اثری از نیک آهنگ کوثر

جناب آقای خاتمی،
با سلام و احترام ؛
در شرایطی که اطراف شما را طرفدارانی پر کرده اند که انتقادات جدی را نسبت به شما بر نمی تابند و همگان را نیز چون خود شیفته ی شما می خواهند، آمدنتان به دانشگاه فرصت خوبی است برای ما که به عنوان بخشی از افکار عمومی دانشجویان سوالاتمان را از شما که روزی خود را رئیس جمهوری پاسخگو معرفی می کردید، بپرسیم و بخشی از انتقاداتمان را نسبت به عملکرد ۸ ساله ی ریاست جمهوری تان بیان کنیم.
سوالات و انتقاداتی که نه برای دامن زدن به اختلافات، نه برای جار و جنجال و بهانه دادن به روزنامه ی کیهان و خبرگزاری فارس که برای تعامل، گفت و گوی انتقادی و پیشبرد دموکراسی پرسیده می شوند. امیدواریم شما خود را از دریچه ی چشم طرفدارانتان همچون قهرمانی نقدناپذیر نبینید و با پاسخگویی به این سوالات، که تنها بخشی از سوالات و انتقادات ماست، راه را برای تعامل و گفت و گویی سازنده و انتقادی بگشایید.
آقای خاتمی،
اولین باری که در سمت رئیس جمهور به دانشگاه تهران آمدید را به یاد می آورید؟ ۱۶ آذر ۱۳۷۶ و سخنرانی در محل برگزاری نماز جمعه در میان خیل عظیم طرفدارانی که شما را قهرمان می پنداشتند. آن روز برای دانشگاهی که زیر فشار دهشتناک اختناق اقتدارگرایان به سر می برد اصلاحات نوید رهایی بود. همچنین آخرین باری که با عنوان رئیس جمهور به دانشگاه تهران آمدید را نیز به خاطر می آورید؟ ۱۶ آذر ۱۳۸۳، تالار شهید چمران دانشکده فنی و سخنرانی در میان اندک طرفداران باقی مانده و خیل عظیم منتقدان بیرون سالن. منتقدینی که محصور بین داربست هایی بودند که بهر طریق ممکن می خواستند مانع حضور منتقدین در مراسم سخنرانی شما شوند و منتقدین جز با شکستن در اجازه ی ورود پیدا نکردند.
آن روز دانشگاه از اصلاحات و اصلاحاتیان هم زخم خورده بود و باز هم در مقابل اقتدارگرایان، که خاتمی این بار در میان آنان بود، تنها مانده بود. آن روز رئیس جمهور اصلاحات به جای .......
۱- تدارکاتچی نبودن رئیس جمهور و تلاش برای اجرای قانون اساسی:
۲- بهبود وضعیت دانشگاه:
۳- ایستادگی در مقابل سنگ اندازی اقتدارگرایان
۴- جامعه مدنی:
۵- ایستادگی در پیشبرد اصلاحات:
۶- عبور به سلامت از بحران های متعدد داخلی:
۷- به رسمیت شناختن حق اعتراض:
۸- بهبود وضعیت فرهنگی- علمی با استفاده از کابینه ای قوی:
۹- اصلاح چهره ی ایران در عرصه ی بین المللی و تنش زدایی :
۱۰- پرونده هسته ای:
سفیر حق و صفیر وحی
دوستداران مباحث کلام خدا ، کلام انسان : جهت مطالعه اصل مقاله ارائه شده از طرف آیت ا... منتظری بر روی تصویر زیر کلیک نمایید تا سایت مربوطه باز گردد و در صورت مطالعه مباحث اولیه به سایت دکتر سروش مراجعه نمایید

دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بویند
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ و سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آن که بر در می کوبد شبا هنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبی است نازنین
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی است نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
احمد شاملو ۳۱ تیر ۱۳۵۸
در ادامه دوستداران شاملو میتوانند بیو گرافی و عکسهای استاد را ببینند...

آیا در فقه شیعه برای انسان، به ما هو انسان فارغ از اینکه دارای چه عقیده، دین و آئینی باشد حقوقی در نظر گرفته شده است یا نه؟
بله، حقوقی در نظر گرفته شده است، به این معنا که اصل مسأله حرمت انسان از آن نظر که انسان است در فقه اسلامی در نظر گرفته شده است.
مثلاً جان و مال انسان محترم است از آن نظر که انسان است و میشود حقوقی را مطرح کرد و گفت انسان از آن نظر که انسان است، قطع نظر از مذهب، نژاد و جنس این حقوق برایش وجود دارد.
کسی در این تردید ندارد که دربارهاش بخواهیم بحث کنیم، فقط تردیدها و پرسشها دربارهی گسترهی این حقوق است، این حقوق چقدر است؟ و در چه مواردی است؟ مربوط به چه مفاهیمی است؟
فقط در اینجاست که تردیدها هست وگرنه فکر نمیکنم هیچکس در این تردید داشته باشد، در اسلام هم مثل ادیان دیگر، انسان از آن نظر که انسان است حقوقی دارد.
این پرسشها معمولاً در مقایسه با اعلامیه حقوق بشر مطرح میشود، تردیدها و پرسشها در آنجاها است که آیا حقوق اسلامی هم به همان اندازه که در اعلامیه ۳۰ مادهای حقوق بشر، برای انسان از آن نظر که انسان است، حقوق قائل شدهاند، در همان گستره و به همان مقدار و به همان معنا حقوق قائل شده است یا نه. سوال در اینجا است.
در واقع پرسش اصلی مربوط به انسان است در ماوراء آنچه میاندیشد، این عدم تساوی حقوقی که بین مسلمان و غیرمسلمان در فقه اسلامی وجود دارد در تعارض با مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر محسوب میشود. نظر شما چیست؟
برای اینکه پاسخ جامع داده باشم، بدون اینکه وارد جزئیات بشوم مطالبی به شما میگویم و طرز تفکر خودم را عرض میکنم. از نظر من، هر پیامبری

ای آزادی « تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق میورزم، بیتو زندگی دشواراست، بیتو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم؛ یک موجودی خواهم بود توخالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بدبین، کینه دار، عقدهدار، بیتاب، بی روح، بیدل، بی روشنی، بی شیرینی، بیانتظار، بیهوده، منی بی تو یعنی هیچ!... ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم. ای آزادی، چه زندانها برایت کشیده ام! و چه زندانها خواهم کشید و چه شکنجهها تحمل کردهام و چه شکنجهها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بیبیم و بیضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید. من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه میکنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟...»
دکتر علی شریعتی
از کتاب خود سازی انقلابی ، ص ۱۲۰و۱۳۰

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز علیرغم تدابیر شدید امنیتی در اطراف دانشگاه تهران و خیابان های منتهی به آن که از صبح امروز به اجرا گذارده شده بود،دستکم 1500 دانشجو با تجمع در برابر دانشکده فنی دانشگاه تهران 16 آذرماه را گرامی داشتند.


دانشجویان در ساعت 12 ظهر امروز و در حالی که حراست دانشگاه تهران از ورود دانشجویان به دانشگاه جلوگیری می کرد با خرد کردن دو درب غربی دانشگاه تهران واقع در خیابان 16 آذر ماه به دانشگاه وارد شده و تجمع خود را آغاز کردند.
دانشجویان همچنین گیت های امنیتی کار گذاشته شده در مبادی ورودی دانشگاه تهران رابطور کامل تخریب کردند. در این بین درگیری هایی میان پلیش ضد شورش مستقر در بیرون دانشگاه و دانشجویان رخ داده است.

دانشجویان در تجمع امروز با شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور"مرگ بر استبداد"“نصر من الله و فتح قریب..ننگ بر این دولت مردم فریب”، “دانشجو،می میرد،ذلت نمی پذیرد” ، “محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد” و خواندن سرود یاردبستانی به دانشجویان دانشگاه تهران در مقابل دانشکده پزشکی پیوستند. دانشجویان همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آنها نوشته شده بود: ” با تهدید و احضار آرام نمی شویم” ، ” حقوق زنان، حقوق بشر” ، “آزادی پوشش حق ماست” و “دانشجو،دانشجو،اتحاد،اتحاد"
در این تجمع اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و همچنین نمایندگان انجمن های اسلامی شهرهای مختلف و نمایندگان دانشجویان دانشگاه آزاد سخنرانی کردند.
در پایان این تجمع دانشجویان مطابق با روال سال های گذشته در پشت سر در دانشگاه تهران تجمع کردند که نیروهای انتظامی با قرار دادن سه دستگاه اتوبوس تلاش داشت عابران در برابر دانشگاه تهران تجمع دانشجویان را مشاهده نکنند. در این میان شعارهای تندی بر علیه مسوولان عالیرتبه نظام و همچنین در انتقاد به محمد خاتمی رییس جمهور پیشین سر داده شد.
فیلمی از تجمع امروز دانشجویان در دانشگاه تهران در این لینک می توانید ببینید.


براساس تحقيقي كه خانم شكوفه آذر به مناسبت 16 آذر به عمل آورده 561 دانشجو در سال گذشته ـ از 16 آذر 1386 تا 16 آذر 1387 ـ به كميته هاي انضباطي ودادگاه ها احضار شده و يا تعليق از تحصيل، محروميت، اخراج، بازداشت، و درنهايت رفتن به زندان مواجه شده اند. اين گزارش مي افزايد كه دانشجويان آزاد شده دانشگاه هاي ايران براي آزادي خود 8ميليارد و440 ميليون تومان وثيقه سپرده اند.
اين تحقيق كه براساس اخبار منتشره در سايت خبرنامه امير كبير و روزنامه هاي سراسري كشور تهيه شده است نشان مي دهد كه هر روز 5/1 نفر از دانشجويان و درهردوروز 3 دانشجو در طي 365 روز تحت هجوم قرار گرفته اند. اين تحقيق مي افزايد كه از 16 آذر 1386 تا 16 آذر 1387، 292 نفر از دانشجويان سراسر كشور به كميته هاي انضباطي و دادگاه هاي انقلاب و... احضار شده اند. علاوه براين 15 دانشجو جزو دانشجويان ستاره دار قرار گرفته اند و تعداد دانشجويان تعليقي ومحروم از انواع امكانات دانشجويي، از سوي حراست دانشگاه ها شامل 107 نفر شده است.
تعداد اخراجي هااز دانشگاه هاي كشور 20 نفر بوده است. 111نفر از دانشجويان بازداشت شده اند، 82 نفر با وثيقه 8 ميليارد و440 ميليون تومان آزاد شده اند و16 نفر نيززنداني شده اند. اين تحقيق مي افزايد كه در همين مدت تعداد نشريه هاي توقيف شده 18 عدد واغلب به دليل اقدام عليه امنيت ملي بوده است. اين تحقيق تجمع هاي دانشجويي را از 16 آذر 1386 تا 16 آذر 13876تعداد 89 فقره اعلام كرده است كه اگرتعداد 3ماه تابستان را از تعداد يكسال تحصيلي كسركنيم، بايد گفت كه دانشجويان براي شعارهايي چون آزادي، مسايل صنفي، توهين نيروهاي انتظامي و... تقريبا هرسه روز يك بار دست به تجمع زده اند كه اين موضوع براي دانشگاه امنيتي شده رقم بالايي به شمارمي رود.
آمار جزيي اين تحقيق به شرح زير است:
دانشجويان زنداني
سعيد درخشندي، ابوالفضل جهاندار، احمد قصابان، ......

اينجا در اين مزار...
در زير خاك سرد
از كار مانده است سه قلب پر از اميد
خفتهست ديدگان سه سيماي نورسيد
اينجا بزير خاك...
آرام و بيصدا...
این «سه یار دبستانی»که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند.هنوز از تحصیلاتشان فراغت نیافته اند.نخواستند- هم چون دیگران -کو پن نانی بگیرند و از پشت میز دا نشگاه ؛به پشت پا چال بازار برو ند و سر در آ خور خویش فرو برند.از آن سال؛چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردندو رفتند؛اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند؛هر که را می رود سفارش کنند؛آ نها هر گز نمی روند؛همیشه خواهند ماند؛آ نها شهیدند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما هم چنان تازه و گرم است.کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزد نفسرند. اما نه ؛باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه ام نگاه دارم.
آنچه نگرانم كرده است، نا تمام مردن نيست . مردن اگر خوب انجام شود ، ديگران كار را تمام خواهند كرد و شايد بهتر ، اما ترسم از " نفله" شدن است . با دست دشمن سر به نيست كردن و به گردن دوست انداختن.
علی شریعتی

پنجاه و پنج سال از به خون كشيدن دانشجويان دانشگاه (دانشكده فني تهران) گذشت ، متولدان آن روز پيرمردان و پختگان امروز شدند و حركت آگاهانه دانشجويان را نسل به نسل انتقال دادند و آنان (سه آذر ) شدند اهورا و در هر جنبش دانشجويي خوني تازه را دميدند.
سنت مقاومت قهرمانانه يي که در 16 آذر 1332 توسط پيشتازان جنبش دانشجويي کشور پايه گذاري شد تا به امروز همچنان ادامه يافته و جنبش دانشجويي کشور با وجود همه دشواری های سال های اخیر و با وجود شهدا و مبارزان بيشماری که در طول پنج دهه گذشته جان شریف خود را بر سر این آرمان فدا کرده اند همچنان به پيکار دليرانه خود بر ضد استبداد و ارتجاع حاکم ادامه داده و مي دهد.
در آستانه اين روز بزرگ خواستم شرحي تاريخي از آن روز را يادآور شوم و ديدم تاريخ ميخواهد دوباره تكرار شود(خبرگزاريها خبر دادند قرار است در روز 16 آذر سخنراني در دانشگاه علم وصنعت برگزار شود.....!) پس بگذاريد ايندفعه فراموش نكنيم .
مقاله فوق را بصورت پی دی اف بر روی عکس کلیک نمایید تا دانلو شود و کل مطلب را در ادامه میتوانید مطالعه نمایید:
-(کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران) ترجمه عربی کتاب "حق حیات"، نوشته مدافع ایرانی حقوق بشر، توسط شبکه عربی اطلاعات حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران منتشر شد. این کتاب پژوهشی نوآورانه در حوزه شریعت و قوانین اسلامی است که حامی تعلیق و لغو مجازات اعدام در کشورهایی است که تابع قوانین اسلامی هستند.
کتاب حق حیات در ایران ممنوع الچاپ شده و باقی بخاطر مقالاتی که در این حوزه نوشته بود بارها بازجویی شده و به زندان افتاده است.
کتاب حق حیات شرح جامعی است از پژوهشی که باقی در زمینه امکان تعلیق و لغو مجازات اعدام در ایران وسایر کشورهای اسلامی به انجام رسانده است. باقی در4 اردیبهشت ماه 1385 در نامه ای به رئیس قوه قضائیه در ایران نوشت: "جرم، جنایت و اعدام هم محصول فرهنگ خشونت در همه لایه های اجتماعی و هم فربه کننده آن است." باقی برای لغو مجازات اعدام در ایران بطور خستگی ناپذیری تلاش کرده و نشان داده است که نه آیات قرآن و نه قوانین اسلامی هیچکدام مانع لغو مجازات اعدام نیستند.
کتاب حق حیات کمک بسیار مهم و از نظرزمانی موثری در بحث های مذهبی، سیاسی و جامعه مدنی در ایران و سایر کشورهایی است که مجازات اعدام در آنها بخاطر تفسیری که از شریعت اسلامی وجود دارد، همچنان اجرا می شود. در حالیکه جنبش جهانی لغو مجازات مرگ در سالهای اخیر قدرت بی سابقه ای پیدا کرده است اما کشورهای اسلامی یکی از موانع اصلی در مخالفت با این جریان در عرصه بین المللی هستند. حتی این مخالفت آثاری بیش از این داشته و ادامه مجازات اعدام ، کشورهای اسلامی را از جامعه جهانی منزوی کرده است.
کتاب باقی در چارچوب گفتمان اسلامی، برای تعلیق و لغو مجازات مرگ در کشورهایی که قوانین آنان مبتنی بر تفسیر شریعت است، استدلال اغنایی ارائه می کند. همواره این بحث وجود داشته است که چنین قوانینی از قطعیت برخوردارند، اما پژوهش باقی نشان می دهد که چنین قطعیتی در مورد مجازات مرگ در شریعت و آیات قرآن وجود ندارد.
کتاب حق حیات مباحث اعدام در شریعت، سنگسار، الغای اعدام و مجازاتهای جایگزین را در سه فصل ارائه کرده است. فصل اول کتاب به این بحث می پردازد که همه مجازات های مرگ توسط دولتها قانونگذاری و اجرا شده اند و منشاء قرآنی ندارند. بر اساس پژوهش باقی، موارد قتل نفس منجر به مجازات قصاص، بر اساس آیات قرآنی الزاما با مجازات مرگ نبایدهمراه باشند.
باقی در این کتاب نشان می دهد که آیات قرآنی در موارد منجر به تلافی و قصاص، بخشش و دیه را بعنوان احکام جایگزین ارائه می کند و درخواست مطلق اعدام نمی دهد. تحقیقات باقی نشان می دهد که زمانی که قصاص انتخاب می شود، تصمیم اولیای دم ضروری است اما شرط کافی نیست. باقی به این ترتیب گام مهمی بر می دارد و نشان می دهد که بنابرفقه اسلامی، اجرای حکم قصاص میتواند موقوف به رای هئیت منصفه و متخصصین از جمله روانشناسان، جامعه شناسان و جرم شناسان باشد. بنا براین، قاضی و خویشاوندان قربانی در موارد قتل منجر به قصاص ضرورتا تنها کسانی نیستند که تصمیم نهایی را در این زمینه اتخاد می کنند.
در مورد مجازات سنگسار در موارد زنا و ریشه های حقوقی آن، باقی دلایل بسیار قوی ارائه می کند مبنی براینکه سنگسار هیچ زمینه ای در آیات قرآنی ندارد و علاوه بر آن مجازات مرگ نیز در آیات قرآنی در این زمینه توصیه نمی شود و از آن حمایت نمی کند.باقی اینگونه جمعبندی می کند که "حکم سنگسار در سنت فقه اسلامی یک حکم حقوقی بوده اما در آیات قرآنی هیچ ریشه ای نداشته است."
نتیجه گیری پژوهشهای باقی به بهترین بیان در نامه وی به رئیس قوه قضائیه مورخ 4 اردیبهشت ماه 1385، چنین آمده است: "کشتن یک تن بسان آن است که همه مردم کشته می شوند. کشتن انسان، منبع و مروج خشونت است و با مهرورزی و جامعه ای مهربان و با رحمانیت پروردگار هیچ سنخیتی ندارد. پس هر چه سریعتر جلوی جرم، جنایت و نیز اعدام ها را بگیریم."
جلد دوم این کتاب، "حق حیات 2: مسئله اعدام های زیر 18 سال در ایران-ریشه ها و چاره ها فرهنگی و فقهی" بزودی به فارسی و ترجمه عربی آن منتشر خواهد شد.
برای مشاهده و دانلود نسخه فارسی کتاب "حق حیات" به این آدرس مراجعه کنید:
http://www.4shared.com/file/74113603/d67dd78c/Baghi_book.html
برای مشاهده و انتقال الکترونیکی نسخه عربی کتاب "حق حیات" به این آدرس مراجعه کنید:
http://www.anhri.net/press/2008/pr1201.shtml
پرسش ها از حسن رضائی و پاسخها از ابوالحسن بنی صدر
در پاسخ به اين پرسش که از ديدگاه موازنه عدمی، اعجاز قرآن برای عصر ما را در چه می دانيم به اينجا رسيديم که پيشنهاد مردمسالاری شورايی آنهم در آن شوره زار زندگی (تعبيری که علی (ع) برای توصيف اوضاع و احوال عصر نزول قرآن به کار می برد) معجزه عقل فعال و خلاقی است که در آن جايی برای وهم و يا خطا وجود ندارد. زيرا عرصه اين عقل بيکران آزادی است. واقعيتی را که در اين نوبت لازم است شفاف بيان کنيم اينست که در قرآن، انسان و نقش او طرف خطاب است، نه بنيادها. اصلها و ارزشها و روشها و هدف همگی به انسان است که آموخته می شوند. از آغاز تا پايان کتاب، هيچ گاه بنيادی از بنيادهای اجتماعی مخاطب قرار نمی گيرد. قرآن هربار که از بنيادها سخن به ميان می آورد، برای هشدار يا انذاری به انسان است تا که در سلطه بنيادها نماند، خويشتن را آزاد کند و بداند که بنيادهای اجتماعی ساخته های انسان هستند و بنا براين، وسيله کار او بايد باشند نه ارباب او. اما همزمان بايد اذعان کرد که اين واقعيت سترگ را تنها عقل آزاد در می يابد و عقل توجيه گر در نمی يابد. آنانی که در مجلس خبرگان قانون اساسی بودند شايد به ياد می آورند که در آنجا همه تأکيد اينجانب در مخالفت با اين بنياد بر مبنای اين درک بود که ولايت فقيه با قرآن، از آغاز تا پايان، در تضاد است. چرا که قرآن، هم حق تصميم را از دست غاصب بنيادها می گيرد و به انسان می دهد و هم بنيادهائی را که بر اصل ثنويت آنهم از نوع تک محوری - که ولايت مطلقه فقيه مثال کامل و شفاف آنست- بنيان گذاشته شده اند، منحل می کند و در برابر، بنيادهائی بر اصل توحيد و در خدمت انسان، پيشنهاد می کند؛ چنانکه بنياد رهبری سياسی قدرت محور را که يک تن و يا يک گروه بر انسانها قدرت داشته باشد و حق تصميم را از آن خود بداند، منحل و شورا را برقرار می کند و بدين وسيله حق تصميم را از آنِ انسان می شناسد. در ادامه بحث، می کوشم ابعاد گوناگون اين الگو از مردمسالاری را در قرآن بشکافم.....
نويسنده : سیدهاشم آقاجری 
جريانشناسي طيف مخالفان شريعتي
بنده در روزي خدمت شما رسيدم كه در آستانه 29 خرداد و سالگرد درگذشت دكتر شريعتي هستيم. فكر كردم كه تصادف و تقارن خوبي است و خوب است يادي از آن بزرگوار بكنيم و فضاي جلسه را كه غالباً سياسي است قدري به فضاي فكري نزديكتر كنيم. لذا من به اين دليل قصد دارم چند كلمه اي درباره دكتر شريعتي در اين جلسه سخن بگويم. بويژه اينكه هر چقدر فضا بسته تر ميشود گويا تريبونها براي حمله به دكتر شريعتي هم بيشتر ميشود و گاهي نقدها به قدري غيرعلمي و غيرمنصفانه و حتي خنده دار و مضحك است كه انسان شگفت زده ميشود. يك نمونه اخير اين نقدها مطالبي بود كه آقاي «موسي غني نژاد» افاضه فرمودند و خيلي خوشمزه بود. ايشان در خصوص مشكلات اقتصادي كه اظهارنظر ميكرد رفته بود سراغ دكتر شريعتي و يقه او را گرفته بود كه او مقصر بوده و اين مشكلات اقتصادي كه ما داريم نتيجه افكار شريعتي است! چرا؟ چون به زعم آقاي غني نژاد، شريعتي مبلغ نوعي ايدئولوژي سوسياليستي و اقتصاد دولتي بوده است. گويي اين مشكلات اقتصادي هيچ ربطي به سرمايه داري و اقتصاد بازار و غارتي كه در اين سرزمين از ناحيه انحصارات گوناگون ميشود ندارد و متهم و مقصر اصلي اين مشكلات شريعتي است.
يا مثلاً آقاي احسان نراقی كه «بحمداللّه و المنه» در جمهوري اسلامي مرتباً تريبون پيدا ميكند و همان كسي است كه در سالهاي 52 و 53 در تلاش بود تا شريعتي را هم مثل خودش به همكاري با رژيم و دستگاه سلطنت بكشاند ميبينيم كه هرچند وقت يكبار در برخي از رسانه ها به شريعتي حمله ميكند. البته اتهام اصلي شريعتي كه آقاي احسان نراقي به آن تصريح نميكند اما اگر كند و كاو بكنيم متوجه ميشويم، همانگونه كه برخي در آن سوي آب صريحاً ميگويند اتهام .....
|
عدالت | |
|
گفت روزي به من خداي بزرگ نشدي از جهان من خشنود! اين همه لطف و نعمتي كه مراست چهرهات را به خندهاي نگشود! اين هوا، اين شكوفه، اين خورشيد عشق، اين گوهر جهان وجود اين بشر، اين ستاره، اين آهو اين شب و ماه و آسمان كبود! اين همه ديدي و نياوردي همچو شيطان، سري به سجده فرود! در همه عمر جز ملامت من گوش من از تو صحبتي نشنود! وين زمان هم در آستانه مرگ بيشكايت نميكني بدرود! گفتم: آري درست فرمودي كه درست است هرچه حق فرمود خوش سراييست اين جهان، ليكن جان آزادگان در آن فرسود جاي اينها كه بر شمردي، كاش در جهان ذرهاي عدالت بود. |
... جاعلان قدر می بینند و بر صدر می نشینند و مخالفان محروم از تحصیل به زندان می افتند ...

این استعمار
این جامه سیاه معلق را
چگونه پیوندیست
با سرزمین من؟
آن کس که سوگوار کـــرد خاک مـــرا
آیا شکست
در رفت و آمد حمل اینهمه تاراج؟
این سرزمین من چه بیدریغ بود
که سایه مطبوع خویش را
بر شانههای ذوالاکتاف پهن کـــرد
و باغها میان عطش سوخت
و از شانهها طناب گذر کـــرد
این سرزمین من چه بیدریغ بـــود
ثقل زمین کجاست
من در کجای جهان ایستادهام
با باری ز فریادهای خفته و خونین
ای سرزمین من !
من در کجای جهان ایستادهام؟

عبدالرسول وصال گفت: روزنامه آيندهنو تا ده روز آينده به سردبيري محمد قوچاني منتشر خواهد شد.
صاحب امتياز و مدير مسئول روزنامه آينده نو در گفتگو با فارس، از انتشار مجدد اين روزنامه اصلاحطلب خبر داد و گفت: هم اكنون در حال انتشار پيش شمارههاي روزنامه آينده نو هستيم و تا ده روز آينده اين روزنامه روي كيوسكها خواهد ......

مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علبه ایران را پیش کشید.
پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود.
فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد.همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و بر پایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سر کرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نسیتیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوربه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.
Andre Brissaud, le Crapouillot. Nouvelle serie. Decembre 1986, La France
مصاحبه گر تاکید میکند که حسب خواست مصدق متن مصاحبه پس از مرگ او میتوانست منتشر شود.
بر گرفته از نشریه سهند، شماره 26، مارس 2008

ارسطو در بخشبندی خود از گونههای دولت، زیر مفهوم «جباریت»، به بررسی گونهای از نظامهای منحرف سیاسی میپردازد که ویژگیهای بنیادین آن، با نظامهای تامگرا (توتالیتاریستی) مدرن نزدیکی بسیار نشان میدهد. از این گذرگاه شاید بتوان به این دیدگاه خطر کرد که وی نخستین تحلیلگر دولت تامگرا (توتالیتر) است. هدف این نوشته، درنگ بر مفهوم ارسطویی حکومت جبار است. در این نوشته، همه جا «جباریت» و «حکومت ستمکار» به یک معنی به کار رفتهاند.
بخشبندی ارسطو از گونههای حکومت
ارسطو بر پایهی طرحی از بخشبندی هرودت تاریخ نویس یونانی، راهگشای تدوین نخستین آموزهی منسجم گونههای نظام حکومتی است. وی در کتاب «سیاست»، نظامهای حکومتی را برپایهی شمار افرادی بخشبندی میکند که در راس قوای دولتی جای دارند. از دیدگاه ارسطو میتوان سه گونه حاکمیت را از هم جداساخت:
۱ـ حاکمیت یک تن
۲ـ حاکمیت چند تن
۳ـ حاکمیت افراد پرشمار
ارسطو سپس با وارد کردن سنجیداری کیفی، این بخشبندی کمی را تکمیل میکند: بسته به این که نظامهای حکومتی، منافع و مصلحت همگانی را درنظر گیرند، یا در پی سود شخصی و گروهی باشند، ما با نظامهای خوب یا منحرف روبرو هستیم.[۱]
به باور ارسطو، گونهی خوب حاکمیت یک تن، نظام پادشاهی (مونارشی) است. چنانچه این نظام به انحراف کشیده شود، ما با جباریت یا حکومت ستمکار (Tyrannis) روبرو

همانند چند سال گذشته، امسال نیز، در دهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر، ماموران امنیتی از ورود یاران و اعضای خانوادهی این دو به محل برگزاری مراسم سالگردشان جلوگیری کردند.
به گفتهی شاهدان عینی، ماموران از ساعات اولیه صبح روز جمعه، اول آذرماه، با بستن کوچهها و خیابانهای اطراف محل سکونت خانوادهی فروهرها، مانع نزدیک شدن افراد به این محل شدند.
روز جمعه، اول آذرماه، برابر است با دهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر، رهبر و عضو حزب ملت ایران. پرستو فروهر، دختر این دو، به رسم هرساله، از چند روز قبل اعلام کرده بود که مراسمی از ساعت ۳ تا ۵ بعدازظهر در منزل مسکونیشان در خیابان هدایت تهران برگزار میشود. ولی به گفتهی او، امسال نیز از چند روز قبل از مراسم، ماموران امنیتی با او تماس گرفته و خواهان بر هم زدن این مراسم شدهاند.
پرستو فروهر در گفتوگو با دویچه وله میگوید: «امسال هم از قبل به ما اطلاع داده بودند. البته سال گذشته از درج آگهی ما در روزنامه خودداری شد. دستور داده بودند که درج نشود. امسال این آگهی درج شد و ما امید داشتیم که شاید جلوگیری نشود. ولی بعد از آن با من تماس گرفتند و به صورت رسمی ابلاغ کردند که مراسم ممنوع خواهد بود».
یکی از شاهدان عینی میگوید که به همراه چندین نفر دیگر از ساعت سه بعدازظهر در خیابان محل اقامت فروهرها حضور داشتهاند، اما ماموران اجازهی نزدیک شدن به خانهی فروهرها را هم به آنها ندادهاند. وی میگوید: «الان ماموران اینجا هستند. عین پارسال سر کوچهها را نرده گذاشتند و نمیگذارند کسی وارد شود. منتها دوستان و یاران داریوش و پروانه فروهر میآیند و میروند و مامورین هم از تجمع آنها جلوگیری میکنند و مرتب میگویند حرکت کنید. حتا بعضی وقتها که دو یا سه نفر میایستند تا با هم حرف بزنند، مامورین میآیند و با لحنی تند به آنها میگویند که پراکنده شوند و توقف نکنند و محل را ترک کنند و از کسانی هم که عبور میکنند، فیلم و عکس میگیرند».
به گفتهی پرستو فروهر، یکی از آشنایان خانوادهی فروهر که صبح زود قبل از حضور ماموران، از کردستان برای دیدن خانوادهی فروهر به منزل آنان رفته، پس از خروج از منزل، چند ساعتی بازداشت شده و از او خواسته شده که فورا تهران را ترک کرده و به کردستان بازگردد.
بعد از سال ۱۳۷۷، یعنی سال وقوع قتل فروهرها، تا چندین سال مراسم سالگرد آنان در خانقاه صفیعلیشاه و مسجد فخر برگزار میشد، اما در سال ۱۳۸۱، وقتی جمعیت شرکتکننده، که به گزارش خبرگزاریها تعدادشان به پنج هزار نفر میرسید، از مسجد به طرف منزل مسکونی فروهرها به راه افتاد، ماموران نیروی انتظامی با حمله به جمعیت به ضرب و شتم آنها پرداخته و تعدادی را مصدوم و مجروح کردند. عزتالله سحابی و پرستو فروهر نیز مورد ضرب و شتم لباس شخصیها قرار گرفتند.
سال ۱۳۸۲، مراسم سالگرد فروهرها در حسینیهی ارشاد برگزار شد و با وجود حضور گستردهی نیروهای انتظامی در خیابانهای اطراف و درگیریهای پراکنده و پاره کردن پوسترها، درگیری شدیدتر یا دستگیری پیش نیامد.
پس از سال ۱۳۸۲، دیگر اجازهی برگزاری مراسم در محلهای عمومی به خانوادهی فروهر داده نشد. به گفته پرستو فروهر، ماموران، علت عدم صدور مجوز مراسم را جلوگیری از برهم خوردن نظم عمومی و امنیت اعلام کردهاند. از این رو پرستو فروهر تصمیم گرفت، مراسم سالگرد پدر و مادرش را در منزل مسکونیشان برگزار کند.
از سال ۱۳۸۵، دیگر اجازهی برگزاری مراسم در منزل شخصی فروهرها نیز به آنها داده نشد. از آن سال به بعد، همهساله در سالگرد قتل فروهرها ماموران امنیتی با حضور در کوچهها و خیابانهای اطراف منزل مسکونی فروهرها در خیابان هدایت تهران، اجازهی نزدیک شدن رهگذران عادی را هم به خانهی آنان نمیدهند.
سال ۱۳۸۶، لباس شخصیها در کوچه پسکوچههای خلوت اطراف خانهی فروهرها، اقدام به ضرب و شتم و تهدید کسانی کردند که قصد رفتن به منزل فروهرها را داشتند.
امسال نیز همانند دوسال گذشته، اجازهی برگزاری مراسم سالگر قتل داریوش و پروانه فروهر در منزل شخصی این دو به بازماندگان آنها داده نشد. پرستو فروهر، تنها دختر داریوش و پروانه فروهر، این را عین «بیداد» میداند و میگوید: «مسلم است که این ناحق است. این ناحق است که ما نتوانیم دو ساعت در سال، یاد آن دو عزیز را در خانهی خودشان گرامی بداریم، در حالی که هیچکس نیاز به مجوز برای برگزاری مراسم در خانهی خود ندارد. این ناحق است که ما حتا این امکان را هم نداشته باشیم. این ناحق است و بسیار تلخ».