کتاب «دروغهای کیهان» که حاوی بیش از دویست صفحه اطلاعات مستند، مقالات، تحلیلها و اظهارنظرهای مختلف درباره سوابق تیرهی روزنامهی دولتی کیهان است، در اینترنت منتشر شد.
این کتاب که در ده فصل و یک ضمیمه از سوی «انجمن حرفهای متفکران و محققان» تهیه شده، در فصول مختلف خود به بررسی سابقه روزنامه کیهان، برخی نامهها و شکایات مطرح شده علیه این روزنامه، موضوع دروغ پراکنی، مدل و روش خاص کیهان در دروغ پراکنی، پروژههای جعل و تخریب که در این روزنامه اجرا شده، بحرانسازیها و پروندهسازیهای این روزنامه به خصوص در دو دههی هفتاد و هشتاد میپردازد و سپس ماموریتهای کیهان، پیشینه و موقعیت حسین شریعتمداری، نیمهی پنهان کیهان و در نهایت آسیبشناسی امنیتی و فرهنگی این روزنامه را مورد بحث قرار میدهد.
در این کتاب، نیمهی پنهان روزنامه کیهان بررسی میشود، همانطور که این روزنامه در طول سالیان گذشته اتهامات گزاف بسیاری را به نام «نیمهی پنهان» علیه نخبگان و روشنفکران، فعالان سیاسی و مدنی، روزنامهنگاران و دیگر دلسوزان ایران منتشر کرده است.
تنها تفاوت در اینجاست که کتاب «دروغ های کیهان» نیمهی پنهان کیهان را نه به شیوهی غیرانسانی و غیر حرفهای کیهان و کیهانیان، بلکه به طور کاملا مستند و با ذکر منبع در خصوص هر نقل قول و ادعایی بررسی میکند.
در مقدمه این کتاب آمده است:
فرقه کیهانیسم و پدیده مافیای رسانهای در ایران، با گردانندگی حسین شریعتمداری- یکی از چالشها و عوامل بحران ساز در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران به شمار میآید. بررسی و تحلیل موضعگیری های این روزنامه در جوسازی و بحرانسازیهای وقایع سالهای اخیر از حضور قدرتی پشت پرده و سایه نشین در کنترل و راهبرد فکری اذهان عمومی خبر میدهد، چنانچه موضع گیری های اخیر این روزنامه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران نیز خود گویای این واقعیت است.
در حالی که متاسفانه سیستم رسانه ای و اطلاع رسانی در ایران به عنوان یکی از دروغگوترین و جعل کارترین ها در عرصه بین المللی شناخته شده است، آمار دروغ پردازی های این روزنامه به روشنی از نفوذ دروغ در نظام فرهنگی کشور، (مستقل از نظام اقتصادی، سیاسی، مذهبی و ...) پرده برمی دارد.
دروغ پراکنی، تحریف و کاریکاتوریزه کردن حقایق، توهین و ترور شخصیت افراد بویژه طیف نخبگان و روشنفکران جامعه، پرونده سازی های امنیتی، توجیه و تحریک افکار عمومی و طیف مسئولین و تصمیم گیرندگان حکومتی، پشتیبانی پروژه های تواب سازی و اعترافات دروغین در برنامه روزانه کیهان بوفور دیده می شود. واقعیت این است که چیرگی دستگاه امنیتی در سیستم فکری و فرهنگی جامعه و تزریق خوراک فکری و کنترل اذهان عمومی با هدف راهبرد پروژه های امنیتی از جمله آسیب های فرهنگی و اجتماعی در سی سال گذشته صورت گرفته است.
در این کتاب (که برگرفته از یک مجموعه تحقیقاتی چند جلدی است) سعی شده با کالبد شکافی پرونده سیاه کیهان و افشای گوشه مختصری از اسناد دروغپردازی های آن به عنوان سردمدار مافیای رسانه ای و تریبون دستگاه قدرت، در دفاع از حقوق پایمال شده روشنفکران ، دگراندیشان و ملت ایران، گامی هر چند کوچک به سمت حرکتی موثر برداشته شود
این کتاب از آدرس اینترنتی زیر قابل دریافت است:
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در سومین بیانیه خود پس از کودتای 22 خرداد با تاکید بر لزوم پی گیری جنایات کودتاگران، از پیشنهاد تشکیل جبههای ملی و فراگیر استقبال کرده و برگزاری رفراندومی در مورد دولت برآمده از کودتا را آغاز مسیر احیای مشروعیت از دست رفته حاکمیت دانسته است.
متن کامل این بیانیه به نقل از ادوارنیوز به شرح زیر است:
ملت شریف ایران؛
بیش از یکماه از کودتا علیه اراده آهنین و عزم استوار شما برای ایجاد «تغییر» در فضای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور میگذرد و در این مدت مبارزات حق طلبانه و آزادیخواهانه شما به شکل بیسابقه و هولناکی سرکوب شده و ایران روزهای تلخ و دردناکی را در امتداد تاریخ طولانی خود تجربه میکند.
ملت ما در روزهایی که گذشت داغدار از دست دادن تعداد نامعلومی از شهروندان سرفرازی شد که مظلومانه و در راه دفاع از آزادی و مبارزه با دیکتاتوری دروغ و فریب جان باختند و اجساد پاکشان غریبانه به خاک سپرده شد. همچنین این روزها ایرانیان شرافتمند و آزادیخواه در سراسر دنیا نگران صدها عزیز دربندی هستند که طی سالها جز با انگیزه دفاع از کرامت انسان و ارتقا و پیشرفت ميهن خود گامی برنداشتهاند.
این همه کافی است تا ملتی به عزا بنشیند. اما سوگ ملت ما وقتی افزون میشود که این همه جور و بی عدالتی از سوی حاکمان امروز ایران با طرح بی سابقهترین دروغها و نیرنگها به اجرای قانون و قانونمداری تعبیر میشود و با هزینه از باورهای دینی و مذهبی که بایستی زیربنای اخلاق اجتماعی باشند، قبیحترین جنایات علیه مردم توجیه و مشروع نشان داده میشود.
با این وجود سنت تاریخی و الهی رسوایی دروغگویان و سرنگونی مستبدان مغرور امری قطعی است. اگر تا دیروز کشتار، ضرب و شتم و دستگیری معترضان و نیز تخریب اموال عمومی از سوی عوامل نظامی کودتاگران با انواع و اقسام دروغهایی نظیر برخورد قانونی با اغتشاشگران یا نفوذ تروریستها در میان مردم توجیه میشد آیا دولت کودتایی و حامیان آن میتوانند همچنان دم از ابتنای بر مبانی مذهبی و اشتغال خود به اجرای احکام شریعت بزنند؛ وقتی عوامل آنها در میان نمازگزاران نشسته در صفوف نمازجمعه گازاشک آور شلیک و دهها نفر از نمازگزاران را دستگیر و وقیحانه در اطلاعیههای رسمی به کرده خویش اعتراف میکنند؟ و از این پس با در دست داشتن چنین کارنامهای چگونه از تعرض به نمازجمعه فلسطینیان در مسجدالاقصی به عنوان جنایت یاد خواهند کرد؟ حاکمانی که بیماران ناتوان و زنان باردار را به جرم نشر افکار در حبس دارند و جسد جوانان و نوجوانان بیگناه را از درب زندان خویش تحویل مادران داغدیده میدهند چگونه مدعی میشوند که مشروعیت خویش را از جانب خداوند کسب کردهاند درحالی که ستاندن جان انسانها را به جای صیانت از امنیت آنها به کارویژه خویش بدل نمودهاند.
ایرانیان آزادیخواه؛
برگزاری انتخابات اخیر و نتایج حاصل از آن که با مشارکت طیف گستردهای از جناحها و جریانات سیاسی کشور صورت گرفت علاوه بر اینکه یکبار دیگر بیکفایتی دولت نهم را که حتی از پوشاندن نشانههای آشکار تقلبها و تخلفات گسترده خود عاجز است نشان داد، به روشنی عدم کارآیی نظام انتخاباتی و همچنین بسیاری از ساختارهای قانونی موجود را به رخ کشید. در واقع تلاش راهبران کودتا برای قانونی جلوه دادن عملکرد خود و تاکید مکرر آنان بر رعایت معیارهای قانونی و التزام به ساختارهای حقوقی موجود به منظور سرپوش گذاردن بر این واقعیت انجام میپذیرد که نظام توزیع قدرت کنونی توان انطباق با اراده اکثریت ملت را نداشته و قانون را تنها به مثابه ابزاری برای تحدید جمهوریت، سرکوب اعتراضات مردمی و توجیه خشونت عریان خود میخواهد.
اما نباید از یاد برد که تجربه طغیان استبداد را برای اولین بار در 22 خرداد تجربه نکردهایم. تاریخ جنبش آزادیخواهی این ملت دستکم در 100 سال اخیر موارد مشابه بسیاری را پیشروی ما میگذارد و پیروزی واقعی زمانی به دست میآید که با بهرهگیری از آن تجارب به تلاش برای بازستاندن رای ملت و حرکت به سوی استقرار دموکراسی و حقوق بشر همت گماریم. بی شک برای نیل به این پیروزی وحدت و اتحاد نیروهای سیاسی منتقد در این شرایط بر حول محور مطالبات اساسی مردم از اهمیت ویژهای برخوردار است. چنین وحدتی البته بایستی به شکلی نظاممند تبلور یافته و با بهرهگیری از قدرت اجزای خود و نیز حمایت شهروندانی که معتقدند رای آنها به سرقت رفته است، به عرصه سیاست وارد شده و به پیگیری حقوق ضایع شده مردم بپردازد. خوشبختانه چنین اقدامی به درستی از سوی رهبران جنبش سیاسی امروز ایران به ویژه آقایان موسوی و کروبی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است.
بر این اساس سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) پیشنهاد تشکیل جبههای ملی و فراگیر با مشارکت احزاب، تشکلها و جریانات سیاسی معترض به وضع موجود را اقدامی موثر و الزامی میداند که با توجه به عدم پذیرش مشروعیت تشکیل دولت برآمده از کودتای 22 خرداد از سوی این سازمان، اجرایی کردن آن علاوه بر تاثیر مثبت در راهبری اعتراضات میتواند منشاء خیر و برکات دیگری نیز باشد.
به باور ما در رهبری چنین جبههای علاوه بر دو کاندیدای معترض بایستی شخصیتهای اصلاحطلب و تحولخواه موجه، معتبر و شجاع دیگری نیز حضور یابند تا همچنانکه در آخرین مواضع آقایان موسوی و کروبی مورد تاکید قرار گرفته است اهدافی همچون «تلاش برای احیای انتخابات آزاد و عادلانه»، «پیگیری مجازات عاملان تقلب در انتخابات و نقض حقوق اساسی مردم»، «دفاع از آزادی رسانهها و جریان آزاد اطلاعات» و... را از طریق این جبهه پیگیری نمایند.
این سازمان همچنین پیشنهاد برگزاری رفراندومی جهت اخذ نظر مردم در مورد سلامت انتخابات برگزار شده و مشروعیت نتایج آن را زیر نظر نهادی بیطرف و مورد وثوق، راهکاری عملی پیش روی حاکمیت میداند که از طریق عمل بدان بتواند در مسیر بازگرداندن اعتماد عمومی و مشروعیت از دست رفته خویش گام بردارد.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در عین حال متذکر میشود که پیگیری مجازات آمران و عاملان خونهای به ناحق ریخته و جنایات صورت گرفته علیه شهروندان بیدفاعی که منطبق بر قانون اساسی جهت اعتراض مسالمتآمیز به خیابانها آمدند در جریان هرگونه روند سیاسی نبایستی متوقف شود و درصورتی که قوه قضاییه بر اساس وظیفه ذاتی خود نسبت به شناسایی، تعقیب و محاکمه متهمان به ارتکاب این جرایم که اسناد بسیاری نیز در ارتباط با آن موجود است اقدام نکند رسیدگی به این جنایات میتواند از محاکم کیفری بینالمللی نیز درخواست و پیگیری شود و قطعا این مساله امری نیست که شامل مرور زمان شود.
سازمان ادوار تحکیم وحدت همچنین بار دیگر اعتراض خود را نسبت به تداوم بازداشت و عدم بهرهمندی آقایان احمد زيدآبادی و عبدالله مومنی دبیرکل و سخنگوی این تشکل از حقوق دادرسی عادلانه اعلام کرده و بازداشت تعداد دیگری از اعضای این سازمان از جمله آقایان احمد مدادی، رئوف طاهری، رضا عباسی و محمد قائم مقامی را محکوم مینماید.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت)
30 تیرماه 1388
و از همه دوستانم میخواهم که مقاله و بهتر بگویم شرح شبی از زندگی بابک داد را بخوانند و اگر توانستند با آرزو یا شاید دعا انرژی ای را برای او بفرستند که گرفتار این حکومت کودتا نشود.

ماشين پليس كه ايستاد مطمئن شدم كارم «تمام» شده و ديگر گير افتادم! آن هم درست به هنگام شركت در برنامه زنده تلويزيوني voa ! و با خودم گفتم:چه شود؟!
جمعه شب در حالي در برنامه «تفسيرخبر» با صداي آمريكا مصاحبه مي كردم كه در كنار خياباني در يكي از شهرهاي استان اصفهان ايستاده بودم. لابد صداي ماشينهاي عبوري را در خلال برنامه شينده ايد! كار بسيار خطرناكي بود، اما براي اينكه منزلي كه گرفته ايم در يك روستاي خلوت و محروم و «بي آنتن!» است، مكالمه ام قبل از برنامه بارها قطع مي شد.
وقتي قرار بود درباره «جسارت تازه! لحن احمدي نژاد با قدرتهاي غربي» صحبت كنم، يك ماشين پليس آگاهي آمد و كنارم ايستاد و وراندازم كرد. ساعت نزديك يك بامداد بود و آنها به من شك كرده بودند. تقريبا" مطمئن شدم ممكن است گير بيفتم. اما براي مصاحبه، بعد از آقايان سازگارا و حسامي، حالا نوبت به من رسيده بود. از پياده رو فاصله گرفتم و صحبتم را با سر و دست تكان دادن شروع كردم ولي لحنم آرام بود. قضيه سر و دست تكان دادنم را مي گويم. درباره جسارت گفتم:«اين جسارت احمدي نژاد، گستاخي و دست و پا زدن است نه از روي قدرت و اقتدار؛ بلكه از روي ترس و وحشتي است كه مقامات نظام پيدا كرده اند و هر روز براي مردم و جهانيان شاخ و شانه مي كشند.» به ماشين پليس نگاه كردم.هنوز داشتند مرا مي ديدند! ادامه دادم:«جسارت اصلي را كساني مي كنند كه در اين تنگناها و فشارها از حقانيت ملت دفاع مي كنند و تسليم جو رُعب و وحشت نمي شوند! همه كساني كه حقيقت را به رغم فشارها مي گويند و بخصوص مردمي كه با دست خالي مقابل گلوله و باتوم مي ايستند، اينها جسارت به معناي شجاعت دارند! اما لحن پرخاشگرانه و گستاخانه احمدي نژاد، در واقع از روي جُبن و ترسي است كه به جان او و فراعنه دروغگو و فريبكار و جنايتكار نظام افتاده و «شروع پايان خود» را ديگر باور كرده اند! كسي كه بر اوضاع كشور مسلط است، چنين چنگ و دندان نشان نمي دهد و بر مردم بيگناه آتش نمي گشايد.»
جمله ام را تمام كرده بودم. ديدم ماشين پليس آگاهي هنوز ايستاده! بالاخره يك گروهبان از ماشين پياده شد و به طرفم آمد. شك آنها بيجا نبود. ساعت 12 و نيم نصفه شب، در يك شهر خلوت، كسي كنار خيابان داشت با موبايل حرف مي زد، آن هم حدود ...
یادداشت «علی تنهاست» به قلم محسن کدیور نوشته و امروز در سایت راه سبز(جرس) به طور اختصاصی منتشر شده است. متن کامل این یادداشت را در زیر میخوانیم:
علیرغم اینکه بسیجیهای محترم، با شور و حرارت تمام در هر نماز جمعه و دیگر مراسم سیاسی مذهبی با شعار سازمانی خود "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" با شبیه سازی با صدر اسلام، اعلام می کنند که با بودن ایشان در گرد آقا و مقتدایشان حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، معظم له، برخلاف امام علی ابن ابی طالب (ع) در نیمه دوم دهه چهارم هجری در شهر کوفه تنها نیستند؛ اما به نظر می رسد بر خلاف این شعار آشنا، علی بتدریج تنها شده است، بسیار تنها. زیرا در کنار خیل بسیجیهائی که بالاخره به لحاظ سازمانی و مقررات شبه نظامی نمی توانند علی را تنها بگذارند، ملاک تنها نبودن درادبیات رایج شیعی، برخورداری از پشتیبانی قابل توجه علما، فقها و مراجع است. بیشک تنهائی علی با سیاهی لشکرعزیزانی که بالاخره علیرغم شور و احساس غیر قابل انکار برخی، حقوق می گیرند، رفع نمی شود.
اما علی در حوزه تنهاست. اخیرا تعداد حامیانش در میان علمای شاخص به زحمت به تعداد انگشتان یک دست می رسد. در میان مراجع تنها یک نفر به رئیس جمهور نورچشمی معظم له تبریک گفت و اتفاقا آن یک نفر هم از دیدگاه جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم در زمره «مراجع جائز التقلید» به حساب نمی آید. (برای اطمینان بیشتر به سایت این تشکل حوزوی مراجعه کنید.) پس از مراجع در میان علمائی که در حوزه قم اصطلاحا آیت الله محسوب می شوند کسانی که پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد، ایشان را فصل الخطاب دانستند عبارتند از حضرات آیات شیخ محمد یزدی، شیخ محدتقی مصباح یزدی و شیخ مرتضی مقتدائی. حتی ائمه جمعه قم (حضرات آیات امینی، جوادی آملی و استادی) هم با ظرافت خود را کنار کشیدند و بر تفکیک قوا تأکید کردند و از راهپیمائی هتاکانه برخی طلاب در قم گلایه کردند.
آیت الله محمد یزدی در انتهای مصاحبه اخیرش با خبرگزاری ولائی فارس در مورد تحصن عدهاي از طلاب در جريان انتخابات گفته است: «اين افراد هم مجوز داشتند و هم نداشتند؛ يعني از مسئولان بالاتر اجازه گرفته بودند، اما از مقامهاي پائينتر اجازه نداشتند.» با درک این سخن معنای "قانونی بودن" در فرمایشات مقام رهبری بهتر درک می شود. طلابی که در دفاع از تصمیمات مقام معظم رهبری به مراجع و ائمه جمعه قم اهانت کردند، نیازی به اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح نداشتند، چرا که از مقامات عالی رتبه مأموریت داشتند. در نظام ولائی حتی راه پیمائی های "خودجوش" هم نیاز به امریه و مجوز شرعی از مقام ولایت دارد.
به نظر آیت الله شیخ محمد یزدی در مصاحبه یادشده «مراجع عظام شخصيتهاي وارستهاي هستند كه مباني اسلامي در قلب و دل آنها ريشه دارد و متكي به مباني اسلامي هستند، اما مسائلي وجود دارد كه ممكن است براي آنها روشن نباشد و بايد با برگزاري ديدارهاي دوطرفه و چندطرفه مطالب را روشن كرد». معنای این سخن این است که مراجع در مسائل .....
مردم شريف ايران با حضور گسترده خود در انتخابات ۲۲ خرداد نشان دادند که علی رغم نقايص اساسی نظام انتخاباتی در ايران ترجيح می دهند که سرنوشت خود را به شيوه های مسالمت آميز و دموکراتيک تغيير دهند. متأسفانه دولت حاکم بر ايران حق مشارکت مؤثر شهروندان ايرانی را در تعيين سرنوشت شان پاس نداشت و با تقلبی گسترده اين حق اساسی مردم ايران را به نحو گسترده نقض کرد، و آشکارا عليه مردم خود دست به کودتا زد. و تأسف بيشتر آنکه دولت برآمده از کودتا در برابر موج اعتراضات گسترده اما آرام و صلح جويانه مردم نسبت به نقض آشکار حقوق اساسی شان دست به سرکوبی بسيار خشونت آميز و بی رحمانه زده است و شمار زيادی از فعالان سياسی، روشنفکران، روزنامه نگاران، و مردم عادی در خيابانها را بر خلاف رويه های قانونی بازداشت و راهی سلولهای انفرادی کرده است، و بنا به اطلاعات موثق آنها را تحت انواع فشارهای شديد روحی و جسمانی قرار می دهد تا به جرائم ناکرده اعتراف کنند.
ما امضا کنندگان اين نامه برای اعلام پشتيبانی از جنبش سبز مردم ايران، محکوم کردن تقلب گسترده درانتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی، و بازداشت غيرقانونی صدها شهروند و فعال سياسی و اجتماعی در ايران به مدّت سه روز از ۳۱ تير تا ۲ مرداد ماه (۲۲ تا ۲۴ جولای) در برابر مقر سازمان ملل متحد در نيويورک دست به اعتصاب غذا خواهيم زد تا صدای مظلوميت مردم شريف ايران زمين را به گوش جهانيان برسانيم، و از اعضای مسؤول جامعه جهانی بخواهيم که مصرانه و بجدّ از دولت جمهوری اسلامی بخواهند که تمامی بازداشت شدگان را بسرعت و بدون هيچ قيد و شرطی آزاد نمايند. با توجه به وضعيت نگران کننده ی در معرض خطر بودن جان و سلامتی بازداشت شدگان اخير، خواستار ديدار نماينده ی دبير کل سازمان ملل متحد با بازداشت شدگان و آزادی فوری نامبردگان هستيم.
همچنين ما امضا کنندگان اين نامه از تمامی هموطنان مقيم آمريکا دعوت می کنيم که برای اعلام حمايت خود از جنبش سبز مردم ايران، و نيز اعلام همبستگی با بازداشت شدگان اعتراضات هفته های اخير در ايران در تاريخهای ياد شده به اين همايش اعتراضی در برابر مقر سازمان ملل متحد بپيوندد، و سفير و صدای رسای هموطنان خود در اين روزهای حساس و دشوار باشند.
امضا کنندگان:
۱- عبدالعلی بازرگان. ۲- محمد برقعی۳- حسين بشيريه . ۴- علی بنوعزيزی. ۵- نيره توحيدی. ۶- فاطمه حقيقت جو. ۷- حميد دباشی. ۸- مصطفی رخ صفت. ۹- علی رضايی. ۱۰- احمد صدری. ۱۱- محمود صدری. ۱۲- کاظم علمداری. ۱۳- عبدی کلانتری. ۱۴- رضا فانی يزدی.۱۵- نهضت فرنودی. ۱۶- منصور فرهنگ. ۱۷- احمد کريمی حکاک. ۱۸- حسين کمالی. ۱۹- مهرانگيز کار. ۲۰- اکبر گنجی. ۲۱- ابراهيم سلطانی. ۲۲- علی مير سپاسی. ۲۳- مجيد محمدی. ۲۴- مهرداد مشايخی. ۲۵- آرش نراقی. ۲۶- نادر هاشمی.
حمايت کنندگان:
طاهر احمدزاده. ۲- يرواند آبراهاميان. ۳- ژانت آفاری. ۴- مهرزاد بروجردی.۵- شهرنوش پارسی پور. ۶- عبدالکريم سروش. ۷- معصومه شفيعی ۸- محسن قائم مقام. ۹- علی قدسی. ۱۰- علی کشتگر. ۱۱- محسن مخملباف. ۱۲- رضا معينی. ۱۳- موسوی خوئينی. ۱۴- محمد رضا نيکفر. ۱۵- سهيلا وحدتی. ۱۶- حسن يوسفی اشکوری. ۱۷- گوگوش. ۱۸- ابی. ۱۹- شهيار قنبری. ۲۰- فرامرز اصلانی. ۲۱- رضاعلامه زاده. ۲۲- شهره آغداشلو. ۲۳- رضا براهنی. ۲۴- رابرت ردفورد. ۲۵- نوام چامسکی. ۲۶- خوزه کازونوا.

هر وقت در روزگاران گذشته از عدالت بحث میشد، منظور فقه اسلامی بود و عدالت مساوی با گناه نکردن یا گناه کم کردن بود. اما در جریان امروز، در مبحث عدالت بحث مشروعیت مطرح شد و در تئوری سیاسی هم وقتی از مشروعیت سخن گفته میشود، منظور مطلوب شرع بودن شرایط موجود نیست، بلکه موضوع اصلی حقانیت است و کسی که سوار بر قدرت میشود، اول باید این قدرت، حق او باشد
در انقلاب اسلامی، ما قدرت مشروعهی شاه را کم کردیم، اما اتفاقی که افتاد، این بود که مفهوم حق پشتوانهای نیافت و هنوز هم اهمیت خود را نیافته است و در میان ما آنچنان که باید ریشهدار نشده است. اما انتخابات اخیر، جلوهگاه حقمداری مردم بود.
در ایران آنچه فربه شده است، مشروعیت الهی است. در حالی که بعد از دوران روشنگری، انحصار کشنده و روحکش کلیسا که حقانیت الهی را تبلیغ میکرد، به حقانیت مردمی تبدیل شد و علاوه بر تئوری جمهوریت، نظریهی حق طبیعی پدید آمد که یکی از کشفهای تاریخ بشری بود.

|
|
- ميرحسين موسوی و مهدی کروبی نيز در نماز جمعه شرکت داشتند. همچنين همزمان با شروع نماز جمعه تلفنهای همراه منطقه قطع شد. پيامکها نيز همچنان قطع است. نيروهای انتظامی پيش از مراسم با مردم درگير شدند.
- هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران ، خواستار آزادی بازداشتشدگان ناآرامیهای اخیر ایران شد.
- تاکید هاشمی رفسنجانی بر نقش مردم در انتخاب مسئولان نظام و اینکه" میتوانستیم سربلندترین شرایط را در دنیا داشته باشیم ولی متاسفانه آنگونه كه میخواستیم نشد "با شعار های الله اکبر،" موسوی، موسوی حمایت" حاضران در نماز جمعه مواجه شد.
- شادي را بدون حجاب و با خشونت و كتك ربودند!
- نماز جمعه امروز بیِشباهت با نماز جمعه اوایل انقلاب نیست كه در آن سلایق مختلفی شركت میكردند و آیت الله طالقانی امامت آن را داشتند. انشاءالله از اجتماعات امروز برای حل مشكلات و نیز ایجاد همدلی و همیاری و حركت در جهت اهداف انقلاب اسلامی كه همان حركت در جهت راهی است كه پیامبر اكرم از طریق آسمان برای ما آوردهاند، حركت كنیم.
- نیروهای لباس شخصی در حاشیه نماز جمعه تهران با حمله به مهدی کروبی به او تعرض کرده و وی را مورد اهانت قرار دادند . حسین كروبی فرزند مهدی كروبی با اعلام این خبر گفت :"هنگامی كه پدر من در خیابان های نزدیك به دانشگاه تهران به سمت این دانشگاه حركت می كرد مردم بسیاری پشت سر او حركت می كردند و با سر دادن شعارهایی در حمایت از وی خواستار احقاق حقوقشان بودند كه به ناگهان پلیس ضد شورش كه در مقابل ایستاده بودند اقدام به تیراندازی هوایی كردند كه در این حال آقای كروبی به جمعیت اعلام كرد كه بیش از این جلو نیایند و خودش در صف اول به نماز جمعه خواهد رفت . "
- شعارهای مردم :
نصر من الله و فتح القريب ، ننگ بر اين دولت مردم فريب
ای دولت کودتا، استعفا استعفا
برادر شهیدم، رای تو پس میگیرم
مرگ بر روسیه
الله اکبر، الله اکبر
- متاسفانه نماز جمعه ای که قرار بود باعث وحدت شود با بی تدبیری به خشونت کشیده شد.

دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای نسبت به ادامه بازداشت فعالین سیاسی و مدنی و نقض گسترده ی حقوق بشر اعتراض کرد. در این بیانیه با اشاره به کودتای انتخاباتی آمده است» «در این یک ماه گذشته شهرهای کشورمان شاهد صحنه های دلخراشی بود که دیگر تضییع حقوق رای دهندگان در برابر آن محلی از اعراب نداشت. آنچه در این روز ها بیشتر از برگه های رای لگدمال شد جان و حیثیت انسان ها بود.»
در این بیانیه همچنین با اشاره به حمله های گسترده به دانشگاه ها و بازداشت دانشجویان، نسبت به وضعیت دانشجویان زندانی ابراز نگرانی شده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
یک ماه از جمعه سیاه خرداد ماه میگذرد. جمعه ی سیاهی که با کودتای انتخاباتی اقتدارگرایان مردمانی که خسته از دروغ و ریا به تغییر وضع موجود رای داده بودند را با دروغی عظیم تر از هر آنچه تا به حال شنیده بودند مواجه کرد. مردمانی که رای خود را میخواستند با اعتراض به خیابان ها آمدند و آنچه نصیبشان شد نه برگه های رای که گلوله و باتوم بود. فاز دوم کودتا از روز بعد از انتخابات با سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم و بازداشت گسترده ی فعالین سیاسی آغاز شد. در این یک ماه گذشته شهرهای کشورمان شاهد صحنه های دلخراشی بود که دیگر تضییع حقوق رای دهندگان در برابر آن محلی از اعراب نداشت. آنچه در این روز ها بیشتر از برگه های رای لگدمال شد جان و حیثیت انسان ها بود. انحراف در جمهوریت نظام از مدت ها پیش شکل گرفته بود و آنچه در این یک ماه شاهدش بودیم حذف اسلامیت و انسانیت از حکومتی بود که در خیابان ها بر مردمی که فریاد الله اکبر سر میدادند، آتش می گشود.
بازداشت فعالین سیاسی و مدنی به شکلی جنون آمیز افزایش یافت و هر گونه پیگیری جهت کسب اطلاع از وضعیت بازداشت شدگان چه به لحاظ خبری و چه به لحاظ حقوقی نیز با برخوردی قهر آمیز مواجه می شود. به طوری که اکثر وکلای بازداشت شدگان نیز خود هم اینک در زندان به سر می برند و روزنامه نگارانی که اقدام به انتشار اخبار یک ماه گذشته کرده اند نیز یا بازداشت شده اند یا نشریه و سایت خبری آنها به شیوه ای از ادامه فعالیت منع شده است. این اقدامات به حدی گسترده بوده که ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان لقب گرفت.
نقض گسترده ی حقوق بشر در این یک ماه بی سابقه بوده است و هیچ کدام از بازداشت شدگان از حقوق ابتدایی خود نظیر برخورداری از وکیل در دوران بازداشت و همچنین تفهیم اتهام ظرف 24 ساعت پس از بازداشت که مصرح در قانون اساسی نیز می باشد برخوردار نبودند. تمامی این موارد در کنار شیوه ی غیر انسانی نگهداری بازداشت شدگان در سلول های انفرادی و فشار به آنان جهت بیان اعترافات دروغین حتی در کشور های کودتا زده نیز بی سابقه بوده است.
حمله به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویی در این یک ماه نیز روزهای بس سیاه تر از تیر ماه 78 را رقم زد و تعداد بی شماری از دانشجویان در دانشگاه های تهران، امیرکبیر، اصفهان، بابل، صنعت نفت، همدان و بیرجند بازداشت شدند که هنوز وضعیت بسیاری از آنان از جمله نیما نحوی، علی تقی پور، محسن برزگر، اشکان ذهابیان، ایمان صدیقی، سیاوش سلیمی نژاد، حسام الدین باقری، حمیدرضا جهان تیغ از دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل و بهزاد پروین و علی سپندار از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند و همچنین عزت تربتی عضو هیات رییسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت مشخص نیست.
دفتر تحکیم وحدت با اعلام انزجار نسبت به سرکوب گسترده ی فعالین مدنی، سیاسی، دانشجویی و همچنین کشتار مردم بی دفاع در خیابان ها، ادامه روند موجود را شکست پروژه ی انقلاب اسلامی میداند و آغاز دولت دهم به این شیوه خط بطلانی است بر تمامی آرمان ها و خواسته های مردمانی که 30 سال پیش حکومت مستبدانه ی پهلوی را ساقط کردند.
اتحادیه انجمن های اسلامی سراسر کشور ضمن اعلام همدردی با خانواده ی تمامی شهدای اخیر از جمله خانواده ی آقای سهراب اعرابی که پس از بیست روز بی خبری از فزندشان جنازه ی وی را به خانواده اش تحویل داده اند، ادامه بازداشت گسترده ی روزنامه نگاران، وکلا و اعضای ارشد احزاب نهضت آزادی، جبه ی مشارکت، سازمان مجاهدین، کارگزان سازندگی و سازمان ادوار تحکیم وحدت را تقبیح نموده و خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی بازداشت شدگان حوادث اخیر همچون آقایان و خانم ها کيوان صميمی بهبهانی، احمد زید آبادی، عبدالله مومنی، علی وفقی، عبدالفتاح سلطانی، محمدعلي دادخواه، عبدالرضا تاجيک، محمد توسلی، سعید حجاریان، محمد عطریانفر، محمد قوچانی، عیسی سحرخیز، شيوا نظر آهاری، سعيد ليلاز، مصطفی تاج زاده، صادق نوروزی، فيض الله عرب سرخي، جواد امام، مجید نیری، محسن میردامادی، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، داوود سلیمانی، سعید شیرکوند، علی تاجرنیا، هدایت الله آقایی، جهانبخش خانجانی، محسن امین زاده، بهزاد نبوی، محمدرضا جلایی پور، شهاب طباطبایی، سمیه توحیدلو، محمدعلی ابطحی، عماد بهاور، محمدباقرعلوی، کامبیز نوروزی، مهسا امرآبادی، بهزاد باشو، سيد خليل ميراشرفی، ژيلا بنی يعقوب، بهمن احمدی امويی، مجتبا تهرانی، مازيار بهاری، عليرضا بهشتی پور شيرازی، اسماعيل حق پرست، مهدی زابلی، روح اله شهسوار، فريبرز سروش، کامبيز نوروزی، مسعود باستانی، محمدرضا يزدان پناه، کاوه مظفری، مجید دری و ضیا نبوی می باشد.

اثری از نیک آهنگ کوثر
جناب آقای شاهرودی
سلام
با عنایت به مسئولیت خطیر رسانه ها در روزگار فعلی و معرفی مکرر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای ملی که علی القاعده می بایست آیینه افکار عمومی جامعه باشد و با توجه به بخشنامه اخیر جنابعالی که هرگونه مصاحبه با رسانه های خارجی را جرم و قابل مجازات دانسته استًٌُ؛ بر آن شدم تا شرح مختصری از رنجهای رفته بر خویش را در طول این مدت بازگو نمایم.
نزدیک به یک ماه از زمانیکه عده ای ناشناس که خود را پیک موتوری نامیدند همسر اینجانب آقای احمد زید آبادی را شبانه و بدون ارائه هرگونه برگ جلب، در مقابل چشم فرزندان خردسالش ربودهاند می گذرد و هنوز هیچیک از نهادهای مسئول زحمت پاسخگویی درباره وضعیت ایشان را به خود نداده اند. این وضعیت بارها فرزندان مرا در مقابل این سوال بی پاسخ قرار داده که جرم پدرمان چیست که اینگونه مورد تهاجم واقع شده است؟ پدری که دانش آموخته دانشگاههای همین مملکت بوده و دکترای علوم سیاسی خود را با نمره عالی از دانشگاه تهران دریافت نموده و علی القاعده می بایست در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟ لازم به ذکر است که علی رغم مراجعات مکرر اینجانب، برادر همسرم و وکیل آقای زید آبادی به دادگاه انقلاب، تنها پاسخی که دریافت کرده ایم آن است که «ما اصلا چنین کسی را نمی شناسیم» و «پرونده ایشان هیچ ارتباطی به ما ندارد»!
متاسفانه دامنه بی قانونی تحمیل شده بر خانواده من به اینجا ختم نشده و اینبار حریم خانه ام نیز به دفعات در معرض تجاوز قرار گرفته است. چند روز پس از دستگیری ایشان به شرحی که گذشت؛ چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در خانه بودیم. علیرغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام میپرسیدند چرا نباید ما در کشور خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام فرزندانم انداخته و فرزند دوازده سالهام را دچار چنان وحشتی کرده اند که اجازه نمیدهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟
تمامی حوادث فوق در حالی رخ میدهند که در سراسر این مدت، مدام موضوع پیگیری اعتراضات از طریق مراجع قانونی بر طبل رسانهها کوبیده میشود و سوالی که در این میان بی پاسخ رها شده آن است که چرا تنها طرح اعتراض است که باید قانونی صورت گیرد حال آنکه طرف مقابل اجباری برای پاسخگویی قانونی به این اعتراضات احساس نکرده و صریح ترین و بدیهی ترین اصول قانون اساسی و سایر قوانین کشور را به راحتی زیر پا میگذارند؟! آیا از نظر جنابعالی به عنوان ریاست قوه قضائیه این کشور، اصل ٣۲ قانون اساسی که به موجب آن: «هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند و در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل، بلافاصله، کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شودو حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد و در غیر این صورت متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود» قانون تلقی نمی شود؟ و یا اصل ٣۵ قانون اساسی دائر بر اینکه:«در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند...» قانون رسمی این مملکت نیست؟ آیا همچنان لازم به تکرار است که نص صریح ماده ۲۴ قانون آیین دادرسی کیفری، ضابطین دادگستری را به رعایت مفاد اصول پیش گفته ملزم ساخته است؟ به اعتقاد شما مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر لزوم ابلاغ برگ جلب به متهم و ضرورت بازداشت در طول روز، از صراحت کافی برخوردار نیستند؟ آیا غیر از این است که ماده ۱۲۷ همان قانون قاضی را مکلف ساخته تا بلافاصله پس از جلب متهم و یا حداکثر ظزف ۲۴ ساعت مبادرت به تحقیق نموده و در غیر ابنصورت بازداشت،غیر قانونی تلقی شده و مرتکب، به مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد؟
می خواهم بدانم مراد شما از قانون کدام قانون است؟ به استناد کدام قانون شبانه، بدون مجوز، بدون دسترسی به وکیل و بدون کوچکترین خبری از محل نگهداری قریب یک ماه است که همسر مرا بازداشت و هیچ نهادی خود را مسئول پاسخگویی نمیداند؟ وقتی نه مسئولین قوه قضائیه، نه قاضی پرونده و نه مسئولین زندان، هیچیک خود را دخیل در این جریان نمی دانند؛ چه راهی برای من باقی خواهد ماند؟ از شما می پرسم وقتی رسانه ملی حاضر نیست حتی هفته ای یک ساعت زمان در اختیار جریان مقابل بگذارد؛ چگونه انتظار دارید با رسانه های خارجی مصاحبه نکنم؟ این، حق و بلکه تکلیف شرعی من است که جامعه را از ظلم رفته بر خویش آگاه نمایم و طبیعی است وقتی همه راههای داخلی از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و مطبوعات مسدود گشته اند، راهی جز مصاحبه و اطلاع رسانی از طریق رسانه های خارجی باقی نخواهد ماند. لذا برای رفع این مشکل پیشنهاد می کنم حداقل هفتهای یک ساعت زمان در اختیار ما گذاشته و امثال مرا از مصاحبه با رسانههای خارجی بینیاز کنید. در غیر این صورت مسئولیت این امر بر عهده شما خواهد بود.
با احترام
مهدیه محمدی
همسر دکتر احمد زیدآبادی
۲۱ تیر ۱٣٨٨
محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود (آیت الله منتظری) در میان نهاد. کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد. در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.
به نام خدايی که انسان را آزاد آفريد
همه جا سايه وحشت
همه جا چکمه قدرت
گلوی هر قناری را
بريدند از سر نفرت
امسال در شرايطی دهمين سالگرد فاجعه کوی دانشگاه فرا می رسد که درکوی دانشگاه تهران امسال در روزهای ۲۴ و ۲۵ خرداد فجايعی به مراتب بزرگتر خلق شد و در سراسر کشور در يک ماه اخير حماسه ها وفجايعی به مراتب بزرگتر از ۱۸ تير ۷۸ را شاهد بوده ايم. اين روزها سرزمين ما ديگر تنها سوگوار شهيدان عزت ابراهيم نژاد و اکبر محمدی نيست ؛ چرا که داغدار نام های بسياری چون ندا آقاسلطان ،کيانوش آسا ، مصطفی غنيان ، ناصر اميرنژاد و ... شده ايم که در خرداد و تير ۸۸ خون پاکشان بر سنگفرش خيابانهای شهرمان جاری شده است.
در ماهی که گذشت شاهد برگزاری سوگواره انتخابات رياست جمهوری دهم و بی توجهی
کامل به آرای مردم همراه با سرکوب شديد اعتراضات آرام، مدنی و مسالمت آميز جنبش سبز
ملت ايران بوديم تا آخرين گامهای پروژه تدفين جمهوريت نظام تکميل شده و انتخابات و
رای مردم در ساختار سياسی ايران کاملا بلاموضوع شود.
با اين حال مقاومت تمام
عيار مردمی در برابر اين کودتای نرم انتخاباتی خواب آشفته کودتاچيان را بر هم زد تا
الله اکبرهای شبانه مردم کابوس هر شب آنها شود و دريابند که اگرچه در ظاهر حرف خود
را بر کرسی نشانده اند، اما آتشی در زير خاکستر نهان شده که سرانجام روزی سربلند
خواهد کرد.
دفتر تحکيم وحدت با اعلام حمايت از آقايان ميرحسين موسوی و مهدی
کروبی رهبران جنبش سبز ملت ايران از حاکمان می خواهد که اگرچه بسيار ديرهنگام اما
تا زمانی که هنوز فرصت ها به طور کامل از دست نرفته به خواست مردم گردن نهاده و با
ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن ، راه را برای اصلاح مسالمت آميز امور باز
کنند.
همچنين اعتراض شديد خود را به بازداشت گسترده دانشجويان و فعالان سياسی که
اخبار نگران کننده ای از وضعيت نگهداری آنها و تلاش برای اخذ اعترافات ساختگی از
آنها به گوش می رسد، اعلام می کنيم و خواهان آزادی هرچه سريعتر اين افراد
هستيم.
الملک يبقی مع الکفر و لايبقی مع الظلم
حکومت با کفر می ماند اما با
ظلم هرگز!
اتحاديه انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاههای سراسر کشور
دفتر
تحکيم وحدت
۱۸ تير ۱۳۸۸
از مرگ…
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستان اش از ابتذال ، شکننده تر بود
هراس من- باری - همه مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد.
جستن
یافتن
و آن گاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد
حاشا
حاشا،
که هرگز از مرگ هراسیده باشم
دی ۱۳۴۱
احمد شاملو
آقایان نماینگان بییایید دوره بدبختی را تکرار نکنید . بییایید به جامعه ترحم نمایید. بییایید جوانان روشنفکر مملکت را دچار شکنجه و عذاب ننمایید . بییایید علمداران آزادی را به دست میرغضبان ارتجاع نسپارید. بییایید ثابت کنید این مجلس خواهان عظمت و بزرگی ایران است

اشتباه نکنید . این متن سخنرانی یک نماینده مجلس در اعتراض به وضع موجود یا قسمتی از یک بیانیه نیست ، بلکه قسمتی از نطق دکتر محمد مصدق در مجلس چهاردهم به تاریخ 16اسفند سال1323 است که در اعتراض به تایید صلاحیت سید ضیاالدین طباطبایی عامل سیاسی کودتای 1299رضا خان ایراد شده است
وی در قسمت دیگری از این نطق تاریخی میگوید :
اگر فرمایشات آقا اساس داشت و اگر نظریاتشان در خیر مملکت بود چرا رجال وطن آقا را چه واداشت که پیرامون این عملیات برود وچه باعث شد که صالح و طپرست را توقیف و حبس نمود اشخاص وطن پرست ملت را حقیر نمیکنند و به افکار عمومی احترام میگذارند تا در بروز حوادث آنها را پشتیبان خود کنند و هر کس به ملت خود احترام نکرد پشتیبان او جای دیگراست. به اتکای خارجی قیام نمودن وبه روی هموطنان تیغ کشیدن و آنان را توهین و حبس نمودن کار وطن پرستان و آزادمردان نیست . آقا را چه واداشت که پیرامون این عملیات برود و چه باعث شد که صالح وطالح را حبس کند؟
گذشته چراغ راه آینده میباشد. آیا پند پذیری است؟

همسر محمدرضاجلایی پور که همسرش در پی حوادث اخیر بازداشت شده خطاب به حداد عادل نامه ای نوشت.
زمستان بود. عصر یک روز شنبه تعطیل، کانون توحید لندن. تقریبا چهار ردیف جلوتر از جایی که من نشسته بودم، میشد نیمرختان را دید و شناخت. فرصتی دست نداده بود که پیش از این، رئیس مدارس فرهنگ ایران، جایی که چهارسال از عمرم را در یکی از شعب آن سپری کرده بودم را از نزدیک ببینم. آن روز دیدم.
بر حسب یک عادت دیرین، محمدرضا برای قرائت قرآن روی سن رفت. همیشه وقتی هیچکس حاضر به تلاوت قرآن نمیشد، او این کار را میکرد. قرآن میخواند و میرفت پی کارش. آن روز وقتی بسم الله را گفت، نگاهم را از صورت معصوم او گرفتم وبیهوا به نیمرخ شما خیره شدم. ناباورانه نگاهتان را به او دوخته بودید. گویی هضم دیدن و شنیدن او همزمان برایتان کمی دشوار بود. او خواند: «اذا زلزلت الارض زلزالها»... میدانستم که او را خوب میشناسید، اما فکر نمیکردم از دیدنش تا این حد بهت زده شوید. سکوت حکمفرما بود. او ادامه داد: «واخرجت الارض اثقالها»... راستی همسرتان هم آمده بود! شنیده بودم رابطه عاطفی و قلبی عمیقی بین تان برقرار است و دوست دارید در همه سفرها باهم باشید، احساس خوبی بود. ما هم همینقدر عاشق همیم. فقط شاید کمی بیشتر!
او همچنان با صوت بی نظیرش میخواند، « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره»... همیشه وقتی قرآن میخواند، بغض امانم را میبرید. درقرآن خواندن، سبک خاص خودش را داشت. اصرار داشت معنا و صوت با هم همراه باشند. گاهی گویی ادامه دادن و تاکید بر بعضی آیات تحمل خودش را هم طاق میکرد و نرمه اشکی از کناره چشمانش روانه می شد. مثل بچه ها زود با دستش پاک میکرد که کسی نبیند. به آخرین آیه سوره زلزال که میرسید هم همیشه قصه همین بود: «ومن یعمل مثقال ذره شرا یره»... صدق الله العلی العظیم. سوره بسیار سنگینیست! حس ترس و خشوع را با هم دارد. ترس را بیشتر.
قرآن را بست و بوسید و پایین آمد. داشت از کنارتان عبور میکرد که برخاستید. دیده بوسی گرمی با او کردید. دستش را در دستانتان فشردید. اگر کسی نمیدانست گمان میکرد دوستی دیرینه ای میان شما دو نفر بوده است. او انگار هنوز در خلسه آیات بود. به زور لبخندی زد. نیمرختان پیدا بود. زبان بدنتان با دستپاچگی حرف میزد. در عرض همان ۱۰ ثانیه ...
ملت رنج کشیده ایران، متأسفیم که با هزار امید برای تغییر وضعیتی که زندگی روزمره ایرانیان و حیثیت و اعتبار ایران را چهار سال بیش از پیش دچار سختی و اختلال کرده بود، پای صندوقهای رأی آمدید، اما شیرینی حضور و رأی و نظرتان با یک برخورد از قبل مهندسیشده و اعلام آرایی شگفتانگیز به تلخکامی کشیده شد.
به دنبال آن حضور سبزتان، در یک حرکت گسترده مسالمتآمیز، اراده اکثریت جامعه را در برابر روندی که میخواست رأی اقلیت را بر اکثریت غلبه دهد، شکوفا و نمایان ساخته، در برابر چشم کوتهفکران داخلی و انظار جهانی قرار داد و حیثیت و آبروی ایران و ایرانی را بازگرداند.
اما باز به جای تسلیم شدن در برابر این حضور گسترده، مصرانه به روند مزبور ادامه دادند و این حرکت سبز را به خون کشاندند. ما غمگنانه این سرکوب خونین و برخورد خشن و غیرانسانی با انبوه مردمان (و بویژه جوانان) بازداشتشده و زجر مضاعفی که خانوادههای آنان دچار شدهاند، را محکوم میکنیم.
در این راستا علاوه بر حامیان نامزدهای اصلاحطلب و طرفداران اصلاح و تغییر؛ بخشهای مهمی از مراجع و علمای دینی، برخی شخصیتهای سیاسی جریان راست، بعضی از نمایندگان مجلس و... نیز با تصریح و تلویح به نادیده گرفتن صدای اعتراض مردم و سرکوب آنان با انگهای ناچسب و تکراری، اذعان و انتقاد کردند.
اما متأسفانه باز طراحان انتخابات مهندسیشده نه به این صداهای درونی عنایت کردند و نه به دهها مستند و شاهدی که به قانونشکنیهای گسترده در انتخابات اشاره داشت توجهی نمودند. شورای نگهبان نیز صرفا با پاسخ دادن به برخی حواشی، در نهایت مهر تأیید بر آرای مخدوش قبلی زد.
ما ضمن پاسداشت یاد شهیدان راه آزادی و دموکراسی و حاکمیت ملی و حمایت از اعتراضات مدنی و قانونی، نادیده گرفتن رأی اکثریت ملت را تهدید امنیت ملی و نادیده گرفتن مصالح آن که جمهوریت و اسلامیت را در کشور به خطر انداخته، ارزیابی میکنیم و همسو با اکثریت ملت ایران، به حق ایراد انتقادات و اعتراضات مسالمتآمیز و مدنی باور داریم.
اما نتیجه فرایند غیرقانونی حاکم بر انتخابات، همچنانکه بسیاری از مراجع مشفق دینی و فعالان ایراندوست مدنی و سیاسی عنوان ساختهاند؛ دولت منتصب را فاقد مشروعیت مردمی و قانونی میسازد.
شورای فعالان ملی – مذهبی
.jpg)
|
در تفکر شريعتي تضاد بين دين و دموکراسي حل شده است.حاکميت دين حقيقي در نظر او تنها در حکومت مردم ( مردم سالاري،جمهوريت)مي تواند تحقق پذيرد تنها مردم اند که نمايندگان خدا هستند |
بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي
12/4/1388
10رجب المرجب1430
بهار سال ۱۳۶۱. موسوم به ’’چهارمین بهار آزادی‘‘. آیتالله شریعتمداری همان که چهار سال پیش از آن و در بحبوحه تظاهرات خیابانی، خیلیها عکس او را در کنار عکس آیتالله خمینی میگذاشتند و وی را نیز یکی از رهبران مذهبی انقلاب ۵۷ میدانستند، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعتراف کرد که از نقشه یک کودتا علیه جمهوری اسلامی باخبر بوده است. پس از آن صادق قطبزاده، کسی که از امریکا تا فرانسه سفر کرده بود تا در نوفللوشاتوی پاریس کنار آیتالله خمینی باشد و به پاس خدماتش به وزرات امور خارجه و ریاست صدا و سیما منصوب شده بود، نیز زبان به اعتراف گشود. صادق قطبزاده ۱۰ روز پس از اعتراف تلویزیونی اعدام شد و آیتالله شریعتمداری از مرجعیت تقلید خلع و تا آخر عمر خانهنشین شد.
بهار سال ۱۳۶۲. زمانی که درگیریهای خیابانی رو به پایان داشت و ظاهر شهرها آرامتر از دو سال قبلتر شده بود. سرکوب گروههای مخالف چون سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران تقریبا با موفقیت به پایان رسیده بود و تنها گروه منشعب ’’اکثریت‘‘ از سازمان فدائیان و حزب توده باقی مانده بودند. نورالدین کیانوری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، محمود اعتمادزاده معروف به بهآذین و ناخدا افضلی از سران و متفکران حزب توده، به جاسوسی برای شوروی سابق اعتراف کردند. از میان آنان ناخدا افضلی اعدام شد و بقیه خانهنشین.
سال ۱۳۶۴. این بار قرعه به نام خانواده آیتالله منتظری افتاد. کسی که تا آن زمان لقب جانشین آیتالله خمینی را یدک میکشید. سید مهدی هاشمی، برادر داماد آیتالله منتظری و مسئول واحد نهضتهای آزادیبخش سپاه پاسداران، به دست داشتن در ماجرای مک فارلین، رابطه با ساواک، خارج کردن اسلحه و مهمات از سپاه و نیز قتل چند روحانی اعتراف کرد. مهدی هاشمی به اعدام محکوم شد و آیتالله منتظری چند سال پس از آن از نیابت رهبری خلع شد.
زمستان ۱۳۷۲. سعیدی سیرجانی نویسنده و محقق در برابر چشم میلیونها بیننده به اتهامات اخلاقی و نیز سیاسی و امنیتی اعتراف کرد و کمتر از یک سال بعد در پاییز ۱۳۷۳ به طرز مشکوکی در زندان درگذشت. بعد از آشکار شدن ماجرای قتلهای زنجیرهای از سعیدی سیرجانی نیز به عنوان یکی از مقتولان سعید امامی نام برده شد.
آذر ۱۳۷۹. مهندس عزتالله سحابی دستگیر و پس از شش ماه انفرادی بر صفحه تلویزیون ظاهر و به اقدام برای براندازی نظام اعتراف کرد. همزمان، علی افشاری، عضو دفتر تحکیم وحدت، نیز بعد از وقایع ۱۸ تیر بازداشت و پس از ۴۵ روز زندان انفرادی و شکنجههای روحی و جسمی در مقابل دوربین تلویزیون اعترافاتی را علیه جنبش دانشجویی و ارتباط آن با خارج از کشور بیان کرد. علی افشاری احساس عذاب وجدانی را که پس از اعتراف گریبانگیرش شده، ناشی از گفتن چیزهایی میداند که به آنها اعتقاد ندارد: «بدترین چیز برای یک انسان این است که حرفی را بزند که به آن اعتقاد ندارد، یا چیزی را بگوید که آن امر در عالم واقع وجود نداشته. فرض کنید شما در بخشی از حرکتی بودید، یکسری خواستههایی را دنبال میکردید، حالا شما را بهخاطر آن خواستهها گرفتهاند و مجبورتان میکنند حرفهایی علیه آن خواستهها بزنید. در اصل علیه خودتان حرف میزنید.......


...حتی آنانی که اينک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شريکند، زيرا ما به دنبال آيندهای هستيم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خيابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زيباتر از امروز زندگی کند. ....
بسم الله الرحمن الرحيم
هموطنان عزيز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمايشهايی که توجه هيچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوری را تاييد کرد. جشنوارهای که تجديد حيات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترين صحنهها به پايان رسيد؛ با حمله به خوابگاه دانشجويان، با خونهای ريخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سيمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنيتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتايج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشيند و دستاندرکاران اين ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آيا آنان از تحميل آنچه روی داد سود بردند؟
از اين پس ما دولتی خواهيم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترين شرايط به سر میبرد و اکثريتی از جامعه، که اينجانب نيز يکی از آنان هستم، مشروعيت سياسی آن را نمیپذيرد. دولتی با پشتوانههای ضعيف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبيری، قانونگريزی، عدم شفافيت، تخريب ساختارهای تصميمگيری و تدوام سياستهای ويرانگر اقتصادی نداريم، و بيم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتياز دادن به بيگانگان بيفتد. اين چيزی نيست که ما از آن خرسند باشيم، بلکه از آن به شدت واهمه داريم.
خطر در پيش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند يک شبه قوای امنيتی را جايگزين اين نقطه اتکا کند. اين اعتماد لطمات جدی ديده است؛ اگر انکار اين واقعيت سودی میرساند، ما نيز با منکران آن همصدا میشديم، از بس که خطر عظيم است. اگر آنچه انکارش میکنيم واقعا صحت ندارد، چرا به ديگران اجازه اجتماع نمیدهيم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
بايد باز گرديم، هنوز دير نشده است. هنوز میتوان اطمينان آسيب ديدة مردم را بازسازی کرد؛ امنيت نظام ما در گرو چنين کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنيد. حبس آنان جز تغذيه غريزه فرافکنی در وجود خود شما فايدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چيره کردن فضای امنيتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی يک جامعه سالمند؛ برای ترميم اعتماد مردم اين مجاری را مسدود نکنيد.
بايد به اسلام باز گرديم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قيام قيامت برای معضلات جديد بشريت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گرديم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگرديم. چگونه از مردم میخواهيم ايمانهای مذهبیشان را سرمايه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگرديم. کشوری به عظمت ايران را،

لطفا هنگام شمارش مواظب باشيد برگه ها تا نخورد .

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامي از سوی کاندیداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج» دانسته و تخلفات موجود را «بعضاً تخلفات مختصري» می داند «که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»، مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، عدم تمديد زمان رأي گيري درحالي تعداد فراواني رأي دهنده در انتظار رسيدن نوبت بودند و توقف رأی گیری قبل از پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 و مشارکت بین 95 تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهرستان کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و ... ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است
آنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی را مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در ته سوش برگه های رأی با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال اجرا کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.
ملت شریف ایران
با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.
همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.
ملت شریف ایران
به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و دهها شهید و صدها مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.
با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.
و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه انیب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
88/4/9

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
سلام خدا و رسول برگزیده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخیر راه آزادی و حریت که خون پاک خود را برای دفاع از حقیقت و امانت و صیانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکریم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اینجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ایران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزیز تسلیت عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان و آزادی دستگیرشدگان و شفای مجروحین حوادث اخیر مسئلت می نمایم.
انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد از چند جهت حادثه تاریخی و حائز اهمیت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت یکپارچه و بانشاط و امیدوار به تغییر سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و این بهترین هدیه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسیاری خطرات بیرونی و درونی مصون داشته و در مسیر امید و رشد و شکوفایی و عدالت حقیقی به تعالی برساند اما هیهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبیری و اقدامات غیرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گردید طرح مسائلی از قبیل تهمت پراکنی به یاران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زیرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات این نظام محسوب می گردد به نفع این دولت و سواستفاده وسیع از امکانات ملی چون رادیوتلویزیون و مطبوعات دولتی و توزیع وسیع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهایتاً پس از اخذ آرا، تقلیب بسیاری از برگهای رای به نفع خودشان و تائید عجولانه، این فرصت طلایی و بسیار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانیان و مردم آنچه ماند، آبروی ریخته نظام و خون های بناحق ریخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخریب شده و در یک کلام، مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزیز ایران بود.
هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسیع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمایند در حالیکه باید حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هایی سنگین از قبیل اصل بیطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضایی و اجرایی در برگزاری انتخابات و دیگر امور مهمه نظام مواجه است که یا به انفعال ملّت از مشارکت در تعیین سرنوشت خود و یا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجامید و دایره این یاس و تردید ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجیه ظلم و بی عدالتی گردیده بینجامد.
من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشینی در این ایام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم میگویم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از این انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانیم، اگر این تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفویض نمودند، وظیفه آنها است بحکم امانتداری در رعایت حقوق آنان کوشا بوده و در صیانت آن امین باشند. "لا تنظروا الی طول ركوع الرجل و سجوده، فان ذلك شیء اعتاده؛ فلو تركه استوحش لذلك و لكن انظروا الی صدق حدیثه و اداء الامانته" که در این روایت ملاک تقوی و صلاحیت، راست گویی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دین داری کما اینکه در آیه شریفه "ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعریف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نیست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانین از سلطه زورمندان است.
اینروزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟ آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک).
اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.
از عموم مردم و جوانان عزیز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشدید ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمایت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"
والسّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
خادم شما مردم شریف ایران اسلامی
سید جلال الدّین طاهری
7/4/1388
بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در خصوص سرکوبهای اخیر و سناریوی اخذ اعترافات اجباری از فعالان سیاسی بازداشت شده منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان، متن کامل این بیانیه به این شرح است:
ملت آزادیخواه ایران؛
همچنانکه در بیانیه پیشین بر ماهیت کودتایی اقدامات صورت گرفته در مهندسی انتخابات و دستکاری در آراء ملت در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کردیم، متاسفانه غاصبان رای ملت، که نقشه شوم کسب اعتبار و مشروعیت از آرای به یغما رفته شهروندان را نقش برآب دیدند پا را از آنچه تاکنون کرده بودند نیز فراتر گذاشته و با صدور فرمان شلیک به زنان و مردان بی دفاع و مظلومی که به مسالمت آمیزترین شکل ممکن اعتراض خود را با سکوت یا ندای توحیدی الله اکبر فریاد زده بودند و همچنین بازداشت و توقیف صدها شخصیت شناخته شده ملی و تلاش برای اخذ اعتراف غیرقانونی از کسانی که که طی ماههای گذشته ترغیب عموم شهروندان به مشارکت سیاسی را وجه همت خویش ساخته بودند تا از این طریق راه برونرفتی از مصائب کشور به نفع تغییر و اصلاح اوضاع کشور بیافرینند؛ آشکارا و در عمل نیز نشان دادند که دولت برآمده از تخلفات انتخاباتی و حامیاناش برای جان و مال و امنیت شهروندان اش کوچکترین ارزشی قایل نیست. آنچه در هفته های پس از 22 خرداد واقع گشت، به روشنی نشان داد که حاکمیت دروغ برای ادامه استیلای خویش بر ایران از به کارگیری بی آبروترین شیوهها که مشابه آن تنها در حکومت خودکامگان تاریخ در غرب و شرق دیده شده است، آن هم به اسم قانونگرایی و عمل به شرع مقدس، ابایی ندارد و این نکته کلیدی را از یاد برده است که قانون نوشته، قدرت سیاسی را حقانی نمیکند بلکه قوانین خود زمانی مشروعیت دارند که اراده انشاء شده ملت باشند نه ابزار سرکوب و حقکشی مردمان.
ملت هوشیار ایران؛
اگر امروز شهادت دهها تن از شهروندان ایرانی از کودکی معصوم گرفته تا جوانان شجاعی که توهین به شعور خود را تاب نیاوردهاند، دردی جانکاه را پدید آورده است و اگر مشاهده خشونت عریان عوامل نظامی و شبه نظامی حاکمان علیه فرزندان این ملت که هیچ کم از صحنههای نبرد کلاسیک البته در مقابل مردمی بی دفاع ندارد، زخمی دردناک را بر پیکر این ملت وارد آورده است؛ دروغ پراکنی حاکمان کذابی که زیر تابوت قربانیان خویش را میگيرند و اشک تمساح میریزند، استخوانی لای زخم و نمک پاشی بر دل ریش خانوادههای شهدای فجایع اخیر و عموم شهروندان عزادار است. اکنون باید پرسید، حاکمیتی که مدعی اقتدار و تثبیت است چگونه به خود اجازه میدهد تا مسوولیت خونهای ریخته شده معترضان را بر عهده خود آنان بگذارد و فراتر از آن تیراندازی به شهروندان را به تروریستها، اوباش و بیگانگان منتسب کند؟
شهروندان ایرانی؛
اکنون در کنار چند هزار شهروند معترض که در جریان تجمعاتی که شرکت در آن حق مسلم آنها بوده است، دستگیر شدهاند، صدها تن از فعالان سیاسی اصلاح طلب کشور نیز در بازداشت به سر میبرند و درحالی که قوانین جاری کشور در جریان بازداشت آنها نقض شده و این روند رفتار ضابطان قضایی و عوامل بازداشتها را به عملکرد آدمربایان شبیه کرده است، پس از گذشت بیش از دو هفته هیچگونه اطلاعی از وضعیت تعداد زیادی از آنها به ویژه آقایان احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان در دست نیست. شایان ذکر است که بنابر مشاهده شاهدان، ماموران امنیتی هنگام بازداشت آقای عبدالله مومنی ایشان را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار دادهاند و این در حالی است که خانوادههای کلیه بازداشت شدگان در نگرانی و بی خبری به سر برده و سلامت جسمی دستگیرشدگان به دغدغهای جدی تر از بهرهمندی آنان از حق برخورداری از یک دادرسی عادلانه بدل شده است.
از سوی دیگر تشدید فشارهای امنیتی غیرقانونی نسبت به اعضای این سازمان، بی اطلاعی از سرنوشت تعدادی از دانشجویان بازداشتشده، تداوم بازداشت تعدادی از فعالان حقوق بشر، روزنامهنگاران و هنرمندان، تهدید تعدادی از احزاب و تشکلهای عمده اصلاحطلب از جمله جبهه مشارکت ایران، سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون مبارز به انحلال و لغو مجوز درحالی که برجستهترین اعضای آنها در وضعیتی نامعلوم در بازداشتگاههای امنیتی هستند، این پرسش اساسی را مطرح میکند که در محاسبات دولت برآمده از انتخابات آنچنانی آیا اصولا برنامهای برای اداره کشور و تداوم حیات سیاست در جامعه نیز وجود دارد یا اینکه مقرر است هر نوع فعالیت حزبی به حال تعطیل درآمده و در تکمیل حلقههای استقرار حکومت خالی از رای جمهور، نظام تک حزبی نیز در کشور مستقر شود؟
در این میان زمینهسازی برای تکرار سناریوهای نخ نما و تکراری پخش اعترافات فعالان سیاسی بازداشت شده در رسانههای وابسته به حاکمان کذاب آغاز شده و این مساله بیش از پیش بر نگرانی ما نسبت به اعمال فشار و شکنجه علیه بازداشتشدگان افزوده است. با این وجود کارگردانان، نویسندگان و مجریان این سناریوهای خطرناک باید بدانند که آبروی از کف رفته را از طریق اقاریر بی اعتبار کسب شده در بازداشتگاههای امنیتی که کمترین وجاهت قانونی و شرعی ندارد، نمیتوانند بازگردانند و نیز استقلال و اصالت جنبش اعتراضی مردم را با توسل به چنین شیوههای سرکوبگرایانهای قادر نخواهند بود به زیر سوال برند. چرا که افکار عمومی به درستی پیش از این تصمیم خود را گرفته و بر همین مبنا نیز با رای خود در روز 22 خرداد به ادامه این سیاستها "نه" قاطعی گفته است.
در پایان، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با توجه به اظهار نظر قطعی مراجع رسیدگیکننده به سلامت انتخابات، بار دیگر حمایت قاطع خود را از اقدامات معترضانه آقایان کروبی و موسوی در دفاع از رکن جمهوریت و نیز حقوق تضییع شده ملت اعلام داشته و مطالبه جدی خود را مبنی بر آزادی کلیه بازداشتشدگان از جمله دبیرکل و سخنگوی این سازمان ابراز میدارد و ضمن عرض تسلیت به خانوادههای داغدار شهدای فجایع اخیر که مظلومانه جان خود را در دفاع از آزادی و جمهوریت از دست دادهاند، متذکر میشود که سیاست دستگاههای امنیتی در تلاش برای اعتراف گیری از فعالان سیاسی و مدنی بازداشت شده، نه تنها موجب تقویت حاکمیت استبداد نمیشود بلکه بی شک سرآغازی بر فروپاشی بنای ظلم و دروغ آن خواهد بود.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
نهم تیرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

كاري از نيك آهنگ كوثر

نامه دكتر عليرضا بهشتي به پدرش شهيد بهشتي: پدر ديدي چه كردند؟
اين متن نامه دكتر عليرضا بهشتي به پدرش شهيد بهشتي است. شايد بيش از ده بار اين نامه را خواندم و هربار اشك ريختم. نامه آنقدر زيبا، گويا و احساسي است كه حرفي باقي نمي گذارد:
بار ديگر بي تو
چرا هربار كه هفتم تير مي رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو مي گسترم؟ شايد چون ساية تو را همچنان بر سرم گسترده مي بينم. شايد هم كه چون نمي گذارند صدايم شنيده شود، بدنبال چاهي مي گردم تا آهي بركشم. شايد هم كه برباد رفتن ميراث توست كه اينچنين آتشم مي زند و داغ ديرينه را تازه مي كند.
پدر! ديدي كه چه روزهايي را شاهد بوديم كه امكان بازشناسي تاريخ صدر اسلام را برايمان ممكن ساخت؟ ديدي كه سكوت كه شكسته شد، چگونه دل ها مملو از اميد شد؟ ديدي كه عطر راستي و صداقت كه فضا را پر كرد، پايه هاي كاخ هاي دروغ و ريا به لرزه افتاد؟ ديدي خمودي و خموشي جاي خود را به سرزندگي و نشاط داد؟ ديدي كه دل هايي كه سال ها با انگشتان كليشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شكستند و در كنار هم نشستند؟ ديدي كه نسل سومي كه با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دينمداري قهر كرده بود، در داوري هايش به تأملي دوباره نشست و مطالباتش را در ادبيات صدر انقلاب جستجو كرد؟ ديدي كه زن و مرد و پير و جوان و روستايي و شهري، چشم اميدشان را به يار ديرينة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازي ها، رايت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر ديدي كه همان كساني كه پس از شهادت تو زير لب زمزمه كردند كه بهشتي عاقبت بخير شد و تداوم حيات او به سلطة اسلام ليبرالي مي انجاميد، چه كردند؟ به بهانة حراست از اسلاميت نظام، جمهوريت نظامي كه تو در كنار امام و مرادت و به ياري بسياري ديگر از همراهان ديروز و امروز معماري كرده بودي را به مذبح سلايق و علايق و داوري هاي شخصي بردند. خواست مردمي نجيب كه با بالاترين درجات آگاهي، حق به سرقت بردة خود را مطالبه مي كردند را آشوب طلبي ناميدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دين، دينداران را بي دين ناميدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بيگانه گشتند و يافته و نايافته، سكوت تلخ، بلند و رساي حق خواهان را با شادكامي دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند كردند تا مجوزي براي مشروعيت بخشي به كودتاگران دست و پا كنند.
ياد روزهاي سختي مي افتم كه در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان هاي پلشت سكوت كردي و افتراها و دشنام ها را از دوستان ديروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنيدي و دم فروبستي. تو قرباني التقاط و تحجر شدي: التقاط تو را ترور شخصيت كرد، تحجر در مقابل رضايتمندانه سكوت كرد، و آنگاه بود كه فاجعة هفتم تير به آساني اتفاق افتاد. اين بار اما، روايتي معكوس در كار است: تحجر، انديشه هايت را بر نمي تابد و تجلي سبز آن را تحمل نمي كند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات مي كند، و اين تويي كه يكبار ديگر به قربانگاه فرستاده مي شوي. بگذار كه اين بار سخنم را با شعري از شفيعي كدكني به پايان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندي كه سالهاست
بالاي دار رفتي و اين شحنه هاي پير
از مرده ات هنوز پرهيز مي كنند
......
خاكستر تو را
باد سحرگان
هرجا كه برد
مردي زخاك روييد
سيد عليرضا حسيني بهشتي هفتم تيرماه 1388
عمار یاسرهای ایران

متن سخنرانی دانشگاه کلمبیا 31 خرداد 1388
وقایع اخیر ایران آنگونه سریع اتفاق می افتد که اگر به سرعت به اینترنت مراجعه نکنیم، بسیاری از اخبار از دست می رود. بیانیه امروز مهندس میرحسین موسوی (شماره 6) یکی از سرفصلهای ممتاز جنبش سبز مردم ایران است. در واقع این بیانیه پاسخ او به بیانات روز گذشته مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران است. در تاریخ جمهوری اسلامی اولین بار است که چنین انتقادهایی رد و بدل می شود، و من این را یکی از برکات این جنبش سبز می دانم. جنبش سبز اگر هیچ کاری نکرده باشد، در راه پیشبرد گفتمان دموکراسی خواهی در ایران بسیار موفق بوده است؛ چه در سطح توده ها، چه در سطح نخبگان و بویژه در سطح مقامات عالی کشور. برخی نکات بنیادی را مهندس موسوی به درستی مطرح کرده و برخی را نیز من می خواهم به اختصار اشاره کنم، نکاتی که در خطبه های نماز جمعه مقام محترم رهبری بود و به نظرم باید مؤدبانه به آنها پاسخ داده شود. در این مجال به تشریح سه نکته کلیدی می پردازم.
نکته اول: تمسک قانون گریزان به شعار قانون گرائی
حضرت آیت الله خامنه ای در صحبت بسیار مهم و تاریخی شان در نماز جمعه تهران (29 خرداد 88) تاکید محوری بر مسئله "قانون گرایی" داشتند و درواقع می خواستند شعار انتخاباتی مهندس موسوی را به چالش کشیده، آن را محکوم کنند. به این بیان که شما که دم از قانون می زنید، قانون تکلیف شما را در مورد شکایت از انتخابات معین کرده است و می بایست به داوری شورای محترم نگهبان تن دهید و جز این، اگر مسیر دیگری دنبال شود، بدعت است و دیکتاتوری و من تسل
برخی روشنفکران ایران از بان کیمون دبیر کل سازمان ملل خواستند که برای بررسی اوضاع کنونی ایران به طور فوری به تهران سفر کند.
این روشنفکران و استادان دانشگاه که همگی آنها در خارج از ایران زندگی میکنند، در نامهای که جمعه گذشته خطاب به آقای کیمون نوشتهاند، از وی خواستهاند که نماینده ویژهای هم به منظور بررسی «تحولات» اخیر ایران به تهران بفرستد.
امضاءکنندگان در عین حال از دبیرکل سازمان ملل خواستهاند که در این سفر «مسئولان حکومت ایران را از مراتب نگرانی جدّی جامعه جهانی آگاه» کند.
در ایران بیش از دو هفته است که در اعتراض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ناآرامیهایی رخ داده است که طی آن دهها تن کشته و صدها تن دیگر زخمی یا بازداشت شدهاند.
معترضان خواستار ابطال نتایج انتخابات هستند که در آن محمود احمدینژاد برنده آن اعلام شده است، اما آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی و شورای نگهبان میگویند که شواهدی مبنی بر تقلب در این دوره از انتخابات نیافتهاند.
در نامه روشنفکران با اشاره به این مسئله آمده است که «حکومت ایران، ندای اعتراض مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر را با خشونتی انتقامجویانه پاسخ داده است.»
آنطور که این روشنفکران اعلام کردهاند، تاکنون نزدیک به ۳۰۰ تن از «مقامهای سابق دولتی، مخالفان نامدار، فعالین اجتماعی و خبرنگاران به نحو غیرقانونی دستگیر شده و گاه در مکانهای اعلامناشده به حبس افتادهاند.»
در این نامه تأکید شده که دستگیرشدگان از داشتن وکیل «محروم» هستند و بنا بر رویه معمول دولت ایران و «طبق اخبار مورد اعتماد، بسیاری از آنان تحت فشار هستند تا به ارتکاب خیانت ناکرده اعتراف نمایند.»
روشنفکران امضاءکننده این نامه اعلام کردهاند که «حکومت ایران باید متذکر باشد که حبس ناموجه شهروندان، سرکوبی خشن تظاهرات مسالمتآمیز، دستگیریهای فاقد محمل قانونی، و گرفتن اعتراف از طریق شکنجه از مصادیق نقض قوانین بینالملل و قانون اساسی خود آن کشور است.»
آنها همچنین خواستار رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی در «فضائی مسالمتآمیز با نظارت ناظران بیطرف و از مجاری قانونی» شدهاند.
ارواند آبراهامیان، تورج اتابکی، سعید امیر ارجمند، مازیار بهروز، مهرزاد بروجردی، حمید دباشی، عبدالکریم سروش، احمد صدری، محمود صدری، مهرانگیز کار، محسن کدیور، احمد کریمی حکاک و عطاالله مهاجرانی از جمله نامدارترین افرادی هستند که این نامه را امضا کردهاند
پيرو تشكيل هيات ويژه رسيدگي به شكايات كانديداهاي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مهدي كروبي با نگارش نامه اي به شوراي نگهبان خواستار تعيين هياتي مستقل و با عضويت افرادي معتدل تر براي رسيدگي به شكايات شد .

متن كامل اين نامه به شرح زير است :
باسمه تعالي
شورای محترم نگهبان
با سلام
در ارتباط با این انتخابات برای آخرین بار سخنی مشفقانه و دوستانه با شما می گویم و امیدوارم خارج از حب و بغض ها و در جهت منافع ملی و حاکمیت نظام توجه لازم را به آن مبذول فرمایید.
همانطور که در نامه قبلي خود به شما متذکر شدم، تنها راه اعاده اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان ابطال انتخاباتی است که به اذعان امارهای ارائه شده تنها در بیش از 170 شهرستان مشارکتی بین 95 تا 145 درصد داشته و میزان تخلفات آن از مرز ... گذشته است. این امر می تواند به احياي اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان منتهی شود. متاسفم که بگویم عملکرد شوراي نگهبان در دو دهه گذشته جایگاه این نهاد حقوقی را بشدت نزد افکار عمومی تنزل داده است. پیش از ورود به بحث این انتخابات، لازم می دانم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته را به امید تغییر نگرش این شورا مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، به اجمال مورد نقد و بررسی قرار دهم.
همانطور كه مي دانيد بعد از رحلت بنیانگذار انقلاب، در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی برای اولین بار شورای نگهبان در پرتو تفسیر نظارت استصوابی به حذف بیش از 40 تن از نمایندگان مجلس با سوابق سه دوره، دو دوره و یک دوره نمایندگی اقدام کرد. نگرش حذفی چهره هایی از جمله نائب رئیس مجلس شورای اسلامی را در بر گرفت و متاسفانه تعامل و تلاش اینجانب در آن مقطع ره به جایی نبرد. در آخرین روز مجلس ، سوم ششم خرداد ماه سال 1371 سخنانی ایراد نمودم و این نگرش مخرب را مورد نقد قرار دادم. در آن روز با تاسي از تاریخ کهن این سرزمین به نقل حکایتي مربوط به نگارش مظفر با (ز) رئی توسط حاکم قلدری که هر آنچه اراده می کرد باید بلافاصله اجرا می شد، پرداختم. در ان روز گفتم این حاکم قلدر نامه ای نگاشت و مظفر را با (ز) رئی نوشت. به ایشان گفتند، قبله عالم مظفر را با(ظ) دسته دار می نویسند و این از ادبیات ماست. حاکم گفت، بگویید از این پس مظفر را با (ز) رئی بنویسند. بعد از نقل این حکایت، گفتم حال که نصایح و استدلال های ما را نمی پذیرید و وقعی به آن نمی گذارید، ما می رویم و در آینده نزدیک نتیجه مظفر با (ز) رئی را می بینیم.
4 سال بعد در انتخابات مجلس پنجم با شکل گیری جریان کارگزاران سازندگی، شرایط به گونه ای رقم خورد که شکست جریان راست در مرحله اول بطور جدی مطرح شد، لذا تهاجم همه جانبه و هجمه سنگین به این گروه از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی وارد شد. به نحوي که در آستانه مرحله دوم افراد شناخته شده ايي كه مشتاقانه به آن ليست پيوسته بودند خواستار خروج از لیست مذکور شدند. علیرغم آن همه تخريب و هجمه و ابطال انتخابات در شهر هایی نظیر اصفهان، شاهد شکل گیری اقلیت قدرتمندی در مجلس بودیم و یکسال بعد در انتخابات دوم خرداد 1376 همگان نتیجه نگارش مظفر با (ز) رئی را دیدند.
ضمن احترام به شخصيت جناب آقاي سيد محمد خاتمي و جايگاه علمي، فرهنگي و سياسي ايشان بايد اذعان كرد كه استقبال کم نظیر مردم به وي نه به لحاظ خصوصیات فردی ايشان بود و نه به خاطر کار گروهی ما، بلکه نه بزرگ به کسانی بود که حاضر نبودند اراده ملت را در تعیین سرنوشت شان به رسمیت بشناسند و خواهان تحمیل رای خود بر ملت بزرگ ايران بودند. حرکت مردم در دوم خرداد بیش از جنبه ایجابی، جنبه سلبی داشت و آقای خاتمی را با رای بی سابقه از کتابخانه ملی بر کرسی ریاست جمهوری نشاند.
به نظر مي رسيد دوستان با درس گرفتن از حماسه دوم خرداد به اصلاح نگرش خود بپردازند و در جهت نهادینه شدن دموکراسی در كشور قدم بردارند. اما بدنبال پیروزی اصلاح طلبان در مجلس ششم و اظهار نظر نمایندگان ملت كه اکثر انها در راستای ایفای وظایف نمایندگی شان ايراد شده بود و تنها در موارد معدودی برخی از نمایندگان به طرح مباحثی پرداختند که نباید وارد ان می شدند ، شاهد رد صلاحیت تعداد زیادی از نمايندگان ملت و حذف فله ای بسیاری از ثبت نام کنندگان نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم مجلس شديم. این امر موجب قهر زیادی از مردم از روند انتخابات و تحریم انتخابات از سوی اکثریت اصلاح طلبان شد. اینجانب به همراه اندكي از دوستان با درک شرایط و تنها برای حفظ نظام و انقلاب در صحنه ماندیم و قبل از راي گيري با صراحت گفتم که ما مي مانيم و در انتخابات قربانی می شویم.
در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در حالی که رئیس جمهور وقت،وزرا و مقامات دولتی از یکسو بدنبال کاندیدای مورد نظر خود بودند و شورای نگهبان و بخشي از نیروهای نظامی و شبه نظامي از سوی دیگر برای کاندیدای دیگر بی تابی می کردند به عرصه انتخابات وارد شدم. با وجود آنكه نظر سازي ها شرائط ديگري را پيش بيني مي كردند در 12 استان كشور پيشتاز شدم ، ولی بدنبال خواب معروف یکساعته اینجانب بعد از نماز صبح سرنوشت انتخابات با معجزه سخنگوی وقت شورای نگهبان آقای الهام به ناگاه تغییر كرد و در حالیکه سایت رسمی وزارت کشور از پیش تازی من خبر می داد با اختلاف چند صد هزار رای، کاندیدای مورد نظر آن شورا به جای اینجانب به مرحله دوم راه یافت و جالب آنکه آن انتخابات بلافاصله از سوی آن شورا تایید گردید.
در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی غم انگیز ترین انتخابات مجلس رقم خورد. در اين انتخابات رد صلاحیت با عدم احراز صلاحیت و با حذف گسترده و محرومیت تعداد بیشماری از ثبت نام کنندگان همراه شد . نكته حائز اهميت اینکه تعداد قابل توجهي از افرادي که در انتخابات دوره هفتم تائید صلاحیت شده بودند در انتخابات دوره هشتم رد صلاحیت شدند، بطوری که می توان ادعا کرد که در آن انتخابات محرومیت بی سابقه ای در حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان در طول عمر قانونگذاری در ایران صورت پذیرفت.
نگرش حذفی آن شورا و برنامه های نسنجیده رئیس جمهور در خلال 4 سال در کنار عوامل ديگر از جمله برنامه های ایجابی کاندیدا ها ، موجب حضور حماسه ای ایرانیان در انتخابات دهم رياست جمهوري شد، بطوریکه بعد از رفراندم جمهوری اسلامی بالاترین میزان مشارکت را در این انتخابات شاهد بودیم. آیا براستی این حماسه حضور برای اعلام حمایت از آقای احمدی نژاد و حامیان وی بوده است؟ آیا به صحنه آمدن 25 درصد از آرای خاموش از ذوق حضور ایشان و در جهت تایید برنامه های ایشان بوده یا برای تغییر؟ ما پیش از این انتخابات بر این باور بودیم که حضور پر شور مردم می تواند تخلفات احتمالی گروه های خودسر را تحت شعاع قرار دهد، غافل از این واقعیت که این انتخابات به نوعی مهندسی شده که حضور مردم تنها به متزله شرکت در نمایشی از پیش طراحی شده است. کسانی که با صراحت اندیشه امام مبنی بر میزان رای ملت است را در سال هاي گذشته به چالش کشیده اند و رای مردم را تنها زینت بخش حکومت تفسیر كردند، انتخاباتی رقم زدند که بر اساس آن برای هر کاندیدا سهمیه ای از این رای تعیین شده بود . از این رو منظور کردن 24 میلیون از آرای ملت قبل از شمارش توسط سایت های نزدیک به دولت و روزنامه های دولتی پيش بيني و صبح شنبه در روزنامه ی دولتی تیتر زده شد. نتایج مضحک اعلام شده آنچنان شوکی به جامعه وارد ساخت که اعتماد آنان نسبت به نظام بطور جدي زیر سوال رفت. حضور مسالمت آمیز میلیونی مردم كه بطور خود جوش اتفاق افتاد نتیجه بی تدبیری و رو شدن دست متقلبان و متخلفان برای ملت بود. اين حركت ملي كه اقشار مختلف جامعه را در بر گرفت فراتر از توان هر گروه حزب و يا دسته اي بود. اینجانب فرصت را غنیمت شمرده و تشکر خود را از ملت بزرگ ایران برای حضور بی نظیر شان در این انتخابات و تداوم حضور بعد از ان ابراز می کنم. همچنین تشکر خالصانه خود را از تمامی حامی يانم از جمله دراویش، برادران و خواهران اهل سنت ، زاگرس نشینان و بویژه دانشجویان و روشنفکران اعلام و تاکید می کنم،سهمیه اندك ارائه شده به من و شما و برنامه های اعلام شده مانع از پیگیری مطالبات مطرح شده نخواهد بود.
انتظار اینجانب از شورای محترم نگهبان این است که برای حفظ جایگاه رفیع قانوني خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نماید.اگر اين شورا با اتکا به نظر رهبری، مبنی بر عدم بطلان که آن را بدعت و به مصلحت نظام نمی داند و قصد به تایید انتخابات دارد، حداقل به لحاظ حقوقی و حسب وظیفه شرعی و قانونی این انتظار می رود که مانند انتخابات مجلس سوم عمل نماييد. حتما بخاطر داريد كه بدنبال اختلاف پيرامون انتخابات مجلس سوم ميان شوراي نگهبان و وزارت كشور، حضرت امام نماینده اي جهت بررسی موضوع تعين كردند. هنگاميكه نظر ايشان بر صحت انتخابات قرار گرفت، شورای نگهبان در نامه خود با استناد به نظر امام و واگذار کردن بار مسئولیت بر دوش امام انتخابات را تایید کرد. اينبار شما نیز با استناد به نظر رهبری و واگذاري بار مسئوليت ان به رهبري به حسب مصلحت انتخابات را تایید کنید و نگذارید جایگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بیش از این تنزل پیدا کند.
اما چرا تاکنون به شورای نگهبان نیامده ام. جایگاه شورای نگهبان مطابق اصول مندرج در قانون اساسی مشخص است متاسفانه تعدادی از اعضای آن شورا از طرفداران و یا اعضاي متعصب این دولت هستند. يكي از فقها آن شورا پیش از انتخابات می فرمایند نظر رهبری آقای احمدی نژاد است و عبور از ایشان صلاح نیست و یا فقیه دیگری در سفر ها و تريبون نماز جمعه حمایت بی دریغ خود را از ایشان اعلام می کند و حتی نامه نگاری های اقاي احمدي نژاد با برخی از سران دنیا که بدون پاسخ مانده را با نامه امام مقایسه کرده و در مدح آن خواستار درج آن در کتب درسی می شود و یا حقوقدانی از آن شورا كه اتفاقاً در انتخابات قبلی ریاست جمهوری نقش کلیدی داشته در سمتهاي متعددي در اين دولت از جمله وزیر دادگستری و سخنگوی دولت دارد و همچنين حقوقدان دیگري عضو رسمي دولت است. آيا با اين تركيب می توان به بی طرفی اين شورا در جهت انجام وظائف قانوني اش امیدوار بود؟
اینجانب با توجه به شرایط موجود کشور و حساسیت مردم از شما می خواهم به نگارش مجدد مظفر با (ز) رئی اقدام نکنید زیرا در دوم خرداد 1376 و بيست و دوم خرداد 1388 حضور بی نظیر مردم حاوي پیام مهمي بود که عدم توجه به متن پیام بيست و دوم خرداد و تلاش در جهت تغییر آن ممکن است عواقب جبران ناپذير و نگران کننده ای برای نظام بدنبال داشته باشد. نمي توان حضور میلیون ها معترض که بصورت مدنی و مسالمت آمیز اعتراض خود را بیان داشتند ناديده گرفت ويا با بكارگيري تعابیر ناپسندی از قبیل خس و خاشاک ،اراذل و اوباش، شورشیان، اغتشاش گران و آشوبگران ملتي را در مقابل نظام قرار داد. حتما واقفيد بكارگيري این عبارات بهانه ای بدست گروه های خودسر و لباس شخصی هاي بي مسئوليت داده تا با توسل به زشت ترین الفاظ و وحشیانه ترین رفتار که قلم از بیان آن عاجز است به مقابله با مردم در جهت سرکوبی آنان بپردازند. بدیهی است در برابر هر حرکت مبارک و میمونی افرادی ماجراجو از خود تحرکاتی نشان می دهند که البته این تحرکات از سوی خود مردم کنترل می شود و شاهد ان بودیم که مردم اجازه سوءاستفاده به انها نمی دادند بنابراین باید تخریب ها و تعرض به اموال عمومی در فضایی سالم باید مورد بررسی قرار گیرد تا روشن شود که چه کسانی این نحو کارها را انجام دادند.
فراموش نكنيم كه امام در نامه عارفانه خود می فرماید "جان من فدای تک تک ملت ایران." بارها و بارها از کرامت و شان انسانی سخن گفتیم و با استناد به آیه کریمه "و لقد کرمنا بنی آدم" از شان انسانی صرف نظر از باور های آنان در پرتو تعالیم اسلامی قلم فرسایی کردیم،اما در قبال يك طرح مسئله و اعتراض مدني كه در قانون اساسي به رسميت شناخته شده به جای حل مساله به پاک کردن آن روی آورده شده است. این نامه اتمام حجت من با شماست و تنها برای حفظ جمهوری اسلامی که در آن جمهوریت،اسلامیت و ایرانیت مورد توجه قرار گيرد تهيه و تقديم شده است.
والسلام
مهدی کروبی

میرحسین موسوی به شورای نگهبان پیشنهاد کرد بررسی نتایج انتخابات را به حکمیتی «شرعی، قانونی و مستقل» واگذار کند.
موسوی در نامهای خطاب به شورای نگهبان درخواست کرد که «اعتراض قانونی مردم، به حکمیتی که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نمودهاند، باشد ارجاع داده شود.»
این نامزد انتخابات ریاست جمهوری در عین حال بار دیگر بر ابطال انتخابات به عنوان «مناسبترین راه برونرفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی» تأکید کرد.
آقای موسوی گستره «تخلفات و تقلبات» دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به حدی دانست که «منحصر کردن رسیدگی به بازشماری ۱۰ درصد صندوقهای رأی نمیتواند افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.»
وی در ادامه نامه خود نوشته است از آنجا که «بخشهایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه، متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمیتواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی با......
با سلام به دوستان
من یک ایرانیم. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را قبول دارم ولی در هیچ جای این قانون از من خواسته نشده کورکورانه دروغ را بپذیرم. اکر تاکنون تن به امضاهای دستهجمعی ندادهام بهخاطر این بوده که میخواهم فقط خودم مسئول حرفم باشم و این یادداشت کوتاه نیز به همین دلیل است.
ضیافت سکوتی که ما به آن دعوت شدهایم حاصلی جز خناق نخواهد داشت و ما را تا ابد در مقابل ندای خونین شرمسار خواهد کرد. با اعتقاد به این گفتهی سزار که «ترسو هزار بار میمیرد ولی شجاع یکبار» بهخاطر آزادی و عدالت اجتماعی برای همه ایرانیان این گام را برمیدارم.
مهم نیست که من دیگر فیلم نسازم. مهم این است که به هر سازی نرقصم. چون در ۶۸ سالگی دیگر برازنده نیست. نه قهرمانم و نه میخواهم قهرمان باشم و نمیدانم جسم فرسودهام دربند چقدر تاب میآورد. قبل از اینکه هر چه جلویم بگذارند امضاء کنم. در خاتمه با دو بیت از غزل شاعر گرانمایه سیمین بهبهانی که در سال ۱۳۵۳ سروده است، حرفم را تمام میکنم.
وقتی که سیم حکم کند زر خدا شود
وقتی دروغ داور هر ماجرا شود
وقتی هوا، هوای تنفس، هوای زیست
سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود
ساکت نمیتوان نشست.
به امید روزی که آزادی و عدالت در این خاک پاک ایران برقرار شود و ما بتوانیم با افتخار سرود «ای ایران» را با صدای بلند بخوانیم و از ته دل بدانیم که این مرز واقعا پرگهر است.
برای شما
همیشه
بهمن فرمانآرا
بسم الله الرحمن الرحيم
(الملک يبقی مع الکفر و لا يبقی مع الظلم )
ملت بزرگوار و فهيم ايران
سلام و تحيت به پيشگاه شما مردم غيور و فداکار، که يک بار ديگر همچون گذشته های پر افتخارتان در صحنه سياسی و اجتماعی کشور، رشادت و بلوغ فکری خويش را به اثبات رسانديد و برای احقاق حقوق از دست رفته خود، صبورانه سختی ها را تحمل نموديد، ولی مسئولين امور با آن که به يقين میدانند که همه منصب و مقامشان ثمره جانفشانی ها و از خود گذشتگی های شما ملت عزيز و بزرگوار است ، با کمال تأسف در برابر خواسته به حق شما مردم عزيز روشهايی اتخاذ نموده و به اعمالی دست زدند که در باور هيچ انسان منصفی نمی گنجد.
اينجانب که در حد توان خويش، در مبارزات عليه رژيم گذشته و برقراری جمهوری اسلامی نقش داشته ام، ضمن اظهار تأسف و ناراحتی از اين برخوردها و رفتارهای چند روز گذشته، در برابر مردم احساس شرمندگی مینمايم و صراحتا اعلام میدارم که اسلام عزيز و سيره نبوی و منش علوی با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد. اين برخوردها و سياستها که زير لوای حاکميت دينی انجام میشود به يقين موجب بدبينی اقشار وسيعی از مردم به اصل اسلام و حاکميت دينی خواهد شد و زحمات ارزشمند علمای اسلام را از بين خواهد برد.
در کشور و نظامی که به اسلاميت و شيعه بودن خويش میبالد چگونه در منظر و مرآی جهانيان و پس از گذشت فقط سی سال از پيروزی انقلاب و در حالی که هنوز توده های مردم صحنه های پايانی رژيم گذشته را به ياد دارند، تهران و برخی شهرهای بزرگ ديگر را به يک پادگان بزرگ تبديل کرده اند و با سياستهای غلط خود برادران نظامی و انتظامی را در مقابل مردم قرار داده اند و با راه انداختن مأموران لباس شخصی که خاطره چماقداران شاه را در اذهان تداعی میکند. ناجوانمردانه به جان جوانان و مردان و زنان اين مرز و بوم تاخته و آنها را به خاک و خون میکشند. با انحصاری نمودن تمامی امکانات رسانه ای و تبليغاتی، روشنفکران و فرهيختگان و دانشجويان که همگی چشم و چراغ و فرزندان اين ملت اند را وابسته به اجانب میخوانند و هر روز به بهانه ای واهی آنها را دستگير و زندانی مینمايند. اينان سرمايه های اين مملکت اند. چرا آمار فرار مغزها از کشور تا اين ميزان بالاست ؟
آيا اين گونه برخورد با مسائل موجب وهن اسلام و تشيع نمی شود؟! آيا روش و سيره پيامبر (ص) و حضرت علی (ع) که ما افتخار پيروی از آنان را داريم همين گونه بوده است ؟! رسول بزرگوار اسلام (ص) و امير مومنان (ع) هيچ گاه مخالفان خود را دشنام نداده و به آنان تهمت نزدند، آنان را با شمشير ساکت ننموده و سياست ناپسند و نابخردانه خودی و غير خودی را در مورد مسلمين پياده ننمودند. اينکه عده ای نسبت به حکومت خودی بوده و بتوانند دست به هر جنايتی بزنند، به خوابگاه دانشجويان حمله نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پايين پرتاب کنند، قتل های زنجيره ای را انجام دهند و فرهيختگان اين ملت را وحشيانه ترور نمايند و از مجازات مصون باشند، با هيچ دين و آئينی سازگار نيست. خصوصا با شريعت مقدس اسلام که پيغمبر آن ( رحمة للعالمين ) است و جانشين بر حق او به خاطر درآوردن خلخال از پای زن يهوديه میفرمايد: اگر کسی از اين غصه بميرد بر او ملامتی نيست.
اينجانب برای کليه شهدا مخصوصا شهيدان چند روز گذشته علو درجات ، و برای بازماندگان غمديده آنان صبر جميل و اجر جزيل از خداوند متعال خواهانم .
توصيه من به ملت عزيز و بزرگوار ايران آن است که در کمال متانت و آرامش با آگاهی کامل خواسته های منطقی و بر حق خويش را پيگيری نمايند.
به مسئولين و سردمداران حکومتی سفارش میکنم که با برخوردهای تند و غير عقلايی بيش از اين موجب بی اعتمادی ملت به آنان و جدايی مردم از نظام نگردند و با دست برداشتن از لجاجت و اظهارات و عقايد اشتباه و تنگ نظری، بين خود و مردم تفرقه ايجاد نکنند و نسبت به اشتباهات انجام شده از مردم عذرخواهی نمايند و با تشکيل هیأتی بی طرف و دارای اختيارات تام، انتخابات اخير را به سرانجامی قابل قبول برسانند؛ و باور داشته باشند که مقامات دنيوی پايدار نبوده و ارزشی ندارد و آيه شريفه ( تلک الايام نداولها بين الناس ) را آويزه گوش کنند. اگر مردم شريف امروز خواسته های به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نکنند و مظلومانه سرکوب شوند، عقده هايی شکل خواهد گرفت که ممکن است بنيان هر حکومتی را هر چند مقتدر باشد برکند.
در پايان حقيقت مرگ و قيامت را به خود و همگی افراد گوشزد نموده و از خداوند متعال میخواهم که توفيق ايمان و باور به ( انا لله و انا اليه راجعون ) را به همه ما عنايت بفرمايد. آمين رب العالمين.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته.
۳ تير ماه ۱۳۸۸
حسينعلی منتظری
با ترفندهایی كه ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است از صحنه بیرون نمی روم.
طی روزهای اخیر صدا و سیما، خبرگزاریهای دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایتهای اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه كیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتی كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی كه در ایام اخیر اتفاق افتاد می پردازند بلكه مسئولان مستقیم و غیرمستقیم آن را كسی معرفی می كنند كه تنها شما را در مسیر احقاق حقی كه داشته اید همراهی كرده است.
مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 8 خود که حاوی نکات مهمی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، کوتاه نیامدن از استیفای حقوق ملت ایران كه امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این كشور آبیاری شده ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
مردم هوشیار و شریف ایران
طی روزهای اخیر صدا و سیما، خبرگزاریهای دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایتهای اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه كیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتی كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی كه در ایام اخیر اتفاق افتاد می پردازند بلكه مسئولان مستقیم و غیرمستقیم آن را كسی معرفی می كنند كه تنها شما را در مسیر احقاق حقی كه داشته اید همراهی كرده است.
واقعیتی كه آنان بیهوده تلاش می كنند نادیده انگارند آن است كه در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت كوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد امروز شاهد تكرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیتها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.
همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتی كه متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند كه موسوی با این ترفندهایی كه ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را كه میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست كه بتوان به سادگی از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاكمه از آن صرفنظر نمود.
من نه تنها از پاسخ گویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلكه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در كنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اكنون كوشش می كنند صحنه هایی را كه صدها شاهد و دهها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كسانی كه عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعیف نظام و منافع بیگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخریبگریهای عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی كنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران كه امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این كشور آبیاری شده است لحظه ای صرفنظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوقها تنها یك رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید كه مشكل آنها با میلیونها رأیی است كه جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می كنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش می كنند این حركت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد كنند، نیافتند و با زیركی و هوشیاری كه ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی راهبرد اصلی است كه ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.
دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات این حركت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اكبرهای از دل برآمده شما را چون قرآنهای سر نیزه معرفی كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.
برادر و خدمتگزار شما – میرحسین موسوی
چهارم تیر 1388
حتی نگذاشتند پدر ندا گریه کند. حتی نگذاشتند مادر ندا داغی را که بر دل داشت بگرید. نه اینکه نگذاشتند رای هایمان را بشماریم، که حتی نگذاشتند شهدایمان را بشماریم.
ما که تاریخ مان تاریخ عزاست، به نام قانون از عزاداری منع شدیم.
ای خدا این جا کجاست؟ ای خدا این چه غربتی است؟ این چه شام غریبی است؟ ای خدا از تو اجازه گریه میخواهم. از تو اجازه عزاداری میخواهم. ای خدا میخواهم جمعه شب، وقتی خورشیدت غروب کرد، شمعی برای شام غریبان ایرانم روشن کنم. شمعی روی بام خانهام، شمعی پیشاپیش در خانهام، شمعی در مساجدت، شمعی در کلیساهایت، شمعی در معابدت، شمعی در همه دنیا.
ای خدا این جمعه شب به من اجازه بده، به وقت غروب، برای ندا، برای ندای ایران که پرپر شد، برای شهدای ایران که پرپر شدند شمعی روشن کنم. ای خدا آیا آنها که نام ترا گروگان گرفتهاند، با قانون تفنگ شان، این یکی را به مردم ایران اجازه میدهند؟
برای همدردی با خانواده شهداء، از کلیه ایرانیان سراسر جهان میخواهیم تا جمعه شب، هنگام غروب آفتاب، در سراسر جهان، در خیابانها، در مساجد، در کلیساها، در معابد، در جلوی سفارتخانههای ایران، و در ایران در پشت بامها با روشن کردن شمع به شام غریبان شهدای آزادی ایران بنشینیم.
هر ایرانی جمعه شب در غروب آفتاب برای شهدای آزادی یک شمع روشن خواهد کرد.
محسن مخملباف
کدام شبکه های مافيايی سرنوشت انتخابات را تغيير می دهند، غده سرطانی شبکه های مافيايی را پيدا کنيد
مهدی کروبی بار ديگر با تاکيد بر اينکه اين انتخابات مخدوش است و بايد ابطال گردد گفت : " من نتيجه اين انتخابات را قبول ندارم و دولت برامده از ان را مشروع نمی دانم."
مهدی کروبی بار ديگر با تاکيد بر اينکه اين انتخابات مخدوش است و بايد ابطال گردد گفت : " من نتيجه اين انتخابات را قبول ندارم و دولت برامده از ان را مشروع نمی دانم . " کروبی ديروز پس از پايان جلسه شورای سياست گذاری روزنامه اعتمادملی با حضور در جمع اعضای تحريريه و فنی روزنامه اعتمادملی با اشاره به تلاش های بزرگان برای حضور حداکثری مردم در عرصه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری گفت : " در عرصه اين انتخابات تلاش همه برزگان برای حضور حداکثری مردم بود و حتی گروههايی که انتخابات دوره قبلی را تحريم کرده بودند در عرصه اين انتخابات حضوری فعال داشتند و مردم را به شرکت در ان دعوت می کردند . بنابراين بود که قبل از برگزاری انتخابات همواره در گفت و گو با خبرنگاران خارجی به انها می گفتند که شما روز انتخابات شاهد حضور گسترده مردم خواهيد بود چرا که اين گونه احساس می شد که مردم به تغيير در شرايط می انديشند و تنها راه تغيير را نيز حضور در انتخابات و از طريق صندوق های رای می دانستند . البته ما هم مردم را به حضور گسترده در انتخابات ترغيب می کرديم و معتقد بوديم که حضور گسترده مردم هر نوع اراده ای را که قصد تضعيف کردن جمهوريت نظام را دارد پودر می کند و از بين می برد . "
وی گفت : "ما تصور می کرديم که در انتخابات تقلب هايی صورت می گيرد ولی حضور گسترده مردم باعث می شود که تلاش هايی برخی از گروهها برای تقلب در انتخابات بی ثمر باشد ولی متاسفانه شاهد ان بوديم که علی رغم حضور گسترده مردم باز هم سرنوشت ديگری برای انتخابات رقم خورد ." وی با اشاره به حوادثی که در عرصه اين انتخابات پيش آمد گفت : " اما شيرينی حضور گسترده مردم در انتخابات توسط مجريان ان تلخ شد و مردم نيز از اين موضوع ناراحت و سرخورده شدند و بنابراين شاهد حضور خودجوش مردم در اعتراض به روند برگزاری انتخابات بوديم . " کروبی تاکيد کرد : " شعارهای مردم در راهپيمايی هايی که شرکت می کردند مشخص بود انها شعاری عليه نظام سر نمی دادند بلکه با سردادن تکبير و فرياد زدن الله اکبر خواستار احقاق حقشان و تعيين تکليف رای خود بودند وليکن متاسفانه عده ای به اين مردم انگ و بهتان زدند و گفتند که اين فريادها صدای صهيونست و ضد انقلاب است ولی گفتن اين حرف ها نتيجه ای ندارد زيرا مردم به اگاهی سياسی رسيده اند . " دبير کل حزب اعتمادملی تصريح کرد : " هنگامی که انتخابات برگزار شد و چنان نتيجه ای بر ان رقم خورد من همواره تاکيد می کردم که ما به شورای نگهبان حرفی نخواهيم زد و بدان اعتراضی نداريم بلکه ما نسبت به عملکرد قوه مجريه و وزارت کشور و شخص رييس جمهور دولت نهم که برگزار کننده اين انتخابات بود معترض هستيم . " وی تاکيد کرد : " به اعتقاد بنده قطع نظر از نتيجه ای که برای اين انتخابات رقم خورده است بايد اين موضوع مورد بررسی قرار گيرد که چه شبکه هايی مافيايی به وجود آمده اند که می توانند اين گونه سرنوشت انتخاباتی را تغيير دهند بايد دقت و بررسی شود و اين غده سرطانی را پيدا کرد . به نظر من کسانی که اکنون نسبت به نتيجه انتخابات رضايت دارند چند سال بعد خود متوجه سرنوشت تلخی که بدان گرفتار شده ايم خواهند شد . "
وی با اشاره به تنوع مذهبی و قوميتی درکشور گفت :" در ايران مردمی با مذاهب و قوميت های مختلف زندگی می کنند بنابراين من به برخی توصيه می کنم که به گونه ای رفتار نکنند که خود را وابسته به خدا بدانند و ديگران را ضد دين معرفی کنند . چرا اين روزها برخی می گويند که کسانی که به انتخابات اخير معترض هستند از پيکره انقلاب جدا شده اند من به اين افراد می گويم که آيا شما شاقول انقلاب هستيد که اين گونه حرف می زنيد شما درکجای حرکت و مبارزات انقلاب حضور داشتيد که امروز درباره کسانی که سالها برای پيروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در کنار امام (ره) و ديگر نيروهای انقلابی مبارزه کرده اند اين گونه صحبت می کنيد . اين نظام متعلق به همه مردم است و ۹۸ درصد از مردم به نظام جمهوری اسلامی رای مثبت داده اند . " وی با اشاره به سوابق کانديداهای اين انتخابات گفت : " کسانی که در انتخابات کانديداها شده بودند خود از نيروهای انقلابی و مديران اين کشور بودند و حضور انها باعث شد که مردم در عرصه انتخابات حاضر شوند ولی متاسفانه علی رغم حضور نيروهای انقلابی و حضور گسترده مردم اين حادثه تلخ روی داد . " وی خاطرنشان ساخت :" البته کسانی که به آقای احمدی نژاد هم رای داده اند متعلق به اين نظام هستند ولی انها در اقليت حضور دارند و نمی توان نظر اقليتی را به اکثريت تحميل کرد . " مهدی کروبی در ادامه پيشنهادی به مسئولان داشت . او چنين پيشنهاد کرد : " برای اينکه مشخص شود حاميان احمدی نژاد در اقليت هستند و ما در اکثريت هستيم ، به حاميان اصلاح طلبان و احمدی نژاد مجوزی داده شود تا در دور روز به صورت جداگانه راهپيمايی را برگزار کنند . مسئولان اجازه دهند و البته امنتيت را برقرار کنند تا يک روز حاميان اصلاح طلبان و يک روز حاميان احمدی نژاد در سراسر کشور و در تمامی استان ها راهپيمايی برگزار کنند و ان گاه مشخص شود که ما در اکثريت هستيم و يا حاميان احمدی نژاد . البته بحث درباره حاميان ما و احمدی نژاد دارای دو وجه کمی و کيفی است ، چرا که در صورتی که قرار باشد اين راهپيمايی برگزار شود چهره هايی چون دکتر سروش در اين مراسم مرا همراهی می کند . البته اين راهپيمايی که در کمال آرامش و سکوت برگزار خواهد شد و تنها برای ان است که مشخص شود ما در اکثريت هستيم يا انها و در صورتی که ما در اقليت بوديم ديگر حرفی نخواهيم زد . " مهدی کروبی در ادامه در حالی که ابراز اميدواری کرد تا هرچه سريعتر دستگير شدگان اخير آزاد شود از پيگيری روند آزادی انها خبر داد . وی با ابراز تاسف از بازداشت محمد قوچانی سردبير روزنامه اعتمادملی گفت : " صاحب امتياز اين روزنامه من هستم و اگر مطلبی منتشر می شود مسئوليت ان با بنده و مدير مسئول روزنامه است و حتی من اعلام کرده ام که اگر نامه ای يا بيانيه ای از طرف بنده نوشته می شود مسئوليت ان با بنده است نه کسی که ان را حروف چنينی می کند و يا برای چاپ در روزنامه يا سايت ان را تنظيم می کند . " وی با اشاره به ادامه فعاليت روزنامه تاکيد کرد : " ما کارمان را در چارچوب نظام انجام می دهيم البته حقمان تضييع شده است که بايد پيگيری کنيم . ما در چارچوب خط جمهوری اسلامی مبنتی بر تفکر حضرت امام (ره) که معتقد بود ميزان رای ملت است حرکت می کنيم و به ان اعتقاد داريم." وی با تاکيد بر اينکه همواره بايد در برابر سختی ها مقاومت کرد و به مبارزه با ان پرداخت گفت : " من بارها در برابر چنين شرايط سختی قرار گرفته ام و تهمت های بسياری را تحمل کرده ام و ديگر رويين تن شده ام و اکنون نيز به شما می گويم که بايد به فعاليت خود در چارچوب نظام ادامه دهيد و از سختی ها نهراسيد."
سحام نيوز: سعيد رضوی فقيه سخنگوی ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در گفتگو با خبرنگار ما گفت : علی رغم تلاشها و پيگيريهای فراوان شيخ اصلاحات به دليل عدم تهيه مکان ، مراسم بزرگداشت و سوگواری شهدای راه جمهوريت و آزادی فردا برگزار نمی شود.
اين فعال سياسی افزود : جای تاسف است که در چنين موقعيتی حتی رهبران سياسی همچون کروبی نيز امکان برگزاری مراسم سوگواری در يک مسجد ، حسينيه يا مرقد امام راحل را هم ندارند.
وی با اشاره به اينکه شيخ اصلاحات حداکثر تلاش خود را به کار گرفت تا بتواند اين مراسم را در يکی از اماکن تهران برگزار کند تصريح کرد : با پيگيريهای شيخ اصلاحات مراسم سوگواری شهدای راه جمهوريت و آزادی هفته آينده در دانشگاه تهران يا بر مزار اين شهيدان در بهشت زهرا برگزار می شود.
سخنگوی ستاد انتخابات کروبی در پايان ضمن انتقاد از مسئولين امر گفت :کسانی که دائما شعار می دهند که معترضان بايد اعتراضات خود را از مجاری قانونی پيگيری کنند اين حق قانونی را از ايشان که يکی از پيشگامان انقلاب اسلامی است را سلب کرده اند . معلوم نيست معترضان بايد اعتراضات خود را از کدام مجاری قانون پيگيری کنند وقتی شورای نگهبان به پرسش های اساسی نامزدهای رقيب احمدی نژاد پاسخ شفاف و قانع کننده ای نمی دهد وقتی که وزارت کشور هيچ گونه مدارک مستندی در اختيار نامزدها و نمايندگان آنها جهت روشن شدن وضعيت آرا قرار نمی دهد.
كاري از مانا نيستاني

این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ألَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و حقّ خاشع گردد؟!
وقایع روزهای گذشته اینجانب را به حکم وظیفه دینی، اخلاقی و ملی بر آن داشت تا نکاتی را یاد آور شوم:
۱- اعلام نتیجه انتخابات اینجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت که چگونه سرمایه عظیم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از این بابت که چرا پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلابی که آزادی یکی از اساسی ترین شعارهای آن بود و به بهای ریخته شدن خون عزیزان این وطن به پیروزی رسید، شهروندان این کشور از حداقل میزان آزادی سیاسی، یعنی برخورداری از انتخاباتی سالم، محرومند؟ هرچند در طول سالیان گذشته با نگرانی عمیق، ویرانی بسیاری از دستاوردهای اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولی امید آن داشتم تا این انتخابات بتواند تضمینی بر حداقلی از آزادی ها باشد و از خسارات بیشتر جلوگیری کند. ملت سرفراز و آگاه ایران نیز برای پاسداری از همین آزادی حداقلی با وجود همه تضییقاتی که بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از ۴ کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامی سرمایه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسی خود خواستند از خسارت و زوال بیشتر ایران عزیز جلوگیری کنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار می رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامی محدودیتهایی که در انتخابات ایجاد کرده بودند به آرای مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی که با عناوینی همچون مردم سالاری دینی همواره خود را بر آمده از ملت معرفی می کند، ولی پاسداشت حضور حماسی ملت اعلام نتیجه ای بود که نه تنها هیچیک از رقبای انتخاباتی آن را نپذیرفتند، بلکه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جریحه دار کرد.
۲- امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه şşş
دبیر کل سازمان ملل از ایران خواست به «بازداشت، تهدید و استفاده از زور علیه مخالفان سیاسی» پایان دهد.
بان کیمون با بیان اینکه وضعیت ایران موجب نگرانی جامعه بینالمللی شده است، اعلام کرد که اوضاع ایران را با «نگرانی بسیار» دنبال میکند.
در بیانیه ای که از سوی دبیر کل سازمان ملل صادر شده، از دولت و معترضان خواسته شده اختلافات خود را با گفتگو و روشهای مسالمتآمیز حل کنند.
بان کیمون اظهار داشت که از خشونتهای پس از انتخابات و بویژه مرگ و مجروحیت غیرنظامیان مایوس است.
طی ناآرامیهای اخیر ایران بیش از30 نفر جان خود را از دست داده اند. شبکه خبری سی ان ان آمار کشته شدگان را تا 150 نفر ذکر کرده است.
دیبرکل سازمان ملل از مقامات ایران دعوت کرد «به حقوق بنیادی شهروندی و سیاسی به خصوص آزادی بیان و آزادی تجمع و آزادی اطلاعات احترام بگذارند.»
از سوی دیگر حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت امور خارجه موضعگيری سازمان ملل را «دخالتی آشکار» در امور داخلی جمهوری اسلامی ايران دانست.
به گزارش خبرگزاری مهر، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: «اين موضعگيری در تناقض آشکار با وظايف دبيرکل سازمان ملل و قواعد پذيرفته شده بينالمللی است.»
وی سخنان بان کی مون را تحت تاثير «جو منفی ايجاد شده توسط برخی قدرتهای يکجانبهگرا» عنوان کرده است.
اتحادیه اروپا نیز روز گذشته در بیانیهای نگرانی «عمیق» اتحادیه اروپا از ادامه «خشونت علیه تظاهرکنندگان» را اعلام کرد.
در این بیانیه آمده است: «اتحادیه اروپا اتهاماتی را که از سوی مقام های مختلف ایرانی علیه این اتحادیه و اعضای آن درباره دخالت اروپایی ها در انتخابات ایران طرح می شود، بی پایه و غیرقابل قبول می داند.»
کشورهای عضو اتحادیه اروپا همچنین محدودیت های ایجاد شده برای رسانه ها و خبرنگاران را محکوم کردند.
طی ده روز اخیر دست کم 19 خبرنگاردر ایران بازداشت شدهاند. علاوه بر آن نیروهای امنیتی روز گذشته با حمله به دفتر روزنامه کلمه سبز 25 نفر از کارکنان این روزنامه را بازداشت کردهاند