامه مي‌دهد" ياد کرد و گفت ‏‏"چنين کسي مجاز نيست با قرار گرفتن در رأس نهادي و به كمك همفكرانش از جايگاه خدايي در چشم بر هم ‏زدني فرزندان انقلاب و كشور را به بي‌ديني متهم كند."‏

اهميت اين نکته بدان است که همين شخص [آيت الله جنتي] ده ها نفر را به دلايلي بسيار کم رنگ تر از اين از ‏نمايندگي مردم بازداشته، وگرنه در واقع ربطي به او ندارد که عروسش و يا حتي فرزندش کجا بودند و چه کردند. همه مي ‏دانند که بخش بزرگي از فرزندان و بستگان روحانيت به مجاهدين خلق مربوط بودند و خيلي ها مانند محمدي ‏گيلاني، مشکيني و ملاحسني به کشتن همان فرزندان رضا دادند، آقاي جنتي تنها نيست. اما از همان بيست و ‏چند سال پيش که اين رويدادها در جنگ بر سر قدرت رخ داد، برخی از روحانيون چون خود را تافته اي جدا مي دانستند ‏هر کس را که سر از فرمانشان پيچيد به همين اتهام منکوب کردند. روزي روزگاري پرونده هاي شوراي نگهبان ‏باز خواهد شد و در آن آشکار خواهد گرديد که ظلم و تبعيض يعني چه.‏

آقاي اعلمي که آخرين روزهاي نمايندگي خود را مي گذراند با يادآوري کشتارهاي وسيع پس از انقلاب کبير ‏فرانسه، شوراي نگهبان را با "شوراي گيوتين" در آن انقلاب مقايسه کرد و با اشاره به اصل 111 قانون ‏اساسي جمهوري اسلامي گفت "اگر رهبري آن از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود و يا فاقد يکي از ‏شرايط قانون اساسي گردد، خودبخود.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 18:39  توسط آشناي ديرينه  | 


يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ
بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.

روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم
مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.

خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي
از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.

گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو
بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟

بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.

حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر
موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ

پايان
------------ --------- -
نتيجه
هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد
آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 18:21  توسط آشناي ديرينه  | 

سخنگوي قوه قضائيه خبر داد
حکم حبس براي دانشجويان اميرکبير

اولين جلسه مطبوعاتي سخنگوي قوه قضائيه در سال 87 با ارائه توضيحاتي در خصوص سه دانشجوي بازداشتي اميرکبير همراه شد تا جمشيدي راجع به روند قضايي پرونده آنها و ادامه بازداشت شان توضيحاتي را ارائه کند.

عليرضا جمشيدي که در اين نشست با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي برگزار شده بود تنها به اين توضيح بسنده کرد که دادگاه تجديدنظر پس از رسيدگي به هر دو پرونده متهمان با اتهامات تبليغ عليه نظام، اهانت به مقدسات و نشر اکاذيب، متهم رديف اول مجيد توکلي را به 30 ماه حبس و احمد قصابان را به 26 ماه و احسان منصوري را به 22 ماه حبس محکوم کرد. اما وي در اين خصوص توضيح نداد که به رغم اينکه دادگاه عمومي حدود سه ماه پيش با تعيين وثيقه 80 ميليون توماني دستور آزادي آنان را صادر کرده بود، چرا اين دانشجويان آزاد نشدند و يک بار ديگر پرونده آنها به جريان افتاد و اين بار به زندان محکوم.........

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 18:12  توسط آشناي ديرينه  | 

کنفرانس دمشق و روابط ايران و اعراب
دکتر ابراهيم يزدي*

1- اجلاس اخير سران اتحاديه عرب در دمشق، در روزهاي آغازين سال جديد برگزار شد. به علت اختلافات ميان سوريه با اردن، مصر و سعودي و نيز فشار امريکا سران اين کشورها در کنفرانس شرکت نکردند.کنفرانس در شرايطي برگزار شد که ميزان اختلافات ميان دولت هاي عربي و عدم توانايي آنها در حل مسائل و مشکلات جهان عرب به بالاترين سطح خود رسيده است.در اين کنفرانس وزير امور خارجه ايران نيز حضور داشت و در چارچوب کليشه هاي رايج، سلام و پيام رئيس جمهوري ايران به رئيس جمهوري سوريه را ابلاغ کرد و از وي براي سفر به تهران دعوت به عمل آورد.کنفرانس بدون آنکه کمترين گامي در راستاي حل مساله فلسطين، لبنان، عراق و... بردارد، در قطعنامه پاياني خود، بار ديگر، به رغم حضور وزير امور خارجه ايران، ادعاهاي امارات متحده عربي را عليه ايران مورد تاييد و تصويب قرار داد.حضور وزير امور خارجه ايران در کنفرانس اتحاديه عرب که ايران عضو آن نيست و عليه ايران قطعنامه هم صادر مي کند، چه معنا و مفهومي يا پيامي دارد؟ انگيزه اين حضور چه بوده است و با چه محاسبات و تحليل هايي در اين کنفرانس شرکت کرده است. متاسفانه يا تحليلي وجود ندارد يا منتشر نشده است. روشن نيست که..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 18:5  توسط آشناي ديرينه  | 

سخنراني مجتهد شبستری در حسينيه ارشاد

 در آغاز سلسله درس گفتارهای «فلسفه دین»؛ «کلام خدا - کلام انسان»، دکتر محمد مجتهد شبستری از تاریخ 29/1/87 یک هفته در میان صبح های پنج شنبه از ساعت 11 تا 13 در حسینیه ارشاد به ايراد سخنراني خواهد پرداخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:55  توسط آشناي ديرينه  | 

به بهانه‌ی اجرای حکم ظالمانه‌ی دادگاه ویژه در باره‌ی برادرم آقای ‌هادی قابل

رهبری و باند حاکم بر کشور متهم‌اند

احمد قابل



http://aghabel.persianblog.ir/

به نام خدای رحمان و رحیم

در اوج تب در بستر افتاده و می‌سوختم که خبر احضار یا دعوت به گفت و گو و روانه‌ی زندان ساختن برادر را شنیدم. برادری که اکنون پسر ارشد خانواده‌ی پدری است و چشم و چراغ مادری رنج دیده و سایر اعضای خانواده است.
هادی آقا برای من تنها یک برادر نبوده و نیست بلکه علاوه بر آن ، دوستی دلسوز و مشوق من در بسیاری از مراحل تحصیل و هم درس و هم مباحثه‌ی من نیز بوده است. سال‌های مجردی در غربت قم را در کنار او بودم و با دستگیری وی در اعتراضات سیاسی طلاب در ۱۵ خرداد ۱۳۵۴ مدرسه‌ی فیضیه ، تنهایی را احساس کردم.
خدای را سپاس می‌گویم که پس از بازگشت او از سربازی در سال ۱۳۵۶ همیشه در کنار هم و همفکر و همراه هم بوده‌ایم و اگر تفاوتی در نقش‌ها و مسئولیت‌های ما رقم خورده ، ناشی از تقسیم کاری طبیعی و مبتنی بر مقتضیات هر یک بوده است.
هادی آقا از جمله‌ی روحانیانی است که قبل از انقلاب ، لباس روحانیت به تن کرد و از انقلابیون نو اندیشی بود که با تلاش‌های خطیر ، کتاب‌های مرحوم دکتر شریعتی را تهیه می‌کرد و برای مطالعه در اختیار طلاب قرار می‌داد.
در روزهای انقلاب ، به هنگام هجوم مأموران ساواک و حکومت نظامی قم به مدرسه‌ی خان (که پیشاپیش و از عصر آن روز همه نسبت به هجوم شبانه مطلع بودند) که همه‌ی طلاب مدرسه را ترک کردند ، او مدرسه و حجره را ترک نکرد و آن شب تنها چهار نفر با او ماندیم ، تا شاهد ماجرا شویم. کم نیستند روحانیانی که هیچ شبی را در حجره نمی‌ماندند و به منزل بستگان خود یا مدارس غیر حساس می‌رفتند و امروز در مناصب قدرت نشسته و خود را «انقلابی و مدافع روحانیت» می‌دانند!!
در روزگاران جنگ تحمیلی ، او علاوه بر مأموریت‌های تبلیغی ، در آغازین روزهای نبرد ، شش ماه دوران خدمت زمان جنگ خود را داوطلبانه و با اشتیاق سپری کرد و تا پای شهادت پیش رفت ، در حالی که می‌توانست با پوشش‌های شبه قانونی (که اکثر روحانیان صاحب مناصب کنونی حکومتی از آن در طول زمان جنگ بهره گرفتند) از رفتن به جبهه‌ها خود داری کند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 17:57  توسط آشناي ديرينه  | 

سلام به تمامي ايران دوستاني كه مخالف نام گذاري گوگل ارت : با خليج عربي بجاي خيلج فارس هستند . كساني كه با اين موضوع مخالفند ميتوانند به سايت زير مراجعه و نامه مخالفت زير را امضا كنند:

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

To:  International Media

February 19, 2008

Dear Administrators of Google Earth,

We, the undersigned, through this letter, protest your irresponsible, unscientific actions, and demand an immediate and unconditional deletion of “Arabian Gulf” from Google Earth.

Arbitrarily designating the Persian Gulf as the Arabian Gulf is an irresponsible violation of all historical and International standards and would undermine the integrity of Google Earth.

For the records, the name Persia has always been used to describe the nation of Iran, its people, and its ancient empires since 600 BC. It is derived from the ancient Greek name for Iran's maritime province, called Fars or Pars in modern Persian, Pars in Middle Persian and Pârsa in Old Persian, a word meaning "above reproach.” Persis is the Hellenized form of Pars, and through the Latinized word Persia, the other European nations came to use this word for the region. This area was the core of the original Persian Empire.

Since ancient times almost all foreigners referred to the entire country as Persia until March 21, 1935, when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country Iran — a name that the people of Persia, themselves, used to refer to their country since the Sassanian period. "Iran" means "Land of Aryans". In 1959 some Persian scholars protested to the government that the name change had separated the country from its ancient civilization. Therefore, the late King Mohammad Reza Shah Pahlavi announced that both Persia and Iran can be used in Western languages.

Without disparaging the Arabs, Iranians are proud of their non-Arab heritage and strongly resent any attempt at denigrating or changing any aspect of their Iranian heritage. And the Persian Gulf occupies a pivotal place in the Iranian history and culture. Furthermore, Iran abuts the Persian Gulf for 2,000 Km, while about a dozen recently-created Arab Sheikhdoms and emirates border the Gulf on the other side.

The historical and geographical name of the Persian Gulf has been endorsed and clarified by the United Nations on many occasions and is in use by the UN, its member states, and all other international agencies worldwide. The last UN Directive confirming the name of the Persian Gulf was (reference ST/CS/SER.A/29/Add.2) on August, 18th 1994.

The worldwide Iranian people are deeply affronted by this arrogant designation of “The Arabian Gulf.” We demand, in the strongest possible terms, that you take immediate steps to restore the rightful name of the Persian Gulf to the waterway on Google Earth and delete any other arbitrary name. We hope that this notice would suffice and obviates the need for litigation.


Sincerely,

The Undersigned

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 0:21  توسط آشناي ديرينه  | 

عزت الله سحابی خطاب به ماموران امنیتی حاضر بر سر مزار دکتر یدالله سحابی:اینقدر وقت خود را صرف این مسائل نکنید!
 
جمعه، 23 فروردین 1387

خانواده، یاران و همفكران دكتر یدالله سحابی كه صبح روز جمعه در ششمین سالگرد درگذشت دكتر سحابی به امامزاده عبدالله شهرری رفته بودند با حضور محسوس ماموران انتظامی و امنیتی مواجه شدند.
حضور ماموران انتظامی و امنیتی به‌گونه‌ای بود كه مهندس عزت‌الله سحابی خطاب به این ماموران كه تعدادشان برابر با تعداد جمعیت حاضر بود، گفت كه به مقام‌ها بفرمایید وقتی شما جمعیت 40 نفره‌ای را كه خودتان قبول دارید اهل سلامت هستند اینگونه می‌پایید، دشمنانی را كه اطراف ما هستند را چگونه می‌پایید. او سپس گفت كه اگر بخواهید همه وقت خود را به پاییدن این افراد بگذرانید پس كی می‌توانید رفاهی برای مردم ایجاد كنید.
سحابی بدون استفاده از وسیله صوتی كه خانواده سحابی امكان تهیه آن را نداشتند با صدایی رسا گفت اینقدر وقت خود را صرف این مسائل نكنید.
این برخورد در حالی انجام شد كه مراسم ششمین سالگرد درگذشت دكتر سحابی نماینده تهران در اولین دوره مجلس پس از انقلاب 57 و رئیس سنی این دوره از مجلس كه قرار بود روز پنج‌شنبه در حسینیه ارشاد برگزار شود به دلیل مخالفت نهادهای امنیتی لغو شد. برهمین اساس خانواده دكتر سحابی با صدور اطلاعیه‌ای ضمن اعلام تاثر و تاسف خود از این تصمیم در ممانعت از تشكیل مراسم بزرگداشت از همشهریان و هموطنان خواستند تا به منظور شركت در مراسم یادبود به حسینیه ارشاد مراجعه نكنند.
بنابراین یاران و همفكران دكتر سحابی اعلام كردند كه در روز جمعه بیست‌وسوم فروردین‌ماه به همراه خانواده مرحوم دكتر سحابی بر مزار آن مرحوم یاد و خاطره اسوه اخلاق در عرصه سیاست را گرامی خواهند داشت.
به این ترتیب مهندس سحابی در تشكر از كسانی كه به امامزاده عبدالله آمده بودند گفت كه درست نیست او در رثای پدرش صحبت كند. بنابراین تصمیم گرفت از فضایل مجموعه‌ای كه پدرش و مهندس بازرگان آن را بسته بود سخن بگوید.
او با اشاره به سوره مومنون در قرآن كریم گفت: آنها جماعتی بودند كه اگر در سیاست دخالت می‌كردند، سیاست‌شان دینی بود یعنی برحسب تكلیف دینی عمل می‌كردند پس دین‌شان سیاسی نبود. سحابی آنگاه در تبیین تفاوت سیاست دینی با دین سیاسی گفت كه سیاست دینی با مردم برحسب ارزش‌های دینی برخورد می‌كند اما دین سیاسی برحسب مصالح قدرت رفتار می‌كند.
خانواده و یاران دكتر سحابی پس از ایراد سخنان كوتاه مهندس سحابی كه ظاهرا مجاز نبود بیش از این زمان سخن بگوید محوطه امامزاده عبدالله شهرری را ترك كردند.
مراسم سیزدهمین سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان دبیركل فقید نهضت آزادی ایران و نخست‌وزیر دولت موقت نیز كه قرار بود در اوایل بهمن‌ماه سال 1386 برگزار شود به دلیل مخالفت نهادهای امنیتی لغو شده بود. این در حالی بود كه خانواده دكتر سحابی فكر می‌كردند می‌توانند طبق روال سنواتی گذشته به تجلیل از ارزش‌های دینی، فرهنگی، سیاسی، آن مرحوم بر سر مزار پدرشان حاضر شوند اما این بار با حضور ماموران انتظامی و امنیتی كه مدام از حاضران تصویربرداری می‌كردند مواجه شدند.

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 0:55  توسط آشناي ديرينه  | 

همان اشتباهات ساواک را مي کنند

لغو مراسم سالگرد دکتر سحابي در گفتگو با محمد توسلي - پنجشنبه 22 فروردین 1387 [2008.04.10]

نادر ايراني

براي اولين بار در چند سال بعد از درگذشت دکتر يدالله سحابي، مسئولان وزارت اطلاعات دولت نهم از ‏برگزاري سالگرد وي در حسينيه ارشاد ممانعت به عمل آوردند. در مورد چرايي اين برخورد با مهندس محمد ‏توسلي، رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران گفت و گو کرده ايم. مهندس توسلي با اشاره به اينگونه ‏برخوردهاي وزارت اطلاعات و غيرقانوني خواندن آن، مي گويد:‏‎ ‎‏"اشتباه وزارت اطلاعات اين است كه ‏خارج ازقانون اساسي و قانون وزارت اطلاعات عمل مي كند. متاسفانه اين انحرافي است كه درجمهوري ‏اسلامي به وجود آمده است؛ يعني همان انحرافي كه قبل از انقلاب ساواك گرفتار آن شد و زمينه هاي ‏سرخوردگي و بي اعتمادي مردم را در پي داشت."‏‎ ‎متن اين مصاحبه در پي مي آيد.‏

‎خبري را كه سايت روز درباره جلوگيري از برگزاري مراسم سالگرد مرحوم دكتر يدالله سحابي ‏انتشار داده بود ديگر سايت ها نيز منتشر كردند. ابتدا مي خواستم بدانم آيا مراسمي برگزار خواهد شد؟ در ‏كجا خواهد بود؟‎
بله، بالاخره طي تماس تلفني ستاد برگزاركنندگان مراسم را مطلع كرده اند كه نبايد مراسم سنواتي در حسينيه ‏ارشاد برگزار شود از اين رو قرار است مراسم يادبود برسرمزار آن مرحوم درامامزاده عبدالله برگزار شود. ‏

‎امسال از سوي رهبري سال نوآوري و شكوفايي نام گرفته است، فكر مي كنيد حركت وزارت ‏كشور يا وزارت اطلاعات، با نامگذاري مذكور تا چه اندازه سنخيت دارد؟‎
به نظر من نه تنها هيچ نوع سنخيتي ميان عمل غيرقانوني آنان و نوآوري وشكوفايي وجود ندارد بلكه درتضاد ‏با آنها نيز هست. براي اينكه نوآوري درشرايطي مي تواند دريك جامعه محقق شود كه درآن جامعه امنيت ‏سياسي، امنيت قضايي واقتصادي باشد تا انسان ها دريك فضاي آزاد بتوانند استعدادهاي خود را شكوفا سازند ‏و به نوآوري اقدام كنند. درجامعه اي كه فضاي سياسي بسته باشد، امكان نوآوري وجود ندارد. بنا براين چنين ‏جامعه اي به طور طبيعي نمي تواند شكوفا شود. ‏

‎جلوگيري ازبرگزاري مراسم مرحوم دكتر سحابي چه توجيهي دارد واين موضوع براي نسل ‏جوان ما چه پيامدها و مضراتي را به همراه دارد؟‎
اين تصميم وزارت اطلاعات قابل توجيه نيست. دكتر سحابي از نظر فرهنگي ـ اجتماعي - سياسي شخصيتي ‏شناخته شده است كه دوست ودشمن و حتي به لحاظ سياسي موافق ومخالف براي فوت ايشان پيام دادند ازجمله ‏مقام رهبري. بسياري از مراجع، شخصيت هاي سياسي - اجتماعي واحزاب و گروه هاي سياسي هم ازايشان ‏تجليل به عمل آوردند. در شرايط كنوني جامعه ما، بينش، منش، اخلاق وسلوك اجتماعي چنين شخصيتي مي ‏تواند براي نسل امروز وآينده جامعه ما الگو و آموزنده باشد. اصولا طبق قانون وظيفه وزارت اطلاعات جمع ‏آوري و پردازش اطلاعات و ارايه آنها به دستگاه هاي اجرايي ذيربط است تا طبق وظايف محوله خودشان ‏عمل كنند. اشتباه وزارت اطلاعات اين است كه خارج ازقانون اساسي و قانون وزارت اطلاعات عمل مي كند. ‏متاسفانه اين انحرافي است كه درجمهوري اسلامي به وجود آمده است. يعني همان انحرافي كه قبل از انقلاب ‏ساواك گرفتار آن شد و زمينه هاي سرخوردگي و بي اعتمادي مردم را در پي داشت. مسئول قانوني احزاب و ‏اين گونه اجتماعات وزارت كشور، استانداري و فرمانداري است.بنا براين وزارت اطلاعات طبق قانون ‏نبايستي مستقيما با تماس تلفني از برگزاري اين گونه مراسم جلوگيري كند. اين موضوع را مرحوم دكتر ‏سحابي زماني كه درقيد حيات بودند وما همواره خيرخواهانه ومشفقانه نصيحت كرده ايم تا ازاقداماتي كه نه به ‏نفع منافع ملي ونظام و نه مردم است خودداري كنند وازاين طريق تيشه به ريشه نظام نزنند. مسئولان وزارت ‏كشوروهمچنين وزارت اطلاعات بايد ازسطح تحمل بالاتري برخوردارباشند كه اگر دراين دست از مراسم ها، ‏از نظر آنان، موضوعي خلاف مصالح كشور گفته مي شود از طريق گفت وگو مسايل را حل كنند ونه با ‏جلوگيري از برگزاري چنين برنامه اي. اين گونه رفتار جز ايجاد ياس، نااميدي و سرخوردگي درمردم و ‏درنهايت تعميق شكاف ميان دولت وملت اثر ديگري نخواهد داشت. ما چنين اقدامي رادرراستاي منافع ملي و ‏مصالح نظام ارزيابي نمي كنيم و ازاين بابت بسيار متاسفيم. ‏

‎مرحوم سحابي در چه بخش هايي نوآوري .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 0:26  توسط آشناي ديرينه  | 

گزارش ممانعت از برگزاری مراسم دكتر سحابی
   
نویسنده : عبدالرضا تاجیک
چهار شنبه 20 فروردين 1387
Wednes 9 Apr 2008
   

 

مراسم ششمین سالگرد درگذشت دكتر یدالله سحابی نماینده مردم تهران در اولین دوره مجلس پس از انقلاب 57 و رئیس سنی این دوره از مجلس كه قرار بود روز پنج‌شنبه در حسینیه ارشاد برگزار شود به دلیل مخالفت نهادهای مسوول لغو شد.

یدالله سحابی كه در صبحدم روز جمعه بیست و سوم فروردین 1381 درگذشت از معدود بازماندگان نسل اول جریان فكری، سیاسی ملی ـ مذهبی بود. همانگونه كه نهضت آزادی ایران متعاقب درگذشت او در اطلاعیه خود نوشت: «اكنون در سوگ یكی از بنیانگذاران و رهبران خویش نشسته‌ایم، مردی كه بخش عمده‌ای از عمر پربار خود را علاوه بر مجاهدت‌های علمی و فرهنگی در عرصه آموزش و پرورش و دانشگاه، مصروف مبارزات سیاسی و اجتماعی موقر علیه استبداد و بی‌عدالتی ساخت و با مرحومان طالقانی و بازرگان به برپایی نهضت مقاومت ملی، تأسیس نهضت آزادی ایران و سایر موسسات، سازمان‌ها و جمعیت‌ها پرداخت.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 0:4  توسط آشناي ديرينه  | 

مراسم سالگرد دکتر یدالله سحابی روز جمعه در امامزاده عبدالله برگزار خواهد شد

مراسم سالگرد دکتر یدالله سحابی روز جمعه در امامزاده عبدالله برگزار خواهد شد
18 فروردين 1387
در پی ممانعت ماموران امنیتی از برگزاری مراسم سالگرد دکتر یدالله سحابی در حسینیه ارشاد همفکران وی در نهضت آزادی ایران و ائتلاف نیروهای ملی مذهبی روز جمعه ساعت 10 صبح با حضور بر سر مزار وی در امامزاده عبدالله یاد و خاطره پیر صفا و ایمان و اسوه اخلاق در عرصه سیاست را گرامی خواهند داشت
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 0:9  توسط آشناي ديرينه  | 

پرونده وحی و قرآن

مطالب منتشر شده پیرامون مصاحبه دکتر سروش

 با عنوان

 "کلام محمد"

قابل توجه تمامي دوستاني كه مطالب مربوط به وحي را دنبال ميكردند، اصل مقالات و انتقادات  كامل وبصورت يك كتابچه ۲۸۲ صفحه اي  pdf جمع آوري و تنظيم شد .لينك مربوطه جهت دانلود كتابچه فوق تقديم به تمامي كساني كه در راه آگاهي و روشنگري اين ديار مي كوشند.

 

 http://emrooz01.persiangig.com/other/vahi%20va%20ghoran.pdf

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 5:7  توسط آشناي ديرينه  | 

“از ایدالیسم اسلامی تا ماکیاولیسم مذهبی”

محمود نکوروح

m_nekourooh@yahoo.com

انقلاب اسلامی مبتنی بر نوعی ایدالیسم "ایدالیسم اسلامی" وانگیزه‌های عدالتخواهانه و برابری‌طلبانه بود که می‌توانست خودرا در جمهوری بازتاب دهد، ولی بتدریج از این ایدالیسم چیزی نماند، و جمهوری به‌تدریج جای خودرا بنوعی اسلام متحجرانه داد. حاصلش یاس و انفعال عمومی، بخاطر بهره گیری از "روشهای ماکیاولی" (۱) و ضد اخلاقی در نهایت شد، امیدها تبدیل به نا امیدی و سرخوردگی گردید، و آرزوها بر باد رفت، تا جا ییکه امروز افق بیش از همیشه تاریک است، با انتخاباتی که میتوانست امید ایجاد کند ونکرد، که "همه چیز نشان از نوعی انتخابات غیر عادلانه، غیر قانونی، غیر سالم وغیرآزادو.. "داشت.(۲) کاش آیت‌اله خمینی، مهندس بازرگان و معلم انقلاب شریعتی و.... زنده بودند و میدیدند که امروز واژه‌ها و شعارها چگونه قلب شده، هرکدام از آقایان که نماینده بخشی از جامعه ما بودند، نوعی ایدال وآرمان داشتند که به اسلام مربوط می‌شد، ولی امروز ما با کدام اسلام روبروییم "آخر غروب کدامین ستاره - ژرفای شب را چنین بیش کرده است". مردم از انقلابیون اولیه، ونسل جوان از پدران خود مرتبا می‌پرسند "چراانقلاب کردید؟". گویا نمی‌دانند که هدف استقلال -آزادی و جمهوری اسلامی بود که از اسلام انتظار عدالت وبرابری میرفت، نه انحصارگری و. تبعیض و.... اگرچه انقلاب ایران تحمیلی بود که در جای دیگراشاره کرده ام.

همیشه ما تاریخ اسلام را بخاطر حاکمان جابر و جائر نفی می‌کردیم و در جستجوی پیرایش اسلام از خرافات با اجتهاد آزاد که یک "حق" برای هر مسلمانست بودیم، ولی حال فهمیدیم که درست گفته‌اند "هیچ ایده‌ای از تاریخش جدانیست" البته چنانچه وارد سیاست شد، یعنی عامل اصلی "توتالیتاریسم" ایده اولیه بوده، که درعمل به اتوریته منجر می‌شود و گرنه ایده تجریدی و انتزاعی بوده.. که بیشتر خصوصی است، در غیر اینصورت در جوامعی مثل ما به استبداد و توتالیتاریسم سر انجام می‌یابد که یافته است، چه، هنوز در کشوری مثل ما "خصوصی" وجود ندارد. چون "فرد" هنوز تعریف نشده است. "عمومی و جمع" هم بهانه‌ای برای سرکوب، خفقان، بنام ............

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 3:57  توسط آشناي ديرينه  | 

شعر زیر از سایت میزان نیوز آورده شده و صرفا به این علت که احتمالا سایت فوق را خیلی از دوستان به علت فیلتر بودن نتوانند باز کنند وارد کردم....با اجازه اعضای محترم آن حزب.....

نه ، این ظلام دیر سال ، هیچ‌اش شتاب نیست !

عزم سفر ندارد از اینخاک لاله خیز.

چونان عقاب پیر سیاهی که سال‌هاست ،

نه می‌پرد، نه خسته می‌شود از خفتن دراز.

آفاق دورتر،

سرشار از عطوفت نور سحرگهی است

اما دیار من ،

ساک سفر کجاست ؟

            بردارم آنچه خاطره از خاک میهن است ،

            در جستجوی افق‌های پرستاره اقلیم بی‌حصار،

            در جستجوی عید، نوروز بی‌دروغ ! ...

            نه ، نه رها نمی‌کنم این خاک تفته را!

ابریا گرچه نیست ،

            می‌بارم از صمیم اشک

            چو باران نوبهار

سرسبز می‌شوم ، سرسبز می‌کنم .

ظلمت چو چیره است، می‌تابم از درون

چون کرمکی که به شب می‌دهد فروغ ،

                        هر چند کوچک‌ام !

                        فانوس می‌شوم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 3:22  توسط آشناي ديرينه  | 

دانشمند محترم جناب آقاي دكتر سروش
با اهداء سلام
نامه جنابعالي همراه با مصاحبه دوم كه در برخي از روزنامه‌ها منتشر شده بود، به دستم رسيد. براي اين كه در داوري، دچار لغزش نشوم دوبار آن را به دقت خواندم. لازم ديدم يك رشته تذكراتي را تقديم كنم، اميد است دربارة آنها تأمل و دقت بشتري فرماييد.
شكي نيست كه شما پس از بازگشت از «لندن» به ايران، در آغاز انقلاب اسلامي، مبدأ آثار نيك و سازنده‌اي بوده‌ايد. ك تاب «نهاد ناآرام» شما كه در آن حركت جوهري را به زيباترين بيان م طرح كرده‌ايد، از ارزش بالايي برخوردار است. همچنين اثر ديگ رتا ن به نام «دانش و ارزش» موجي در ميان علاقه‌مندان به مسائل فلسفي و كلامي پديد آورد، و نيز تدر يس نهج‌البلاغه از نظر اخلاقي اثر مثبت ي داشت، و پيوسته شما در دل علاقه‌مندان و جوانان و عالمان ديني جاي باز مي‌كرديد. دوست عزيز شما كه نامش را نمي‌برم، نقل مي‌كرد: هنگامي كه جنابعالي در دبيرستان علوي درس مي‌خوانديد دفتري براي كارهاي روزانه داشتيد و اگر ترك اولايي از شما سر مي‌زد، در آن دفتر يادداشت مي‌كرديد، تا بعداً جبران كنيد و از اين طريق به سفارش علماي اخلاق در مورد «مشارطه و مراقبه» جامه عمل مي‌پوشانيديد.
بنابراين، بايد در جستجوي علتي باشيد كه چرا آن قرب و منزلت، پس از مدتي قوس نزولي پيدا كرده است. بايد در اين پديده كه در زندگي شما رخ داده ا........

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 3:15  توسط آشناي ديرينه  |