مکان : مصلی امام خمینی
|
Annual celebration of philosophy initiated by UNESCO in 2005, the 2008 edition of World Philosophy Day takes place in honour of the 60th anniversary of the Universal Declaration for Human Rights. Italy will be the host country of the international celebration, held in Palermo, on 20 and 21 November. Numerous other initiatives will take place at UNESCO Headquarters in Paris and in over 80 countries around the world. | |||
|
| |||
|
Annual philosophy event instituted by UNESCO, World Philosophy Day takes increasingly deeper roots both in the academic and public spheres. With the constant objective of making philosophy accessible to all, this key international philosophy event inaugurates more and more spaces for reflection, debate and fruitful exchange. |
| مراسم بزرگداشت سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر روز جمعه برگزار خواهد شد | ||
| ||
|
| ||
دین و فلسفه، این دو رقیب دیرآشنا، بهرغمِ درگیری با یكدیگر در طول تاریخ دارای خاستگاه و پرسشهای مشتركی بودهاند: پرسشهایی كه از اعجابِ انسان در مواجهه با جهان هستی و ساحتِ قدسی برمیخيزد («حیرت» فلسفی و «خشیت» دینی). هرچند هریك شیوهها و پاسخهای متفاوتی به همین پرسشهای مشترك می دادهاند. یكی انسان را به عشق و ایمان دعوت میكند و دیگری به تفكر، اما رویكرد انسان معاصر به این دو چگونه است؟ در این خصوص گفتوگویی با احسان شریعتی انجام شده كه آن را میخوانید:
![]()
آزادی اندیشه و بیان حق طبیعی هر انسانیست، زیرا به طور طبیعی هر انسانی میاندیشد و هیچ دلیل طبیعی نیز برای جلوگیری از بیان اندیشهی او وجود ندارد. آن چه موجب سلب این حق از انسانی میشود، منافع نظامهایی است که برای تداوم خود در صدد حذف اندیشهی مخالف برمیآیند. به این ترتیب اكنون این حق طبیعی كم و بیش در سراسر جهان- گیریم به درجات مختلف- از سوی مراجع قدرت از افراد انسان سلب میشود. اما سلب آزادی بیان تنها با توقیف كتابها، نشریات و روزنامهها یا جلوگیری از نشر و پخش آثار نویسندگان و اندیشمندان صورت نمیگیرد. حذف فیزیكی صاحبان قلم و اندیشه و تعقیب و آزار آنان نیز شكل دیگری از سركوب آزادی بیان است. هرساله صدها اندیشمند، نویسنده و روزنامهنگار تنها به دلیل انتشار اندیشهها و عقاید خود یا كوشش برای بیان و افشای واقعیتهای اجتماعی به قتل میرسند، به زندان میافتند، یا به شكلهای دیگر تحت فشار و تعقیب قرار میگیرند.
بنا به آمار گزارشگران بدون مرز، فقط در سال ۲۰۰۶، ۹۶ روزنامهنگار كشته و ۱۳۵ نفر زندانی شدهاند. در مورد نویسندگان و اندیشمندانی كه صرفا به دلیل ابراز عقاید و بیان اندیشههای خود كشته یا زندانی شدهاند آماری در اختیار نداریم، اما پیوسته شاهد اخبار پراكنده از این دست نیز هستیم.
اما وضع ایران از بیشتر کشورهایی که در آنها آزادی اندیشه و بیان سلب میشود، وخیمتر است. البته جامعه ایران و بهویژه نویسندگان و هنرمندانِ آن سالهاست كه با پدیدهی سانسور دست به گریباناند؛ اما ظرف دو سه سال اخیر این پدیده چنان دامنهی گستردهای یافته است كه جز قلع و قمع فرهنگی نامی بر آن نمیتوان نهاد. انبوه كتابهایی كه ماهها و سالها در انتظار اخذ مجوز در ساختمان ارشاد بر روی هم انباشته میشوند گواه این مدعاست، و این در حالیست كه متولیان سانسور مطالب بسیاری از كتابهایی را هم كه اجازه انتشار مییابند دستكاری و در آنها اعمال نظر میكنند. علاوه بر این، سینما، تئاتر، موسیقی، وبلاگنویسی، سایتهای اینترنتی و دیگر عرصههای اندیشه و بیان نیز از این دستاندازیها كه هر روز شدیدتر میشود در امان نیستند. مجموع این شرایط معنایی جز سركوب خلاقیت و ممانعت از ابراز وجود نویسندگان و هنرمندان ندارد. دستگاه سانسور در حقیقت نه كلمه و تصویر، بلكه خودانگیختگی و ابراز آن را كه حق طبیعی هر انسانیست سلاخی میكند و به این ترتیب حق جامعه را برای برخورداری از ادبیات و هنرِ غیرحكومتی و پیشرو لگدمال میسازد.
كانون نویسندگان ایران كه دو تن از چهرههای برجسته آن، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، در سالهای اخیر در راه آزادی اندیشه و بیان جان باختهاند، به پیروی از اصول مندرج در منشور خود، در برابر این موج رو به گسترش سانسور كه بسیاری از نویسندگان و هنرمندان را در عمل خانهنشین كرده و آثار آنان را در محاق فرو برده است، اعتراض و انزجار خود را اعلام میكند.
در همین راستا، کمیته مبارزه با سانسورِ كانون روز ۱۳ آذر را به یاد جانباختگان آذرماه ۷۷ به عنوان روز مبارزه با سانسور اعلام و از نویسندگان و هنرمندان در داخل و خارج كشور میخواهد تا صدای اعتراض خود را با صدای ما درآمیزند. باشد كه روزی سایه سنگین سانسور از سر ادبیات و هنر برداشته شود.
نویسندگان و هنرمندان در ایران و جهان!
اتحادیههای نویسندگان!
انجمنهای قلم در سراسر جهان !
شما را فرا میخوانیم تا ضمن به رسمیت شناختن این روز، از حركت ما در مبارزه با سانسور به هر طریق ممكن حمایت كنید.
كمیته مبارزه با سانسور
كانون نویسندگان ایران
۲۲ آبان ۱۳۸۷
Email: kanoon.nevisandegan.iran@gmail.com
جوابیه برای آقایان و علمایی از طیف مراد فرهادپور: نامه ای از دکتر سروش
دريافت من اين است که مراد فرهادپور، به "افکار" چندان اهميت نمیدهد که به حواشی آن ها. آشکارتر بگويم وی جرات رويارويی با فکر و قدرت نقد معرفتی آن را ندارد و اين بی قدرتی و بی جراتی را در لفافی از انگيزه خوانی ها، سياست مالی ها و ماستمالی ها، تخفيف و تمسخرها، طعن و کنايه ها، شماتتها و ملامت ها، حرمت شکنیها و فرافکنیها فرو میپوشاند، و در اين ميدان چنان گرد و خاکی به پا میکند که چشم خودش را هم نابينا میکند
بر سبيل مقدمه
سال ۱۳۵۴ خورشيدی بود .برای ديدار دوستان و بستگان از انگلستان به ايران آمدم.سفری هم به خراسان رفتم. آن روزها وليان نايب التوليهٔ آستان قدس بود و برای ايجاد فضای باز دست به تخريب بناها و بازارچه های اطراف حرم برده بود.
ميزبان ما که مردی جهان ديده و خوش بيان بود برای من تعريف ميکرد که اين روزها مردم مشهد تفريح تازه يی يافته اند.دسته دسته جمع ميشوند و به انتظار و نظارهٔ تخريب ديوارها و سقفها میايستند و همين که منجنيقی يا بولدزری بر سر سقفی ميکوبد يا پی ديواری را ميروبد همزمان با فرو ريختن ديوار و سقف، آنها هم از سرور و شعف نفسی بيرون ميدهند و آوايی بر میاورند...
اين قصه در تاريک خانهٔ ذهن من خفته بود تا پست مدرنيسم و فرزند دلبندش دکنسترکسيون (اوراق سازی، شالوده شکنی، پريشانگری، ويرانگری، شرحه شرحه کردن...) آن هم به شکل ممسوخ، آن را دوباره بيدار کردند. بی اختيار به ياد آن حکايت افتادم و لذتی که درخشونت ويران کردن هست و نفرتی که بعضی ها از سامان و آبادانی دارند.
گرچه اشارتم در اين سخنان فقط به مراد فرهادپور نيست اما ناچارم از او شروع کنم چون اوست که به قول جوانها چندی است " به من گير ميدهد" و حمله بر من درويش يک قبامی آورد و پا در کفش من ميکند وخاک در چشم من ميزند و تيغ بر چهرهٔ من ميکشد. شيوهٔ کار( يا نقد او) کژیها و ناروايیهايی دارد که اگر همه گير شود آفتها و آسيبهايی مهيب ببار خواهد آورد. لذا هم از سر شفقت بر وی(و خريدارن وی) و هم به انگيزهٔ توضيح و دفاع از خويش و هم به منزلهٔ طبابتی فرهنگی اين قطعه کوتاه را مینويسم.
من اگر میخواستم به شيوهٔ مراد فرهادپور، به او "گير بدهم" و کار وی را نقد کنم آسانترين و ارزانترين شيوه همين بود که جايی در "مناسبات قدرت" به
نوروز می رسد

من از زبان برگ
من از زبان جاری سبز درخت ها،
پرواز ابر
نجوای چشمه سار
من از زبان رویش نرگس به دستها
من از نگاه شقایق
من از نوای دلکش سبزی فروش شهر
من از ترانه ی فیروز سرخ پوش
پرواز چلچله، رقص شکوفه ها
از هفت سین
از برگ سبز بید
می خوانم این پیام
نوروز می رسد
با کوله بار عشق
از کومه های دور
گلریز و گل فشان
می خوانم این ترانه و فریاد می زنم:
آزادی، ای عزیز ترین عشق
آزادی ای شریف ترین چیز
بر لاله زار میهنم، ایران
در اهتزاز باش
در بــامــداد سـرد و غم افرايي اين چنين بــيــمــار را بــه مقتلِ آزادگان بــرند!
«سيّــد حسـيـن فـــاطمي» آن زنده نام را بــا حالِ تب بـــه جوخه اعدام بسپرند!
نوزده آبان سالروز شهادت دکتر حسین فاطمی سردار بزرگ نهضت ملی و ضد استعماری ایران

"اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده باید از آن
کسی که اول این پیشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن
دکتر حسین فاطمی است ."
"دکتر مصدق"
مهران ادیب
سحرگاه روز چهارشنبه نوزده آبانماه یکهزار و سیصد و سی و سه خورشیدی دکتر حسین فاطمی روزنامه نگار مبارز وآزاد یخواه و وزیر امو خارجه دولت ملی دکترمصدق پیشوای نهضت ملی و ضد استعماری ایران، در حالی که سخت بیمار بود برای جلب رضایت دولتمردان "بریتانیای کبیر" در میدان تیر لشگر 2 زرهی به جوخه اعدام سپرده شد.
دکتر فاطمی مبارزی بود نستوه که به آزادی ایمان داشت ، مبارزی بود علیه استعمار و استعمارگران که هرگونه تسلط امپریالیسم را محکوم می کرد .
دکتر فاطمی می گفت : " ملت ما برای حفظ و استقلال و حاکمیت خود با هر دولت خارجی که بخواهد در امور ایران مداخله نماید نمی تواند سر سازش داشته باشد و با هرنوع استعماری بهر رنگ و عنوان و نامی خواه سیاه خواه سرخ مبارزه می کند و در این مبارزه جز کوتاه ساختن دست ایادی اجنبی در امور داخلی ایران هیچ غرضی و قصدی ندارد . ما تصمیم گرفته ایم در خانه خودمان آزاد و از هر تعدی و تجاوز و د خالت بیگانه ایمن و راحت باشیم . برای ایرانی هر خارجی خارجی است وفرقی بین استعمارروسی و انگلیسی و آمریکائی نمی گذارد."
پیش از اعدام دکتر فاطمی خطاب به سرتیپ آزموده ، سلف جلادان خون آشامی چون خلخالی ، و... چنین گفت :
" آقای آزموده ، مرگ حق است و من از مرگ ابائی ندارم آن هم چنین مرگ پرافتخاری . من می میرم که نسل جوان ایران از مرگ من درس عبرت بگیرد و با خون خود از آزادی و وطنش دفاع کند و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت کنند . من درهای سفارت . انگلیس را بستم غافل از اینکه تا دربار هست انگلستان نیازی به سفارت ندارد ."
صدق گفتار این جانباخته راه آزادی و سربلندی ایران، کتاب خاطرات سر دنیس رایت کاردار سفارت انگلیس در ایران است وی در خاطرات خود چنین می نویسد:
" اعدام دکتر فاطمی وزیر خارجه دکترمصدق بمن آرامش داد زیرا دیگر کسی جرأت نخواهد کرد چنان خشم آلود پنجه برچهره سیاست امپراتوری انگلیس بزند "
با توشیح حکم اعدام دکتر فاطمی ، "پادشاه اسلام پناه" توانست خشنودی دولت فخیمه بریتانیا را فراهم نماید و با وابستگی سیاسی و اختناق در ایران و اعدام و زندانی نمود ن صدها مبارز راه آزادی ، کشور ما را به چنین روز سیاه و فاجعه انگیزی بکشاند که امروزه همه شاهد آنیم .
دکتر فاطمی با پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت کینه و دشمنی دولتمردان انگلستان را علیه خود برانگیخت تا آنجا که هدف تیر پسرک نو جوانی که از سوی گروهک فدائیان اسلام مغز شوئی شده بود ، قرار گرفت و سخت مجروح گردید . در زمان تصدی وزارت امور خارجه مسئولیت قطع روابط سیاسی با دولت انگلستان را به عهده گرفت و در عرض بیست و چهار ساعت در های سفارت و کنسولگری های انگلستان رابست و اعضای سفارت را از ایران اخراج نمود با این اقدام ضد استعماری خود کینه و خشم سیاستمداران انگلیسی را علیه خود چند برابر نمود تا جائی که جیره خواران بیگانه هنوز که هنوز است از شنیدن نام پر افتخار دکتر فاطمی به هراس افتاده و جهت خوش رقصی پیش اربابان خود هر نوع پیراه و انگی را به او می چسبانند .
در شب کودتای نافرجام بیست و پنج امرداد ، توسط سربازان گارد شاهنشاهی به نحو اهانت آمیزی بازداشت و به کاخ سعدآباد برده شد ولی باشکست کودتا فردای آن شب از اسارت آزاد و در متینگی که بعد از ظهر همان روز در میدان بهارستان برگزار گردید شرکت نمود و طی سخنرانی هیجان انگیز و تاریخی خود پرده از روی توطئه های بیگانگان و عوامل داخلیشان برداشت و دشمنان ایران و ایرانی را بیش از پیش به مردم شناساند .
پس از کودتای ننگین بیست و هشت امرداد دکتر فاطمی به زندگی مخفی رو آورد ولی در ششم اسفندماه همان سال محل مخفی وی شناسائی شد و توسط سرگرد مولوی مامور فرماندار نظامی دستگیرگردید نخست به کاخ شاه و سپس به دفتر سرتیپ تیمور بختیار واقع در ساختمان شهربانی کل کشور برده شد .ضمن خروج از ساختمان شهربانی در حالی که در محاصره ماموران مسلح فرمانداری نظامی قرار داشت ، در اجرای فرمان ! مورد هجوم اوباش و چاقوکشان حکومتی به سرکردگی شعبان بی مخ قرار گرفت ولی خواهر آن شهید بزرگوار که از دستگیری برادرش آگاهی یافته بود با شتاب خودرا به جلوی شهربانی رسانیده و با دیدن هجوم اوباش جیره خوار درباری با شهامت کم نظیر خود را به روی برادرش انداخت و مانع ضربات بیشتری شد . فداکاری کم نظیراین شیرزن دلاور موجب گردید تا اوباشان حکومتی تنها موفق به مجروح کردن دکتر فاطمی بشوند .آن شهید راه آزادی ایرانزمین تا زمان اجرای حکم اعدام ، با بدنی مجروح و در شرایط سخت و توان فرسا ، نه ماه تمام در زندان بسر برد و در تمام این مدت به رغم جسم بیمار و درد های شدید ناشی از زخمهای بجا مانده از دشنه چاقوکشان حکومتی، روحیه بسیار قوی و تسلیم ناپذیری داشت.
راد مردانی که در روزهای سیاه ، پنجه در پنجه دیو استبداد و ارتجاع افکنده اند و زندان و شکنجه در برابر ایمان تزلزل ناپذیرشان بسیار ناچیز بوده است همواره دکتر فاطمی آن دلاور مرد تاریخ ایرانزمین را بیاد می آورند که مرگ را بر خیانت به نهضت ملی ایران و پیشوای بزرگ آن ترجیح داد و در لحظات پایان عمر از آخرین رمق حیات خود کمک گرفت و از ته دل فریاد برآورد :
پاینده ایران زنده باد مصدق
مطلب کامل در ادامه

و اما اصل خبر:
هفتهنامه پرتیراژ «شهروند امروز» در آخرین ساعات روز چهارشنبه هفته گذشته توقیف موقت شد. مدیران و وكیل «شهروند امروز» خبر توقیف را به طور غیررسمی و از طریق شایعات و روز پس از آن نیز، در مصاحبهای كه معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد با خبرگزاری فارس انجام داده بود، شنیدهاند. مسوولان این هفتهنامه هنوز هم ابلاغیهای مبنی بر اینكه نشریهشان توقیف شده، دریافت نكردهاند و به همین دلیل، امروز شماره جدید «شهروند امروز» روی دكههای مطبوعاتی توزیع شده است. معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، علیرضا ملكیان، روز پنجشنبه گفته كه دلیل توقیف «شهروند امروز» انتشار مطالب سیاسی بوده است؛ به گفته او، در پروانه انتشار این هفتهنامه، چاپ مطالب سیاسی ذكر نشده بوده و بنابراین به دلیل منطبق نبودن روش آن با محتوایش، در هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد، تصمیم بر توقیف موقت آن گرفته شده است. «شهروند امروز» دوره جدید انتشار خود را از نوروز 1386 با چاپ سالنامهای درباره اتفاقات سال 85 آغاز كرده و معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد توضیح نداده است كه چرا پس از یك سال و نیم به فكر منطبق نبودن روش آن با محتوایش افتادهاند. شمارگان هفتهنامه «شهروند امروز» كه به سرعت چند شماره پس از انتشار سالنامه سال 85، جای خود را در میان روشنفكران و دانشجویان باز كرد، در شمارههای اخیر خود به 50 هزار نسخه نیز رسیده بود. سردبیر این هفتهنامه، محمد قوچانی سردبیر روزنامههای توقیف شده «شرق» و «هممیهن» بود و جمعی از روزنامهنگاران این دو روزنامه نیز، در تحریریه آن مشغول به كار بودند. «شهروند امروز» از لحاظ نوع صفحهآرایی و كیفیت چاپ نیز با استقبال روبهرو شده بود.
این هفتهنامه در شمارههای اخیر خود، اخباری اختصاصی از برخی جلسات سیاسی سران نظام یا سیاستمداران منتشر میكرد كه موجهای رسانهای زیادی را ایجاد كرد؛ نمونه آن، خبر جلسه مشترك علی اكبر ناطق نوری با سید محمد خاتمی درباره انتخابات ریاستجمهوری بود. با اینكه این هفتهنامه از افكار اصلاحگرایانه كشور حمایت میكرد اما گاهی مطالبش باعث دلخوری نهادها و شخصیتهای اصلاحطلب نیز میشد. جوابیه كانون نویسندگان ایران به سرمقاله این هفتهنامه درباره درگذشت قیصر امینپور یا نامه اعتراضی محسن آرمین عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به آن، نمونههایی از این اختلافات هستند.
از آنجا که صبح همان روز مقام معظم رهبری اظهاراتی در رابطه با فضای مطبوعاتی کشور ایراد فرمودند، برخی محافل سیاسی توقیف شهروند را نوعی بهرهبرداری جناحی از سخنان رهبری دانستند. درحالی که مفاد اظهارات مقام معظم رهبری اشاره خاصی به مطبوعات یک جریان نداشته و هشداری بهجا و کلی نسبت به فضای مطبوعاتی کشور بوده است. چنانکه حتی برخی از رسانههای رسمی دولت، منتقدان اصولگرای رئیسجمهور را مخاطب این بیانات دانستند. مقام معظم رهبری در جمع كارگزاران فرهنگی و اجرایی حج، درست یك روز پس از استیضاح كردان و فرونشستن جنجالهایی كه وزیر كشور سابق ایجاد كرده بود، خاطرنشان كردند: «این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است كه عدهای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد كنند.»
آیتالله خامنهای ضمن اظهار ناخرسندی شدید از فضای تبلیغاتی و مطبوعاتی كشور افزودند: «این فضای بیبند و باری در حرفزدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست كه خداوند به آسانی از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است كه ما مراقب گفتار، رفتار و عملكرد خود باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد. برخی كارها و ظلمها، فتنهای به پا میكند كه دامن همه، اعم از ظالم و غیرظالم را میگیرد بنابراین همه باید مراقب اظهارنظرها، تبلیغات و اقدامات خود باشند.»
برخی معتقدند اعضای هیات نظارت بر مطبوعات در وزارت ارشاد، با استناد به همین سخنان، تصمیم گرفتهاند كه «شهروند امروز» را كه یكی از منتقدان جدی دولت نیز بود، توقیف كنند. در صورتی كه، اتفاقا در ماجرای استیضاح علی كردان و اظهارنظرهایی كه در جلسه استیضاح یا پیش از آن منتشر شد، نه روزنامههای اصلاحطلب خارج از جنگ قدرت، كه روزنامههای اصولگرا همچون کیهان نقش اصلی را برعهده گرفته و به تولید مقالات و نقدهایی از عملكرد دولت دست زده بودند؛ روزنامههای اصلاحطلب تنها به توصیف و گزارش ماجرا پرداختند و اظهارنظرهای اصولگرایان موافق و مخالف دولت را منعكس میكردند.

ساعتي پس از انتشار هشدار روز گذشته رهبر جمهوري اسلامي به مطبوعات منتقد دولت، خبرگزاري فارس در ساعت 23:10 چهارشنبه شب خبر کوتاهي را بر روي خروجي خود فرستاد که حکايت داشت: "هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه امروز خود، هفتهنامه «شهروند امروز» را به دليل غير واقعي جلوه دادن برخي اقدامات دولت توقيف كرد. "
خبر اين خبرگزاري، با دو جمله کوتاه زير ادامه مي يافت: "نشريه مذكور پيش از اين بارها به علت چاپ مطالب غير مرتبط با زمينه انتشار، از سوي هيئت نظارت بر مطبوعات تذكر دريافت كرده بود. اين نشريه بيشتر به چاپ مطالب سياسي مبادرت مي كرد در حالي كه زمينه انتشار آن غير سياسي است."
اين خبر، در حالي منتشر شد که يک ساعت و نيم پيش از آن، سايت تابناک، از "شنيده" هاي حاکي از توقيف شهروند خبر داده و افزوده بود: "برخي گمانه زني ها دليل توقيف اين نشريه را عدم معرفي مدير مسوول برشمرده اند."
ديروز توقيف هفته نامه شهروند امروز در شرايطي صورت گرفت که خبرگزاري دولتي ايرنا، از سوي ديگر رسانه هاي محافظه کاران را نيز مخاطب هشدار آيت الله خامنه اي دانست و به آنها در مورد عواقب تضعيف دولت هشدار داد.
ايرنا، با انتشار تحليلي اصولگرايان را نيز مخاطب هشدار رهبر دانست و با اشاره به وارد شدن اتهام سياه نمايي از سوي آيت الله خامنه اي به مطبوعات و منتقدان دولت نوشت: "مخاطب هشدار امروز رهبرمعظم انقلاب ، اصولگراياني هستند که «کاتوليک تر از پاپ» شده و بنا دارند در اصولگرايي از رهبري انقلاب هم سبقت بگيرند و با ادعاي اصولگرايي به تخريب دولت بپردازند."
ايرنا تاکيد کرد: " براي شناسايي مخاطبان هشدار امروز رهبري، کافي است برخي نطقها، يادداشت ها، تيتر هاي اول، اخبار ويژه و... را در برخي مجالس و محافل و روزنامه ها و سايت هاي خاص مرور کنيم تا دريابيم چه کساني به فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت دامن زده اند. پايبندي به هشدار امروز رهبر معظم انقلاب معيار اصولگرايي است. آن دسته از مدعيان اصولگرايي که طي هفته هاي اخير بر طبل تخريب دولت کوفتند، اکنون در معرض "محک" ولايتمداري قرار دارند."
منبع: روزآنلاین

به تازگی ترجمه فارسی نمایشنامهی «ناتان خردمند»، اثر ادیب و فیلسوف آلمانی عصر روشنگری، گوتهولد افراهیم لسینگ برای نخستین مرتبه در ایران انتشار یافته است. این نمایشنامه حاوی اصیلترین اندیشهی رواداری و انساندوستی، فراسوی ادیان است.
میپرسیم گوتهولد افراهیم لسینگ کیست و اثر ادبی و تاریخی او زیر عنوان «ناتان خردمند» از چه ابعاد فلسفی و اجتماعی برخوردار است.
روشنگر آلمانی، گوتهولد افراهیم لسینگ در ۲۲ ژانویهی ۱۷۲۹ در شهر کِمنیتس در منطقهی زاکسِن آلمان بدنیا آمد. وی یکی از ۱۲ فرزند کشیش پروتستان، گوتفرید لسینگ و یوستینه سالمونه لسینگ (با نام مادری فِلِر) بود.
لسینگ تا ۱۲ سالگی به مدرسهی "فورستن شوله سن آفرا" در شهر مایسن رفت. وی سپس تحصیل در رشتهی الهیات و پزشکی در دانشگاه لایپزیگ را آغاز کرد. به هنگام تحصیل به یک گروه از هنرپیشگان پیوست که برای آنها نمایشنامههای کمدی مینوشت. لسینگ سپس به برلین نقل مکان کرد و از سال ۱۷۴۸ تا ۱۷۵۵ از راه نویسندگی و همکاری ژورنالیستی با روزنامههای مختلف این شهر امرار معاش میکرد. وی مدت سه سال از ۱۷۶۷ تا ۱۷۷۰ نمایشنامهنویس تئاتر ملی هامبورگ و سپس تا پایان عمر کتابدار شهر وولفنبوتل بود.
آمیزش سه عنصر عقلانیت، انسانیت و رواداری
لسینگ را شاعر، نویسنده، انتقادگر و فیلسوفی میشناسند که آثارش دو موضوع را در کانون خود دارد: رواداری و انسانیت. وی راه شکلگیری ملیتی بنام ملیت آلمان را هموار ساخت. بعنوان اندیشمند و نویسنده، لسینگ را یکی از پرمهمترین شخصیتهای روشنگری آلمانی میشناسند که اثرگذاری وی از مرزهای این دور....

.jpg)
کودکی میداند بهار چه میگويد:
بمان، ببال، شکوفه برآر،
اميد بدار و عشق بورز،
شادی کن و جوانههای نو ببار آور،
رها کن خود را و از زندگی بيمناک مباش!
هر پيری میداند بهار چه میگويد:
مردِ پير، بگذر و بگذار تا تو را
بهسينهی خاک بِسپُرند،
جای خود در اين جهان بهجوانان پُرنشاط سُپار،
رها کن خود را و از مرگ بيمناک مباش!
"هرمان هسه"
![]() |
|
|
|
|

سازمان گزارشگران بدون مرز از ایران خواسته است آزار و اذیت فعالان زن را متوقف کند.

این سازمان در پایگاه اینترنتی خود از احضار سوسن طهماسبی به دادگاه انقلاب و بازجوئی از وی درباره فعالیت هایش خبر داد ه است. طهماسبی یکی از فعالان کمپین یک میلیون امضاست ، کمپینی که خواستار پایان دادن به تبعیض های قانونی علیه زنان است .
گروههای مدافع حقوق بشر این هفته خبر دادند که بار دیگر مقامات جمهوری اسلامی از خروج سوسن طهماسبی از کشور جلوگیری کرده اند.
سازمان گزارشگران بدون مرز که مقر آن در پاریس است ، همچنین از بازجوئی ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده خبر داده است . از این فعالان حقوق زن ، درباره مقاله هائی که برای سایت های اینترنتی زنان نوشته اند، بازجوئی شده است. سازمان گزارشگران بدون مرز می گوید نحوه برخورد جمهوری اسلامی با فعالان زن نشان می دهد تا چه اندازه از انتقاد های زنان در هراس است.

هم میهنان
در آستانه دهمین سالگرد فاجعه قتل های سیاسی آذر هزاروسیصد هفتادوهفت یاد جانباختگان این جنایت ها ، داریوش و پروانه فروهر ، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را به همراه یاد یکایک قربانیان قتل های سیاسی در ایران گرامی می داریم .
ما همچنان بر خواست خود برای افشای تمامی حقایق در مورد این جنایت های ضد بشری و تشکیل دادگاهی صالح برای رسیدگی به این جنایت ها پای می فشاریم . کشتار دگر اندیشان در ایران که به صورت سازمان یافته و ازدرون نهاد های حکومتی انجام شده ، زخم بازی است بر وجدان عمومی جامعه ایران. هر یک از ما در جایگاه خویش خود را مسؤول دادخواهی این جنایت ها می دانیم .
با امید به استقرار آزادی و عدالت در ایران !
خانواده های فروهر ، مختاری ، پوینده
برای اعلام پشتیبانی خود با ذکر نام و نام خانوادگی و شهر سکونت خود به آدرس زیر یک ایمیل بفرستید:
daadkhahi@googlemail.com
و یا متن امضاء شده را با ذکر نام و نام خانوادگی و شهر سکونت خود به آدرس پستی زیر ارسال نمایید:
تهران- خیابان سعدی - خیابان هدایت (شهید قاعدی) – کوچه شهید مرادزاده – پلاک ۲۲ – منزل فروهر
عنصر نفت در تاریخ یکصد سال اخیر ایران نقشی چنان ژرف و گسترده ایفا کرده که کمتر حوزه ای از تاریخ سده معاصر کشور را بدون آن می توان بررسی و ارزیابی کرد. در این مدت همه ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی فرهنگی و امنیتی مستقیماً تحت تاثیر این ماده خام بوده اند که نخستین بار چاه آن در خرداد1287 خورشیدی در شهر مسجد سلیمان با موفقیت حفر شد.با این همه، در تمام این دوران بسیار پرفراز و نشیب، نقش و تاثیر نفت در تعیین سمت و سوی جریانات به یکسان ژرف و گستردگی نداشته است. واقعیت این است که تا نیمه دهه 1340 خورشیدی یعنی 60 سال از یکصدسال موردنظر، نقش نفت در ایران بیشتر به صورت رقابت های ژئوپولتیک جهانی بر سر کنترل آن و تاثیرش بر ساختار سیاسی و حکومتی بود. از اواخر دهه 40 خورشیدی بودکه نفت اهمیت اقتصادی نیز در کشور ما پیدا کرد و همه اقتصاد ایران را چنان ژرف به زیر سلطه خود کشید که در مجموع و پس از سه دهه تلاش جانانه، حتی انقلاب اسلامی نیز با همه...
جهت مطالعه تمامی مطالب چاپ شده در روزنامه سرمایه روی لینک زیر کلیک نمایید.
از علاقه مندان و دوست داران شریعتی دعوت می شود که نقشی را که شریعتی
در تحول وحی، فکری، منشی و ... آنان داشته است در قالب یک مقاله
(1200 کلمه) با فونت لوتوس 12 به بخش "تماس با ما" سایت پژوهشهای فرهنگی ارسال فرمایند.
آخرین فرصت: دوشنبه 20 آبان 1387
----------
علاقه مندان میتوانند به سایت دفتر پژوهشهای فرهنگی دکتر علی شریعتی مراجعه نمایند.

اين همايش بعدا از ظهر روز هشتم آبان (۰۸/۰۸/۱۳۸۷) از ساعت ۱۵ و تا روز نهم آبان ساعت ۱۸:۳۰ ادامه خواهد داشت.
سخنرانان روز ۰۸/۰۸/۱۳۸۷ از ساعت ۱۵: الي ۱۹:۳۰
مهندس علي اكبر معين فر و رضا رئيسي طوسي و محمد علي موحد و عبدا... رمضان زاده و ناصر فكوهي
و ميزگرد با حضور:
لطف ا... ميثمي ، رمضان زاده ،باوند ، صابر
سخنرانان روز ۰۹/۰۸/۱۳۸۷ از ساعت ۸:۳۰ الي ۱۸:۳۰
غلامحسن تاش و ايرج مهر آزما و بايزيد مردوخي و فرشاد مومني
و ميزگرد با حضور:
محمد ستاري فر ، احمد ميدري ، بايزيد مردوخي
سخنرانان بعد ازظهر همان روز
بهروز هادي زنوز و محسن رناني و نورالدين موسي و رامين روغنيان
و سخنران اختتاميه اين همايش مهندس عزت ا... سحابي خواهد بود.

دکتر عبدالکریم سروش از چهرههای برجسته روشنفکری دینی بیشتر بهواسطه نظراتش در حوزه فلسفه دین آشناست اما او یکی از فعالترین چهرههای دانشگاهی در معرفی رشته فلسفه علم در ایران بوده است، آنچه میخوانید به کارنامه او در این زمینه میپردازد.
بهعنوان مقدمه میخواستم بپرسم چه زمینههایی وجود داشت که شما به فلسفه علم علاقهمند شدید؟
من در هنگام اقامت در انگلستان در دو شاخه تحلیلی تحصیل كردم. اول در شیمی تحلیلی و سپس در فلسفه تحلیلی. در شیمی در شاخه محصولهای غیرآبی مطالعه میكردم. بعدها این تحصیل در شیمی برای من مفید بود. نه از جهت علمی بلكه از جهت فلسفی. میدانید كه شیمی به طور كلی به دو شاخه تقسیم میشود. شاخه بزرگتر و شناختهشدهتر شیمی محلولها در آب است و شاخه دوم كه كوچكتر و ناشناختهتر است شیمی در حلالهایی به جز آب نام دارد. من در شاخه دوم تحصیل میكردم و مطالعه در این شاخه مرا با دنیای تازهای آشنا كرد. دانستم آنچه ما با آن آشنا هستیم میتواند حجاب بشود بر آنچه نمیشناسیم و بسا اسرار و حكمتهایی در آن حوزههای ناشناخته وجود داشته باشد كه حوزههای آشنا آنها را از ما دریغ میدارند. چنانچه در مقایسه این دو شاخه دانستم چه بسیار عوامل و شاخصها در حلال آبی و حلال غیرآبی تفاوت میكند.
و این آغاز گشایشی به روی من بر جهانهای تازه و ممكن. همان كه بعدها در فلسفه تحلیلی و منطق هم آموختم كه جهانهای ممكن بسیار داریم و جهان آشنای ما تنها جهان ممكن نیست. باری پس از تحصیل در رشته شیمی، وارد رشته فلسفه علم شدم. رشته فلسفه علم را ـ البته نه تماما ـ كه بعضا از شاخههای فلسفه تحلیلی است. اجازه بدهید كمی به عقب برگردیم. در حقیقت فلسفه تحلیلی دو پدر دارد. یكی كانت، و دیگر هیوم كه هنوز هم موضوع مطالعه عموم فیلسوفان هستند. اما اگر میراث هیوم تا به امروز در انگلستان ادامه یافته است. كانت در آلمان رقبای بسیار یافت. در فلسفه وقتی از كانت میگذرید و به هگل میرسید میبینید كه او یك مبنای كاملا متفاوتی نسبت به كانت را بنا گذاشته است. وقتی به فیلسوفان هرمنوتیك جدید میرسید همینطور است. با شاخهای از فلسفه روبهرو میشوید كه نه كانتی است و نه هگلی. البته نسب از هر دو میبرد اما راه خود را عوض میكند و طرح تازهای درمیاندازد، خصوصا این مسئله در پدیدارشناسی هوسرل و تابعان او قابل مشاهده است. باری من فلسفه تحلیلی را از كانت و هیوم آغاز كردم اما به سرعت با عبور از این دو با فیلسوفان مدرن آشنا شدم. فیلسوفانی چون ویتگنشتاین، فرگه، راسل، مور، كارنپ، ردیل، پوپر ، ... (كه البته پوپر را به سختی میتوان جزء فیلسوفان تحلیلی دانست كه در اینباره سخن خواهم گفت). با آستین و سرل كه هر دو در زمینه افعال گفتاری كارهای نیكویی كردهاند و مكاتبی چون مكتب پوزیتیویسم و پوزیتیویسم منطقی، آشنا شدم. بعدها از طریق فلسفه علم راه من به فلسفه زبان، فلسفه دین و فلسفه تاریخ گشوده شد. در همه این زمینهها من به نحو تحلیلی عمل میكردم. در حوزه فلسفه تاریخ مدتی پس از انقلاب كتابی تحت عنوان فلسفه تاریخ نوشتم كه مورد توجه قرار گرفت و تا امروز هم خوانده میشود. در آن كتاب برای اولینبار تفكیك
|
|
![]() سيدعلي صالحي (گاهي اوقات بعضي ها مي گويند چرا اين سرزمين را ترک نمي کني،) سوال نکن، سر منزلً من... سيپده دîم است، حتماً سپيده دîم سرمنزلً من است، وگرنه تحملً اين همه غروبً تاريک کجاوï منً شب نشينً خسته کجا؟ هزار هفته هزار ماه هزار مرگ و مزارً مرا ببين وï بعد بگو چرا به جايً اين همه مïردگانً بي گور گريه مي کنم، من سال هاست واژه به واژه از وحشتً گفتن گذشته ام، من هرگز بïريده بادهاي نابîلîد نبوده ام. حالا چه مي پرسي آن شب دستً تو از هجرتً دريا چه مي نوشت؟ من منزل ها سپرده ام به اين دوزخً بي بهشت، منزل هاي بي راه و بي رويا... بسي، که هيچ مسافري از ميانً شما طاقتً طي کردنً يکي شبً تاريک اش را نداشته است. هي زنهار گو، زنهار...، من آسان شکارً هر کمينٍ کردهء خوابگردي نخواهم شد، با من يکي به دو... چه مي کني از تکليفً واژه ها، من شاعرم، و تا ماهً کاملً ميهن ام خïنياگرً گريه هاي من است، من مردمً ترانه خوانً خويش را ترک نخواهم کرد. 4 آبان 1387 |