تبليغاتX
حركت براي رهايي
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 21:29  توسط آشناي ديرينه  | 

جان پسر، گوش به هر خر مکن.................... بشنو و باور مکن

تجربه را باز مکرر مکن ............................... بشنو و باور مکن

مملکت ما شده امن و امان ....................... از همدان تا طبس و سیستان

مشهد و تبریز و ری و اصفهان .................... ششتر و کرمانشه و مازندران

                          امن بود، شکوه دگر، سرمکن

                                  بشنو  و باور  مکن

یافته اجحاف و ستم خاتمه…………………… نیست کسی را ز کسی واهمه
هست مجازات برای همه……………………. حاکم مطلق چو بود محکمه:

                         محکمه را مسخره  دیگر مکن
                                   بشنو و باور مکن

نسخ شد آئین ستم گستری…………………….. هیچ دخالت نکند لشکری
در عمل مذهبی و کشوری……………………. نیست به قانون شکنی کس جری

                              شکوه سپس بر سر منبر مکن

                                    بشنو و باور مکن

عصر نو، آیین تجدد بود .............................. فکر نو و صحبت نو مد بود

گرچه کله های سپهبد بود ............................ اصل ندارد ز تعمد بود

                            فکر اطاعت تو زسر در مکن

                                  بشنو و باور مکن

نیت ملت چه بود: ارتجاع .......................... کهنه پرستیش محل نزاع

قصد وزیران نبود: انتفاع .......................... دولتیان ده نکنند ابتیاع

                          نیت بد، جان برادر مکن

                               بشنو و باور مکن

صحبت جمهوریت از بین رفت .................. غصه مخور این نیت از بین رفت

فرقه بی تربیت از بین رفت ...................... زمزمه عاریت از بین رفت

                           خاطر آسوده مکدر مکن

                                 بشنو و باور مکن
نیست بر این ملت یک لا قبا ...................... فکر اجانب پس از این رهنما

هست دگر موقع صلح و صفا ................... نیست زهم دولت و ملت جدا

                            واهمه از توپ شبندر مکن

                                  بشنو و باور مکن

گر بشود مجلس شوری ظنین ................... زود ببرند سر مفسدین

پر خط آهن شود ایران زمین .................... ملک شود رشک بهشت برین

                          تکیه تو بر عدل مظفر مکن

                                بشنو و باور مکن

تکیه دولت همه بر ملت است ................ ملت از آن، حامی این دولت است

لندن از این حادثه در حیرت است .......... مسکو از این واقعه در زحمت است

                       دولت حقه است، فغان سر مکن

                                بشنو و باور مکن

آنکه نکردست جوانان بگور ................. زر نستاندست ز مردم بزور

پازده زیر چهل و یک کرور ................ لندنیان را بنمودست بور

                     زو طلب خویش مکرر مکن

                            بشنو و باور مکن

عصر تجدد بود و بلشویک ................. خلق باموال تو یکسر شریک

ازپی زر کس نکند آنتریک ................... مقصد احرار بود نام نیک

                          حمل تو بر مقصد دیگر مکن

                             بشنو و باور مکن

خارجه، انهار خراسان نبرد ................ اسکسله و شیله گیلان نبرد

خطه بحرین به عمان نبرد .................. آبروی ملت ایران نبرد

                         دیده ازاین غصه دگر تر مکن

                              بشنو و باور مکن

نیمه شبها سر بیراهه راه .................... کشته شد ار چند نفر بیگناه

بود غرض راحت خلق اله ................. هست سفارت سخنم را گواه

                          جان بده و مفسده شر مکن

                                بشنو و باور مکن

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 2:15  توسط آشناي ديرينه  | 

امروز دوشنبه عید سعید فطر بر دوستان مبارک.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 2:9  توسط آشناي ديرينه  | 

 

محمود خائن/آواره گردی/خاک وطن را ویرانه کردی/کشتی جوانان وطن الله اکبر/کردی هزاران در کفن الله اکبر/مرگ برتو...مرگ برتو... مرگ برتو...مرگ بر تو!

ولینک فیلم:

http://www.4shared.com/file/133557158/b6d9917/Video000.html

حضور غيرمنتظره هواداران جنبش سبز به شکلی بود که از ساعت ده و سی دقيقه صبح امروز ميدان هفت تير مملو از جمعيت شد و تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهای الله اکبر مرگ بر ديکتاتور فلسطين فلسطين ما هم مثل تو هستيم يا حسين ميرحسين کروبی موسوی حمايتت می کنيم به سمت ميدان ولی عصر و بلوار کشاورز حرکت کردند ميزان جمعيت شرکت کننده در اين مسير به گونه ای بود که مسير ميدان هفتم تير تا پارک لاله تهران سبز پوش شد.

تظاهرکنندگان که حضور زنان در ميان آنها به شکل چشمگيری نمايان بود با سر دادن شعارهايی در هنگام سخنرانی احمدی نژاد خواهان استعفای وی شدند جمعيت همچنين به دفعات و در واکنش به شعار مرگ بر امريکا شعار مرگ بر روسيه سر داد.

تظاهرکنندگان همچنين با سر دادن شعار شکنجه تجاوز ديگر اثر ندارد و ای مردم فلسطين کهريزک رو نديديد به جنايات انجام شده اعتراض کردند

همچنين مطابق با قرار قبلی شيخ مهدی کروبی راس ساعت ۱۱ صبح از ميدان هفتم تير و در ميان تظاهرکنندگان حضور يافت و تا خيابان فلسطين آنها را همراهی کرد.

گفتنی است نيروهای گارد ويژه در مسيرهای مختلف از جمله تقاطع بلوار کشاورز و خيابان فلسطين تلاش کردند با تشکيل صف انسانی تا از حرکت جمعيت جلوگيری کنند اما اين تلاش ناکام ماند.

درگيری ها ميان جمعيت اندک حاميان دولت کودتا و تظاهرکنندگان در چندين مورد منجر به شليک گاز اشک آور و گاز فلفل شد.

جمعيت تظاهرکننده همچنين با سر دادن شعارهای بی سابقه ای به حمايت از آيت الله منتظری و آيت الله صانعی مراجع عظام تقليد شيعيان پرداختند.

+ نوشته شده در  جمعه 27 شهریور1388ساعت 17:16  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 21:11  توسط آشناي ديرينه  | 

 در مقابل کارهای خلاف به نام دين و مذهب، سکوت نکنيد‏

بسم الله الرحمن الرحيم

‏عن رسول الله (ص ): " اذا ظهرت البدع فی امتی فليظهر العالم علمه ..."‏
‏(الکافی ، ج ۱، ص ۵۴)‏

‏حضرات مراجع عظام تقليد و علمای اعلام قم ، نجف ، مشهد مقدس ،‏ ‏تهران ، اصفهان ، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامی دامت برکاتهم

‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جاری در کشور و‏ ‏مظالمی که هر روز شاهد آن هستيم و کارهای خلافی که به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام می‎شود شرعا خود را موظف می‎دانم از روی‏ ‏خيرخواهی و احساس خطر جدی نسبت به مصالح دين و کشور، و از باب‏ (و ذکر فان الذکری تنفع المومنين ) اموری را يادآور شوم :

‏ ‏
‏ ‏۱ - همه می‎دانيم که انقلاب ما يک انقلاب دينی و ارزشی بود و هدف‏ ‏اصلی از آن با تحمل آن همه مصيبت ها، سختی ها، تبعيدها، زندان ها و‏ ‏شکنجه ها، تنها تغيير اشخاص حقيقی حاکميت و تغيير صوری در بعضی‏ ‏امور جزئی نبود; بلکه مقصود حاکميتی بود که در تمام عرصه ها به عقائد،‏ ‏اخلاق و احکام شرع مبين پايبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد; و در‏ ‏پرتو آن حاکميت ، ايمان ، مکارم اخلاق ، عدالت و آزادی از استبداد و‏ ‏خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمين گرديده و مظالم و‏ ‏تجاوز به حقوق آنان ريشه کن شود، و ملت ما از اين جهات احساس‏ ‏راحتی و آسايش نمايد و در مقابل ساير ملتها سربلند و الگوی تحقق‏ ‏عدالت ، عزت ، کرامت و ارزشهای انسانی باشد. هدف اين نبود که فقط‏ ‏نام و نشان و شعارها تغيير کند ولی عملا همان مظالم و انحرافات رژيم‏ ‏گذشته و تجاوزات به حقوق به شکل ديگری به عنوان حاکميت دينی و‏ ‏ولايت فقيه جريان پيدا کند.

‏اين جانب که همه می‎دانند مدافع سرسخت حاکميت دينی و از پايه گذاران‏ ‏ولايت فقيه - البته نه به شکل مرسوم فعلی ، بلکه به گونه ای که مردم او را‏ ‏انتخاب نمايند و بر کارهای او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق‏ ‏آن در بعد علمی و عملی تلاش زيادی نموده ام ، اکنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايی که تحت اين نام و عنوان بر آنان می‎رود احساس‏ ‏شرمندگی کرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون های ريخته شده شهدای عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب می‎بينم . بسياری از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه ،‏ ‏ايميل و يا حضورا به من می‎گويند: حاکميت دينی که شما وعده آن را به‏ ‏مردم می‎داديد و ولايت فقيه را مجری آن می‎دانستيد و می‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است که امروز ما آن را مشاهده می‎کنيم ؟ در حالی که‏ ‏آنچه مشاهده می‎شود در واقع حکومت ولايت نظامی است نه‏ ‏ولايت فقيه .

‏ ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 18:33  توسط آشناي ديرينه  | 

قبای آقایان لای در مانده است!

شیخ اصلاحات با انتشار بیانیه‌ی مهمی خطاب به ملت ایران، شرح برخی از موارد مطرح شده در جلسات وی با کمیته‌ی سه نفره‌ی قوه‌ی قضاییه را فاش کرد و ابراز امیدواری کرد که در فرصتی دیگر، به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارد.


 

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و تاریخ ساز ایران

آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مباد که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟

خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟

طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 17:47  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 21:0  توسط آشناي ديرينه  | 

شاهد تجاوز در زندان پس از انتخابات اخیر

  در حالی دارم این یادداشت را می نویسم که بیش از بیست و چهار ساعت است که چشم به هم نگذاشته ام و دستکم دوازده ساعت است که از پشت کامپیوتر برای تدوین فیلمی که در زیر برایتان می گذارم برنخاسته ام. چون نه این فیلم نیاز به توضیح دارد و نه من جان توضیح دادن، تنها آرزو می کنم که آن را بپسندید.

رضا علامه زاده

http://reza.malakut.org

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 20:33  توسط آشناي ديرينه  | 

در پی پلمپ دفتر مرکزی، دفتر دبیر کل و بازداشت سردبیر پایگاه رسمی اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی (سحام نیوز )، اعضای شورای مرکزی این حزب در نامه ای به رئیس قوه قضائیه ضمن اعتراض به این اقدامات تاکید کردند که« تاریخ یکصد ساله اخیر ایران نشان داده است که بستن فضای سیاسی و توقیف روزنامه‌ها و احزاب فعال سیاسی بیش از آنکه به ضرر مردم باشد به زیان نظام سیاسی مستقر و بی‌ثباتی آن را منجر شده است.»

متن کامل این نامه خطاب به رییس قوه قضاییه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت‌آیت‌الله شیخ صادق لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

با اهدا سلام

هنوز مرکب حکم جنابعالی بر کاغذ خشک نشده بود که خبر تعطیلی روزنامه اعتمادملی یکی از شاخص‌ترین روزنامه‌های موجود کشور و تریبون شمار بزرگی از سیاسیون اصلاح‌طلب و معتدلی که در طول ۳۰ سال انقلاب اسلامی دلبستگی و و علایق خود را به آرمان‌های حضرت امام (ره) و جمهوری اسلامی نشان داده‌اند با حکم یکی از شعب بازپرسی دادستانی تهران به محاق توقیف رفت و شمار بزرگی از مخاطبان عام و خاص از این روزنامه کثیرالانتشار کشور را در بهت و حیرت فرو برد.

 در پی این تصمیم غیر حقوقی و غیر قضایی که حتی در انشای حکم توقیف نیز این بی‌توجهی و بی‌قانونی به خوبی روشن است، شورای مرکزی حزب اعتمادملی در راستای این تصور که این اقدام بدون اطلاع و مشورت قبلی با جنابعالی صورت گرفته و این تصمیم بیشتر با این هدف صورت گرفته تا حضرتعالی را در برابر اقدام انجام شده قرار داده، حتی از مکاتبه و طرح شکایت به جنابعالی خودداری نموده و در انتطار دستور صریح شما برای رسیدگی به این مساله و رفع ستم از همکاران روزنامه اعتمادملی بود. روزنامه‌ای که در طول حدود چهار سال انتشار خود و انتشار نزدیک به ۱۰۰۰ شماره، دلبستگی و پای‌بندی خود را به قانون اساسی، قانون مطبوعات وآرمان‌های خمینی کبیر، منافع ملی در همه سطوح آن به اثبات رسانید و یکی از وزین‌ترین و حرفه‌ای‌ترین روزنامه‌های کشور را منتشر ساختند.

 اینک نزدیک به یک ماه از تعطیلی روزنامه می‌گذرد اما متاسفانه در حالی که ما انتظار بهبود اوضاع را داشتیم، در روز سه‌شنبه هفته گذشته ۱۷ شهریور ماه جاری اتفاقاتی بس ناگوارتر از تعطیلی روزنامه را شاهد بودیم که تداوم و اجرای این تصمیمات رفته‌رفته در حال تبدیل شدن به یک سیاست مستمر در عرصه تصمیمات کشور در سال‌های اخیر شده است و این نگرانی را به دنبال دارد؛ که این تذهبون؟؟ به کجا چنین شتابان؟؟

 ساعت ۱۵:۳۰ بعد از ظهر این روز دو گروه از مامورین – حدود ۲۰ نفر- با لباس شخصی و حکمی که از سوی آقای جعفری دولت‌آباد دادستان تهران امضا شده بود، به صورت همزمان به دفتر دبیرکل حزب اعتماد ملی جناب مهدی کروبی واقع در جمشیدیه تهران و دفتر مرکزی حزب اعتمادملی واقع در شهرک قدس وارد شدند و در این اقدام تمامی میهمانان و کارکنان حاضر در دفتر دبیرکل و دفتر حزب و همچنین همکاران سایت رسمی حزب اعتمادملی ( سحام نیوز ) را نیز ضمن بازرسی، بدون اجازه مکالمه تلفنی تحت نظر قرار دادند. این افراد پس از آن اقدام به جمع‌آوری و توقیف تمام اسناد و مدارک حزبی؛ اسناد و مدارک مربوط به دفتر دبیرکل که بخشی از آن مربوط به شکایات واصله از سوی کسانی بود که مدعی شده بودند در وقایع اخیر ستمی بر آنها وارد شده و به آنها آزار رسیده است و همچنین ضبط و توقیف CD های فیلم‌ها و کیس‌های رایانه‌های موجود متعلق به حزب اعتمادملی؛ سایت سحام نیوز و دفتر دبیرکل کردند و سپس این دو دفتر را پلمب نموده و ورود به این اماکن را نیز ممنوع کردند که شرح ماجرا را خود بهتر می‌دانید و برای شما گزارش شده است.

 اما این سوال و پرسش را چه کسی باید پاسخ دهد که در زمانه‌ای که کشور بیش از همه چیز نیاز به آرامش دارد و فضای ملتهب کشور که متاسفانه بر اثر بی‌درایتی‌ها و بی‌کفایتی‌های بی‌شمار مسولین اجرایی و نظارتی و قضایی روز به روز ملتهب‌تر می‌شود و به جای شفاف‌سازی، آرام‌سازی و اعتمادسازی میان نظام جمهوری اسلامی و مردم شریف ایران که بالاترین نیاز کنونی کشور است، چنین بر طبل تندروی و رفتارهای بی‌مطالعه و خارج از چارچوب عقل، شرع، قانون و ادب اسلامی می‌زنند.

 حضرت آیت‌الله!

جنابعالی که از خانواده‌ای شناخته شده و وابسته به فقاهت و دانش دینی هستید و در جایگاه بالاترین مقام قضایی کشور تکیه زده‌اید، از شما انتظار می‌رود که در آغازین روزهای خدمت‌گذاری خود مراقب چنین رفتارها و اقدامات مهم و تاثیرگذار در جامعه باشید. هوشیار باشید که خداوند عزیز و قهار ناظر بر تمامی اعمال ماست و همگی ما باید پاسخگوی مسولیتمان باشیم. مهر و موم دفتر حزبی رسمی، فعال و قانونی اعتمادملی که در چارچوب فعالیت اصلاح‌طلبانه خود همیشه در مسیر اعتدال، قانون‌ اساسی و دفاع از آرمان‌های امام و حقوق اساسی مردم گام برداشت و تمامی اعضای شورای مرکزی و موسس حزب افتخار خدمت‌گذاری به این نظام و آرمان‌های آن از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در خلال ۳۰ سال گذشته داشته‌اند، با کدام معیار قانونی و عقلی هماهنگی دارئد؟ و با کدامین مصلحت‌سنجی در مسیر تندروی و عمل بدون اندیشه قرار گرفته است؟

 حضرت‌ آیت‌الله

اذعان دارید که آزادی بیان، آزادی انتقاد و آزادی انتخاب از حقوق مسلم و اساسی و مطرح در قانون اساسی است و امروز نماد کشورهای شناخته شده و دارای سابقه، احزاب نماد مردم‌ سالاری و حاکمیت مردم بر تعیین سرنوشت خودشان است؛ چه اتفاقی افتاده است که حتی حزب اعتمادملی و شخص دبیرکل آن جناب مهدی کروبی با آن سوابق درخشان در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی – که مردم شریف ایران و جنابعالی بر آن وقوف کامل دارد و نیازی به بازگویی نیست – چنین در معرض بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته که حتی از امکان مراجعه مردم به ایشان در دفتر حزب و در دفتر شخص ایشان محروم می‌گردند؟ علی‌ایحال بستن این دفاتر در آستانه شب‌های قدر به دنبال توقیف غیرقانونی روزنامه اعتمادملی، همگی نشان از یک بی‌توجهی آشکار به حقوق اساسی مردم و آزادی‌های مصرح در قانن اساسی دارد و از سوی دیگر نشان از کم شدن ظرفیت‌های نظام جمهوری اسلامی برای نقد از درون به منظور اصلاح امور می‌باشد.

 هراقدام و تلاشی در جهت احقاق حقوق بخشی از مردم که از سوی جناب آقای کروبی صورت گرفته است در راستای عهد و پیمانی است که با امام شهیدان و شهدای گرانقدر انقلاب و مردم بسته‌اند و نظر بر شفاف‌سازی و اعتمادسازی بوده است و اگر این را نیز از مهدی کروبی و حزب اعتمادملی برنتابید، شما پاسخ دهید که این مهم را چگونه باید به سرانجام رساند و بر عهدی که با مردم بسته‌ایم چگونه باید باقی بمانیم؟

 حضرت‌ آیت‌الله

تاریخ یکصد ساله اخیر ایران نشان داده است که بستن فضای سیاسی و توقیف روزنامه‌ها و احزاب فعال سیاسی بیش از آنکه به ضرر مردم باشد به زیان نظام سیاسی مستقر و بی‌ثباتی آن را منجر شده است؛ حال که احزاب و روزنامه‌ها به عنوان نگهبانان نظام سیاسی و بهترین راه ارتباطی شهروندان و نظام عمل کرده و این امکان را برای نظام سیاسی فراهم می‌نماید تا مطالبات مردم را تشخیص داده و به آن پاسخ مناسب دهند و مانع از آن گردند که انباشت مطالبات تبدیل به شورش‌ها و جنبش‌های غیرقابل کنترل و هزینه‌های فراوان برای کشور و مردم گردد. علی‌هذا از جنابعالی انتظار می‌رود تا دیر شده است بجای بستن فضای سیاسی و برای احزاب و روزنامه‌ها، نسبت به رفع مضایق و اقدام عاجل معمول دارید.

 شورای مرکزی حزب اعتمادملی

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 20:21  توسط آشناي ديرينه  | 

 
با انتشار گزارش کمیته ویژه دستگاه کذایی، احتمال دستگیری شیخ شجاع دموکرات، "مهدی کروبی" در ساعات پیش رو بالا گرفت.

خوشا آنانکه به تنها نصیحت پروردگار خود در قرآن ندای لبیک گفنتد: قل ان اعوذکم بواحده، ان تقوموا لله کنفس واحده. ای پیامبر، به مردم بگو که من تنها یک موعظه دارم که برا ی خدا قیام کنید حتی اگر یک نفر بودید.

 
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 22:29  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 22:4  توسط آشناي ديرينه  | 

 

شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتمادملی با صدور بیانیه‏ای، اقدامات نهادهای امنیتی و قضایی را در روزهای اخیر محکوم کرد. در این بیانیه آمده است: "اقدامات اخیر که در ایام منتهی به روز قدس صورت می‏گیرد، نه تنها فضای رعب و وحشت مردم را موجب نمی‏شود، بلکه باعث حضور حماسی مردم در این راهپیمایی - که راهپیمایی احقاق حق است - خواهد شد."

 

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم‏الله الرحمن الرحیم

در روزها و شب‏های نیایش قدر و شهادت امام عدالت و زخم خورده جاهلیت شاهد رفتار های به دور از عدالت و جاهلانه نهادهای امنیتی هستیم.

تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی در روزهای اخیر نشان از آن دارد که روزهای سختی پیش رو است. روزهایی که اتش خشم مردم نسبت به رفتار زورگویان را مضاعف خواهد کرد. پلمپ دفتر شخصی دبیر کل حزب اعتماد ملی و همچنین دفتر حزب اعتماد ملی و ضبط مدارک موجود در این مکان‏ها برای این صورت گرفته است که اسناد رسوایی بیشتر نهادهای امنیتی و قضایی فاش نشود. بازداشت مرتضی الویری و علیرضا بهشتی مسولان کمیته پیگیری حوادث اخیر که در تداوم دستگیری‏های گسترده بعد از انتخابات صورت گرفت، ترفندی است که کروبی و موسوی را به وادی سکوت بکشاند. باری اینگونه اقدامات سبب آشکار شدن جنایات خواهد شد و مردم پی به عمق بیشتر حوادث خواهند برد.

بیم و ترس از افشاء اسناد تجاوزها، شکنجه‏ها و جان‏باختگان، آن‏ها را وادار به انجام چنین اقدامی کرد. اما خود ناشیانه بر طبل رسوایی‏شان کوبیدند و هر چه تلاش می‏کنند نمی‏توانند آب رفته را به جوی باز گردانند. در واقع رفتارهای نیروهای امنیتی و قضایی در روزهای اخیر، کاریکاتوری از اقدامات نهادهای امنیتی در دهه ۵۰ است.

اقدامات اخیر که در ایام منتهی به روز قدس صورت می‏گیرد، نه تنها فضای رعب و وحشت مردم را موجب نمی‏شود، بلکه باعث حضور حماسی مردم در این راهپیمایی- که راهپیمایی احقاق حق است - خواهد شد. رجاء واثق داریم که هرچه بیشتر بر شیپور رعب و وحشت بدمند عزم مردم برای حضور بیشتر خواهد شد و ایمان داریم به این سخن پیامبر اکرم که "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم".

امید آن داریم روزی را در ایران عزیز شاهد باشیم که مردم طعم شیرین آزادی را بچشند.

شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتمادملی

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 21:58  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 4:30  توسط آشناي ديرينه  | 

به نام خدا

عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.

 شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

 

آقای خامنه ای،

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟         ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند                 که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده

درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما  چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی  از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.

شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش  انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی  دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.

"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.

آقای خامنه ای،

می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 3:30  توسط آشناي ديرينه  | 

نظامیان بعد از سیاست به سراغ طبابت آمده اند / عده ای متوهمانه تصور می کنند مهدی کروبی فرزند احمد با این بگیر و ببندها از میدان به در می رود


جناب آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان
همانطور که مستحضرید اینجانب در پی انتخابات پرشبهه ریاست جمهوری اخیر و پیامدهای دردناک و نگران کننده متعاقب آن، نامه های متعددی را به مقامات مسئول نوشته ام تا برخی نکات، انتقادات و اعتراضات را با مسئولان امر درمیان گذاشته و هشدارهای لازم را به آنها داده باشم. آخرین این نامه ها نیز خطاب به شماست که به تازگی قبول مسئولیت کرده و بر صندلی قاضی
القضاتی تکیه زده اید. و اکنون من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد. که اگر شما ندانید، دیگران میدانند که در سابقه مهدی کروبی، نه تنها فشار و تهدید و محدودیت و محصوریت کارساز نبوده و او را در پیمودن راهی که تشخیص داده سست و لرزان نکرده ، که محکم تر نیز کرده است.
جناب اقای لاریجانی
نمی دانم تا چه حد از آنچه که در جلسات ما با کمیته منصوب جنابعالی برای پیگیری حوادث اخیر گذشت با خبرید. برای آگاهی مردم و همچنین شما عرض میکنم که ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژه ای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل
بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود. جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 2:13  توسط آشناي ديرينه  | 

دفتر مهدی کروبی پلمپ شد
مرتضی الويری بازداشت شد

فرزند شهید بهشتی هم بازداشت شد
دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانيان پلمپ شد
بعد از ظهر سه شنبه ماموران با حکم دادستان تهران با مراجعه به دفتر مهدی کروبی ضمن بازرسی محل کار وی مبادرت به جمع آوری اسناد و مدارک موجود و نيز CD، رايانه و فيلم نموده دفتر وی را پلمپ کردند. به دنبال پلمپ دفتر مهدی کروبی، ماموران دادستانی به منزل مرتضی الويری رفته و پس از تفتيش منزل، وی را بازداشت کردند. مرتضی الويری از مشاوران مهدی کروبی، عضو كميته پيگيری بازداشت‌شدگان حوادث اخير و عضو کمیته صيانت از آرا است. همچنين نیروهای لباس شخصی با حکم دادستان جدید تهران اقدام به پلمب دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانیان کردند. اين انجمن تشکلی غیر دولتی است که به همت عمادالدین باقی تشکیل شده و ده ها حقوقدانان و فعال مدنی در آن عضو هستند. رئیس هیات مدیره‌ این انجمن در حال حاضر خانم فریده غیرت است.[

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 23:58  توسط آشناي ديرينه  | 

- سه شنبه، شب 19 رمضان (17 شهریور)

دعا در نهج البلاغه : دکتر محمد مهدی جعفری  و جایگاه انسان در قرآن : محمد علی ایازی

-پنج شنبه، شب 21 رمضان (19 شهریور)

یاد خدا روح بعد عبادی دین : حجت الاسلام سلیمانی و انسان موجودی مسئول : مجتهد شبستری

-شنبه، شب 23 رمضان (21 شهریور)

دعا در تعالیم انبیا: فاضل میبدی وهم دعا از تو - اجابت هم ز تو ناصر مهدوی

ساعات شروع ۲۱:۳۰

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 21:25  توسط آشناي ديرينه  | 

سیمین بهبهانی می‌گوید وظیفه شاعران و نویسندگان است که وقایع کنونی ایران را در تاریخ ثبت کنند. وی سرودن آخرین شعر خودش با نام «سجاده، فرش عنف و تجاوز» را تلاشی در جهت ثبت بخشی از این رویدادها می‌داند:


 

سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را!
بر قتل‌عام دین و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟

الله اکبر است که هر شب، همراه جانِ آمده بر لب
آتشفشان به بال شیاطین، کرده‌ست پاره پاره فضا را

از شرع غیر نام نمانده‌ست، از عرف جز حرام نمانده‌ست
بر مدعا گواه گرفتم، جسم ترانه قلب ندا را

انصاف را به هیچ شمردند، بس خون بی‌گناه که خوردند
شرم آیدم دگر که بگویم، بردند آبروی حیا را

سهراب‌ها به خاک غنودند، آرام آنچنان‌که نبودند
کو چاره‌ساز نفرت و نفرین، تهمینه‌های سوگ و عزا را ؟

زین پس کدام جامه بپوشند، بهر کدام خیر بکوشند
آنان‌که عین فاجعه دیدند، فخر امام ارج عبا را

سجاده تار و پود گسسته‌ست، دیوی بر آن به جبر نشسته‌‌ست
گو سیل سخت آید و شوید، سجاده و نماز ریا را

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 11:18  توسط آشناي ديرينه  | 

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش "کلمه" در این بیانیه ضمن  تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
در این بیانیه همچنین  بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های  مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
 متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 21:2  توسط آشناي ديرينه  | 

در تاریخ ثبت نشده است که امامان شیعه برای گرفتن قدرت و حاکمیت، متوسل به زور و سلاح شده باشند. هیچ‌گاه اسلام نمی‌خواهد حاکمیت بر مردم هر چند حاکمیت به حق و معصومانه باشد، با زور و اکراه باشد»

آیت‌الله العظمی حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید شیعیان، در پاسخ به یک استفتاء درباره‌ی نقش رضایت اکثریت ملت در جواز تصرف در حکومت، تصریح کرد که مشروعیت ولایت و حاکمیت غیر معصومین (ع) با انتخاب صحیح و آزاد مردم محقق می‌شود و بدون آن، نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت. ایشان در بخش دیگری از این فتوای صریح خود، خاطرنشان کرد که در تاریخ ثبت نشده که امامان شیعه برای گرفتن قدرت و حاکمیت متوسل به زور و سلاح شده باشند.


 متن کامل سؤال مطرح شده از آیت‌الله العظمی منتظری و تصویر پاسخ این مرجع تقلید را که به مهر شخصی ایشان ممهور شده است، در ادامه منتشر می‌کند:

متن استفتاء از آیت‌الله العظمی منتظری

بسمه تعالی

با سلام خدمت مرجع گرانقدر جناب آقای منتظری

از آن جا که وقایع اخیر منشاء بحث‌های تازه‌ای در مورد مبانی «نظریه‌ی حکومتی اسلام» شده است، و با توجه به این نکته که بحث‌های مطرح شده خواه‌ناخواه واجد مخاطبین پرشماری در میان نسل حاضر و حتی نسل‌های بعدی است، لازم به نظر می‌رسد تا با بیان هر چه بی‌ابهام‌تر و بی‌واسطه‌تر نظرات مراجع بزرگ‌وار، اولا بستر مناسب برای ابلاغ احکام واقعی اسلام در این موضوع فراهم شود، ثانیا زمینه‌ی بهره‌برداری‌های مغرضانه را، که متاسفانه اغلب با خلط مباحث و استفاده از اصطلاحات فنی دور از دسترس عامه انجام می‌شود، به حداقل رساند.

مورد سوال در موضوع «میزان نقش رضایت اکثریت در جواز برای تصرف در حکومت» از منظر احکام اسلام است. به طور مشخص، اگردر زمان یکی از امامان معصوم گذشته، که بدون شک از جانب خدا واجد ولایت بر روی زمین بوده‌اند، شرایطی پیش می‌آمد که معصوم (ع) به لحاظ قوای قهریه و نظامی امکان تصرف در حکومت را به رغم رضایت اکثریت داشت، بر اساس شناخت ما از سیره و روش آن بزرگواران، آیا ایشان با تکیه بر قوای ذکرشده خود را مجاز به تصرف معرفی می‌کردند؟

با تشکر و احترام.

تصویر پاسخ آیت‌الله العظمی منتظری

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 2:39  توسط آشناي ديرينه  | 

از دست اين جواني که ديروز در رديف دوم متهمان دادگاه در منتهااليه سمت چپ با سر و رويي تکيده و نگاهي سرگردان نشسته بود- از هر طيف و طايفه يي- اصلاً کسي بود که دلخور نباشد؟ محمد قوچاني در مقام سردبيري اين يا آن روزنامه، اصلاً مثل اين بود که کاسبي ديگري به جز دلخور کردن بزرگ ترها نداشت. داشت؟ از همين من نوعي بگيريد تا همه ديگراني که امروز به جرمي مشترک کنارشان نشسته بود.
اولين بار، شايد بيشتر از 10 سال پيش - در آن سال هاي غربت- وقتي يادداشتي از او خواندم درباره شريعتي که پس از ذکر ستايش هايي، مي نوشت که زمانه شريعتي ديگر سپري شده است بزرگوارانه قبل از هر چيز از شجاعت صميمي نويسندگي اش لذت بردم حتي اگر از حکمي که صادر مي کرد خوشم نيامده بود. نثري تند، نثري تيز و البته دوپهلو. مي نشست بر دل چه به قصد رنجاندن، چه با نيت نواختن. دقيقاً معلوم نبود دارد مي تازد يا امتيازي در کار است. از آن دست نثرهايي که اگر هوشياري ات را کنار بگذاري، مي تواند سرت را کلاه بگذارد. حيف، بايد اديب مي شد.
بعدها نيز ماجرا به همين منوال بود. از شجاعت صميمي ًنويسندگي اش لذت مي بردم و البته مي شد که از صدور احکامش گهگاه حرص هم بخورم. در مقام سردبيري اين يا آن روزنامه هر وقت يادداشتي از من و امثال من چاپ مي کرد، بر بي طرفي حرفه يي اش درود مي فرستادم و هر وقت تريبون را مي داد به دست ديگري - آن ديگري که من نبود لائيک، راست ليبرال، سنت گراي ضدايدئولوژيک، بنيادگرا - متهم اش مي کردم به جانبداري. با اين وجود وقتي ديدم يکي دو تا نيستند تعداد کساني که اگرچه از دست سردبيري او دلخورند در عين حال امکاني براي در ميان گذاشتن خود پيدا مي کنند، قانع شدم که اين جواني که ديروز در رديف دوم متهمان دادگاه نشسته بود همه را سر کار گذاشته است، همه را به جان هم مي اندازد تا از ميانه اين کارزار، امکانات جديدي در همين جا و هم اکنون، براي ديدن يا شنيدن فراهم شود. مگر نه اينکه فراهم کردن چنين امکاني وظيفه اصلي ژورناليسم است؟
و حالا از ديروز که سيمايش را با آن نگاه سرگردان در منتهااليه سمت چپ صفحه سيما ديدم، دارم از خود مي پرسم اتهامش چيست؟ ژورناليسم؟ همان فراهم آوردن امکان شنيدن يا ديدن؟ همان کاري که رسانه ملي از آن عاجز است. در اينکه مسوولان هم مثل خيلي از کساني که در کنارش نشسته بودند، اصلاً مثل خيلي از ماها از دست او دلخورند که شکي نيست. اما اي کاش آنها - مسوولان - مثل همين من نوعي قانع مي شدند که او تا به حال وظيفه اش را انجام مي داده است؛ سر کار گذاشتن «من»، سر کار گذاشتن «شما»، سر کارگذاشتن «آنها» تا شايد در توالي اين ضماير متکثر يک «ما»ي جديد سر زند. هر جامعه يي به اين جور جوانان سر کارگذار نيازمند است. راستي قوچاني عزيز، با اين وجود بي خود مي گفتي که زمانه شريعتي به پايان رسيده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 2:34  توسط آشناي ديرينه  | 

دبیرکل حزب اعتمادملی گفت : توقیف روزنامه و فیلتر کردن سایت اعتمادملی خدشه ای در اراده ما برای مسیری که می پیماییم ایجاد نمی کند و حرکت ما متوقف نمی شود ، شما باید با اراده و جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود ادامه دهید .
کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه می دهیم


مهدی کروبی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت : " اکنون در شرایط خاصی قرار داریم ولی باید در این شرایط نیز کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه دهیم و در این راستا باید به برنامه ریزی بپردازیم ."
باید نشان دهیم که مصصم هستیم و از میدان بیرون نمی رویم
وی با تاکید بر اینکه حوادثی که روی داده نباید منجر به سرخوردگی و انفعال شود گفت : " نباید حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه باید نشان دهید که مصمم هستید و از میدان بیرون نمی رویم . بنابراین غم توقیف روزنامه و سایت را نخورید بلکه نشان دهید که با اراده به راه خود ادامه می دهید ."
کروبی خاطرنشان ساخت : " در این انتخابات یک سهیمه بندی صورت گرفت و به هر یک از کاندیداها یک میزان رای اختصاص یافت برای احمدی نژاد حدود 25میلیون ، موسوی 13 میلیون و برای بنده 300 هزار رای و برای محسن رضایی نیز میزان رای اختصاص یافت که این سهیمه بندی پیامی داشت ، هرچند مسئولانی که چنین برنامه ای را تنظیم کرده بودند به هیچ یک از نتایجی که از ان تقسیم رای مدنظر داشتند نرسیدند و حتی نتیجه ای عکس گرفته شد که بنده در آینده در این باره صحبت خواهم کرد . ولی بنده بدون توجه به این مسائل با قاطعیت به راه خودم ادامه دادم و ما باید در میدان حضور داشته باشیم و نشان دهیم که زنده هستیم . "
دبیرکل حزب اعتمادملی تصریح کرد : " باید در این دوران سخت پایمردی و ایستادگی کنیم این روزهای سخت هم به زودی می گذرد ."
وی افزود : " اصلا نباید بگوییم که در انتخابات تقلبی صورت گرفته است بلکه باید بگوییم که سهیه بندی شده و بنابر این انتخابات سالم نبوده است . "
هرگاه حرفی زده ام تا آخر پای آن ایستاده ام
مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به برخوردهایی که صورت گرفت افزود : " متاسفانه با این شیوه برخوردی که در پیش گرفته شده است به سمت یک چاه ویل حرکت می کنند و هیچ کس نمی داند که سرانجام به کجا خواهیم رسید . هرچه فکر می کنیم نمی توانیم به تحلیل درستی از اتفاقی که افتاده است برسیم و سرنوشت مشخص نیست ولی من امیدوارم که هر چه است به منافع ملی کشور ضربه ای وارد نشود . "
وی با اشاره به شرایطی که اصلاح طلبان در آن قرار گرفته اند گفت : " اکنون امکاناتمان بسیار محدود است و بسیار تحت فشار هستیم بسیاری از کسانی که دانشگاهی بودند و یا فعالان سیاسی که از ما حمایت کردند اکنون تحت فشار قرار دارند و در شرایط سختی قرار داریم ولی باید ایستادگی کنیم و تا از آن عبور کنیم . "
کروبی با اشاره به هجمه ای که به وی به علت نگارش نامه ای به هاشمی رفسنجانی شد گفت : " من هیچ گاه بدون سند حرف نمی زنم و هرگاه حرفی زده ام تا آخر پای آن ایستاده ام و تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می کنم ."
وی با اشاره به دادگاههایی که برای فعالان سیاسی برگزار شد گفت : " در دادگاههای که برگزار شد همه این چهره های سیاسی می گویند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و خارجی ها در حوادث پس از آن دخالت داشتند من نمی دانم که این حرف ها در چه شرایطی مطرح می شود ولی من می خواهم این را بگویم هنگامی که فردی از درون زندان ودر شرایط خاص بگوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد . "
وی خطاب به مسئولان گفت : " شما که مدام می گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می کنند پس دیگر ترس شما از چیست . اگر شما به گفته های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن گاه از طرف ما هم دو نفر می آیند و استدلال های خود را مطرح می کنند و شما که معتقدید مردم خود می فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد . "
وی تاکید کرد : " شما که معتقدید انتخابات سالم برگزار شده و مردم نیز حدود 25 میلیون به یک کاندیدا رای داده اند و مدام این را برای مردم تکرار می کنید پس چرا از چنین اقدامی می ترسید ، به نظر می رسد که شما بهتر می دانید که مردم حرف هایتان را مبنی بر سالم بودن انتخابات قبول ندارند و پیش بینی می کنید که قضاوتشان متفاوت از آنچه است که شما می خواهید. اگرمعتقد هستید که مردم پشتیبان شما هستند پس چرا هر کجا که برنامه ای حتی برای فاتحه ای برگزار می شود مجموعه عظیمی از نیروهای امنیتی و انتظامی سپر به دست در آنجا به حالت آماده باش می ایستند !؟"
فشار بر فعالان سیاسی و دانشگاهی نشانه ضعف جناج رقیب است
وی تاکید کرد : " این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می شود نشان دهنده ضعف جناح رقیب است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می کنیم و مصمم و با اراده به حرکت در مسیر اصلاحات ادامه می دهیم . "
وی خطاب به اعضای شورای مرکزی و تمامی حامیان و هوداران خود گفت : " به مانند همیشه این روزهای سخت نیز می گذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد . بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامه ریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید . "
قوچانی بی دلیل بازداشت شده و باید آزاد شود
کروبی با اشاره به مطالبی که برخی از روزنامه ها درباره اظهارات محمد قوچانی در زندان نوشته اند گفت : " برخی روزنامه ها مطالبی را درباره آقای قوچانی نوشتند که یکی از روزنامه ها نیز با آب و تاب نوشته بود که قوچانی گفته بروید و کروبی را بازداشت کنید من در این باره توضیحاتی دارم . آقای قوچانی سردبیر روزنامه توقیف شده اعتمادملی است و کارمند ، مشاور و همکار من می باشد که به علت نامه ای که من نوشتم او را بی دلیل بازداشت و اکنون نیز بی جهت او را نگه داشته اند . "
وی افزود : " من نامه ای را نوشتم و بنابر اینکه آقای قوچانی مشاور مطبوعاتی بنده و سردبیر روزنامه اعتمادملی است به ایشان دادم تا آن را برای حروف چینی و ویراستاری به روزنامه ببرد و از آنجا که اعتمادملی روزنامه بنده است این امری طبیعی است . همان شب ایشان نامه را قبل از آنکه منتشر شود تلفنی با بنده هماهنگ کرد و به نظر من برای آنکه امضای بنده پای نامه است قوچانی مسئولیتی نسبت به مطالبی که در نامه آمده بود و ایشان تنها آن را ویراستاری کرد ندارد ولیکن همان شب او را به دلیل همین نامه بازداشت کردند . "
وی گفت : " من بارها به مسئولان قضایی گفته ام که بازداشت ایشان بی دلیل بوده و البته مسئولان نیز مدتی است که حکم آزادی ایشان را با قرار وثیقه صادر کرده اند ولی یکی از مسئولان وقت از آزادی ایشان ممانعت کردند و او را بی دلیل نگه داشته اند که امیدوارم با مساعدت مسئولان قضایی وی را هرچه سریعتر آزاد کنند . "
وی گفت : " خود محمد قوچانی نیز در آخرین ملاقاتی که با همسرش داشته اظهار کرده که انتظارش این بود که آزاد شود و افطار را نزد خانواده اش باشد ولیکن یکی از مسئولان قضایی وقت مانع از اجرای حکم صادر شده برای وی شد . "

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 2:23  توسط آشناي ديرينه  | 

 

‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه 293 نفر از روشنفكران و نخبگان

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏‏
(انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب)‏

‏حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم
‏ ‏پس از سلام و تحيت؛ در رابطه با نامه ارسالى مورخ ‏۸۸/۶/۱‏ آن عزيزان،‏ ‏ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت‏ ‏بزرگوار و عزيز ايران، معروض مى‎دارم كه اينجانب بارها تذكرات و‏ ‏پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده‌ام، ولى‏ ‏ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و‏ ‏دل بر حقايق بسته‌اند كه نه مى‎بينند و نه مى‎شنوند، ولى از آنجا كه هنوز‏ ‏مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان‏ ‏سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و...‏ ‏را چشيده‌اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده‏ ‏مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در‏ ‏بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار‏ ‏نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.

‏ ‏دين اسلام، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن‏ ‏و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مى‎فرمايد: (لا‏ ‏اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست؛ و بايد‏ ‏پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول‏ ‏خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و‏ ‏بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و‏ ‏اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با‏ ‏مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است .

‏‏اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته‌اند دست‏ ‏برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران‏ ‏نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به‏ ‏سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء‏ ‏اسلامى را مسخره نكنند؛ و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام‏ ‏كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.

‏ ‏اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها‏ ‏باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

‏۴ شهريور ماه ۱۳۸۸‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 8:7  توسط آشناي ديرينه  | 

رویتان بپوشانید ای دست در کاران نمایشی چنین سیاه.، روی پنهان کنید از اسیران که مبادا فردا روزی در خیابان چشم در چشم شوید و از خود شرمتان آید. دوربین ها را بگردید مبادا تصویرتان را به خانه تان برساند. مبادا  باد  به  دست همسایگان و بستگانتان برساند، یا از وحشت بلرزید  زمانی که فرزندانتان  از مدرسه به خانه آیند و شرم زدگی را در اشک هایشان ببینید.

اما در فراز دارید، سرهایتان را بالا بگیرید ای همه شمایان که شب جامه های لاجوردی به تنتان کرده اند با دم پائی های سفید، هم اکنون هنوز هیچ نشده همه در و همسایه که در جام عدالت نما تماشایتان کردند، خانه تان را در زده اند تا به همسر و بچه هایتان  بگویند به شما افتخار می کنند. بگویند ترا به خدا اگر کاری دارید از ما دریغ نکنید. از شما بپرسند، از آن ها بپرسند آیا هیچ وقت از نزدیک آقای حجاریان را دیده اید.

روزی نه دور و نه دیر، زودتر از آن که به گمان مغروران آید افتخار از آن همه  کسانی خواهد بود که در این روزها در شب جامه  آبی کمرنگ در آن سالن نشستند و تماشاگر، نه بازیگر، نمایشی شدند که هیچ کس را به خنده نینداخت. مگر وقتی کارگردانان نمایش وحشت زده آخرین فرامین را به سربازان بیگناه ابلاغ می کردند و آن ها را می چیدند در بین زندانیان.  چه خوب که شما روی گشوده و چهره نموده بودید. و چه خوب که همه عاملان و آمران این "بازی کثیف" پنهان بودند. ورنه روزی روزگاری به همین زودی نمی شد فوران خشم ها را علیه آن ها مهار کرد. ورنه فرزندانشان شرم داشتند در مدرسه بگویند آن بابامان بود.

روزی نه دور و نه دیر، زودتر از آن که به گمان آید همه رونهان کرده های پشت صحنه، حضور خود را در نمایشی چنین انکار خواهند کرد. همچنان که امروز دادگاه های چند دقیقه ای  اوین دهه شصت هیچ صاحب و بانی و مدعی ندارد. انگار اشباح بوده اند. چنان می نمایند که در همه آن سال ها در اوین تنها یک نفر بوده است، آن هم  اسدالله لاجوردی. نه بازجوئی و نه شکنجه گری، نه آزار دهنده ای و نه تواب سازی. فردا نیز امروزیان اشباح خواهند شد.

بگذار چنین شود. بگذار روی بپوشانند، بگذار نهان بمانند، بگذار بچه های امروز و فردا فراموش کنند اینان را. بگذار کس به آنان خشم نگیرد. سلاح ما در نبرد روبه رو مداراست و لبخند، مهربانی و گذشت، سلاح آنان که کینه و نفرت است، ارزانی خودشان.

فرمان بریدگان راست نمی گویند که اگر به حق و راست بودند، رو پوشیدنشان از چه بود. فرمان بریدگان همچون تمامی دروغگویان، در راندن ماشین دروغ خود ناتوانند، لو می روند. مگر نگفتند مدرک ها یافته اند از دخالت بیگانگان در ناارامی های پایان خرداد، مگر نگفتند می خواهند نشان دهند عاملان انقلاب مخلمی را، پس چرا همه ادعاها بر آب افتاد و حاصل این همه دین فروشی و لطمه به آبروی نظام و خود  این شد که عده ای در لباس زندان بیایند و بگویند انتخابات واقعی بود و این دولت به خدا قانونی است. همان کاری که دادگاه های پائیز 32 تا 34  کرد که از همه زندانیان ورقه گرفت که به "دولت قانونی" ابراز علاقه کنند. در حالی که به قول شاعر تو خود انکار خودی تکیه به محراب مده.

یاد نگرفتند از افغانستان در اشغال با انتخابات چهار روز پیشش، کشوری که بعد از آزاد شدن از گیر طالب ها، همه می گویند باسوادترین، با فرهنگ ترین، متعادل ترینشان همان ها هستند که این سی سال را در ایران گذرانده اند، اینک نگاه کنید با چه ظرافت، در میان مین و بمب، خود را اداره کرد، در مملکت ویران و هر گوشه اش گروهی دست به اسلحه، دانستند چه کنند تا اعتماد مردم از دست نرود. اما در تهران ما همه در کارند که مگر با سروصدا و نمایش دادگاه، با رعب، با تهمت و ترساندن چهار سال مجال بگیرند.

در زمان جنگ جهانی، فیلم و تلویزیون و دی وی دی و ضبط صوت نبود، بنگاه های ارکسترال بودند و معروف ترینشان  مهدی مصری نمایشگر و بازی ساز [به قول امروزی ها استاندآب کمدین] که رقاص و نوازنده و اکروبات کار خود را داشت و می توانست ساعت ها محفلی را گرم نگاه دارد. مهدی که خود سیاهکار برجسته ای بود در خاطراتش می گوید شبی به یک میهمانی فراخوانده شده، و همان زمان که سیم کش ها داشتند سیم میکروفن ها را می کشیدند تخت روی حوض می زدند و صحنه را آماده می کنند او می شنود که داماد در پنجدری دارد افشاگری ها می کند و عروس را ناشزه می خواند و واویلا.

صاحب مجلس سر می رسد و برای پوشاندن آن راز که از پرده داشت بر می افتاد  از مهدی می خواهد که سنگ تمام بگذارد، و هر کار لازم است بکند و در عوض هم دستمزد مناسبی بگیرد. چنین می شود اما هنوز میهمان ها رسیده نرسیده یکی از بچه ها که از پشت بام سیاه بازی را تماشا می کرد [یا دعوت نداشتند یا فقیر بودند و لباس مناسب نداشتند] از همان بالا با مغز افتاد در حیاط. همسایه ها دویدند و بچه را روی دست بردند که به بیمارستان دولتی برسانند، ولی باز به وعده صاحب مجلس، مهدی مصری به صورتخانه دستور داد که هر چه در چنته دارند رو کنند. ویلون زن چنان ارشه می کشید که نزدیک بود خرک از جا در برود، ضرب زن چنان بر دمبک می نواخت که خشگ پوست داشت می درید. با همه این ها انگار در عروسی خاک مرده پاشیده بودند کسی جم نمی خورد. در عروسی شرکت نمی کرد. میوه ها دست نخورده مانده بود، سگرمه ها در هم بود، رقاصه ها هم نتوانستند شوری در جمع اندازند.  دخترک و پسرک ها که حرکات اکروباتیک انجام می دادند چندین و چند پشتک و وارو زدند. اما نشد. از پنجدری صدای داد می آمد و از پشت بام  صدای زاری مادر بچه ای که از پشت بام افتاده بود عروس هم آن قدر که گریه کرده بود ریملش آب شده و راه افتاده بود.

مهدی مصری می گفت فکری به سرم زد و دست داماد را گرفتم و کشیدم  رو حوض و آن جا شروع کردم به رقصاندنش که بلکه این شوری در جمع بیندازد و مصیبت از یادشان ببرد، صدای انکری هم داشت اما یادش دادم دو دانگی بخواند،  اما تو گوئی همه از سنگ و کلوخ بودند. مجلس یخ کرده بود و همه صورتخانه هم که میدان آمدند باز نائی از کس برنیامد. همه مسخرگی های عامل اثر نداشت. هیچ لطیفه ای نمی خنداند، هیچ متلکی لبخند بر لب ها نمی آورد، تازه دم در پاسبان با زور داشت بچه ها را از ورود به مجلس وامی داشت. بچه ها دم گرفته بودند سنگ و کلوخ و تیشه، این عروسی نمیشه. همین جا بود که صدای شیون مادر آن بچه که از بام افتاده بود بلند شد که حزین می خواند:

 

این کاخ که می بینی گاه از تو و گاه از من

جاوید نمی ماند، خواه از تو و خواه از من

کبکی به هزاری گفت پیوسته بهاری نیست

این خنده و افغان چیست، گل از تو گیاه از من

با خویش در افتادیم تا ملک ز کف دادیم

از جنگ کسان شادیم، داد از تو و آه از من

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 16:9  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 20:8  توسط آشناي ديرينه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 14:17  توسط آشناي ديرينه  | 

اگر سکوت کنم خلاف مصلحت است / ما بي قانوني کرديم يا آنها که قانون را در خدمت مقاصد خود ميپندارند

مهدی کروبی با نگارش نامه ای در پاسخ به اظهارات احمد توکلی که وی را از رفتاری که در پیش گرفته است برحذر داشت و مدعی شده بود که کروبی بر خلاف سوابق انقلابی خود به چاه ویل فرو می رود گفت : براستی آقای توکلی آن مصلحتی که بايد همه بخاطر آن و برای پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگی و دنيا و آخرت خود را فدای آن کنيم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح می دانيد من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.



بسم الله الرحمن الرحيم

برادر ارجمند جناب آقاي دکتر احمد توکلي
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان
از سر لطف و محبت اقدام به نوشتن نامه ای بعنوان اينجانب فرموده ايد که آنرا در روزنامه خواندم. در اين مرقومه هم نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و هم نسبت به ارادتمند، اظهار دلسوزی شده که جای تقدير و تشکر است.
بر اساس دلسوزی نامه ای مبنی بر آنکه چنانچه تخلفی از سوی مامورين انجام شده است بررسی و در صورت صحت موضوع با قاطعيت برخورد گردد تا مبادا بار ديگر نظام همچون قضايای تلخ مرحومه زهرا کاظمی و مرحومه زهرا بنی يعقوب هزينه های گزاف پرداخته و آب در آسياب دشمن ريخته شود که متاسفانه اينگونه در حق بنده اجحاف گرديده و اين بلوای بازار مسگری را راه انداخته و به زعم خويش آنرا دفاع از نظام می پندارند که حقير از فهم آن عاجزم.
عليهذا نه بعنوان پاسخگويی و نه از سر گلايه و اعتراض به بعضی داوريها که هم شما و هم جايگاه و هم شرايط شما را درک می کنم و هم اين روزها چنان آماج حملات تند و بی حساب و کتابی هستم که در مواردی سيبل تمرين تيراندازان ناشی و افراد تازه کاری که رزم آزمايشی را تجربه می کنند نيز شده ام و افرادی که شمشير و نيزه ندارند با سنگ و کلوخ در هوس جايزه و پاداش و به نيت رسيدن به کلاهی از اين نمد، از لطف و مرحمت دريغ ندارند که به حمد الهی هيچکدام از اين حرکتها کوچکترين خللی را در عزم قاطع بنده در دفاع و صيانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت، وليکن فرصت را مغتنم دانسته، جهت تنوير ذهن شريف و استحضار ملت قهرمان و شريف ايران نکاتی را يادآور می شوم:

1. اينکه از سر دلسوزی مرا از سقوط در چاه ويل بر حذر داشته ايد، گذشته از اداء تکليفی سياسی و اجتماعی و در فرصتی فراهم شده برای اعلام موضع شفقی در حق يک برادر دينی است اما در کنار ضرورت هر دو هدف ياد شده از امثال بنده و جنابعالی انتظار است در دفاع و دلسوزی از نظام و حقوق مردم که مصالح و منافع آنان مقدم بر حفظ و آسايش و عافيت طلبی افراد است به شفاف سازی و تعريف تمام ابعاد و علل و عواملی که سبب حفر و ايجاد اين چاه ويل شده و راهکارههای عينی و عملی و واقع بينانه ای که بايد به تخريب يا پلمپ اين چاه ويل بکار گرفته شود بپردازيم. لذا بنظر می رسد بايد همه عقلاء و انديشمندان در حل اين بحران يا معضل و يا فتنه بزرگ به گونه ای بگويند و بنويسند و رفتار کنند که قبل از آنکه دير شود، نظام و مردم را از اين چاه ويل نجات دهند.
2. از فردی فاضل مثل جنابعالی خصوصا" در ساحت نماينده مجلس و رئيس مرکز مهم و تاثير گذار پژوهش های مجلس، يک بعدی نگری و يکجانبه داوری نمودن زيبنده نيست نه در بخش عتاب و خطاب به اينجانب و يادآوری نکاتی در خصوص بعضی نوشته و اظهار نظرهايم و غفلت از علل و عوامل اصلی اين فضای ايجاد شده و آتش سنگين توپخانه صدها شخصيت حقيقی و حقوقی و دهها نهاد و تريبون که کشور را به فضای جولان و نمايش قدرت تبديل نموده اند و نه در آن بخش که گفتن و نوشتن را خلاف مصلحت نظام تشخيص داده و به آن بپردازيد ولی خطر سکوت و عافيت طلبی و در مواردی به زعم خويش مصلحت انديشی يا به عبارتی دست بر کلاه خويش نهادن برای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 23:42  توسط آشناي ديرينه  | 

در برابر کودتا دست به اقدامی عملی و متحد بزنید؛ یا امروز یا هیچ وقت


إنا لله وإنا إلیه راجعون

خدمت مراجع عظام تقلید در قم
آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی

در روزهایی که مردم شریف و دلیر ایران برای اعاده‌ی حقوق حقه‌ی خویش با رساترین نداها و نجیبانه‌ترین رفتارها به خیزش برخاسته‌اند، در کمال تاسف و شرم‌ساری شاهد آن هستیم که برخی نشستگان بر مسند قدرت نظام برآمده از انقلاب آزادی‌خواهانه‌ی همین مردم در سال ۱۳۵۷، با تمام قوا و توان به مقابله با ملت شهیدپرور ایران برخاسته‌اند.

آن‌چه در ۶۰ روز گذشته بر سر این ملت رفته، یورش به خوابگاه‌های دانشجویی و خانه‌های مردم، خون‌های پاک ریخته شده در خیابان‌ها، جنایت‌های رخ‌داده در بازداشت‌گاه‌هایی چون کهریزک و بازداشت گسترده‌ی فعالان خوش‌نام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و جمع کثیری از شهروندان ایران زمین بی‌تردید بخشی از سیاه‌ترین برگ‌های تاریخ کشور ماست و به همین سبب مردم ایران از مراجع دینی و نخبگان سیاسی خود به حق انتظار دارند تا «تمام توان» خود را برای خدمتی تاریخی به کشور به کار ببندند و هم‌چنان که در طول تاریخ پشتیبان ملت بوده‌اند، این بار نیز «رسالت» خویش را به انجام رسانند.

خوش‌بختیم که این انتظار بی‌مناسبت نبوده و در این هفته‌ها مراجع عظام تقلید و شخصیت‌های سیاسی تاثیرگذار کشور، با سخنان و بیانیه‌هایی درخور توجه نشان داده‌اند که هم‌راه و هم‌گام با مردم شریف خود هستند و تن به خواسته‌های نامشروع بخش تمامیت‌خواه حاکمیت نمی‌دهند.

آقایان؛

اما این کافی نیست! آن‌چنان که شاهد هستید، کودتاگران علیه جمهوریت نظام نه‌تنها با وجود مقاومت تحسین‌آمیز ملت ایران از ادامه‌ی این مسیر ویران‌گر دست نکشیده‌اند که هر روز بیش از گذشته خط و نشان می‌کشند و بازی‌ها و نمایش‌های تازه‌ای را برای مایوس ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 22:36  توسط آشناي ديرينه  |