تبليغاتX
حركت براي رهايي

شعرى از پابلو نرودا

ترجمه از احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

 به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . ... .، 

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 14:49  توسط آشناي ديرينه  | 

اولويت تفکر بر سياست
حسين فراستخواه

اگر بر سمند ادعا بتوان تاخت، مي توان گفت «اخلاقي شدن سياست» اصلي ترين مساله آرنت در طول حيات فکري او بود. در برابر کساني که راي به امتناع يک سياست اخلاقي مي دهند، او هم قرائن قابل توجه تاريخي به دست مي دهد و هم دلايل متقن فلسفي. زندگي فکري او را اگر بتوان به دو بخش تقسيم کرد، در بخش نخست کوشش او بيشتر ناظر است به خود «سياست» که به ظن قوي متاثر از شرارت هاي شرم آور عصر جديد - به ويژه جنگ جهاني و فاشيسم - است؛ و در بخش دوم مشخصاً «انديشيدن» را مورد توجه و مطالعه قرار مي دهد که در اينجا نيز تا حدود زيادي متاثر از کانت و فلسفه روشنگري است. اگر بخواهيم همين تقسيم بندي را از زاويه ديگري بنگريم، تلاش هاي فکري آرنت در پرسش از ماهيت سياست و حيات سياسي، مبتني بر روش پديدار شناسي و ملهم از هايدگر است؛ اما آنگاه که در سياست، «انديشيدن» را مبنا قرار مي دهد و به همين واسطه سياست را در بن و بنياد، شاخه يي از اخلاق مي داند، روي به انديشه کلاسيک يونان به ويژه ارسطو دارد. بسياري از آثار آرنت مانند «انقلاب»، «خشونت» و «سرچشمه هاي توتاليتاريسم» آثاري هستند که با سياست سر و کار دارند، اما به آساني نمي توان رويکرد فلسفي را در آن تشخيص داد. آرنت پس از گريختن به امريکا و نوشتن کتاب توتاليتاريسم، فرصت هاي بيشتري براي تاملات فکري و فلسفي خود يافت. حضور در فضاهاي علمي و دانشگاهي آنجا مانند برکلي، شيکاگو و نيويورک در تعميق اين تاملات موثر بود. دو دهه پاياني زندگي آرنت با پخته ترين و عميق ترين انديشه هاي او درباره سياست همراه است که با رويکردي فلسفي و اخلاقي عجين شده است. در اين دوره (1961) او از طرف مجله نيويورکر به عنوان گزارشگر به اورشليم مي رود تا در محاکمه آدولف آيشمن حاضر شود و کتابي نوشت به نام «آيشمن در اورشليم؛ گزارشي درباره ابتذال شر». 10 سال بعد (1971) در يک سخنراني، ضمن اشاره به ماجراي آيشمن، به بحث درباره «انديشيدن و ملاحظات اخلاقي» پرداخت. آخرين اثر او «حيات ذهن» نام دارد. اين پروژه سه جلدي، علاوه بر آنکه عصاره تمام مشاهده ها و تجربه هاي عيني و ذهني او به شمار مي رود، تفکر فلسفي اش درباره اخلاق و سياست را نيز بازنمايي مي کند. جلد اول اين اثر «انديشه»، جلد دوم «اراده» و جلد سوم «داوري» (که فقط عنوانش نوشته شد) نام دارد که با مرگ او (1976) ناتمام ماند.

آرنت زندگي را برخوردار از دو ساحت بزرگ مي داند. نخست ساحتي که معطوف به کنش است و اصطلاحاً آن را زندگي وقف عمل يا Vita Activa مي نامد و دوم ساحتي که معطوف به انديشه است و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 22:16  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 22:1  توسط آشناي ديرينه  | 

زردشت‌ 
در تاريخ‌ انديشه‌ آرياييان‌ ايراني‌، نخستين‌ پايگاه‌ از آن‌ زردشت‌، حكيم‌ ايران‌ باستان‌ است‌. هنگامي‌ كه‌ در دشتهاي‌ آسياي‌ ميانه‌ سرودهاي‌ ودايي‌ پرداخته‌ مي‌شدند، آرياييان‌ ايران‌ كه‌ از گشت‌ و گذار دائم‌ به‌ تنگ‌ آمده‌ بودند، به‌ زندگي‌ سكوني‌ تن‌ در دادند و آغاز كشاورزي‌ كردند. ولي‌ نظام‌ زندگي‌ فلاحتي‌ مخصوصاً استقرار اصل‌ ماليكت‌؛ آنان‌ را مورد نفرت‌ ساير اقوام‌ آريايي‌ كه‌ هنوز خانه‌ به‌ دوشي‌ آغازين‌ را ترك‌ نگفته‌ بودند. گاه‌به‌گاه‌ به‌ تاراج‌ خان‌ و مان‌ خويشاوندان‌ متمدن‌ خود دست‌ مي‌زدند، قرار دارد. 

تعارضي‌ كه‌ ميان‌ زندگي‌ سكوني‌ و خانه‌ به‌ دوشي‌ وجود داشت‌، آرياييان‌ ايراني‌ و غير ايراني‌ را به‌ ستيزه‌ برانگيخت‌. نخستين‌ جلوه‌ اين‌ ستيزه‌ تقسيم‌ خدايان‌ آريايي‌ به‌ دو بخش‌ - دِواها و اهوراها - بود. هر يك‌ از دو شاخه‌ آريايي‌ بخشي‌ از خدايان‌ را به‌ خود منحصر كرد و بخش‌ ديگر را به‌ كنار زد. بدين‌ ترتيب‌ جدايي‌ آرياييان‌ آغاز شد و رفته‌رفته‌ به‌ استقلال‌ آرياييان‌ ايراني‌ و ظهور نظام‌ ديني‌ زردشت‌، پيغمبر بزرگي‌ كه‌ در عصر سولون‌ و تالس‌ مي‌زيست‌، انجاميد. (1)
در پرتو ناچيز خاورشناسي‌ كنوني‌، ايرانيان‌ باستان‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ به‌ هنگام‌ ظهور زردشت‌ به‌ دو جناح‌ بخش‌ شده‌اند: پيروان‌ نيروهاي‌ خوب‌ خودي‌ و هواداران‌ نيروهاي‌ بد بيگانه‌. زردشت‌ نيز پا در ميدان‌ اين‌ پيكار مي‌نهد و با شور اخلاقي‌ خود، پرستش‌ ديوان‌ بيگانه‌ را منسوخ‌ مي‌كند و شعائر دشوار كاهنان‌ مغ‌ را از رواج‌ مي‌اندازد. 

بررسي‌ خاستگاه‌ و رشد نظام‌ ديني‌ زردشت‌ در بحث‌ كنوني‌ ما نمي‌گنجد. كار ما صرفاً پژوهشي‌ كوتاه‌ درباره‌ جنبه‌ فلسفي‌ آن‌ آيين‌ است‌. بنابراين‌ نظام‌ فكري‌ زردشت‌ را تنها از لحاظ‌ تثليث‌ پرارج‌ فلسفه‌ يعني‌ سه‌ موضوع‌ خدا و انسان‌ و طبيعت‌ مطمح‌ نظر مي‌سازيم‌.
گاي‌گر در كتاب‌ تمدن‌ ايرانيان‌ خاوري‌ در عصرهاي‌ باستان‌ (2) اشاره‌ مي‌كند كه‌ زردشت‌ دو اصل‌ اساسي‌ از آرياييان‌ پيشين‌ به‌ ارث‌ برد:
1- قانون‌ ذاتي‌ طبيعت‌ است‌.
2- كشاكش‌ در ذات‌ طبيعت‌ راه‌ دارد.
زردشت‌ در آينه‌ تمام‌ نماي‌ هستي‌ قانون‌ و كشاكش‌ ديد و بناي‌ فلسفي‌ نظام‌ خود را بر اين‌ دو بنياد برآورد. مسئله‌اي‌ كه‌ او را مشغول‌ داشت‌، آشتي‌ دادن‌ بدي‌ با نيكي‌ جاويدان‌ خدا بود. پيشينيان‌ ارواح‌ نيك‌ متعدد مي‌پرستيدند. زردشت‌ آن‌ ارواح‌ را يگانگي‌ بخشيد و آن‌ يگانه‌ را «اهورامزدا» خواند. بر همين‌ سياق‌ همه‌ ارواح‌ بد را يگانه‌ شمرد و «دروج‌ - اهريمن‌» ناميد. بنابراين‌ زردشت‌ به‌ دو بن‌ يا بنياد رسيد، ولي‌ چنان‌ كه‌ هاگ‌ نوشته‌ است‌، دو بن‌ هستي‌ را دو نيرو يا دو فعاليت‌ مستقل‌ ندانست‌، بلكه‌ بهره‌ها يا وجوه‌ دو گانه‌ يك‌ وجود اولي‌ انگاشت‌. از اينجاست‌ كه‌ در نظر هاگ‌، پيغمبر ايران‌ باستان‌ از جهت‌ ديني‌، يكتا پرست‌ است‌ و از حيث‌ فلسفي‌، دوگراي‌. (3)
اما اگر به‌ دو روح‌ - روح‌ خالق‌ هستي‌ و روح‌ خالق‌ نيستي‌- اعتقاد كنيم‌ (4) و باور داريم‌ كه‌ اين‌ دو در يك‌ وجود متعال‌ به‌ هم‌ مي‌پيوندند و يگانه‌ مي‌گردند، (5) به‌ ناگزير بايد اصل‌ شر را جز و ذات‌ خدا پنداريم‌ و كشاكش‌ خير و شر را همانا جنگ‌ خدا با ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 1:15  توسط آشناي ديرينه  | 




بر لبانم سايه ای از پرسشی مرموز
در دلم درديست بی آرام و هستی سوز
راز سرگردانی اين روح عاصی را
با تو خواهم در ميان بگذاردن، امروز


گر چه از درگاه خود می رانيم، اما
تا من اينجا بنده، تو آنجا، خدا باشی
سرگذشت تيرهء من، سرگذشتی نيست
کز سرآغاز و سرانجامش جدا باشی


نيمه شب گهواره ها آرام می جنبند
بی خبر از کوچ دردآلود انسانها
دست مرموزی مرا چون زورقی لرزان
می کشد پاروزنان در کام طوفانها


چهره هايی در نگاهم سخت بيگانه
خانه هايی بر فرازش اشک اختر ها
وحشت زندان و برق حلقهء زنجير
داستانهايی ز لطف ايزد يکتا !


سينهء سرد زمين و لکه های گور
هر سلامی سايهء تاريک بدرودی
دستهايی خالی و در آسمانی دور
زردی خورشيد بيمار تب آلودی


جستجويی بی سرانجام و تلاشی گنگ
جاده يی ظلمانی و پايی به ره خسته
نه نشان آتشی بر قله های طور
نه جوابی از ورای اين در بسته

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 23:32  توسط آشناي ديرينه  | 

صدها هزار تن در صحن مسجد الحرام نماز عید فطر می خوانند.

کودکان فلسطینی در بخش قدیمی بیت المقدس در برابر گنبد قبه الصخره.

مسلمانان بلغارستان، در حال برگزاری نماز عید فطر در مسجدی در مرکز شهر صوفیه.

دختران پاکستانی، دستان خود را در عید فطر با حنا تزئین کرده اند.

کودکی عربستانی نماز عید فطر را در مسجد امام ترکی بن عبدالله ریاض تماشا می کند.

مسلمانان آلبانیایی هم در تیرانا نماز عید فطر را برگزار می کنند.

---عکسها بر گرفته از سایت بی بی سی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 14:48  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 17:27  توسط آشناي ديرينه  | 

به نام خدا

طبق برآوردهای علمی، تولد ماه پس از نیمروز فردا دوشنبه 8 مهرماه 1387 برابر  با 30 رمضان 1429 خواهد بود و به همین دلیل، روز سه شنبه 9 مهر ماه، برابر با اول شوال و روز عید فطر خواهد بود. ان شاء الله بر همه ی مؤمنان مبارک باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 17:11  توسط آشناي ديرينه  | 

در قالب
 

 


پاسخی به يك پرسش
 سخنرانی مهندس ماجد غروی
١٩ ماه مبارك رمضان /  ٢٩ شهريور ١٣٨٧
منزل جناب آقای هاشم صباغيان


قرآن و نگاه علوی
سخنرانی دكتر احمد قابل
١٩ ماه مبارك رمضان /  ٢٩ شهريور ١٣٨٧
منزل جناب آقای هاشم صباغيان


اخلاق در قرآن
سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمين كامليان
شب ٢١ ماه مبارك رمضان /  ٣١ شهريور ١٣٨٧
دبيرستان كوثر


 


  


برگرفته از سايت نهضت آزادي ايران http://www.nehzateazadi.net
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مهر1387ساعت 1:58  توسط آشناي ديرينه  | 

 متن برگرفته از یک سخنرانی و دو کتاب دکترعلی شریعتی با عنوان های «علی حقیقتی بر گونه اساطیر»، «پیروان علی و رنج هایشان» و «علی (مکتب، وحدت، عدالت)» است

چه رنجی بزرگ تر از اینکه ملتی عاشق علی باشد و عاقبت یزید را داشته باشد؟و چه رنجی بالاتر از اینکه کسانی که می بینیم در چه سطحی از معنویت، از آگاهی، از منطق و از انصاف هستند باید از علی و از مکتب علی سخن بگویند و مردم را با مکتب علی آشنا کنند؟ و چه رنجی بالاتر از اینکه در این دنیا یک ملتی، یک گروهی هست که مارک علی بر پیشانی سرنوشتش خورده و از فقر، از خواب، از تخدیر، از تفرقه و از کوتاه اندیشی، و از بدبینی، ضعف و ذلت رنج ببرد؟ و چه رنجی بالاتر از اینکه الان می بینیم نسل قدیم ما که به علی و به مذهب علی وفادار مانده، قدرت زایندگی خودش و حرکت خودش را از دست داده، به جمود و توقف دچار شده و نسل آینده را نمی تواند به تاریخ و فرهنگ و مذهب علی پیوند دهد و آنچه را که شهدای بزرگ شیعه و علمای بزرگ شیعه و بزرگان و فداکاران و مردم عاشق شیعه به این نسل سپرده اند نمی توانند به نسل بعد از خود انتقال دهند. این نسل کهنه میشود، فرسوده می شود و شده است، و دارد رو به زوال می رود و دارد میمیرد. و جانشین اش پوچی و جانشین اش فقر معنوی و جانشینش جهل و بریدگی و گسستگی با گذشته است. و با علی، الان در شرایط خاصی هستیم. هیچ شبی، هیچ لحظه ای بهتر از این شب و این لحظه نیست که چنین مساله ای مطرح شود. البته نه در چنین فرصتی و نه توسط کسی چون من. ولی چه باید کرد؟ به هر حال چنین پیش آمده. من فرصت این را ندارم و حال این را ندارم که خیلی با احساس حرف بزنم و خیلی با منطق و شمرده حرف بزنم. فقط شما از هر کلمه من مجموعه دردی را که در پشتش انباشته است، بفهمید.


فرصتی است که از دست می رود. یک نسل وسط بین نسل آینده و گذشته وجود دارد. همه امید ما و سرمایه ما همین است. همین گروهی که هنوز در جست وجوی مذهب خودشان هستند و هنوز دغدغه شناختن مذهب خودشان را دارند. و هنوز دوست دارند ............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 3:1  توسط آشناي ديرينه  |