|
در تفکر شريعتي تضاد بين دين و دموکراسي حل شده است.حاکميت دين حقيقي در نظر او تنها در حکومت مردم ( مردم سالاري،جمهوريت)مي تواند تحقق پذيرد تنها مردم اند که نمايندگان خدا هستند -پس براي مبتلا نشدن به اين ويژگي اين بحث را مطرح مي کنم که شريعتي با يک ديکتاتوري عريان مواجه بود. زبان و ادبيات و اهرم اعتراض شريعتي در اين دوره چقدر کاربرد دارد؟ برگرفته از روزنامه اعتماد توسط اثمينا رستگاري؛ | |