تبليغاتX
حركت براي رهايي

سلام و درود بر دوستان و همفکرانی که در سال گذشته همنشین وبلاگ عرفان برابری آزادی شدند و مرا با اندیشه آشنا کردند.

امید که سال جدید سالی شاد و آگاهی بخش بر ملت عزیزمان ایران باشد و مرتبه ای از اندیشه ما بالا رود .

ضمن تبریک سال نو و آرزوی پایداری روشنفکران دیار ما و دانشجویان فعالی که در سال ۸۷ ظلمهای بزرگی از طرف حاکمان جمهوری در حقشان شد مقاله دکتر علی شریعتی در زمینه نوروز را تقدیم آنان مینمایم:

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود.بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید.

در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند.

نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها … در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و … اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و …نوروز تجديد خاطره بزرگي است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 11:6  توسط آشناي ديرينه  | 

 

جمعيت توسعه ي فرهنگي سياسي استان خوزستان به مناسبت پنجاه و هشتمين سالگرد ملي شدن صنعت نفت جلسه اي را با حظور مهندس عزت الله سحابي در اهواز برگزار کرد؛ متن سخنان ايشان در پي مي آيد:                              

بسم الله الرحمن الرحيم. مساله ي ملي شدن صنعت نفت در زمان خود دکتر مصدق هم موافقين و مخالفين زيادي داشت. هم از جناح چپ و هم از راستي ها. و نيز دولت هاي خارجي نسبت به نهضت تهمت هايي وارد مي کردند، اما پس از کودتا و بازداشت مصدق و عقد قرارداد کنسرسيوم و ... گروهها نسبت به ملي شدن نفت تجديد نظر کردند مخصوصا گروههاي چپ که بعد انقلاب شاهد موضع گيري هاي آنها و تجديدنظرهاشان بوديم. بنابراين چناح چپ پس از کودتا ديگر منتقد جريان ملي شدن نفت نبود. ولکن جناح راست _ که در هيات حاکمه هم بودند_ همچنان به انتقادات و تهمتهاي خود ادامه مي دادند. منتها در طول زمان اين انتقادها افول کرد و  ديگر اين حرفها خريداري نداشت.

بعد از انقلاب بار ديگر نام مصدق و نهضت ملي در جامعه ي سياسي آن روزگار مطرح شد. اما امروزه باز ما شاهد زنده شدن  همان انتقادات جريان هاي دست راستي هستيم. يکي از انتقاداتي که مي شود و جناب آقاي  غني نژاد پيشگام آن هستند_ که البته ايشان استاد هستند و شخصيتشان قابل احترام_  اين است که ملي شدن در واقع ملي شدن نبود بلکه «دولتي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 11:4  توسط آشناي ديرينه  | 

 

اثري از نيك اهنگ كوثر

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 16:36  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 22:59  توسط آشناي ديرينه  | 

تنها کسی را می‌توان کیفر داد که جرمی مرتکب شده باشد. هیچ‌کس از بستگان مجرم را نمی‌توان مورد کوچک‌ترین بی‌احترامی و یا کیفری قرار داد

موضوع «زنان مجرمی که حامله‌اند و یا فرزند شیرخواره دارند» یکی از مسائل مهم اجتماعی- قضائی است. رفتاری که در کشور ما با این‌گونه افراد می‌شود، نوعی مجازات برای کودک را نیز در بر دارد. یعنی مادر مجرم، در زندان وضع حمل کرده و باید در همان محیط از کودک خود نگهداری کند.
بد نیست به رویکرد «شریعت محمدی»(ص) نگاهی بیاندازیم و نسبت بین رفتارهای موجود با رویکرد شریعت را بسنجیم و امکان تغییر در نگرش و تصویب قوانین کیفری را مورد بررسی اجمالی قرار دهیم. بنا بر این، چند نکته‌ی مهم را یادآوری می‌کنم؛

1- از نگاه شریعت محمدی(ص) اساسا باید در مرحله‌ی رسیدگی به اتهامات، با کمال احتیاط و دقت اقدام کرد و پس از اثبات جرم، کیفری متناسب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 0:19  توسط آشناي ديرينه  | 

چرا عقل بر دين مقدم است؟
    
نویسنده : مرتضی مردیها
 
يكي بر سر شاخ و بن مي‌بريد

يكي بر سر شاخ و بن مي‌بريد


مروري كوتاه بر تاريخ انديشه ديني حكايت از آن دارد كه در اين ديدگاه ارزش و كارايي عقل محل انكار و ترديد بوده است. اگر چه بسياري از متون ديني، عقل را به عنوان يك آيت‌ الهي ستوده‌اند و در عداد آفريده‌هاي شگرف خلقت تمجيد كرده‌اند، آن را ميزان مزيت انسان قرار داده و به تقويت و تبعيت آن فراخوانده‌اند و حتي آن را سرمايه عبوديت انسان شمرده‌اند، اما همچنان كه مي‌دانيم مواضع اشياء آن چنان كه بايد و شايد،‌ با مواضعشان بدان سان كه تحقق خارجي دارد،‌ غالبا منطبق نيست و معرفت ديني هم از شمول اين تجربه بيرون نبوده است. براي روشن شدن تفاوت يك شيء در دو موضع حقيقت (بنا به تعريف) و واقعيت (بنا به تحقق خارجي) تأمل در يك نمونه راه‌گشا است.

همه مي‌دانيم كه فلسفه، علمي يقيني است و در عين حال غافل نيستيم كه حجم انبوهي از كتب فلسفي را مغالطات، مظنونات و مشكوكات انباشته است. تناقضي هم در كار نيست چون يقيني بودن، وصف فلسفه است، آنگونه كه مطلوب ماست و شبح‌ناك و شبهه‌آلود بودن آن (در پاره‌اي موارد) وصف فلسفه است، آنگونه كه در كتب فلسفي و گفته‌هاي فلاسفه ديده‌ايم.

در متون ديني آمده است كه عقل، سرماية عبادت خداوند و بهره‌وري از بهشت است، در حالي كه فراوان سراغ داريم كه عقل را سرمايه الحاد كرده‌اند. در اينجا هم اگر نخواهيم سخن را در بن‌بست يك بحث لفظي، عقيم بگذاريم و اگر نخواهيم به قيمت ابطال‌ناپذير كردن سخن، تعارض را حل كنيم،  شايد تنها راه اين باشد كه بگوييم عقل ـ آنگونه كه بايد و آنچنان كه شايسته است ـ سرمايه ايمان است، ولي ‌ـ آنگونه كه صورت تحقق بسته و وقوف خارجي يافته ـ سرمايه ايمان و كفر هر دو بوده است.

بخش عمدة تمجيد متون ديني از عقل با توجه به ديدگاه اول است و تمامي مطعون و متهم ساختن آن از جانب اصحاب ديانت با توجه به منظر دوم.

اما جاي اين پرسش هم هست كه آيا هيچ يك از تأييد‌هاي متون ديني و مخصوصاً ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 19:37  توسط آشناي ديرينه  | 

فرا رسيدن ۸ مارس را به همه رهروان آزادي و بخصوص زنان ايراني  تبريك گفته و مقاله اي براي دوستان عزيزم كه مايل به دانستن پيشينه اي از اين روز هستند را به پيوست گذاشتم (فايل پي دي اف) گذشته اي از فعاليت زنان ايراني از مشروطه تا بحال:

پيشينه تاريخي 8 مارس روز جهاني زن:

  • در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.
  • سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، بمناسبت پنجاهمین سالگشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.
  • ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان" مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت «روز زن» برگزار شود.
  • در سال ۱۹۱۰، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن" پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد.

فايل پيوست بصورت pdf

+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 20:51  توسط آشناي ديرينه  | 

مقاله اي از دكتر علي طهماسبي

شمس گفت:

برخي خيال خود را به خدايي گرفته‌اند

مي‌گويم:

اكنون بسيارند كه چنانند

***************

پيش فرض من اين است: تصوري كه در جامعه‌ي ما از خدا وجود دارد و در تبليغات نظام حاكم نيز بر آن دامن زده مي‌شود، چند معضل رواني- اجتماعي را به گره‌هاي ناگشودني تبديل كرده است كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 0:30  توسط آشناي ديرينه  | 

مصدق و جوانان

با درود به همه ایرانیان در درون و برون از مرزهای میهن و درود به روان همه بخون خفتگان راه آزادی و آبادي ایران(راه مصدق) از بابك خرمدين تا زنده یادان داریوش و پروانه فروهر. بي شك هم ميهناني كه در راه آزادي و آبادي ايران جان باختند بسيارند ومن نخواستم تمام زمان سخن ام را به نامبردن از بزرگاني كه در اين راه به خاك و خون خفتند بگذرانم از اينرو تنها ازفروهر ها ياد نمودم كه در همين آرامگاه آنان من را با بسياري از آموزش هاي پيشواي درگذشته ملت ايران آشنا نمودند.

دكتر مصدق به هيچ " ايسمي" وابستگي و دلبستگي نداشت و در زماني كه دوره ايده ئولوژي هاي وارداتي مانند ليبراليسم، ماركسيسم-لنينيسم ، سوسيال دموكراسي و مانند آنها بود. بزرگمرد تاريخ ايران ناوابستگي، سياست موازنه منفي و بهره گيري از نيروي شكوهمند ملت ايران را براي پي ريزي بناي ايراني آزاد و آباد، درپيش گرفت . از همين رو ايرانيان از خرد سالان تا سالمندان هوادار راه و روش او شده و در همه گروه هاي سني پشتيباني خود را از راه مصدق نشان ميدادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 1:54  توسط آشناي ديرينه  | 

ويژه نامه امروز روزنامه اعتماد ملي اختصاص دارد به دكتر محمد مصدق .... براي دوستداران و راهيان آن مرد بزرگ.

لينك سايت مربوط به روزنامه اعتماد ملي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 2:2  توسط آشناي ديرينه  | 

گرامیداشت ۱۴ اسفند

     روز چهارشنبه چهاردهم اسفند ماه ساعت ۵/۷صبح جهت شرکت در مراسم سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق رهبر و بنیانگذار جبهه ملی ایران بطرف آرامگاه مصدق واقع در احمدآباد حرکت میکنیم . وسیله نقلیه در محل های زیر آماده است: ۱- میدان توحید اول خیابان ستارخان ۲- میدان ونک خیابان توانیر اول کوچه سامی

     کمیته تشکیلات جبهه ملی ایران - استان تهران ۱۱ /۱۲ /۱۳۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 15:37  توسط آشناي ديرينه  | 

غزالی نام‌گرا، ابن‌رشد ذات‌گرا

دومین روز همایش علمی امام محمد غزالی، یکشنبه یازدهم اسفند‌ماه، با حضور اساتید و پژوهشگران فلسفه همچون مهدی دهباشی، محمود یوسف‌ثانی، حسن بلخاری، حامد ناجی اصفهانی، سعید انواری، شهرام پازوکی، مصطفی ملکیان و غلامرضا اعوانی برگزار شد. اما روز دوم این همایش اهمیت ویژه‌ای هم داشت؛ حضور عبدالکریم سروش.

عبدالکریم سروش شاید جذاب‌ترین چهره همایش علمی غزالی بود که با حضورش جمعیت زیادی را به محل برگزاری همایش کشاند. قبل از حضور عبدالکریم سروش، شهرام پازوکی ضمن خوشامد‌گویی از سروش به تعریف و تمجیدی کوتاه از وی پرداخت.

موضوع سخنرانی عبدالکریم سروش «نومینالیسم غزالی و اسانسیالیسم ابن‌رشد» بود. وی در ابتدا در خصوص رد علیت غزالی توسط بسیاری از اندیشمندان و به خصوص فیلسوفان سخن گفت و تمرکز اصلی منتقدین غزالی را در بحث خود بر روی ابن‌رشد معطوف کرد. سروش در این‌باره گفت: ابن‌رشد، کتاب مهمی بر رد کتاب مهم تهافه‌الفلاسفه غزالی دارد که نام آن تهافه‌التهافه است و در آن تمامی اشکالات اندیشه غزالی را در این کتاب به باد انتقاد گرفته است. ابن‌رشد نیز مانند غزالی هم فیلسوف است و هم فقیه و چهره فقهی او در کتاب تهافه‌التهافه به وضوح آشکار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 14:17  توسط آشناي ديرينه  | 

سخنرانی دكتر هاشم آغاجري در شب شام غريبان مورخ دوشنبه 5 اسفند 87 در دفتر مركزي سازمان مجاهدين انقلاب

سلام بر حسین، سلام بر زینب، سلام بر شهیدان کربلا. سلام بر همه ی راهیان دیروز و امروز و فردای راه حسین.


عاشورا و نهضت حسین نه یک واقعه از جمله ی وقایع مکرر تاریخی، که یک آموزشگاه پُرشکوه پایان ناپذیر درسهای خوب زیستن و خوب مُردن برای همه ی انسانهاست. ماهیت عاشورا ، ستیز دو شخص بر سر قدرت نیست که اگر بود ستیزه ی قدرت طلبان در طول تاریخ کم نیست. ستیزه هایی که در آنها یکی مغلوب و دیگری پیروز می شود. عاشورا ستیز دو قبیله ی بنی امیه و بنی هاشم نیز نیست ، که جنگهای قبیله ای در طول تاریخ کم نبوده ونیست. عاشورا حتی یک جنگ مذهبی و فرقه ای نیز نیست. و چه ستم مضاعفی بر حسین و یاران او روا
می دارند کسانی که در تاریخ اسلام ، عاشورا و نهضت حسینی را تا سر حد یک منازعه ی
فرقه ای و دسته بندی مذهبی تقلیل می دهند. عاشورا هر چند که یک رخداد ست اما تأمل ، تفکر ، درس آموزی ، اقتدا و رهروی از عناصر وویژگی های این رخداد آن را از حدِ یک واقعه تا مجموعه ای از نمادها، نشانه ها و الگویی پایان ناپذیر تبدیل کرده است. گاه پرسیده
می شود که چرا عاشورا؟ چرا کربلا؟ چرا هر سال مکرر یاد حسین؟ بس است.! واقعه ای که در حدود هزار و سیصد و پنجاه شصت سال پیش رخ داده دیگر چه نیازی به تکرار و تجدید خاطره ی اوست؟ اما عاشورا در تاریخ و فرهنگ ما یک نهاد فرهنگی و اجتماعی ست که ابعاد آن به حسین و یاران حسین و دشمنان آنها محدود نمی شود. رویارویی دو تفکر و دو ایدئولوژی در دو جبهه است که همچنان این رویارویی ادامه دارد. و ما به عنوان مخاطبان آن رخداد باید در هر عصر و نسلی ، در هر زمان و زمینی، نه تنها با آن رخداد بلکه با خویشتن کنونی و زمانه ی حاضر خویش تکلیف خود را تعیین کنیم. و بر اساس این تعیین تکلیف چگونه زیستن و چگونه مردنِ خود را تعریف نماییم. عاشورا همچون یک نمایشنامه ست. نمایشنامه ای که البته از صبح عاشورا آغاز نشد و در شب یازدهم ماه محرم نیز به پایان نرسید. نمایشنامه ای بود که پیش از آن که حسین و یاران او در زمین کربلا فرود آیند ،آغاز شده بود. و پس از آن نیز نه تنها در روزها و هفته های بعد بلکه در سالهای سپسین نیز ادامه یافت. این نمایشنامه در دو سو نیز بازیگرانی با کاراکترها و شخصیتهای متفاوت دارد. در یک سوی نمایش بازیگرانی بو...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 22:32  توسط آشناي ديرينه  | 

انتظار ما از پیامبران!
    

   

بسم ا... الرحمن الرحیم
سلام عرض می کنم خدمت خانم ها وآقایان و حاضران گرامی و خوشوقتم از اینکه توفیق پیدا کردم امشب در محضر شما سخنی بگویم و نمی دانم پس از اجرای معنوی بسیار باحال که انجام شد وشما رادر حال و هوای دیگری برد، چه مقدار حوصله وحال شنیدن حرفهای خشک فکری و مثل فلسفی و دین شناسانه بنده رو دارید ولی امیدوارم عنایت کنید وگفتگویی میان بنده وشما برقرار بشه .

موضوع سخن بنده در خدمت شما که به مناسبت سالگرد رحلت پیامبر گرامی اسلام انجام میگیرد ، اگر عنوانی بخواهیم برای او تعیین کنیم چنین عنوانی رامناسب می یابم :انتظار ما از پیامبران! اما من تحت این عنوان در حقیقت می خواهم به دو سوال، پرسش یا نقد که در ماههای اخیر زیاد به گوش می خورد یا خوانده می شود ، در ارتباط با کوششهایی که در این 20 سال اخیر تحت عنوان نواندیشی دینی ویا روشنفکری دینی انجام شده ، به این دو نقد پاسخی گفته باشم چون فکر می کنم بیشتر شما شنوندگان گرامی در جریان مسائلی که به عنوان نواندیشی دینی در دو دهه اخیر انجام شده ،قرار دارید چیزی در این زمینه خوانده اید ، شنیده اید دنبال می کنید این قبیل بحث ها را به نوعی ،در این 20 سال اخیر بحث هایی در باره طرز تفکرو طرز عمل دینداری و مسلمانی در کشورما صورت گرفته که عده ایی آن را به روشنفکری دینی تعبیر کرده اندو عده ایی به نو اندیشی دینی . بحث فعلی ما در این مورد نیست که کدام یک از این تعبیرات را انتخاب کنیم .من خودم تعبیر نو اندیشی دینی را برای این قبیل بحث ها و طرز فکرها مناسبت تر می دانم پاره ای از دوستان اصرار دارند روی تعبیر روشنفکری دینی . فکر می کنم تعداد قابل توجهی از شما آگاه با شید از نقدی که به این تعبیر یا درباره این تعبیر صورت گرفته که نه روشنفکری دینی تعبیری که انسجام منطقی داشته باشد ، نیست و پاسخ هایی هم به این مطلب داده شده که من الآن نمی خواهم وارد آن بحث بشوم ولی در هر حال جای انکار نیست که اقلادر 20 سال اخیر مطالب و مباحثی جدیدی مطرح شده در ارتباط با دینداری و مسلمانی که سابقه بدین شکل نداشته است . چون این شکل جدید مطرح شدن ارتباط پیدا کرده است با دو باب فهم در فلسفه جدید که یکی معرفت شناسیست و دیگری هرمنوتیک و هر دو این ها ارتباط وثیق دارند با مسئله فهم متون دینی و فهم پیام بنیانگذاران دینی در طول تاریخ . خب این بحث ها شاید20 سال و یا بیشتر از 20 سالٍ در کشور ما هست به شکل های مختلف از جوانب گوناگون پرسش هایی مطرح شده در ارتباط با این بحث ها و مطرح کنندگان این سخنان و این طرز فکر ها هم پاسخ هایی به آنها داده اند این هم چیز تازه ای نیست اما آنچه که نسبتا تازگی دارد و من در آن ارتباط می خواهم سخن بگویم این
.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 21:58  توسط آشناي ديرينه  | 

نویسنده : محمد مباشری
چهار شنبه 06 اسفند 1387

چکیده:

‌نظریه‌ی اخیر دکتر سروش درباره ی قرآن، کشمکش‌های فکری و غیر‌فکری چندی را بر‌انگیخت. اکنون که اندکی از سروصدای آغازین کم شده است، شاید بد نباشد با نگاهی از بیرون و به اصطلاح معرفت‌شناسانه، میدان این کشمکش فکری را روشن‌تر سازیم و آن‌گاه همراه یا برابر یکی از دو سوی گفت و گو استدلال کنیم.

این نوشتار کوشیده است نخست نظریه‌ی دکتر سروش و دلایل وی را پیش رو نهاده‌، فلسفی و برون دینی بودن یا کلامی و درون دینی بودن آن را روشن کند. سپس نوشتارهای منتقدان و مخالفان وی از دید معیار پیش گفته، سنجیده می‌شود و در پایان با آوردن دلایلی بر درستی دیدگاه سروش پافشاری می‌شود.

مدل‌های تبیین وحی و دیدگاه سروش:

‌نخستین گام، شناخت دیدگاه ‌دکتر سروش و ادله‌ی وی از منظر معرفت‌شناسانه است زیرا ‌بدون درک برون دینی یا درون دینی بودن این ادله، نقد‌ و رد اندیشه‌ی وی ره به جایی نخواهد برد. بدون شناخت و تفکیک بین این دو روش، سخن گفتن در همراهی یا مخالفت با وی، دردی را دوا نمی‌کند.

اندیشمندان، مدل‌های چندی در تبیین پدیده‌ی وحی ارایه داده‌اند و دست کم چهار مدل، تعریف شده است.

‌نظریه‌ی دکتر سروش توسط خود ایشان چنین بیان شده است ‌که در تبیین معروف و یا همان روایت سنتی از وحی «پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرییل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. اما، به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است. استعاره‌ی شعر به توضیح این نکته کمک می‌کند. پیامبر درست مانند یک شاعر احساس می‌کند که نیرویی بیرونی او را در اختیار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 8:31  توسط آشناي ديرينه  | 

هجمه بی سابقه چماقداران خشک مغز و لزوم هشیاری دانشجویان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، پیرامون پروژه دفن تابوت ها گمنام در این دانشگاه بیانیه ای صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

باردیگر دانشگاه شاهد پروژه ای است که در جریان آن مورد هجمه بی سابقه چماقداران خشک مغز قرار گرفته است. پروژه ای که نه تنها دانشجویان و دانشگاهیان با آن مخالفند بلکه تمام ارزش ها و آرمان ها نیز در آن بازیچه اقتدارگرایان و مستبدان قرار گرفته است. روزهایی را سپری می کنیم که فاصله دانشگاهیان و حاکمیت بیشتر از هر زمان دیگری بر همگان فاش گشته است. اصرار بر سوء استفاده از قهرمانان جنگی کشور در دانشگاه از سوی داعیه داران اسلام تا جایی پیش رفته است که برای دفن تابوت های گمنام در دانشگاه، دانشگاه را به تعطیلی و خفقان کشانده اند. قهرمانانی که روزی برای دفاع از تمامیت ارضی این مرزوبوم و حفظ شرف و انسانیت، جان خود را بر کف دست نهاده اند و وارد میدان نبرد شده اند. به امید این که فردای این کشور هم چون کره شمالی نگردد و جوانان آن بتوانند با آزادی و شرافت در راستای تعالی میهن خویش تحصیل کنند و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 17:37  توسط آشناي ديرينه  | 

بیانیه اعتراضی 400 تن از فعالان سیاسی و مدنی پیرامون ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه شیراز و پلی تکنیک تهران
 

به گزارش ادوارنیوز:بیش از 400 تن از فعالان سیاسی و مدنی با امضای بیانیه مشترکی نسبت به ادامه بازداشت یونس میرحسینی و سحر یزدانی پور دانشجویان دانشگاه شیرازو دانشجویان بازداشت شده دانشگاه پلی تکنیک در برابر حسینیه ارشاد و در سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان اعتراض کردند،در این اطلاعیه امده است:

بسمه تعالی



دانشگاه امروز به عنوان نماد بی بدیل تجددگرایی و آزادی خواهی در ایران، عرصه دست اندازی تفکری بنیادگرا است که با اخراج، تعلیق از تحصیل و زندان و فشارهای امنیتی کمر به منفعل ساختن دانشجویان در پیگیری اهداف آزادیخواهانه بسته است. دانشگاه در تاریخ سیاسی ایران و به خصوص در دهه های اخیر همواره صدای رسای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بوده است وجریان سیال دانشجویی همواره در سال های اخیر کوشیده است تا ضمن دور ماندن از زدوبندهای سیاسی گروه های مختلف بتواند خواست تاریخی مردم ایران را پیگیری کند. در این میان دولت "می تواند" و "باید" فضای آزادی را برای دانشجویان در جهت تمرین فعالیتهای سیاسی، مدنی و فرهنگی فراهم آورد و به دانشجویان اجازه دهد که در امور اداره دانشگاه و نقد عملکرد قدرتمداران مشارکت فعالانه داشته و از عادی ترین حقوق دانشجویی نظیر آزادی بیان از طریق انتشار نشریات دانشجویی، فعالیت مدنی از طریق تشکلهای دانشجویی و حقوق صنفی از طریق تشکلهای صنفی بهره مند باشند.

لیکن امروز فضایی دیگر را در دانشگاهها شاهدیم. نه تنها از نگاه حمایتی دولت خبری نیست که مشی سرکوبگرایانه از سوی مدیریت دانشگاهها و نهاد های امنیتی برگزیده شده است.

آنچنان که امروز به ضرس قاطع می توان گفت که در هیچ دانشگاهی تشکل ،نهاد ، کانون و یا نشریه آزاد و دانشجویی وجودندارد این فضای مصیبت بار در تعدادی از دانشگاهها و شهرها گسترده تر از سایرین است.

دانشگاه و شهر شیراز در چند سال گذشته بارها و بارها شاهد فریاد اعتراض دانشجویان به چنین رویه ایی بوده است.در ماه های اخیر ده ها دانشجوی این دانشگاه از طرق غیرقانونی و به اتهام های نامشخص بازداشت و مدتی را در حبس سپری کرده اند.

اکنون بیش از دوهفته است که از بازداشت یونس میر حسینی و 10 روز از بازداشت سحر یزدانی دانشجویان دانشگاه شیراز می گذرد. اعتصاب غذا یونس میرحسینی ناتوان و رنجور کرده است و بیماری روده وی نیز مزید بر علت گشته است.با ادامه روند نامشخص و مبهم کنونی بیم اعتصاب غدای خشک نیز می رود.

از وضعیت بازداشت و نگهداری سحر یزدانی نیز اطلاعی در دست نیست و تاکنون تماسی از زندان نداشته اند.

از سوی دیگر شاهد هستیم که نهادهای غیر مسوول، دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران آقایان: حسین ترکاشوند، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک ، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، اعضای شورای مرکزی انجمن و مجید توکلی، عضو سابق شوری مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان در برابر حسینیه ارشاد و به دنبال لغو مراسم بزرگداشت مهندس مهدی بازرگان، مبارز فقید راه آزادی و از بنیانگذاران انجمن های اسلامی دانشجویی در ایران، بازداشت کرده و با استفاده از این فرصت قصد دارند از این فعالان دانشجویی به دلیل تلاش های شان در راه آزادی خواهی و آرما نهای دانشجویی انتقام بگیرند.

این دانشجویان بازداشتی در سلول های انفرادی حبس شده اند و از حقوق اولیه شهروندی شان محرومند.

ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن اعتراض شدید به اقدامات خلاف قانون علیه فعالان دانشجویی و دفاع از حقوق شهروندی آنان، خواستاریم هر چه زود تر تمامی دانشجویان آزاد شوند و سایه تمامی تهدیدات به کیمته انظباطی و اخراج و … از سر دانشجویان برداشته شود. تا بدین وسیله مقدمات اولیه جهت دستیابی به فضایی سالم و رشد یاب در دانشگاه فراهم شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1387ساعت 21:19  توسط آشناي ديرينه  | 

خبرنامه امیرکبیر: همانطور که از روز گذشته اعلام شد، امروز شنبه تحصن آرام شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد.

 

در این تحصن که در اعتراض به

- پروژه دفن شهید در دانشگاه و سوء استفاده از نام شهید برای ایجاد فضای خفقان در دانشگاه

- بازداشت حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار

- ممنوع الورود شدن احمد قصابان، سجاد ویس مرادی، علی اصغر سپهری و یوسف رشیدی به دانشگاه

 و با حضور بیش از ۵۰۰ تن از دانشجویان پلی تکنیک در صحن دانشگاه برگزار شد، دانشجویان با در دست داشتن پلاکاردهایی چون: ” اوین دانشگاه می شود، دانشگاه قبرستان”، ” ما مخالف بودیم و هستیم”، ” پس نظر قاطبه دانشجویان چه؟”، «پروژه دفن شهید در راستای اسلامی کردن دانشگاه ها”، “برای ورود شهیدان، دانشجویان را ممنوع الورود می کنند!”، «شهیدان آمدند: بازداشت ۴ پلی تکنیکی، ممنوع الورودی ۵ پلی تکنیکی....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1387ساعت 21:14  توسط آشناي ديرينه  | 

گزارشی از سخنرانی بیژن عبدالکریمی درباره «دیالوگ هایدگر و هانری کربن» در مؤسسه معرفت و پژوهش

هنگامه مظلومی: گویی دیگر امری عادی شده است که بشر دائماً در طول تاریخ، سیر امید تا یأس را طی کند؛ قرار دادن شور خردمدارانه عصر روشنگری در کنار زندگی پریأس انسان مرفه و توانای غرب امروز، تجلی تصویر تمامی آرزوهای انسان سکولار بر روی سنگ لحد است. آرزوهایی که با وقوع جنگ‌های جهانی، فقر و کشتار و خالی شدن زندگی از هرگونه معنای حیات بخش، در برابر چشمان انسان مدرن به صلیب کشیده شد. پس از این شکست تکان‌دهنده همگان گویی به پوچی زندگی روزمره تن دادند و هر دم بر روی خلاء پیش‌رو با امکاناتی که تکنولوژی نوین در اختیارشان گذاشته بود، سرپوش پوشالی گذاشتند. آری، در آستانه چنین پرتگاهی که روح بشر بر لبه‌اش ایستاده بود هیچ‌کس توان آن را نداشت که ناکامی تجربه روشنگری را در زبان تجسد بخشد. هیچکس شاید جز مردی مجنون از اتریش و یا مارتین هایدگر که «وجود» از یاد رفته را به خاطرها آورد. کسی که روح نیهیلیستی زمان را به راستی با پوست و گوشتش لمس کرد و به گذر از این بلای تاریخی اندیشید. کسی که با اندیشه و اضطراب‌هایش شوکی بنیادی بر تاریخ فلسفه و آنان که می‌اندیشیدند وارد کرد و فیلسوفان بسیاری از جمله هانری کربن را وامدار خود ساخت. سخنرانی بیژن عبدالکریمی نیز که پنج‌شنبه 24 بهمن ماه در موسسه ومعرفت و پژوهش برگزار شد تایید همین حقی است که هایدگر بر گردن کربن و به طور کلی فلسفه امروز دارد. سخنان ارزشمند عبدالکریمی در باب «دیالوگ هایدگر و هانری ....

منبع: سايت خبر آنلاين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 3:38  توسط آشناي ديرينه  | 

استبداد هرگز به توسعه‌يافتگي منتهي نمي‌شود



گزارش از سایت خرداد گذار دموكراتيك: آمارتيا سِن، در سال 1933 در بنگال هند متولد شد.
وي اقتصاددان و استاد كالج كمبريج، دانشگاه لمونت، دانشگاه آكسفورد، و استاد ممتاز بازنشسته دانشگاه هاروارد است كه در سال 1998 به علت نظراتش پيرامون رفاه اقتصادي، مكانيسم‌های اساسي فقر، تئوري توسعه انساني، زنان، و ليبراليسم سياسي برنده جايزه نوبل اقتصاد شد.
وي در سال 1999، اثر مشهورش «توسعه به مثابه آزادي» را منتشر نمود. تاكنون ترجمه‌هاي متعدد و با عنوان‌هاي متفاوتي از اين كتاب در ايران منتشر شده است*.

علي‌رغم اين كه سِن در اقتصاد صاحب‌نظر است، اما آزادي و توسعه سياسي را مقدّم بر ديگر ابعاد توسعه مي‌داند: آزادترین کشورها، توسعه یافته‌ترین کشورها هستند و آزادی یک شرط لازم براي توسعه است؛ توسعه همپایه‌ی آزادی است و بی‌گمان در جایی نمود پیدا می‌کند که آن جامعه برخوردار از یک‌سری آزادی‌ها باشد. فرصت برای مشارکت مردم نیازمند تحقق دموکراسی است؛ در آينده‌ی دور، زماني كه مردم به رويدادهايي كه در قرن بيستم رخ داده مي‌نگرند، به سختي مي‌توانند ظهور دموكراسي را - به عنوان بهترين شكل مورد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 2:57  توسط آشناي ديرينه  | 

انقلاب و اقتصاد، ابوالحسن بنی صدر

 

در اقتصاد، صورت کاربرد بيشتری در فريب، يعنی غافل کردن آدمی از واقعيت دارد. بحران اقتصادی کنونی به انسان امروز می بايد بياموزد که نبايد بگذارد در اقتصاد و سياست و دين و هنر و دانش و فن، منطق صوری، صورت را به جای واقعيت بنشاند و او را در غفلت نگاه دارد

پرسشهای ايرانيان از ابوالحسن بنی صدر و پاسخهای او به پرسشها


۱ – چرا انقلاب کرديد؟:
آقای بنی صدر لطفا به اين سوال من پاسخ دهيد: چرا شما انقلاب کرديد؟ پيش از انقلاب، وضعيت اقتصادی مردم مناسب تر بود يا اکنون؟ پيش از انقلاب، برای جوانان آينده درخشان تری قابل ترسيم بود يا اکنون؟ پيش از انقلاب، آمار فحشا در کشور پايين تر بود يا اکنون؟ پيش از انقلاب، وضعيت کشور در بعد جهانی مناسب تر بود يا اکنون؟ پيش از انقلاب، مردم معتقدتر به اسلام بودند يا اکنون؟ چرا شما انقلاب کرديد؟

در پاسخ به اين پرسشها که بيانگر داوری پرسشگر نيز هست، عرض می کنم:
۱ - انقلاب را مردم ايران کرده اند. چرا اين انقلاب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 2:55  توسط آشناي ديرينه  |